کد خبر ۵۸۶۵۰۹
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۵ - ۲۶ دی ۱۳۹۶ - 16 January 2018
این نکته جالب بود که جایزه اختصاص یافته به امیر هوشنگ ابتهاج ( غزل‌سُرای نامدار ) را آیت الله محقق داماد دریافت کرد که هر چند چهره‌ای ادبی هم هست اما در وهله اول فقیه است...

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در نهمین دوره جشنواره فارابی که به تازگی برگزار شد اتفاق جالبی رخ داد که تحت الشعاع سخنان رییس جمهوری در واکنش به اظهارات امام جمعه موقت تهران قرار گرفت.

« فارابی» یک جشنواره علمی است و در زمینه تحقیقات و علوم انسانی و اسلامی از 10 سال قبل به این سو برگزار می شود و هر سال متناسب با حال و هوای حاکم بر دولت و وزارت علوم برگزیدگانی دارد و از این رو طبیعی است که بعد از روی کار آمدن دولت روحانی علمی تر و تخصصی تر شده باشد و بزرگان فرهنگی اعم از باشندگان و رفتگان را بیشتر ارج نهد.

کما این که در جشنواره قبلی (هشتم) دکتر محمد علی اسلامی ندوشن که استاد بی بدیل و صاحب نظر فرهنگ و تاریخ تمدن ایران است و قلمی پیراسته و بی نظیر دارد برگزیده شد و نیز آیت الله دکتر سید مصطفی محقق داماد که در وجوه مختلف فقهی و حقوقی و ادبی و تاریخی سرآمد است و از میان رفتگان نیز دکتر غلامحسین شکوهی نخستین وزیر آموزش و پرورش بعد از انقلاب که جز این استاد اندیشمندی هم بود و دکتر غلامحسین مصاحب که خود مانند اثرش دایره المعارف بود.

وجه جالب جشنواره نهم اما این بود که جایزه اختصاص یافته به امیر هوشنگ ابتهاج (غزل سُرای نامدار و خوش سخن معاصر) را آیت الله محقق داماد دریافت کرد.
اتفاق جالب در جشنواره فارابی/ جایزه به فقیه به نمایندگی از شاعر

از یک سو کاملا طبیعی است چون دکتر محقق داماد چهره ای ادبی هم هست و ریاست عالیه بیناد موقوفه دکتر محمود افشار را بر عهده دارد و این بنیاد پیش از این از ابتهاج (ه. الف. سایه) تجلیل کرده بود. از جانب دیگر اما قابل تأمل است چون مدت هاست که روحانیون را کمتر در کنار روشنفکران عرفی و چهره های غیر ایدیولوژیک می بینیم.

البته انصاف این است که آقای دعایی از جمله روحانیون معدودی است که در مراسم روشنفکران و هنرمندان شرکت می کند. اما بیشتر پس از فوت و با نماز گزاردن یا شرکت در مراسم ترحیم هر چند که در روزنامه اطلاعات فضایی نسبی برای اهل فکر خارج از ساختارهای رسمی فراهم آورده است.

در جشنواره نهم اما یک فقیه با قابلیت مرجعیت و مورد وثوق نحله های مختلف فکری و سیاسی جایزه یک شاعر سرشناس را که هیچ ارتباطی با دستگاه های حکومت ندارد و در سال هایی با تنگناهایی هم رو به رو بوده دریافت کرد و از این منظر اتفاق فرخنده ای به حساب می آید که از فاصله ها می کاهد.

با این حال برای این که این تصور ایجاد نشود اقدامی صرفا نمادین بوده یا شاعر شاخص نسبتی با مضامین مورد علاقه دکتر محقق داماد ندارد نقل و بازنشر سخنان آیت الله در مراسم اهدای بیست و سومین جایزه تاریخی و ادبی محمود افشار به امیر هوشنگ ابتهاج خالی از لطف نیست:

نقش ما گوننگارند به ديباچۀ عقل
هرکجا نامۀ عشق است نشانِ من وتوست
سايه زآتشکدۀ ماست فروغِ مَه ومهر
وه ازاين آتش روشن که به جام من وتوست

اميرهوشنگ ابتهاج متخلص به سايه در ميان شخصيت‌های فرهنگي و هنری برجستۀ عصر ما جايگاهي رفيع دارد. او علاوه بر شاعری که آن نيز خود به دو شاخۀ قوالب کهن به ويژه غزل و قالب‌های آزاد و نو قابل تقسيم است، در ترانه‌سرايی، ترجمه، تصحيح متون و مديريت هنری هم فعاليت‌هايی قابل تقدير داشته است. دربارۀ ساخت و صورت شعر سايه و تسلطِ او بر آيين سخنوري سخن‌ها گفته‌اند و خواهند گفت. اما آنچه در اين مجال اندک قصد اشاره به آن را دارم جايگاه، عرفان، اخلاق و انسانيت در انديشه‌های سايه است.

در زبان و موسيقی شعر شايد بتوان گفت سايه بيشتر به حافظ نظر داشته است اما در معنی و مضمون، او به‌خوبي از سرچشمه‌های فياض معنويت که در دل سخنان حکيمان و عارفان مسلمان نهفته است سود می‌برد. کلام او گاه از اين ديد به کلام عارفانی چون مولوی شباهت پيدا می‌کند. چنان‌که در بيت زير افزون بر ارزش اخلاقيِ مناعت طبع و چشم فروبستن از نعيم دنيا، نکتۀعرفانی رها کردن هر دو جهان براي وصال دوست را مي‌بينيم:

مال دنيا مال دنيا ای کريم
با تو در دنيا و عقبا ننگريم

يا در اين ابيات سايه بر برابری و برادری پای می‌فشارد و سخنش يادآور لحن حکيمانۀ‌ شيخ اجل سعدی است:

اي برادر، عزيز چون تو بسی ا‌ست
در جهان هر کسی عزيز کسی ا‌ست
به حساب من و تو هم برسند
که به ديوان ماحساب‌رسي‌ است

دو بيت زير از غزل «هميشه در ميان» جز با نگاه توحيدی عرضه ‌شده در عرفان اسلامی قابل تبيين و تفسير نيست:

نامدگان و رفتگان، از دو کرانۀ زمان
سوي تو مي‌دوند، هان ای تو هميشه در ميان
در چمن تو می‌چرد آهوی دشت آسمان
گرد سرِ تو مي‌پرد بازِسپيد کهکشان

از ميان گوهرهای درخشان آموزه‌های اخلاقی که شاعران و نويسندگان در طول قرون از آنها بهره‌ برده‌اند شايد بتوان وفاداری را واسطه‌العقد رشتۀسخن سايه دانست. اين تعهد و وفاداری هم جنبۀ فردی و شخصی دارد و هم جنبۀ‌ اجتماعی. از همين‌رو هم در شعرهای عاشقانه ازجمله بيت زير که شاعر آن را برای همسر خود سروده است آن را مي‌بينيم:

به پايداري آن عشق سربلند قسم
که سایۀ تو به سر مي‌برد وفای تو را

و هم در شعرهای اجتماعی آن‌گاه که اين چنين پند می‌دهد:

يارا حقوق صحبت ياران نگاه دار
با همرهان وفا کن و پيمان نگاه دار

همين تعهد است که شاعر را به راه جانبازی مايل می‌کند:

وفاداری طريق عشق مردان است و جانبازان
چه نامَردم اگر زين راه خون‌آلود برگردم

و به‌راستي شايد قوی‌ترين راه اثبات وفاداری جانبازی باشد:

روزي که جان فدا کنمت باورت شود
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد

همان راهي که شهيدان آن را برگزيده‌اند و شأن والای آنان بدين‌گونه در شعر سايه (همراهِ گفت وگويي که با شعر شاعر مورد علاقۀ خود، حافظ، برقرار می ‌کند) بازتاب يافته است:

اين لاله‌ها که در سر کوی تو کِشته‌اند
از اشک چشم و خون دل ما سرشته‌اند
بنگر که سرگذشت شهيدان عشق را
بر برگ گل به خون شقايق نوشته‌اند

در اين مقام نقل شعري کمترديده‌شده ازسايه (چون درديوان ايشان نيست ودر ضمن خاطراتشان آمده است ) در ستايش سالار شهيدان، حضرت امام حسين به جاست:

يا حسين بن علي
خون گرم تو هنوز
از زمين می‌جوشد
هر کجا باغ گلِ سرخي هست
آب ازين چشمة خون مي‌نوشد
کربلايی ا‌ست دلم...

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری