کد خبر ۵۳۹۵۳۳
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۵ - ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 17 May 2017
بزرگ‌ترین دستاورد ایشان در حوزه سیاست خارجی است، هرچند در حوزه داخلی هم دستاوردهای مهمی داشته است. البته دولت روحانی به علت مشکلات فراوان نتوانسته آن‌طوری که باید به بی‌کاری غلبه کند، ولی هر دولت دیگری هم می‌آمد و در این شرایط قرار می‌گرفت و با یک اقتصاد فروپاشیده مواجه می‌شد، نمی‌توانست بهتر از این عمل کند.
مسعود جعفری‌جوزانی یکی از وطن‌پرست‌ترین روشنفکران و هنرمندان ایرانی است. علاوه بر فیلم‌های فاخر ملی مانند «در مسیر تندباد» و «شیر سنگی» و سریال «در چشم باد»، اخیرا فیلم «ایران‌برگر» را ساخت که به‌نوعی نقد پوپولیسم و وعده‌های توخالی انتخاباتی بود؛ چیزی که این روزها و با وعده‌های سطحی برخی بیشتر به چشم آمد و به این خاطر تکه‌هایی از این فیلم در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌چرخد.

کارگردان مطرح سینما: شرایط حساس است، از خردگرایی «روحانی» حمایت کنیم
در ادامه مشروح گفت و گو با جوزانی را بخوانید:
 
*شما برای حمایت از دکتر روحانی در انتخابات متنی منتشر کردید و نوشتید: «درك شرايط  نا موزون فرهنگى، سياسى، اقتصادى و نظامى جهان امروز ما را بر آن مى دارد كه در دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهورى، به اميد عبور ظريف و هوشمندانه از درياى توفانى و موج هاى متلاطم و شرخيز كه جهان مسلح  به منظور استثمار نوين جهان گرسنه به پا كرده است، از آقاى حسن روحانى حمايت كنيم.» ممکن است در مورد این نکته توضیح بیشری داشته باشید؟


خود نوشته موجز و گویاست. شرایط کنونی دنیا آنقدرها پیچیده و پنهانی نیست که دیده نشود. اتفاقات و اطلاعات تندتر از شتاب ثانیه ها نشر پیدا می کنند. همه چیز، حتی تاریخ گذشته در کنار و جلوی چشم ماست. به وضوح می بینیم که تمایلات نژادپرستانه، اسلام هراسی و، به تبع آن، دیکتاتور پسندی در غرب مانند یک بیماری واگیردار در حال تبدیل شدن به یک اپیدمی است. نظام های ارزشی در حال فروپاشی هستند. اخبار را نگاه کنید پر است از قتل و کشتار و بدبختی.

طبیعی است که چنین شرایطی به دیکتاتورهای خون ریز بال پرواز می دهد. دیکتاتورهایی که قانونشان از لوله اسلحه می گذرد. خوشبختانه در فرانسه ماکرون انتخاب شد و فرانسه نجات پیدا کرد ولی شما نگاه کنید به آمریکا، بریتانیا ، هلند و اصولا همه کشورهای اروپایی که در آنها تمایلات راست گرایانه افراطی گسترش پیدا کرده است.

در همین اطراف ما به داعش و افراطی های ریز و درشت دیگر نگاه کنید که می خواهند سر همه مردم دنیا را ببرند تا فقط کسانی که شبیه خودشان هستند زنده بمانند. در چنین شرایط بحرانی نمی شود از خردگرایی و اعتدال پیشنهادی آقای روحانی حمایت نکرد. ایشان، با یک تیم کارکشته قوی و یک دیپلمات استثنایی «های جین» مثل آقای دکتر ظریف، که به نظرم در هر قرن یکی دو نفر مانند ایشان در یک کشور به وجود می آید، توانسته شش کشور بزرگ جهان را با منطق وادار به امضا قرارداد منصفانه ای کند. طبیعی ست که ممکن نیست همه بندهای یک قرارداد تنها به نفع ما باشد اما اگر به گفته عده ای همه اینها به ضرر ما بود، چگونه هر شش کشور و غول ترین شان معترض ترین است؟ معلوم است که این دیپلمات را که واقعا یک سرمایه ملی ست، باید روی چشم گذاشت. انگلیسی ها هنوز هم اگر بخواهند درباره دیپلماتی حرف بزنند که به او افتخار کنند از چرچیل حرف می زنند و به نظرم چرچیل هم اگر امروز بود نمی توانست مثل آقای ظریف با این پیچیدگی ها کنار بیاید.

*... و ترامپ بگوید این بدترین قراردادی ست که آمریکا بست...

بله. این دستاورد بزرگی ست و به همین دلیل دست زدن به شاکله دولت روحانی در شرایط فعلی به زیان ایران است. البته در این دولت کلیدها و چهره هایی مثل آقای جهانگیری و زنگنه هم هستند. ما به عنوان یک شهروند وظیفه داریم وقتی کشور را در خطر می بینیم از همه توانمان برای کمک به این شرایط و برون رفت از خطر استفاده کنیم.

*پس عمده ترین دلیل شما برای موفق بودن آقای روحانی دستاورد ایشان در حوزه خارجی بود؟

نه، اما بزرگترین دستاورد ایشان در حوزه سیاست خارجی است، هر چند در حوزه داخلی هم دستاوردهای مهمی داشته است. البته دولت روحانی به علت مشکلات فراوان نتوانسته آنطوری که باید به بیکاری غلبه کند ولی هر دولت دیگری هم می آمد و در این شرایط قرار می گرفت و با یک اقتصاد فروپاشیده مواجه می شد نمی توانست بهتر از این عمل کند.

یکی از دستاوردهای مهم این دولت آرامشی بود که به جامعه برگرداند. یعنی دولت روحانی، علاوه بر تنش زدایی خارجی،  از جامعه هم تنش زدایی کرده و در چهار سال گذشته، ملت احساس کردند یک چتر امنیتی روی سرشان سایه انداخته است چرا که دستاورد بزرگ برجام و تنش زدایی با جهان، باعث ایجاد آرامش روانی، امنیت اجتماعی و گسترش روابط با دنیا و افزایش سرمایه گذاری ها شد و این موضوع، تاثیرات مهمی را در سال های آینده خواهد داشت. اولین دستاورد این تنش زدایی، تاثیر در صنعت گردشگری است. وقتی ارتباط ما با دنیا خوب باشد، طبیعتا ورود گردشگر به کشور زیاد می شود و فراموش نکنید که یکی از سرمایه های بالقوه این کشور که هنوز به صورت بالفعل در نیامده همین گردشگری است.

*آیا این حمایت شما از دکتر روحانی به این معنی ست که شما طرفدار یا عضو یکی از جناح ها هستید و انتقادی ندارید؟

اصلا، به هیچ وجه، و نه. دوست دارم هر سه این کلمات را بنویسی. من حتی علاقه ای به اینکه نزدیک سیاست بشوم هم ندارم. من یک فیلمسازم که برای مردم شریف ایران عزیز فیلم می سازم و نظر همه هم برایم محترم است اما ما به عنوان شهروند، هروقت که احساس کنیم نظریه ای می تواند کشور ما را در خطر قرار بدهد طبیعی ست که پا جلو می گذاریم و هرکاری از دستمان بر می آید انجام می دهیم.

*شما در همین اواخر فیلم ایران برگر را ساختید که به نوعی نقد انتخابات و نقد همه جناح ها بود و آنجا هم بحث های زیادی را برانگیخت...

بله، جالب است که این روزها تکه هایی از ایران برگر دارد در فضای مجازی دست به دست می چرخد. ایران برگر نقد درستی از جریان پوپولیستی در دموکراسی و انتخابات بود، مثل وعده هایی که می دهند و نمی توانند انجام بدهند و حرف های سطحی و بی پشتوانه ای که زمان انتخابات زده می شود. ایران برگر درگیر دو جناح نبود، بلکه درگیری شیفتگان قدرت با خردگرایان بود که همیشه بوده و هنوز هم تازه است.

*اتفاقا در مناظره های این انتخابات هم دکتر روحانی و دکتر جهانگیری جلوی وعده های غیرعقلانی و پوپولیستی ایستادند و مثلا گفتند این دویست و پنجا هزارتومان را از کجا می خواهی بیاوری و سعی کردند خودشان هم وعده های نشدنی پوپولیستی ندهند...


شاید یکی از دلایلی که مستقیم پاپیش گذاشتم تا تمام قد از او حمایت کنم همین ویژگی قابل احترام او باشد. البته تردیدی ندارم که بیشتر مردم آگاهند که چاپ پول بیشتر، فقط تورم ایجاد می کند و مقدارثروت یک کشور را تغییر نمی دهد. همانطوری که به مردم نفری چهل و پنج هزار تومان پرداخت شد و حالا آن چهل و پنج هزارتومان کمتر از دوازده هزار تومان ارزش خرید دارد. خوشبختانه در دنیای ورا تکنولوژی امروز، این اطلاعات به شکل وسیع در جامعه پخش شده، به گونه ای که دیگرحتی ساده ترین مردم را با این وعده ها نمی توان گول زد. ما در ایران برگر به نقد انتخابات و چالش های دموکراسی پرداختیم. اگر به خاطر داشته باشید در ایران برگر آقامدیر به روح ملی اشاره می کند ومی گوید مردم ممکن است که قیمه یکی و چلوی دیگری را بخورند اما پای صندوق به کسی رای می دهند که روح ملی شان به آنها دیکته می کند.

*در مورد روح ملی گفتید و این ماجراها و انتخابات هم همزمان شده با کلیدخوردن پروژه کورش. در این مورد هم توضیح می دهید؟

همه جای دنیا را دیده ام از شوروی آن موقع تا چین و آمریکا و اروپا. من و دوستانم  یک زمانی تمام اروپا را سیزده نفری زیرپا گذاشتیم. به امید دریافت ذره ای حقیقت. اما شخصا فقط به یک نکته مهم پی بردم. و آن ارزش های فرهنگ و روح ایرانی بود. ایرانی خانواده دوست و صلح طلب است. یک ایرانی علی رغم همه مشکلاتی که دارد عاشق خانواده اش است و برای بچه هایش همه کاری می کند. من در هیچ جای دنیا ندیدم که یک سرهنگ بازنشسته تا دوی صبح مسافرکشی کند تا دو تا بچه اش را بفرستد دانشگاه.

چنین رخدادی فقط در ایران روی می دهد. دلیل اینکه من رفتم سراغ کورش بزرگ هم این است که اولا راه کورش یک راه و  حرف قرن بیست و یکمی ست. باور نکردنی است که  بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، یک «های جین» به نام کورش در همین فرهنگ ایرانی پدید می آید و حکومتی چند ملیتی را با احترام به سنت ها، مذاهب، فرهنگ ها و قومیت های مختلف تشکیل می دهد که کشورهای مختلف زیر پرچمش جمع می شوند. می گویند کورش رفت سراغ بابل و چنین و چنان کرد و جنگید اما ما بعد از مطالعات بسیار فهمیده ایم که نه خیر، کورش نجنگید ، مردم خودشان دروازه بابل را به رویش باز کردند. دقت کنید! نقش هایی که از بابل و دیگر تمدن ها ی آن زمان به جا مانده، پر از خشونت و سر و دست و پا بریدن است.

اما  در هیچ یک از تصاویر به جا مانده در تخت جمشید کسی دیده نمی شود که یک کنیز یا غلام آورده باشد یا برده ای را زنجیر کرده باشد. از همین نشانه ها پیداست که فرهنگ برده داری و کشت و کشتار در ایران حاکم نبوده است. بر عکس فیلم های مزخرفی مثل سیصد و غیره که درباره ما ساخته اند، مردم ما همه جا پوشیده و آراسته بودند. تمدنی که بر اساس پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بنا شده است. کورش سراپا اندیشه و خرد ورزی و کرامت انسانی بود.

حتی  یونانی ها در موردش نوشته اند که در راه بابل، سپاهیان آنها زن زیبایی از اسیران را به او پیشکش می کنند اما او حاضر نمی شود آن زن را ببیند چون می گویند همسر دارد.دستور می دهد زن را در قلعه ای نگاه دارند و بر او نگهبان می گمارد و دستور می دهد تا موقعی که همسرش نیامده کسی وارد حریم این قلعه نشود. کورش بزرگ اینگونه برای کرامت انسان ارزش قایل بود. من فکر می کنم پیش از اینکه در این مورد هم فیلم مزخرفی را برای ما بسازند خودمان باید دست به کار شویم.

*بعد از اینکه شما از دکتر روحانی حمایت کردید، هجمه ای علیه شما راه افتاد و عده ای گفتند شما می خواهید از روحانی پول بگیرید که کورش را بسازید. این حرف ها نگران تان نمی کند؟

اگر اقای روحانی از این پول ها داشت در این چهار سال می داد. خوشبختانه پیش از انتخابات ما همه کارهایمان را انجام داده ایم و به ضرس قاطع می گویم که هیچ کمکی از سوی هیچ یک از مسئولان فرهنگی به ما نشده است. من معتقدم تهمت ناروا به کسی که کاری را انجام نداده باشد نمی چسبد، باور دارم روح بزرگی در کالبد کل ملت حضور دارد که او را راهنمایی می کند اما من به عنوان یک ایرانی حق خود می دانم که کار غلط را نقد کنم مثلا همین الان به لیست شورای شهر اصلاح  طلبان نقد دارم چون فکر می کنم جای کسی مثل آقای محمدعلی زم در بین آنها خالی ست. خیلی حیف است که از تجربه، خرد و دانایی چنین شخصی استفاده نکنیم. او یک کهنه سوار است و شورای شهر ما به کهنه سوار احتیاج دارد. یا بانویی مثل دکتر ترانه یلدا که یک متخصص معماری شهری و آدم استخوان خرد کرده و دانایی است که در قبل از انقلاب در طراحی نقشه جامع تهران نقش داشته. چرا او نباید در این لیست باشد؟


ارسال به تلگرام
برچسب ها: روحانی
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
شما به کدام گزینه فینال "عصر جدید" رای می دهید؟
پارسا خائف (خواننده)
محمد زارع (آکروبات باز)
فاطمه عبادی (نقاشی با شن)
سعید فتحی روشن (شعبده باز)
دختران نینجا