کد خبر ۴۵۱۸۱۲
این روزها جور زمستان را من می کشم

نمی بارد

می بارم …





**************************



از تو

در دلم بهارها مانده است و

بر سرم زمستان ها!





**************************



به دیدن‌اَم بیا

شاید در زمستانِ چشم‌هایت

– به امیدِ آخرین کبریت –

زنده باشد هنوز،

دخترکِ کبریت‌فروش!





**************************



مثلــ

برفــ های سفید گوی شیشــه ای

عجیبــ بر دل می نشینی..





**************************



هنوز بعد از ظهر زمستان است

هنوز برف می بارد

و تو هنوز از عطر ملایم

گل های نرگس می گویی

از آیینه هایی که از پیر شدن ما می گویند

و از بهاری که

رنگ به چهره ندارد.





**************************



مرد اگر بودم

نبودنت را غروب های زمستان

در قهوه خانه ی دوری

سیگار می کشیدم .





**************************



ما با هم ریزش برگ‌های زرد را تماشا می‌کنیم

صدای خش خش برگ‌ها را می‌شنویم

ما با هم زمستان را تجربه می‌کنیم

تا با هم به بهار برسیم

باران، چترمان باز است… ببار





**************************



تن تو

چون یک فنجان شیر قهوه است

خوش رنگ و خوش عطر

و در آغوش گرفتن تو مطبوع است

چون نوشیدن شیر قهوه

در ساعت پنج عصر یک روز سرد زمستان





**************************



و این آدم برفیِ درون

که هی اسکلت صدایش می کنند

عمق زمستان است در من.





**************************



نگاه کن، پرندگان زمستانی، چگونه در دل من خود را گرم می کنند

و ماه نیمه، در طراوت روحم، نیم دیگر خود را می جوید

ببین چگونه تو را دوست دارم

که آفتاب یخ زده در رگ هایم می خزد

و در حرارت خونم پناهی می جوید
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری