کد خبر ۴۴۵۴۰
تاریخ انتشار: ۱۸:۱۹ - ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ - 12 June 2008
فرهاد باغشمال
با سلام خدمت معلم گرامي که در راه سعادت ما تلاش و کوشش مي کند انشايم را آغاز مي کنم .

  البته واضح و مبرهن است که خيلي از موجودات و مخصوصا حيوانات تفاوت هاي زيادي باهم دارند اما من خيلي گشتم تا فرق الاغ و گاو را بفهمم و زياد هم موفق نشدم چون که مثلا الاغ حيوان سر به زيري بوده و در سر چهارراه ها چشمش پي ناموس مردم نيست هر چند که مردم بي انصاف هر طور که عشق شان بکشد از او سواري مي گيرند و بارهاي سنگين جابجا مي کنند و بيشتر در کوهها و دره ها به اين حيوان زبان بسته مرارتها وارد مي کنند و چندر غاز يونجه در آخورش مي ريزند و کاري به احساسات او ندارند که اين الاغ ها هم براي خود دل دارند و عاشق مي شوند ، عاشق عرعر هاي زيباي جفتشان و اين که آرزو دارند در مرتعي بزرگ همديگر را ديده و مثل فيلمهاي هندي براي هم دم تکان داده و از سر و کول هم بالا بروند.
 
آرزو دارند زمان پيري سه چهار تا الاغک ريز و درشت دورشان باشد و روزگار پيري را در کنار فرزندان با آرامش بگذرانند و نه اينکه تازه بعد از عمري کار کردن و زمان بازنشستگي تازه نصف روز هم بروند باربري براي کمک به الاغ همسايه ... و نه اينکه  در زمان پيري به درشکه بسته شده و در کوچه و خيابان نمک و سبزي بفروشند و بچه هاي شهري با تيرکمان به ران مبارک و جاي ديگرش بزنند و در زمان مردن هم لاشه اش را جلو حيوانات باغ وحش بريزند .
 
 خلاصه اينکه الاغ حيوان نگون بختي است که ستمهاي زيادي را تحمل مي کند و  هر بلاي به سرش مي آورند و موقع دعوا آدمها بهم مي گويند يارو عين الاغ هيچ چيزي نمي فهمد که اين بزرگترين افترا و توهيني است که به او مي بندند ... نه خير الاغ مي فهمد، اما از نجابت و خجالتي بودن است که حرفي نمي زند والا اگر آن روي سگش بالا بيايد چنان جفتکي نثار مي کند که به قمر خانم بگويي تاج الملوک ! خلاصه که آخر و عاقبت خوشي براي الاغ متصور نيست .

اما گاو حيوان خوش شانسي است و براي خودش سروري مي کند با آن چشمان مشکي و گاهي عسلي مدام کرشمه مي آيد و جلو جفتش خرامان خرامان راه مي رود که انگار از اين مانکن هاي لباس است . گاو حيوان قانعي است چون هر چيزي جلويش بريزي مي خورد از يونجه و علوفه گرفته تا نان خشک و پوست خربزه و حتي نايلون پفک و کاغذ .

 اعتراض هم ندارد و تازه در عوض و براي تشکر از اين نعمات شير تازه مي دهد که سرشار از ويتامين هاست و از گوشت ، پوست ، فضولات ( پهن ) و حتي استخوانهايش استفاده مي کنيم . اصلا ما آدمها هم بايد از اين گاو ، آدم بودن را ياد بگيريم و زياد به همه چيز گير ندهيم و به لقمه ناني قانع بوده و بيشتر به فکر توليد باشيم تا به جامعه خود خدمت کنيم .
 

البته گاو مثل ما انسانها نيست که کلاس بگذارد و بگويد دو تا بچه کافيست چون هر چقدر گوساله بيشتري بزايد پيش صاحبش عزيز تر است و يا مثلا مصرف سالانه لوازم آرايش گاوها از مصرف غذايشان بيشتر نيست چون آنها نيازي به سرمه کشي ، مش ، کوپ ، ريمل و تاتو ندارند و خدادادي براي جفتشان زيبا و دلربا بوده و نيازي به رنگرزي و صافکاري براي به دام انداختن پسر مردم ندارند . آنها در جامعه شان لخت و عور هم راه مي روند ولي ظرفيتشان بالاست تا کار به جاهاي باريک و گاهي تاريک نکشد . 

بنابراين و خلاصه اين که الاغ و گاو تفاوت زيادي باهم دارند چرا که اگر به الاغ غذا مي دهند براي اين است که از او سواري بگيرند اما گاو اينگونه نيست و زير بار منت نمي رود و در عوض غذا ، خواص زيادي به همراه دارد . پس ما نتيجه مي گيريم که گاو بودن فوايد بسياري دارد . اين بود انشاي من .      

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری