کد خبر ۶۶۲۶۶۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲:۳۸ - ۲۵ فروردين ۱۳۹۸ - 14 April 2019
در سیل اخیر می توان حدس زد آمار خسارت ها را نه با برآوردهای دقیق که بر اساس محاسبات کلی درآورده اند. در کل هم نادرست نیست و خسارت ها هنگفت است. اما چرا نمی توان باور کرد؟!

عصر ایران؛ سروش بامداد - رییس سازمان پزشکی قانونی شمار قربانیان سیل اخیر تا امروز 25 فروردین 1398 را 76 نفر اعلام کرده است.

هر چند این آمار تأسف‌بار است و با خانواده‌های قربانیان، ابراز هم‌دردی می‌کنیم و به سهم خود می‌کوشیم در انعکاس اخبار و تحلیل ها مردم را به یاری و سر‌رشته‌داران و دست در‌کاران را به همت و اقدام بیشتر، تشویق کنیم اما موضوع این گفتار دربارۀ آمارهای دیگر است.

تعداد قربانیان مشخص است و می‌توان به آمار اعلام شده در این فقره اعتماد کرد مگر آن که خدای ناخواسته روستایی بالکل زیر آب رفته و هیچ نشانی بر جای نمانده باشد و بعدتر مشخص شود.

جدای آمار تلفات، اما هر از گاهی آمار خسارت ها اعلام می‌شود. اعدادی بزرگ از خسارت ها‌ی وارده.

بیشترین و پرهزینه‌ترین خسارت‌ها هم به زیر ساخت‌ها بوده تا جایی که وزیر راه و شهرسازی از خسارت به 14 هزار کیلومتر راه و 400 پل سخن به میان آورده و وزیر کشاورزی از خسارت به کشاورزان و دیگری از خسارات آثار تاریخی و البته ملموس تر از همه خانه‌های مردم.

در این که سیل اخیر که هنوز هم تمام نشده بسیار خسارت‌‌بار بوده تردیدی نیست و قصد تشکیک در آمار ارایه شده را هم ندارم.

اما آمار به گونه ای اعلام می شود که انگار حاصل محاسباتی کلی و ساده است. مثلا چون 14 هزار کیلومتر راه آسیب دیده محاسبه می کنند چقدر خسارت دیده و گاهی هم تصور می شود اعداد بزرگ نمایی می شود تا بودجه های بیشتر جذب کنند.

من اما نمی توانم این آمار را باور کنم یا دقیق بدانم. نه به خاطر این که خسارت ها کم است که اتفاقا بسیار زیاد است و تصاویر هم دهشتناک است.

 

چرا آمارهای واقعی را هم نمی توانیم باور کنیم؟!

نه به خاطر این که روش محاسبه نادرست باشد که معلوم است یک کیلومتر راه چقدر هزینۀ ساخت دارد.
نه به خاطر این که مقامات اعلام کننده را خدای ناکرده دروغ گو بدانم که این گونه اتهام افکنی ها نیاز به اثبات و ارایۀ ادلۀ متقن دارد و اساسا سیلی که اغلب استان های ایران را درگیر کرده ویران گر و مخرب تر از آن است که تصور می کنیم.

من از خاطره سیل مرداد 66 تجریش هم وحشت می کنم چه رسد به این سیل‌ها وسیلاب‌ها.

پس مشکل کجاست؟ مشکل در این است که آمار نداریم!

اگر آمار داشته باشیم کشاورز می داند پیاز بکارد یا سیب زمینی. آمار می داشتیم بعد از اعلام معافیت سربازان مشمول که دو برادر آنها خدمت کرده بودند ناگاه قانون را به سه برادر تغییر نمی دادند!

آماری نبود و گمان می کردند شمار کمی دو برادرشان سربازی رفته بعد دیدند سیل جوانان مراجعه می کنند و شد سه برادری.

آمار باشد کارمند رسمی دولت که در استخدام رسمی است و مشمول بیمه در قالب تأمین اجتماعی هم خود را بیمه نمی کند. برخی دستگاه ها اما می گویند آمار داریم و 6 میلیون نفر این گونه اند و می توان پرسید چرا اقدام نمی شود؟

مگر می شود از دو جا حقوق بازنشستگی بگیرند؟ هم مستقیما از دولت و هم از تأمین اجتماعی؟ و اگر بخواهند دومی را قطع کنند تکلیف این همه حق بیمه که برای برخورداری از حقوق بازنشستگی داده اند چه می شود؟

آمار دقیق باشد می گویند محدودۀ طرح ترافیک این قدر گنجایش تردد خودرو را دارد و بیش از آن مجوز نمی دهیم.

اگر اهل آمار بودیم وقتی در پیش نویس قانون اساسی تعداد شهدای انقلاب اسلامی 60 هزار نفر اعلام شد یکی در همان سال 58 که روزنامه‌ها کاملا آزاد بودند می‌نوشت نادرست است و تعداد کل شهدای انقلاب از 42 تا 57 کمتر از 2500 نفر است حتی اگر صدها قربانی سینما رکس آبادان در آتش سوزی 28 مرداد 57 را هم لحاظ کنیم.

دربارۀ جنگ البته آمارها در دست است و به تفکیک سال ها مشخص. دو ماه بعد از پایان جنگ هم آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه شمار دقیق شهیدان جنگ هشت ساله را اعلام کرد که بالغ بر 220 هزار نفر بود و در سی سال گذشته تنها پیکرهای یافت شده را باید اضافه کرد و آمار پایه درست است. 

به هر رو این تمایل نزد همۀ ما وجود دارد که اعداد را بزرگ تر اعلام کنیم. دوستی دارم که خانه ای را با 100 میلیون تومان پول پیش و دو میلیون تومان ماهانه اجاره کرده اما به همه می گوید 150 تومان پیش و سه میلیون تومان!


هر چه به او می گویم به روند افزایشی قیمت ها دامن می زنی و دود آن به چشم خودت هم می رود به خرجش نمی رود که نمی رود!

در دورانی گاهی آمار توریست های ورودی را تا 5 میلیون نفر هم اعلام می کردند و حتی اگر مسافرانی که از جمهوری آذربایجان وارد می شدند و نمی خواستند یا نمی توانستند از ارمنستان بگذرند به حساب آوریم یا افغان ها و پاکستانی های گذرنامه دار را باز این تعداد نمی شد.

یا دیده ایم که مدیران صدا و سیما از آمار 80 درصدی بینندگان خبر می دهند.

کوتاه این که ایران، سرزمین آمار نیست و به آمار نمی توان اعتماد کرد.

از این رو می توان حدس زد آمار خسارت ها را نه با برآوردهای دقیق که بر اساس محاسبات کلی درآورده اند. مثلا می دانند این منطقه 5 هزار هکتار اراضی کشاورزی دارد و فلان محصول را تولید می کند. با یک ضرب و تقسیم به یک عدد بزرگ می رسند چون هم مساحت زمین ها مشخص است هم ارزش محصولات.

نمونه های متعددی می توان به دست داد که نشان می دهد در کمتر زمینه ای آمار دقیقی داریم و از این رو با تصریح بر این که سیل اخیر دهشت ناک و بسیارپر خسارت بوده به آمارها نمی توانیم اعتماد کنیم.

دست کم آمارها در زمینه های مختلف نیاز به تأیید از جانب منبع مستقل دارد.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۸
غیر قابل انتشار: ۰
خويي
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۱/۲۵
0
6
مار گزيده از ريسمان سياه سفيد ميترسد
پربازدید ها
علم و فناوری