کد خبر ۶۶۰۲۵۴
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۴ - ۰۸ فروردين ۱۳۹۸ - 28 March 2019
مرور سال کهنه؛ 12 ماه، 12 روز- 8
در هنگامۀ افسارگسیختگی قیمت طلا و سکه، این خبر در بامداد بیست و سومین روز آبان منتشر شد که سر «سلطان سکه» بالای دار رفته است...

آبان 97/ سر سلطان سکه بر بالای دار عصر ایران؛ مهرداد خدیر- مهم‌ترین خبر آبان 1397 اعدام «سلطان سکه» بود. صبح چهارشنبه 23 آبان پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد:

«حکم وحید مظلومین مشهور به سلطان سکه فرزند حبیب‌الله و محمد اسماعیل قاسمی فرزند غلامعلی مشهور به محمد سالم که به جرم افساد فی‌الارض از طریق شبکۀ فساد اخلال در نظام اقتصادی و ارزی و پولی کشور با انجام معاملات غیر قانونی و غیر مجاز و قاچاق عمده و کلان ارز و سکه، به اعدام محکوم شده بود به اجرا گذاشته شد».

در این اطلاعیه آمده بود:

«شبکۀ وحید مظلومین، از مؤثرترین فعالان بازار غیر مجاز بازار ارز و سکه بود و با استفاده از حساب بانکی دیگران، از حساب بیش از 40 نفر با تبانی بعضی از کارمندان بانک به فعالیت غیر مجاز ارزی و سکه مشغول بودند و فقط گردش حساب دو تن از اقوام و کارمندان مبلغ 8,219,961,881,485 ریال و 3,250,551,447,278 ریال بوده است... وحید مظلومین حتی ملاحظۀ زنان مُسن فامیل را هم نکرده و از حساب پیرزن 71 ساله مبلغ سه هزارو پانصد میلیارد ریال سوء استفاده کرده است.»

خط و نشان فقیه برای مرجع

خبر مهم دیگر در آبان ماه، انتشار نامۀ سرگشاده یا سرگشودۀ آیت الله شیخ محمد یزدی به آیت الله سید موسی شبیری زنجانی از مراجع تقلید و با لحن آمرانه و هشدار آمیز بود که شاید در تاریخ مرجعیت شیعه سابقه نداشته باشد.

مرجع تقلید به تهران آمده و شاگردان سابق به دیدار او رفته بودند. حضور سید محمد خاتمی رییس جمهوری پیشین ایران، سید محمد موسوی خویینی ها دادستان کل کشور در حیات امام و عبدالله نوری وزیر کشور دولت اصلاحات و جمعی از فعالان سیاسی و غالبا روحانی خشم رییس جامعۀ مدرسین را برانگیخت و مانند رییس اداره‌ای که زیر دست خود را انذار می دهد خطاب به آیت الله شبیری زنجانی نوشت: «دیگر، تکرار نشود!»

شیخ محمد یزدی از مرجع تقلید پرسیده بود: «چگونه فرصت ملاقات با اعضای هیأت رییسۀ مجمع عمومی اساتید را پیدا نمی‌کنید اما فرصت ملاقات با این آقایان را دارید که برای نظام جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری احترامی قایل نیستند؟ این موضوع، ناراحتی و تعجب مقلدان و حوزویان را در پی داشته است.»

سخن گفتن از جانب نظام درباره مقامات ارشد سابق جمهوری اسلامی و اتهام به آنان در حالی بود که آقای یزدی تنها عضو شورای نگهبان است و دیگر عضو خبرگان رهبری هم نیست و مراجع تقلید نیز زیر مجموعۀ تشکیلاتی جامعۀ مدرسین نیستند که آمرانه بنویسد: «لازم است احترام و شئون مرجعیت را رعایت و ترتیبی اتخاذ فرمایید این گونه مسایل، دیگر تکرار نشود.»

قابل تأمل ترین جملۀ شیخ محمد یزدی در این نامه اما این بود: «مقام و احترام شما در سایۀ احترام به نظام اسلامی حاکم، رهبری و شأن مرجعیت است.»

این نامه با واکنش های مختلف و غالبا منفی رو به رو شد و حتی در میان اصول‌گرایان کمتر کسی در حمایت، موضع گرفت زیرا حمل بر این شده بود که آقای یزدی به خاطر سفارش آقای خاتمی به رأی به فهرستی که نام او در آن نبود از ورود به مجلس خبرگان بازماند و نه تنها کرسی ریاست این نهاد عالی که عضویت آن را نیز از دست داد، غیظ دارد.

این نامه از این جهت هم متفاوت و مهم ارزیابی شد که یک فقیه که عنوان حوزوی او «آیت‌الله» است برای مرجعی که عنوان حوزوی او «آیت‌الله‌العظمی» خط و نشان کشیده بود.

سومین شهردار

دراین ماه شهردار تهران ناگزیر از کناره گیری شد چون او را مشمول قانون منع به کارگیری بازنشستگان دانستند و تلاش او برای ماندن و مستثنا دانستن منتخبان شوراها ثمر نداد.

محمد علی افشانی در روزهای آخر مدیر کل روابط عمومی خود را به این خاطر که برای توجیه ماندن او تلاش نکرده برکنار کرد.

تهران که در 12 سال تنها یک شهردار را به خود دیده بود حالا در کمتر از دو سال سه شهردار می دید و در رقابت عباس احمد آخوندی وزیر مستعفی راه و شهرسازی با پیروز حناچی، تنها یک رأی مانع شهردار شدن آخوندی شد و حناجی را برگزیدند.

روند صدور حکم شهردار تهران اما طولانی شد و شایعاتی دربارۀ تعلقات سیاسی برادرش درگرفت و در نهایت در وقت اضافه حکم پیروز حناچی صادر شد و کار خود را شروع کرد.

50 هزار میلیارد تومان بدهی، ماهانه 70 میلیارد تومان حقوق و دستمزد کارکنان شهرداری و پرسنل مازاد و پروژه هایی که حناچی در حایگاه معاون معماری وزارت راه و شهرسازی به آنها باور نداشت، به اضافۀ کاهش درآمدهای شهرداری به خاطر وضعیت اقتصادی افق روشنی پیش چشم شهردار جدید قرار نمی داد. او اما کار خود را شروع کرد و از همان ابتدا تفاوت های خود را افشانی نشان داد.

محمد علی افشانی یک مدیر بوروکرات و پشت میزنشین و گریزان از رسانه‌ها و اجتماعات بود تا جایی که در طول هشت ماه صدای او را هم خیلی ها نشنیدند.

حناچی اما به سه شنبه های بدون خودرو پیوست و یک بار با دوچرخه، نوبت دیگر با مترو و بار سوم که باران می بارید با تاکسی سر کار رفت.

این رویکرد‌ها و رفتارها اما به مذاق شهردار تهران در سال های 68 تا 78 خوش ننشست. کرباسچی گفت: آیا بهتر نیست آقای حناچی با خودرو شخصی یا اداری به دفتر کار خود برود اما وقت خود را صرف بهبود حمل و نقل درون شهری کند و برای خرید واگن های معطل ماندۀ مترو تدبیری بیندیشد؟

این در حالی بود که فراکسیون حزب متبوع او – کارگزاران سازندگی- در شورای شهر در رقابت حناچی – آخوندی به حناچی رأی داده بودند.

شهردار تهران البته با لحنی نرم پاسخ داد این که با چه وسیله ای مسافت منزل تا محل کارم را طی می کنم مانع رسیدگی به موضوعات مختلف شهری نیست ضمن این که تردد با وسایط نقلیه عمومی امکان دیدار چهره به چهره با شهروندان را فراهم می کند و استفاده از دوچرخه به خاطر سه شنبه های بدون خودرو و در پاسخ مثبت به این فراخوان است.

ظریف و پول‌شویی

در آبان 1397 بحث پیوستن یا نپیوستن ایران به کنوانسیون‌های مورد نظر «گروه ویژۀ اقدام مالی» یا همان اف.ای.تی.اف هم ادامه یافت و جمله‌ای از محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه، دلواپسان را چنان به خشم و غیظ آورد که در صدد استیضاح او هم برآمدند و برخی مقامات دیگر از او سند و مدرک خواستند.

جواد ظریف گفته بود: «پول شویی در کشور ما یک واقعیت است و کسانی که هزاران میلیارد تومان پول‌شویی می کنند به راحتی ده ها میلیارد تومان هم برای مخالفت با پول شویی هزینه می‌کنند.»

این جمله از آن رو بر مخالفان «اف.ای.تی .اف » و«سی.اف.تی» گران افتاد که همواره از موضع دفاع از استقلال و انقلابی‌گری و تن ندادن به نظام سلطه و از چاله به چاه نیفتادن داد سخن می‌دهند و ظریف نه همه‌شان که دست کم شماری از آنان را متهم می‌کرد مخالف اند چون خودشان پول شویی می‌کنند.

استدلال ظریف، روشن و ساده بود اما کیهان در واکنش نوشت: «چرا پول‌شویان را به مراجع قضایی معرفی نمی‌کنید؟ اگر ادعایتان واقعیت دارد خودداری شما از معرفی آنان آیا خیانت به ملت و نظام و هم دستی با پول‌شویان نیست؟»

همان‌ها که تا استیضاح و برکناری و اتهام خیانت به وزیر خارجه هم پیش رفتند اما چند ماه بعد که در اعتراض به اطلاع نداشتن از سفر بشار اسد به تهران، استعفا کرد همین اتهام زنندگان دست‌پاچه شدند.

و باز هم سلطان سکه

در این فضا اما همچنان در افکار عمومی دربارۀ سلطان سکه بحث بود و این که بر سر سکه هایی که به قیمت جان، فراهم آورده بود چه آمده است؟ دادستان البته پاسخ داد: هنگام دستگیری، وحید مظلومین سکه ای نداشته است.

مطالب مرتبط
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
آیا کسی از اطرافیان یا آشنایان شما مبتلا به کرونا شده است؟
بله
خیر