کد خبر ۵۳۸۸۵۲
تاریخ انتشار: ۱۴:۵۸ - ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 14 May 2017
احمد حبیب زاده - بخش های نژادی / زبانی در جامعه ایران که اقوام توصیف می شوند مطالباتی را از رئیس جمهوری دارند که می توان به مهمترین آنها اشاره کرد:

1- آموزش به زبان مادری 

آموزش به زبان مادری یک حق است که در قوانین و اسناد بین المللی بر اجرای آن تاکید شده است. آموزش به زبان مادری یا آموزش زبان مادری یک حق است که هیچ کسی را نمی تواند از آن منع کرد. 

اقوام از رئیس جمهوری ایران می خواهند آموزش به زبان مادری در مدارس ایران به ویژه از کلاس اول ابتدایی آغاز شود. 
آموزش زبان های غیرفارسی در دانشگاه ها اقدام خوب است اما جایگزین آموزش به زبان مادری یا آموزش زبان مادری در مدارس نمی شود.

دانش آموزانی که زبان مادری شان غیرفارسی است می توانند از آغاز مدرسه ابتدایی در کنار زبان فارسی (به عنوان زبان رسمی) زبان مادری شان را نیز بیاموزند و دو زبان را به صورت همزمان آموزش ببینند.

محروم کردن دانش آموزان غیرفارسی زبان از حق آموزش به زبان مادری یا آموزش آن نادرست و ضررده است. به ویژه که اصل 15 قانون اساسی نیز بر این موضوع تاکید کرده است. رئیس جمهور روحانی نیز در تبلیغات انتخاباتی سال 1392 این موضوع را وعده داده بود.

در نتیجه نبود آموزش به زبان مادری برای دانش آموزان غیرفارسی زبان، در حال حاضر اکثر این دانش آموزان، نه زبان فارسی را به خوبی آموزش می بینند و نه به زبان مادری شان خواندن و نوشتن می آموزند.

هم اکنون در دبستان، دانش آموزان غیرفارسی زبان، باید هم زبان فارسی و هم نوشتن آن را بیاموزند در حالی که دانش آموزان فارسی زبان خود "زبان" را می دانند و تنها نوشتن آن را یاد می گیرند. به همین دلیل در کلاس اول ابتدایی، به صورت خودکار، دانش آموزان فارسی زبان از دانش آموزان غیرفارسی زبان، چند گام جلوتر هستند. 
متاسفانه از زمان پهلوی اول اقداماتی مانند تغییر نام های شهرها، روستاها، خیابان ها  و حتی افراد در مناطق مختلف ایران با هدف حل کردن فرهنگ های محلی اقوام در فرهنگ غالب آغاز شد.

2- پذیرش موجودیت / عدم اقدام برای حذف

متاسفانه به رغم تاکیدات مقام معظم رهبری و مقامات ارشد جمهوری اسلامی، باز هم بخش هایی از مدیران و مدیریت ها میانی و پایین دست، موجودیت اقوام و بخش های نژادی و زبانی تشکیل دهنده ایران را به رسمیت نمی شناسند و نمی پذیرند و سعی در نابودی نمادها و نمایه های فرهنگی - اجتماعی و تاریخی آنها دارند.

قطعا مقامات ارشد نظام باید جلوی این تفکر و اقدامات و رفتارهای آنها را بگیرند زیرا این اقدامات و رفتارهای آگاهانه و ناآگاهانه، مستقیم و غیرمستقیم باعث سوء تفاهم و زمینه سازی بروز تنش و بی اعتمادی میان مردم و حاکمیت می شوند.

این بخش از مدیران میانی و پایین دست، به انحای مختلف و با شیوه های گوناگون در حوزه های مختلف اقتصادی اجتماعی و فرهنگی تلاش می کنند  ضمن عدم پذیرش موجودیت اقلیت های نژادی / زبانی، آنها را نادیده بگیرند و برای حل کردن آنها در فرهنگ غالب به انواع روش ها دست می زنند که با مقاومت و نارضایتی جوامع بومی و محلی روبه رو می شود.
آنها دانسته یا نادانسته تلاش می کنند عناصر هویتی بخش های نژادی / زبانی تشکیل دهنده جامعه ایران را نادیده بگیرند یا از طریق حل کردن در فرهنگ غالب، حذف کنند.

تشکیل فرهنگستان هایی برای زبان های ایرانی غیرفارسی مانند کردی، عربی، آذری، بلوچی، ترکمنی و ... می تواند در راستای حفظ و تقویت زبان ها و فرهنگ های مختلف در ایران باشد.

یکی از مشکلات جدی ایران این است که بخش عمده مردم و نخبگان و مسوولان از وجود تنوع و گوناگونی فرهنگی و زبانی در ایران بزرگ و پهناور و دوست داشتنی آگاه نیستند. باید از طریق ابزارهای گوناگون از جمله رسانه ها و کتاب های درسی بخش های مختلف مردم ( به ویژه مناطق مرکزی ایران و پایتخت) را را با این گوناگونی آشنا کرد.

3- مدیران بومی

 از رئیس جمهوری انتظار می رود مسوولیت ها و مدیریت های مختلف در مناطق اقوام به افرادی شایسته بومی واگذار شود چرا که افراد غیربومی هر چند کارآمد باشند به دلیل عدم آشنایی با فرهنگ های بومی، نخواهند توانست ارتباط مناسبی با فرهنگ میزبان برقرار کنند و اداره شرایط برای بهبود وضعیت تقریبا غیرممکن خواهد بود.

مدیران شایسته بومی به دلیل آشنایی با مناطق می توانند ارتباط بهتری با مردم و جوامع بومی برقرار کنند و این موضوع همکاری و همسویی در اداره شرایط و حل مشکلات را آسان می سازد. با این اقدامات، جوامع بومی حس مشارکت، اعتماد به نفس و حضور در اداره کشور خواهند داشت.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری