کد خبر ۶۴۵۶۳۸
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۱ - ۲۹ آذر ۱۳۹۷ - 20 December 2018
چه کساني سعي داشته اند که براي فيلم "سرو زير آب" سرمايه جور نشود و چرا؟ حال که ساخته شده است چرا کوشيده اند که اين فيلم ديده نشود؟ يا ابزارهاي تبليغاتي را از فيلم دريغ کرده‌اند؟

عصر ایران ؛ نهال موسوی - در چند روز گذشته محمد علي باشه آهنگر کارگردان فيلم "سرو زير آب" در مصاحبه اي با روزنامه اعتماد از شرايط اکران فيلمش شکايت کرده و اعلام کرده است: « شاهديد كه نه تبليغات درستي مي‌شود و نه شهرداري بيلبوردي مي‌دهد. نه تيزرهايش ادامه دارد و نه سانس و سينماهاي كافي و البته درست به فيلم اختصاص يافته است. جالب است بدانيد شهرداري يكي از سرمايه‌گذاران است كه بيلبورد نداد و نمي‌دهد. حدود 50 درصد سانس‌ها، سانس‌هاي بي‌رمق و مرده است. مثلا 9 صبح يا 12 ظهر، 14 ظهر اينها براي هيچ فيلمي كاركرد ندارد.

[...] بسياري تلاش كردند فيلمنامه به نتيجه نرسد. همان‌ها تلاش كردند سرمايه جور نشود، همان‌ها كوشيدند ساخته نشود و همان‌ها تمام ابزار تبليغاتي را دريغ كردند تا فيلم رسانه‌اي نشود. فكر كنم در آخري تا حدي موفق شدند.»

و در جاي ديگري هم اشاره مي‌کند: «در ايران اگر بخواهند فيلمي زمين بخورد راهكارش را بلدند و اگر بخواهند فيلمي فروش كند آن را هم بلدند. قرار بود «سرو زير آب» مثل «ملكه» «بيداري روياها» و «فرزند خاك» خوب اكران نشود.»

«سرو زير آب» نمونه بارز يك فيلم ارگاني است که با حمايت 3نهاد حوزه هنري، بنياد سينمايي فارابي و شهرداري تهران ساخته شده است و سازندگان در جشنواره فيلم فجر جايزه سيمرغ بلورين از نگاه ملي دريافت كرده‌اند.

چه کسانی نمی گذارند آقای باشه آهنگر؟

اين سخنان کلي گويانه کارگردان "سرو زیر آب" چند نکته دارد، پرسش ابتدا اين است که چه کساني سعي داشته اند که براي فيلم سرو زير آب سرمايه جور نشود و چرا؟ حال که ساخته شده است چرا کوشيده اند که اين فيلم ديده نشود؟ يا ابزارهاي تبليغاتي را از فيلم دريغ کرده‌اند؟ و در نهايت چرا همواره سعي دارند که فيلم‌هاي ايشان خوب اکران نشود؟

شکي نيست اتفاقاتي که اين فيلمساز به آن اشاره کرده است کمابيش در سينماي ايران می‌تواند وجود داشته و دامن فيلم يا فيلمسازان را بگيرد و البته تنها راه خلاصي از اين دسته مشکلات تعريف کردن سيستم و ساز و کار درست اکران در سينماي ايران است.

یک نکته جالب توجه که نمی‌خواهم به آن بپردازم این جایگاه معترض همیشگی برخی از فیلمسازان حمایتی است که علی رغم برخورداری از انواع و اقسام امکانات همواره ادعا دارند که مظلوم واقع شده‌اند و دست‌هایی در پشت پرده سعی دارند فیلم آنها دیده نشود.

از سوي ديگر ماجرا اگر به کارنامه فيلمسازي باشه آهنگر نگاه کنيم متوجه مي‌شويم که ايشان همواره حمايت نهادها يا ارگان‌هاي مختلف را براي ساخت فيلم‌هايشان در کنار خود داشته‌اند و به مدد همين حمايت‌ها بوده است که اين فيلم‌ها را ساخته‌اند.

یک پرسش دیگر این است که آیا اگر باشه آهنگر با سرمایه بخش خصوصی یا غیر ارگانی تصمیم به ساخت چنین فیلم‌هایی می‌گرفت، این امکان برایش فراهم می‌شد؟ شاید امکان تولید یک یا دو فیلم را پیدا می کرد ولی تداوم آن با این سیستم فیلمسازی امکانپذیر نیست.

چه کسانی نمی گذارند آقای باشه آهنگر؟

اين قبيل فيلم‌ها به دليل سیاست‌ها ، اهميت و کاربردي بودن موضوعي که به آن مي‌پردازد همواره بيشترين حمايت‌ها را به خود جلب مي‌کنند و همين قضيه باعث مي‌شود که بسياري از بديهيات هنر-صنعت سينما مانند جذاب بودن شکل روايت داستان، درگيري مخاطب با موضوع و ... به فراموشي سپرده شود. اگر بخواهم دقیق‌تر اشاره کنم باید گفت - فارغ از هر گونه ارزشگذاری - مدل فیلمسازی است که دوره آن گذشته است، متعلق به دو، سه دهه قبل‌تر است.

معمولا این فیلم‌ها در فیلمنامه موضوعی را مطرح می کنند که بر روی کاغذ بسیار مهم و قابل تامل است اما بعد از ساخته شدن و رسیدن به خروجی نهایی چندان چنگی به دل نمی‌زنند.

امروزه به دلیل دسترسی آسان به انواع و اقسام فیلم‌ها از سراسر جهان ذائقه دیداری - شنیداری مخاطب عوض شده است و باید این قضیه را دریابیم که باید با زمانه به جلو حرکت کنیم و فیلم‌ متناسب با نسل امروز است، باشه آهنگر در همین مصاحبه اخیر گفته است: « طرح اصلي سال ۸۹ و ۹۰ پخته شد و به مدد ستاد ايثارگران مركز پژوهش آغاز و فيلمنامه در ۹۲ نوشته شد». در همین چند سال ذکر شده تا به امروز (زمان اکران فیلم) تحول بسیار بزرگی در زمینه هنر و رسانه اتفاق افتاده است و طبیعی است که چنین فیلمی از قافله عقب مانده باشد، مثال نقطه مقابل آن فیلمی چون "تنگه ابوقریب" است که از تمام امکانات امروزی بهره می‌گیرد تا قصه‌اش را تعریف کند.

فیلم‌های حمایتی در زمان تولید چنان هزینه و انرژی در اختیار می گیرند که برای زمان نمایش آن به هر دلیلی رغبت چندانی باقی نمی ماند و دغدغه‌اي براي چگونگي اكران اين فيلم را ندارند. فيلم‌هايي كه به‌نظر مي‌رسد چه تماشاگر اين فيلم را ببيند چه نبيند زیاد تفاوتی برایشان ندارد.

آيا وقت آن نيست که تا اندازه‌اي واقع بينانه به اين جريان هميشگي عدم استقبال از فيلم‌هاي با حمايت چند ارگاني نگاه کرده و مشکل را در فيلم‌ها، ساختار روايي و فرم آنها جستجو کنيم؟ زمان آن نرسیده است که اساسا ریشه‌یابی کنیم که این شکل از تولید چرا به شکست می‌انجامد؟


* عکس‌های منتشر شده بازدید مدیران ارگانهای مختلف از این پروژه در زمان تولید فیلم "سرو زیر آب" است.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری