کد خبر ۶۴۵۸۰
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۹ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ - 08 February 2009
در حالى كه تحقيقات براى دستگيرى آنها ادامه داشت سرانجام شامگاه جمعه «الناز» و نادر هنگام ورود به تهران در يكى از پايانه هاى اتوبوسرانى دستگير شدند.

ایران: خواستگار سمج براى ازدواج با دختر مورد علاقه اش يك دست و پا، ۱۰ ميليون تومان پول نقد و هزار سكه طلا مهريه تعيين كرد و از عروس نيز خواست بدون جهيزيه به خانه بخت برود.

اوايل هفته گذشته مرد جوانى با مراجعه به اداره يازدهم پليس آگاهى تهران از ناپديدشدن خواهر ۱۵ ساله اش خبر داد و گفت: چندى قبل پسر يكى از ساكنان محل به خواستگارى خواهرم آمد، اما به دليل اختلاف سنى زياد و نداشتن شغل ثابت، پدر و مادر پيرم مخالفت كردند. اما خواستگار سمج همچنان پافشارى مى كرد و هر بار نيز جواب رد مى شنيد. حالا هم تصور مى كنيم او در اين ماجرا نقش دارد.

بدين ترتيب كارآگاهان به دستور قاضى رضوانفر ـ سرپرست شعبه چهارم داديارى دادسراى جنايى تهران ـ مأمور تحقيق درباره سرنوشت «الناز» شدند.

همزمان با شروع تحقيقات كارآگاهان دريافتند نادر ـ خواستگار ـ نيز از همان روز ناپديد شده و خانواده اش هم اطلاعى از او ندارند. بنابراين فرضيه فرار دختر و پسر جوان قوت گرفت.

در حالى كه تحقيقات براى دستگيرى آنها ادامه داشت سرانجام شامگاه جمعه «الناز» و نادر هنگام ورود به تهران در يكى از پايانه هاى اتوبوسرانى دستگير شدند.

پسر جوان پس از انتقال به شعبه چهارم داديارى وقتى با اتهام آدم ربايى روبه رو شد خود را بى گناه خواند و گفت: «من او را ندزديدم بلكه «الناز» با ميل خودش همراهم آمد. من عاشق او هستم و مى خواهم با او ازدواج كنم. اما وقتى پدر و مادرش مخالفت كردند به من تلفن كرد و پيشنهاد فرار داد. فكر مى كرد اگر فرار كنيم خانواده اش حاضر به ازدواج ما مى شوند. من هم با پيشنهاد او موافقت كردم، اما پس از چهار روز هر دو پشيمان شده و تصميم گرفتيم به تهران برگرديم كه بلافاصله دستگير شديم.»

«الناز» نيز گفت: «من و نادر به هم علاقه مند هستيم اما پدر و مادرم بى دليل مخالف ازدواج ما هستند. اما مطمئنم او مى تواند مرا خوشبخت كند.»

قاضى وقتى متوجه علاقه دختر و پسر شد، پدر و مادر آنها را به اتاق فراخواند. بعد هم از والدين دختر خواست دليل مخالفت خود را با ازدواج دخترشان توضيح دهند.

پدر «الناز» گفت: دخترم فقط ۱۵ سال دارد و ازدواج براى او زود است. از طرفى اين پسر هر چند وقت يك بار به بهانه اى كار و كاسبى اش را به هم مى زند و سراغ شغل ديگرى مى رود. بنابراين نمى توانم آينده دخترم را به او بسپارم.

در ادامه پدر پسر اعلام كرد: حاضر است با تعيين مهريه سنگين آينده عروسش را تضمين كند. بنابراين قاضى از او خواست نيمى از خانه اش را به «الناز» واگذار كند. اما مرد ضمن مخالفت گفت: «خودم حرفى ندارم اما اگر چنين كارى انجام دهم دو عروس ديگرم روزگارم را سياه مى كنند. چرا كه مهريه آنها ۴۰۰ سكه طلا است.»

وى سپس رو به پدر «الناز» گفت: من حاضرم دخترتان را با ۱۰۰۰ سكه طلا، پرداخت ۱۰ ميليون تومان پول نقد و بدون جهيزيه، خواستگارى و به عقد پسرم دربياورم فقط اجازه بدهيد اين دو جوان با يكديگر ازدواج كنند. پسرم از ۶ ماه قبل كه با دختر شما آشنا شده از كار و زندگى افتاده و خودش را به هر درى مى زند تا با او ازدواج كند. اگر مخالفت كنيد مى ترسم اتفاق شومى رخ دهد.

نادر نيز در ادامه حرف هاى پدرش گفت: براى تضمين حاضرم يك دست و يك پايم را نيز به عنوان مهريه الناز تعيين كنم. بدين ترتيب خانواده دختر نوجوان با دريافت تعهدات قانونى موافقت خود را براى ازدواج اعلام كردند.
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری