کد خبر ۶۶۳۹۷۵
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۱ - ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - 27 April 2019
سعید منصور افشار

 فرض کنید به یک بیماری دچار شده ایم، واضح است آنچه سلامتی، آینده و سرنوشت انسان ها را می تواند به خطر بیندازد و حتی منجر به نابودی نسل بشر شود، بیماری است که انواع مختلف جسمی،‌ روانی و اجتماعی دارد.

مریض شدن طی مراحلی از عدم تعادل و ناهماهنگی میان روان انسان و مغز و جسم اوست و از سوی دیگر محصول عدم مدیریت درست و کلان مسؤولان هدایت جامعه و کشورهاست.

فشار روحی زیاد و استرس موجبات ابتلا به انواع بیماری ها را فراهم می آورد.  اولین کاری که پس از ابتلا به بیماری به ذهن انسان می رسد، شروع درمان از طریق مراجعه به مراکز درمانی است، می شود گفت که درمان، صرفا بیمار را بهبود نمی بخشد، بلکه فرصتی برای آدمها فراهم می سازد که به خود بیایند و ریشه و علل ابتلای خود را جستجو کنند. این می تواند در نوع تغذیه، روش آموزش، رفتارهای خود با اجتماع و کنش و واکنش خود در مورد مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی فردی باشد.

نتایج حاصل از آنها می تواند به ما یادآوری کند که رعایت بهداشت فردی و اجتماعی، آموختن روزمره مباحث نو و پذیرفتن اصل تغییر و سپس شروع درمان، موجب بوجود آمدن راحتی خیال در فرد و جامعه می شود. ادامه این مباحث ما را قانع می کند که درمان یک بیماری صرفا توسط پزشک یا روانپزشک یا جامعه شناس و ... به تنهایی امکان پذیر نیست و اراده خود بیمار تعیین کننده است. سلامتی و آسایش و آرامش در کل جامعه و تک تک افراد مستلزم وجود برخی اصول پیشگیرانه و آموزش حین کار و زندگی و حتی حفظ سلامت  محیط زیست و تقویت امید به آینده بستگی دارد.

به عنوان مثال، اگر در وضیعت کنونی کشورمان که متاسفانه بدلیل به حاشیه رانده شدن بخش خصوصی حقیقی و وجود اقتصاد دولتی و رانتی دچار رکود اقتصادی، تورم و افزایش بیکاری است، ظاهرا نمی شود انتظار داشت که افراد جامعه سلامت جسم و روان و نشاط داشته باشند اما از سوی دیگر سلامت یک جامعه و دوری از نفرت پراکنی، دروغ، خشونت و اجحاف  نیازمند حضور مسئولیت پذیرانه ی تک تک افراد جامعه است که به سلامت همه جانبه مردم کمک خواهد کرد، گرچه بخشی از این موارد اصلاح امور، جزو وظایف حاکمیت ها و دولت هاست، به عنوان مثال زمانی که عرضه ی اتومبیل های معیوب و پرخطر ساخت کارخانجات دولتی یا شرکت های وابسته به نهادهای عمومی جان مردم را به خطر می اندازد، این وظیفه دولت هاست که جلوی این اعمال را بگیرند یا مواقعی که عرضه ی مواد آلوده خوراکی مانند برخی  فست فودها و ... سلامتی کودکان و بزرگترها را تهدید می کند.

این وظیفه ارگان های مسؤول دولتی است که از ادامه کار آنها جلوگیری کنند، حتی می شود مثلا با اعمال مالیات های سنگین و جلوگیری از تبلیغ طبق قانون از رواج برخی مواد زیان آور مانند دخانیات جلوگیری کرد، این ها وظایف دولت هاست.

یک بخش دیگر به خود ما برمی گردد، تعهد ما به مسئولیت هایمان ایجاب می کند که با توجه به تغییرات پرسرعت فناوری اطلاعات و تکنولوژی های جدید، مسئولان آموزش و پرورش را وادار کنیم که ساختار خود را تغییر داده و به روز کنند و شناخت اجتماع، مسؤولیت پذیری، نقدکردن، پرسشگری، خواندن تاریخ و حتی شناخت مواد غذایی سالم را به دانش آموزان آموزش دهند. بعلاوه از طریق رسانه های جمعی و یا هر وسیله دیگر به مقامات تصمیم گیرنده اعلام کنیم که گسترش کمی دانشگاه ها باید متناسب با نیاز بازار کار و در راستای استراتژی کلان توسعه همه جانبه کشور باید باشد، وظیفه ما مشخصا تعهد به افزایش مهارت های کاری و زندگی است، توانستن در مقاطعی از زندگی، نخواستن است، یعنی اگر جوانی در بدو ورود به دانشگاه متوجه شود که مهارت و آموزه های لازم را برای رسیدن به اهداف کلان خود دریافت نمی کند، می تواند ترک تحصیل کرده و در موقعیت و مکانی دیگر به کسب تجربه و علوم روز بپردازد.

این کار در زمان حاضر با وجود اینترنت کاملا امکان پذیر است، رسیدن به موفقیت را اگر یک راه فرض کنیم و نه هدف، می تواند بسیار کمک حال جوانان در راستای رسیدن به خلاقیت و موفقیت هم باشد، مثال عینی آن همین تاکسی های اینترنتی در کشور ماست که با نصب اپلیکیشن مربوطه مسیر راه را از مبدا به مقصد در کمترین زمان ممکن به استفاده کننده یادآوری می کند. دنیای اینترنت هزاران راه را برای رسیدن به خلاقیت و موفقیت به روی همه ما گشوده است به شرطی که تعهد به مسؤولیت فردی و اجتماعی خود را داشته باشیم. تعهد به مسؤولیت، یعنی هر روز به آموزه های خود بیفزاییم. تعهد به مسؤولیت، یعنی تاریخ صد ساله کشور خود و جهان را بخوانیم و بفهمیم.

تعهد به مسؤولیت یعنی، برای سی سال آینده خود و سرنوشت کشور و مردم مان بیندیشیم. تعهد به مسؤولیت، یعنی دغدغه وفای به عهد راحتی خواب شبانه را از ما بگیرد. تعهد به مسؤولیت، یعنی از دولت ها برای خود چراغ جادو نسازیم و منتظر کمک و معجزه آنها نباشیم. تعهد به مسؤولیت یعنی همه مردم را دوست داشته باشیم. تعهد به مسؤولیت یعنی ساختن روزگاری بهتر برای مردم و کشورمان و خودمان.
این تعهدها همه شان شدنی است به شرطی که اراده کنیم و بخواهیم به دنیای واقعیت و تجربه وارد شویم و از درگیر شدن در دنیای تخیل و تفکرات انتزاعی پرهیز کنیم و کلام آخر با وامی از استاد شفیعی کدکنی :‌

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری