کد خبر ۵۵۴۷۶۱
تاریخ انتشار: ۱۳:۱۹ - ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ - 16 August 2017
نگاهی متفاوت با رفتارهایی که برخی خلاف شأن می دانند
آیا می توان تصویر یک روحانی در حال تشویق تیم فوتبال را با شأن روحانیت سازگار ندانست؟ شأن اساسا چه تعریفی دارد؟ این نوشته درباره شأن و شئون است...
عصر ایران؛ مرجان کُرد- در روزهای اخیر دو عکس در رسانه ها و خصوصا فضای مجازی خبرساز و سوژه بحث های سیاسی و اجتماعی شده و  بارها در کانال ها و فضای مجازی رد و بدل و درباره آنها گفته و نوشته شده است. البته می توان برخی تصاویر از حاشیه های جلسات رای اعتماد در این دو روز را هم با دُز کمتر اضافه کرد.

و اما آن دو: یکی سلفی برخی نمایندگان مجلس با رییس کمیسیون سیاست خارجی اتحادیه اروپا و دیگری تصویر متفاوتی از یک روحانی است که در جایگاه تماشاگران فوتبال نشسته و با شوق و ذوق تیم تراکتورسازی تبریز را تشویق می کند.

در هر دو مورد منتقدان معتقدند سوژه های ثبت شده در این کادرها «شأن» نمایندگی و شأن لباس روحانیت را رعایت نکرده اند و بی آن که بر جُرم یا خطایی واضح انگشت بگذارند بیشتر بر یک واژه تأکید دارند: شأن و شئون. اهمیت شأن وشئون چنان است که گاه دیده ایم کلمه «شئون» نیزکه جمع واژه «شأن» است دوباره جمع بسته و مخاطبان به رعایت «شئونات» توصیه می شوند.

اگر وجه تسمیه این دو عکس و مرکز ثقل این یادداشت را واژه «شأن» بدانیم می توانیم چند موضوع را مطرح کنیم.

یکی چنان چه اشاره شد تصویری است از یک روحانی جوان در استادیوم. اغلب مردم و رسانه ها البته استقبال کرده اند اما قابل حدس است که برخی هم لباسان نپسندند و احتمالا بگویند او شأن و موقعیت و لباس خود را حفظ نکرده است.

شأنیت و شیخوخیت


این روحانی (آقای بهزاد عباس پور) اما در مصاحبه ای گفته است: « تا کی در مسجد بنشینم تا جوانان به سراغ من بیایند؟ تصمیم گرفتم خودم به میان آن ها بروم و با این لباس جذب شان کنم».

 پرسشی که با دیدن این عکس شکل می گیرد اما این است که آیا یک سرهنگ یا پزشک هم با لباس خاص خود وارد استادیوم می شود؟

در پاسخ البته می توان گفت یک روحانی با لباس خود در جامعه تردد می کند و ورزشگاه هم طبعا بخشی از جامعه محسوب می شود و اگر حضور این روحانی بر روی سکو باعث تلطیف فضا و پرهیزاز شعارهای نامتعارف و نزدیک شدن جوانان به او شود اتفاق مثبتی است اما به هر حال سازگاری آن با شأن جای بحث دارد.

تصویر دیگر و مشهورتر که مربوط به روز 14 مرداد و مراسم تحلیف رییس جمهور است با حاشیه های بیشتری مواجه شد.

شأنیت و شیخوخیت

برخی معتقدند مجلس نشینان، نماینده فرهنگ مردمی هستند که در جمیع امور به آن ها رای داده اند. در لباس و سبک رفتار و نوع حرف زدن.

بنابراین بدیهی است که روی آن ها ذره بین بگذارند و فشار آوردن بیش از حد نماینده شیراز به ستون فقرات و مفاصل خود برای شکار سلفی با موگرینی را تحمل نکنند.
 
منتها این را هم باید در نظر داشته باشیم که در مواردی شخصیت چهره مورد نظر و نفوذ و اعتبار او چنان است که هر رفتاری از او پذیرفتنی است.

می توانیم تصویر آیت الله طالقانی را به یاد آوریم. همان عکس مشهور که روحانی محبوب را در مجلس خبرگان قانون اساسی و در تابستان 1358 نشسته بر روی موکت کف مجلس و نه روی صندلی های قرمز نشان می دهد و دیگر نمایندگان را وامی دارد اگر با او کار دارند آنان نیز گرد او حلقه بزنند ولو  آیت الله بهشتی که نایب رییس و در عمل رییس مجلس خبرگان قانون اساسی بود.

شأنیت و شیخوخیت

 این عکس معروف بر مبنای دو استدلال تفسیر شد:

یکی چون بر روی آن صندلی ها تا چند ماه قبل سناتور ها جلوس  می کردندو آن ساختمان تا پیش از پیروزی انقلاب کاخی مجلل به نظر می رسید نخواسته بر روی آن مبل ها بنشیند اگرچه خود روحانی یی نواندیش اتفاقا بیشتر اهل صندلی نشستن و نوشتن بود.

 تفسیر دوم این بود که آیت الله از روند امور راضی نیست و روی زمین نشست تا جداسری خود را نشان دهد. 

با این حال در هیچ یک از دو فرض هیچ کس نمی گوید آن چهره محبوب شأن مجلس را رعایت نکرده است.

منتها آیا اگر این عمل از نماینده دیگری سر می زد نیز باز واکنش ها این گونه بود یا گفته می شد شأن مجلس رعایت نشده است؟

   بازهم می توان به عکس دیگری از آیت الله طالقانی ارجاع داد  که به خاطر شخصیت خاص و فراگیری او به «پدر» شهرت داشت. در این عکس او سیگار می کشد اما هیچ کس سیگار کشیدن را با شأن روحانیت او مغایر نمی دانست. البته چندی پیش روزنامه  ای معتبر تصمیم گرفت عکس معروف با سیگار را دستکاری کند چون تصور می کردند به شأن خود اولطمه می زند!

ظریف و شأن دیپلماتیک

تا پیش از آن که پای محمدجواد ظریف به میدان مشق و وزارت خارجه باز شود، دیپلمات بودن در اخم کردن و چهره های جدی و عبوس تصور می شد.

حتی وزیر خارجه دولت اصلاحات که رییس خنده رویی داشت، هم به ندرت لبخند می زد. تا جایی که تصویر کمال خرازی در کنار جک استراو وزیر خارجه وقت بریتانیا در کاخ سعد آباد در حالی که به پهنای صورت می خندد، کمیاب و ماندگار شد!

سیمای دیپلماسی پیشا ظریف یعنی دکمه ها را ببندی، لبخند نزنی و اصلا یعنی دیپلماسی قهر و اخم. در سال 92 اما کسی وزیر خارجه شد که به جای محاسن مرسوم ریش پرفسوری داشت و در عکس ها می خندید. چند ماه بعد البته چهره ظریف کمی تغییر کرد و نوع ریش او متفاوت شد. آیا به این خاطر که شأن دیپلماتیک متفاوت است؟

شأنیت و روحانیت

در تاریخ معاصر و شاید در تمام تاریخ این سرزمین نمی توان روحانی یی تاثیر گذار تر و مشهورتر از امام خمینی راسراغ گرفت. اما چنین شخصیتی هم وقتی در آغاز دهه هفتم عمر بر خلاف غالب دیگر مراجع جدی تر و صریح تر وارد سیاست و بحث حکمرانی شد باز برخی ها تصور می کردند «شأن» روحانیت و مرجعیت بالاتر از قدرت و مناصب دنیایی است.

رهبر فقید انقلاب اما به این دون شأن دانستن ها عادت داشت چرا که در جوانی هم با ابهام پاس نداشتن شأن و شئون رو به رو شده بودچون هم شعر می سرود و هم اهل فلسفه و عرفان بود.

ملاحظه می کنید که هر قدر می کوشیم این مفهوم (شأن) را تصویر سازی کنیم اما باز تعریف دقیقی نمی توان به دست داد.

 اگر شأن را نقشی بدانیم که جامعه برای ما تعریف می کند و گفتاری و رفتاری است که دیگران از ما انتظار دارند که به آن باید پای بند و متعهد باشیم پس فردیت آدمی چه می شود؟

چهره هایی همچون مصطفی ملکیان اما معتقدند انسان در همه حال می باید فردیت خود را حفظ کند و خودش باشد چرا که اگر مدام به فکر «شأن» و ایفای نقش باشد دیگر چنان زندگی نمی کند که خودش می خواهد بلکه آن طور زندگی می کند که دیگران از او می خواهند.

صحبت از شأن و شئون است و برای آن که بدانیم قصه امروز و دیروز نیست و اهمیت شأنیت قدمتی دیرین دارد جا دارد به دیالوگی ماندگار از فیلم «پیام» در ایران مشهور به «محمد رسول الله» ساخته مصطفی عقاد اشاره کنیم.

آنجا که حمزه عموی پیامبر(با بازی آنتونی کوئین) سه نفر را برای مبارزه تن به تن با سپاه مشرکین پیش فرستاد و «عتیبه» از پیش قراولان سپاه مقابل فریاد می زند: «شما که هستید؟! ما تنها با کسی مبارزه می کنیم که در شأن ما باشد.» در این هنگامه حمزه پا پیش می گذارد و می گوید: من و عبید و علی با شما مبارزه می کنیم. آیا ما در شأن شما هستیم؟!

ارسال به تلگرام
برچسب ها: شأن یعنی چه؟
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری