فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۱۴۲۹۴
تاریخ انتشار: ۰۷:۵۶ - ۲۲-۰۳-۱۳۹۷
کد ۶۱۴۲۹۴
انتشار: ۰۷:۵۶ - ۲۲-۰۳-۱۳۹۷

فردی که همراه خواستگارم بود، زن مطلقه ای بود که با او ارتباط داشت!

عصر ایران
فهمیدم صادق مردی معتاد و سابقه دار است که با زنان غریبه نیز ارتباط شیطانی دارد و تازه فهمیدم زنی که به همراه او به خواستگاری ام آمده بود، زن مطلقه ای است که با همسرم ارتباط داشت. هر روز پنهان کاری های همسرم بیشتر فاش می شد تا جایی که فهمیدم همسر سابق او نیز به خاطر همین خلافکاری ها از او طلاق گرفته است.

روزنامه خراسان نوشت:زن 27 ساله در کلانتری مشهد،راز زندگی اش را به مشاور و مددکار اجتماعی بازگو کرد.

وی گفت: وقتی پدرم فوت کرد مادرم با فروش منزل پدری، یک واحد آپارتمان خرید تا مقداری از پول فروش منزل را برای تحصیل من و دو خواهر دیگرم هزینه کند. این درحالی بود که خواهر بزرگ ترم ترک تحصیل کرد اما من وارد دانشگاه شدم.

حدود دو سال از سکونتمان در واحد آپارتمانی می گذشت که روزی همسایه طبقه دوم واسطه خواستگاری از من شد. اگرچه خیلی دوست داشتم به تحصیلاتم ادامه بدهم اما نمی دانم با چه انگیزه ای تصمیم به ازدواج گرفتم درحالی که هنوز خواهر بزرگ ترم مجرد بود. شب خواستگاری جوانی که 13 سال از من بزرگ تر بود، به همراه زنی به خواستگاری ام آمد و این گونه قرار و مدارهای ازدواج گذاشته شد. هنوز یک هفته بیشتر از مراسم عقدکنان نمی گذشت که فهمیدم همسرم قبلا ازدواج کرده و همسرش را طلاق داده است.

صادق هم این موضوع را انکار نکرد و مدعی شد سه ماه بعد از عقد همسرش از او طلاق گرفته است. وقتی این پنهان کاری بزرگ همسرم فاش شد دیگر اعتمادم را از دست دادم و به تحقیق درباره او پرداختم.

آن جا بود که فهمیدم صادق مردی معتاد و سابقه دار است که با زنان غریبه نیز ارتباط شیطانی دارد و تازه فهمیدم زنی که به همراه او به خواستگاری ام آمده بود، زن مطلقه ای است که با همسرم ارتباط داشت. هر روز پنهان کاری های همسرم بیشتر فاش می شد تا جایی که فهمیدم همسر سابق او نیز به خاطر همین خلافکاری ها از او طلاق گرفته است.

با وجود این من هم در اشتباهی بزرگ تر همه این مسائل را از مادرم پنهان کردم تا دچار نگرانی نشود و از سوی دیگر احتمال می دادم شاید بتوانم صادق را به مسیر درست زندگی بازگردانم به همین خاطر همه چیز را فراموش کردم و به زندگی با او ادامه دادم ولی همسرم دست از ارتباط با زنان غریبه برنداشت تا جایی که این ارتباطات شیطانی او به طرف نزدیکانم نیز کشیده شد.

او با خودرو مسافرکشی می کرد و حتی هنگامی که زنی سوار خودرواش بود پاسخ تلفن هایم را نمی داد. پدر و مادر صادق و برادر بزرگش نیز طلاق گرفته بودند و این موضوع در خانواده آن ها شایع بود اما من از تنهایی و بی کسی دختر کوچکم می ترسیدم. درگیری های ما هر روز شدت می گرفت تا این که من دست دخترم را گرفتم و به خانه مادرم رفتم.

در همین روزها صادق نیز با همدستی برادرانش وسایل منزلم را به مکان نامعلومی برده و تهدیدم می کند که با گذشت از حق و حقوقم به صورت توافقی از او جدا شوم. او می گوید تو چیزی کم نداری ولی به حرف من گوش نمی کنی در حالی که زنان غریبه به من «چشم» می گویند و فهمیده هستند! کاش او فقط معتاد بود و با زنان دیگر ارتباط نداشت و این گونه آینده دخترم در تاریکی قرار نمی گرفت.

ارسال به دوستان
نگاه نسل زد ایران/ باید با هم حرف بزنیم دوراهی اقتصاد و محیط‌زیست در بریتانیا /  عقب‌نشینی از قوانین سبز به قیمت مهار تورم قطع اینترنت، سطح امنیت سایبری را بالا نمی‌برد/ «زامبی‌»های دیجیتال مشغول کارند الجزیره : کاهش مهمات آمریکا، یکی از دلایل توقف حمله مجدد به ایران نماینده مجلس: شرط هرگونه مذاکره، تضمین قطعی «عدم تخاصم» است روزنامه همشهری: پاکستان بی‌طرف نیست؛ عاصم منیر با واشنگتن هماهنگ است چالش حضور پرستارنماها در بیمارستان‌های خصوصی / درخواست ورود وزارت بهداشت و تشدید نظارت‌ها چهرۀ «کامران میرزا، پسر ناصرالدین شاه» در دوران نوجوانی این مدل خواب عصر اعصاب‌تان را به‌هم می‌ریزد / کودکان چرا بدخلق بیدار می‌شوند؟ قیمت جهانی طلا امروز 1405/3/4 تهران به زیر زمین می‌رود رئیس عقیدتی سیاسی فراجا: ملت ایران تا خونخواهی رهبر شهید انقلاب در میدان می‌ماند ترکیبات طبیعی برای بهبود گردش خون در پاها قتل دانش آموز 11 ساله با انگیزه شیطانی کاشان‌گردی «مه‌لقا مینوش‌زاد»؛ بازیگر سریال «بی‌عاطفه» در خانه‌های سنتی ایرانی (عکس)