۳۰ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۵۲۴۰۰
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۵ - ۱۲-۰۵-۱۳۹۶
کد ۵۵۲۴۰۰
انتشار: ۱۳:۳۵ - ۱۲-۰۵-۱۳۹۶

صحبت های بی پرده لیلی گلستان درباره ابراهیم گلستان: بغض‌های نوجوانی‌ام به‌خاطرِ پدر بداخلاق و سلطه‌جو و زورگو بود/ رنج با ما عجین شده است

لیلی گلستان در تداکس تهران گفت: تمام کودکی و نوجوانی‌ام را با بغض صبح‌گاهی از خواب بیدار شدم. بعدها وقتی بزرگتر شدم فهمیدم که این‌ها به خاطر پدر بداخلاق، سلطه‌جو، تحقیرکننده و زورگو بود.

به گزارش ایلنا، لیلی گلستان (مترجم و گالری‌دار) به تازگی بر سکوی «تداِکس تهران» سخن‌هایی بی‌پرده راجع‌به زندگی شخصی‌اش گفت. او سخنانش را از دوران کودکی‌اش آغاز کرد و گفت: تمام کودکی و نوجوانی‌ام را با بغض صبح‌گاهی از خواب بیدار شدم. بعدها وقتی بزرگتر شدم فهمیدم که این‌ها به خاطر پدر بداخلاق، سلطه‌جو، تحقیرکننده و زورگو بود. 

کم کم درس خواندم و کار کردم، سر کار با شوهرم آشنا شدم، عاشقش شدم، با هم ازدواج کردیم، و هم‌چنان این نگاه سلطه‌جویی که پدرم به همه داشت، و به من هم داشت ادامه پیدا کرد، و من نمی‌توانستم از زیر سایه این نگاه درآیم. بعد از گذشت شش سال از ازدواجم، از جایی متوجه شدم که منِ مادر با سه بچه‌ام یک طرفیم، و شوهرم یک مردِ مجردِ بدون هیچ تعهد و مسئولیتی، در طرف دیگر. پس تصمیم گرفتم که این رابطه را با تمام عشقی که به او داشتم پایان دهم.

 گلستان ادامه داد: وقتی از شوهرم جدا شدم، یک زن تنها بودم که پولی برای گذران زندگی نداشتم. پس تصمیم گرفتم گاراژ خانه‌مان را کتابفروشی کنم. از سال 60 تا 66 تنها کتابفروش منطقه دروس بودم. با مشکلاتی که در بازار کتاب به وجود آمد، تصمیم گرفتم کارم را تغییر دهم. فکر کردم که من هنر خوانده‌ام، پدرم هم مجموعه‌دار است و با تمام نقاشان معاصر آشناست، پس گالری گلستان را تأسیس کردم. گالری‌ام را با نقاشی‌های سهراب سپهریِ خانواده خودمان شروع کردم، و حالا با تمام سختی‌هایی که در این راه کشیده‌ام، 28 سال است که گالری‌دارم.

من با مشکلات عدیده‌ای در زندگی مواجه بوده‌ام، ولی حالا جوان‌ها را می‌بینم که با کوچکترین مشکلات غُر می‌زنند. غیر از مرگ و مرض، همه چیزِ زندگی قابل حل است. من برادر نازنینم را در جنگ مزخرفِ عراق و آمریکا از دست دادم، مادرم که بعد از مرگِ برادرم خم به ابرو نیاورد و همیشه دلداری‌ام می‌داد تا ذره ذره آب شد و او هم رفت. شوهرم را از دست دادم که هیچ‌وقت قدرِ خود را ندانست. رنج با ما عجین شده است، ولی ما باید صبوری کنیم. ما نباید از زندگی طلبکار باشیم، ما به زندگی بدهکاریم و باید از آن نگه‌داری کنیم، وبه آن بیفزاییم.
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۱۹
غیر قابل انتشار: ۰
آراز
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۲ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۲
2
56
خدا طول عمر با عزت بدهد به خانم گلستان هنرمند،چه حرفهای زیبائی زده اند که متاسفانه امروزه کمتر میشنویم.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۸ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۲
30
13
بلاخره نان پدرتان را می خورید دیگه ولی من هم مثل شما بودم و خودم زندگیمو ساختم
الجزیره: پیشرفت ساعت به ساعت ایران در مستحکم سازی سایت های موشکی و هسته ای مینا مختاری همسر بهرام رادان در سفر تایلند (عکس) سریال های تلویزیون در ماه رمضان / از طنز جدید سعید آقاخانی تا پایتخت و متهم گریخت تأملاتی در دعای سحر؛ خطر قدرت طلبی/ استاد محمد سروش محلاتی قیمت مسکن ملی پرند اعلام شد/متقاضیانی که پول ندهند حذف می‌شوند معمای تصویری؛ افراد با دقت زیر 15 ثانیه به جواب می رسند بهاره افشاری 20 ساله در پشت‌صحنه سریال «او یک فرشته بود» (عکس) پاکستان: شهباز شریف در واشنگتن درباره تحولات ایران رایزنی خواهد کرد 3 ویتامین حیاتی برای تقویت حافظه و بهبود خلق و خو از نظر کارشناسان اعلام علت مرگ بازیگر هالیوود ؛ شلیک تصادفی گلوله اگر این کلمات را یاد بگیرید، می توانید به انگلیسی حرف بزنید و بخوانید راننده حواس پرت کار دست خودش داد/ انفجار خودرو پژو در اسلامشهر تهران (+عکس) فرمان عفو عمومی در سوریه؛ برای بیماران لاعلاج و افراد 70 سال به بالا پاسخ بازیگر سوری حاضر در جشنواره فجر به منتقدان حجابش در ایران: هیچ‌کس چیزی را بر من تحمیل نکرد پیش‌بینی درصد افزایش حقوق کارگران
نظرسنجی
به نظر شما هدف آمریکا از مذاکرات اخیر با ایران چیست؟