کد خبر ۴۵۸۹۲۶
تاریخ انتشار: ۰۱:۰۴ - ۰۸ فروردين ۱۳۹۵ - 27 March 2016
مرور سال کهنه؛ 12 ماه- 12 روز- قسمت هفتم
اگر در آغاز نیمه اول سال اصطلاح «برجام» وارد ادبیات سیاسی شد در شروع نیمه دوم سال تهدید به سیمان ریزی بر روی مذاکره کنندگان نماد تازه ای از انعطاف ناپذیری را نشان داد...

عصر ایران- یکشنبه 19 و سه شنبه 21 مهرماه 1394 را می توان روزهایی به یاد ماندنی در دوره نهم مجلس شورای اسلامی دانست.

روز اول به خاطر رأی به کلیات طرح « اقدامات متقابل و متناسب دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» و روز دوم هم به سبب رأی به جزئیات آن.

نکته جالب توجه این بود که کمیسیون بررسی ویژه برجام در پایان کار خود بیانیه ای را منتشر کرد اما 5 عضو همین کمیسیون که بر خلاف رییس و اکثریت آن از نزدیکان علی لاریجانی بودند در بیانیه دیگری این متن را گزارشی دانستند که در بیرون مجلس تهیه شده و در کمیسیون درباره آن بحثی در نگرفته و اعتبار آن را عملا زیر سؤال بردند.

اینجا بود که علاءالدین بروجردی نماینده شاخص طیف علی لاریجانی نقش تاریخی خود را ایفا کرد.

چرا که با بیانیه 5 امضایی هر چه مخالفان برجام طی 40 روز با پوشش خبری گسترده کیهان و صدا و سیما رشته بودند پنبه شد و انگار نه انگار کمیسیون ویژه بررسی برجام در این مدت در کار بوده است. کمیسیون امنیت ملی مجلس با محوریت بروجردی و حمایت لاریجانی خود دست به کار شد و طرحی را با عنوان « اقدامات متقابل و متناسب دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» تهیه و تصویب کرد و با قید دو فوریت به صحن برد.

در نام آن با زیرکی اصل قبول برجام پذیرفته شده و تنها بر اقدامات متناسب یا متناظر تاکید شده بود. امری که با مخالفت های قبلی فرسنگ ها فاصله داشت. دلواپسان مجلس تنها توانستند با قید دوفوریت مخالفت کنند اما یک فوریت آن به تصویب رسید و روز یکشنبه 19 مهر موعد آن بود که کلیات به رای گذاشته شود.

دلواپسان خود را آماده کرده بودند که دست به عملیات انتحاری بزنند و آبستراکسیون کنند ( در جلسه حاضر نشوند تا از رسمیت بیفتد) و در انتظار جواد ظریف بودند اما علی اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی پشت تریبون رفت و گفت « یکی از نمایندگان مرا تهدید به مرگ کرده و گفته اگر بخواهید در قلب رآکتور اراک سیمان بریزید ماروی خودت سیمان می ریزیم!»

او با لحنی که مدام ملتهبانه تر می شد ادامه داد: « من تا امروز سکوت کرده بودم اما چند روز پیش دیدم در تلویزیون دارند درباره مرگ من صحبت می کنند و یک آقایی در تلویزیون می گوید عمر توافق نامه 10 سال است و سن این آقا – یعنی بنده- 66 سال است و با احتساب عمر ایرانیان که 72 سال است این آقا تا آن زمان مرده است! آیا این طرز صحبت درست است؟ آیا شما جای خدا نشسته اید؟»

اشاره صالحی به برنامه « تا ثریا» بود که عملا  مناظره ای شد میان سیروس ناصری عضو تیم مذاکره کننده در دولت اصلاحات و با مسؤولیت حسن روحانی از یک طرف و بیژن فیروزی که به عنوان مدرس دانشگاه معرفی شد.
 
پس از آن بود که صالحی گفت: « امروز هم یکی از دوستان با قسم جلاله به من می گوید روی تو سیمان می ریزیم و در قلب رآکتور اراک دفنت می کنیم! عنایت کنید که چگونه از عدم تخصص مردم سوء استفاده می کنند. نه می دانند پلوتونیوم چیست و نه آب سنگین و تنها مدام اطلاعات غلط می دهند.»

شنوندگان گمان بردند تهدید کننده یا حمید رسایی است یا مهدی کوچک زاده اما کمال الدین پیر مؤذن نماینده اردبیل فاش کرد نماینده مورد اشاره صالحی هیچ یک از این دو نبوده بلکه روح الله حسینیان بوده است.

ایرج ندیمی که چندی است نام کوچک خود را به «ابوذر» تغییر داده سعی کرد فضا را آرام کند و مدعی شد قضیه جدی نبوده و حسینیان تنها شوخی کرده است. خود حسینیان اما گفت که جدی بوده است: 

«من گفتم: آقای ظریف، آقای صالحی! اگر به خاطر برجام اسراییل ایران را تهدید به بمب اتم کند یا آمریکا به ایران موشک بزند مردم شما را محاکمه خواهند کرد و من اگر کاره ای بودم آقای صالحی را محکوم می کنم که سیمان هایی را که در قلب رآکتور ریخته بیرون بیاورد و خودش داخل رآکتور برود و سیمان به اطرافش تزریق کنند و چون امت متدین برای ساختن این رآکتور زحمت کشیده اند و با تسامح و تساهل آقایان این قلب تپنده محکوم به پر شدن با بتون شده این مجازات را با جرم متناسب می دانند.»

با این حال کلیات رأی آورد و دو روز بعد نوبت به جزئیات که رسید مهدی کوچک  زاده و حمید رسایی مدعی توافق علی لاریجانی، علی شمخانی و حجت الاسلام علی اصغر حجازی از دفتر مقام معظم رهبری شدند و گفتند :« نمایندگان گمان کرده اند آقای حجازی نظر رهبری را منتقل می کنند.» منظور او این بود که نظرات آقای حجازی دیدگاه های شخصی اوست. کاظم جلالی که عملا نقش سخنگوی مجلس را ایفا می کرد اما در واکنش گفت: « آیا آقای لاریجانی که رابطه مستقیم با آقا دارد نمی فهمد اما آقای زاکانی می فهمد؟»

نکته جالب این بود که به کلیات طرح 139 نماینده رأی دادند اما به جزئیات 161 رأی. به عبارت دیگر 22 نماینده روز یکشنبه به کلیات رأی ندادند اما روز سه شنبه به جزئیات رأی دادند. این اتفاقات نشان داد که اراده غالب بر این تعلق گرفته بود که برجام از مُهر تأیید مجلس هم برخوردار شود.

به این ترتیب دلواپسانی که قصد داشتند با کمیسیون ویژه بررسی برجام را با مانع حقوقی رو به رو کنند در عمل « هم چوب را خوردند هم پیاز را». به این معنی که هم در افکار عمومی متهم شدند چوب لای چرخ برجام گذاشته اند و هم بر ان صحه گذاشتند. این تلقی هم در جامعه درگرفت که این همه شتاب به خاطر آن بود که فرصت 90 روزه رو به اتمام بود و قبل از موضع کنگره آمریکا می خواستند پارلمان در ایران پیش دستی کند.

همان گونه که در آغاز نیمه اول سال 94 اصطلاح « برجام» وارد ادبیات سیاسی شد درآغاز نیمه دوم سال هم واژه «سیمانیزاسون» به متون جدی و طنز سیاسی راه یافت.

در هنگامه انتقادها و طعنه زدن ها اما روزنامه نگاری موضع متفاوتی گرفت و نوشت:

« اتفاقا سیمانیزاسیون تعبیر گویایی است چون ویژگی مهم سیمان و بتون، تصلب و سختی آن است و هر قدر یک طرف ژله ای و ژلاتینی و منعطف است سمت دیگر متصلب است و سیمانی.»

بر این پایه می توان گفت اگر تنها کمتر از 5 ماه بعد هیچ یک از این نمایندگان تهدید کننده به سیمان ریزی در فهرست 30 منتخب مردم تهران جای نگرفتند، می تواند به خاطر همین تصویر سیمانی هم باشد. سیاست، فن ممکنات است و از سیاست مدار انتظار می رود بیشتر ژله ای باشد تا سیمانی.

از اتفاقات مهم دیگر در هفتمین ماه سال می توان به زیر دست و پا ماندن و قربانی شدن صدها زایر در مراسم حج - منا- اشاره کرد. واقعه ای تلخ که تا سال ها از خاطر مردم نخواهد رفت و از یاد خانواده هاشان هرگز.

در همین مهرماه بود که اولین جلسه محاکمه بابک زنجانی شروع شد. تلویزیون چنان از او به عنوان « بدهکار نفتی» یاد می کرد که انگار «خودورفسکی» روسیه است. حال آن که به بهانه دور زدن تحریم ها پول نفت را به او سپردند تا از طریق بانک ادعایی در مالزی دو میلیارد و 700 میلیون یورو را به حساب شرکت ملی نفت ایران و خزانه بریزد اما نریخت و با محاکمه ها هم معلوم نشد پول ها کجا رفته است.

در آغاز نیمه دوم سال دادگاه های بابک زنجانی شروع شد و چون تا پایان سال به تکرار ادعاهای قبلی ادامه داد و پولی را برنگرداند به عنوان مفسد فی الارض به اعدام محکوم شد.

دست دادن اتفاقی وزیر خارجه ایران با رییس جمهوری آمریکا در یکی از کرویدورهای سازمان ملل نیز از اخبار مهم مهرماه 94 بود.

مهر ماه هم به پایان رسید در حالی که روابط ایران و عربستان هر روز تیره تر می شد. حمله به یمن، سقوط جر اثقال و بی عملی در قبال فاجعه منا و جنگ لفظی تهران و ریاض از وخامت اوضاع خبر می داد و البته کمتر کسی پیش بینی می کرد تنها سه ماه بعد و در دی ماه اعدام شیخ نمر باقر نمر و در پی آن حمله به سفارت عربستان در تهران روابط را به قطع کامل بکشاند.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری