کد خبر ۴۴۳۲۸۸
در خیابانی شلوغ پیدات کردم

مثل سکه ای میان جووی.

گاهی عشق،

به همین ساده گی اتفاق می افتد!





****************



این بار هم دیر رسیدی.

ببین!

دراز کشیده ام میان تابوت

و لب خندِ انتظار

ماسیده است رووی لب هام.

تو، همیشه دیر می رسی!





****************



عاشق شو

و شعرهای ناتمامِ مرا

تمام کن!





****************



پرنده ای میان چشم هات بود؛

حالا نیست.

دیگر چه گونه بنویسمت؟!





****************



هرجا برسم

روی زمین می خوابم،

کولی وار.

شاید از آن جا گذشته باشی!





****************



تو را در آغوش می گیرم،

آفتاب

می میرد از حسرت.





****************



ریگی اگر به کفشَ ت نبود

این همه شن زار

پیش پایم چه می کند؟!

این بار اگر آمدی

کفش هایت را بتکان!





****************



همیشه سیاه پوشیده ام.

عشق؛

مُصیبت سنگینی ست!





****************



خودت را پهن کن روی بند رخت؛

آفتابت می شوم.





****************



این جا همیشه آسمان گرگ و میش است.

زیاد دور نشو،

گُمَت می کنم.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری