کد خبر ۶۵۲۳۶
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۱ - ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ - 15 February 2009
15 روز بود که من از شوهرم جدا شده بودم که فاطمه کشته شد و من در آن زمان تهران نبودم. وقتي آمدم، به من گفتند بايد به اداره آگاهي بروم.

اعتماد: هيات قضات دادگاه کيفري استان تهران پرونده قتل زني را که در سال 83 در خانه اش کشته شده بود، به دادسرا بازگرداندند تا با رفع ابهامات مشخص شود چه کسي اين جنايت را رقم زده است.

ديروز قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران براي دومين بار تشکيل جلسه دادند تا به تحقيق درباره قتل مرموز زني به نام فاطمه بپردازند. آنها بعد از اين جلسه که به شنيدن شهادت شهود اختصاص داشت، اعلام کردند در پرونده ابهام هايي وجود دارد که بايد برطرف شود.

در جلسه اول رسيدگي به اين پرونده که شهريورماه سال جاري برگزار شد، علي دلداري نماينده دادستان گفت؛ 21 دي ماه سال 83 به ماموران کلانتري گلبرگ خبر دادند زني به نام فاطمه در خانه اش به قتل رسيده است. پس از حضور ماموران در محل مشخص شد مقتول به خاطر فشار بر عناصر حياتي گردن با طنابي آبي رنگ کشته شده است. اين درحالي بود که وسايل خانه فاطمه با سليقه يي خاص جمع آوري شده بود و نشان مي داد قاتل نسبت به اين وسايل حساسيت خاصي داشته است.

پليس در ادامه تحقيقات خود متوجه شد فاطمه از مدت ها پيش از مرگش با شوهرش اختلاف داشته و فرزندانش در بازجويي هاي اوليه اعلام کرده اند پدرشان بارها مادرشان را کتک زده است.

نماينده دادستان در ادامه اظهارات خود گفت؛ تحقيقات حکايت از آن دارد که احمد شوهر فاطمه و برادرش محمود هر دو در قتل شرکت داشته اند. در ادامه دادگاه پدر و مادر مقتول در جايگاه حاضر شدند و دامادشان را قاتل خواندند و تقاضاي صدور حکم قصاص براي وي کردند. اما فرزندان فاطمه اعلام کردند از پدرشان هيچ شکايتي ندارند و عمويشان محمود مرتکب قتل مادرشان شده و او بايد مجازات شود.

با توجه به اينکه هر دو متهم منکر قتل شده بودند، دادگاه براي استماع شهادت شهود تجديد و روز گذشته دوباره تشکيل شد. اولين شاهد باجناق احمد بود. وي گفت؛ احمد و فاطمه فقط به خانه ما مي آمدند و با ساير اقوام رفت و آمد نداشتند. در اين رفت و آمدها چندين بار احمد به من گفت بالاخره يک روز فاطمه را در ظرف اسيد مي اندازم تا از بين برود. من چندين بار به او گفتم چرا چنين حرفي مي زني، اما جوابي نشنيدم. روز حادثه هم از اين ماجرا خبر نداشتم و نمي دانم قتل چطور اتفاق افتاده است.

سپس فرحناز زن جواني که همسر يکي از کارگران احمد بود، در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ من و احمد مثل يک خواهر و برادر با هم در ارتباط بوديم. او بسيار مرد خوبي بود و در تمام مدت به من مشورت مي داد تا بتوانم مشکلات زندگي ام را راحت تر برطرف کنم. ارتباط من و احمد از زماني شروع شد که او به طور ناگهاني شوهرم را از کار بيکار کرد. روزي که مادر احمد فوت شد، شوهرم به من گفت با او تماس بگيرم و بخواهم وي را دوباره استخدام کند. من هم اين کار را کردم و چندين بار به احمد در همين خصوص تلفن کردم و سرانجام او شوهرم را سر کار برد. مدتي بعد تصميم گرفتم به خاطر اختلافاتي که با شوهرم داشتم از او جدا شوم. فاطمه همسر احمد با من تماس گرفت و گفت اگر تو جدا شوي، زندگي من از بين مي رود.

فرحناز ادامه داد؛ من برايش توضيح دادم علت اين جدايي مشکلاتي است که با شوهرم دارم و من هيچ ارتباط خاصي با شوهر او ندارم. در همان زمان به فاطمه گفتم احمد زني را صيغه کرده است. فاطمه هم جواب داد اين مساله را مي دانم. مدتي بعد من و شوهرم از هم جدا شديم و دوباره رجوع کرديم اما اختلافات ما باز هم شروع شد. احمد در جريان اختلافات ما بود. حتي يک بار به من گفت با توجه به کارهايي که براي شوهرم انجام دادم، من براي او زيادي هستم. من و شوهرم دوباره طلاق گرفتيم. همسرم قول داده بود پنج ميليون تومان به من بدهد، اما وقتي طلاق گرفتيم، گفت آن پول را احمد قرار بود بدهد که نداده است. من به احمد تلفن کردم. همسرش گوشي را برداشت و فحاشي کرد. احمد هم حاضر نشد به من کمک کند. بعد از مدتي دوباره به احمد زنگ زدم و گله کردم. او گفت همسرش حساس است و من نبايد به دل بگيرم. به هرحال اين ماجراها گذشت. 15 روز بود که من از شوهرم جدا شده بودم که فاطمه کشته شد و من در آن زمان تهران نبودم. وقتي آمدم، به من گفتند بايد به اداره آگاهي بروم.

در ادامه، احمد شوهر مقتول و يکي از متهمان در جايگاه حاضر شد. وي گفت من و فرحناز هيچ رابطه خاصي باهم نداشتيم و من فقط به او کمک مي کردم و مشاوره مي دادم. همسر صيغه يي هم نداشتم. آنچه باعث شده من به عنوان متهم در جايگاه قرار بگيرم، پرونده سازي است که برادرم محمود عليه من کرده است. او به زندگي من حسرت مي خورد و براي اينکه بتواند اموال مرا تصاحب کند، همسرم را به قتل رسانده است و من و فرزندانم از او شکايت داريم.

وي افزود؛ من و همسرم هيچ مشکلي با هم نداشتيم و من او را بسيار دوست داشتم. بعد از اظهارات اين متهم هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران وارد شور شدند و به خاطر ابهامات موجود در پرونده آن را به دادسرا بازگرداندند تا تحقيقات کافي درباره اين جنايت انجام شود.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری