کد خبر ۶۶۴۲۴۲
تعداد نظرات: ۱۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۰ - ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ - 23 April 2019
این روزها در تهران کمتر منظره ای به چشم نوازی خوشه های غالبا بنفش «گلیسین» است که از دیوارِ خانه های قدیمی و هنوز تخریب نشده فرو ریخته و آویخته است.

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- این روزها در تهران کمتر منظره‌ای به چشم‌نوازی خوشه‌های غالبا بنفش «گلیسین» است که از دیوارِ خانه‌های قدیمی و هنوز تخریب نشده فرو ریخته و آویخته است.

این گیاهِ رونده به شکل بی نظیری دیوارهای خانه ها را تزیین می کند و دریغ که سازندگان خانه های جدید توجهی به آن نشان نمی دهند و اگر هنوز در گوشه و کنار شهر این خوشه های آویخته و زیبا را می بینیم مربوط به خانه های قدیمی است که هنوز به لانه و کاشانه تبدیل نشده و هم چنان خانه اند.

اما دیوار، دیوار است و دیوار خانۀ نوساز و خانه قدیمی ندارد. این گیاه، گران‌قیمت هم نیست و همه جا می‌توان کاشت و حیف نیست سازنده‌ای این همه برای نمای ساختمان و خوش‌بختانه حالا با طرح آجر و چوب هزینه کند و از این نمای زیبا ولو در بخش کوتاهی از سال، غافل باشد؟

خواننده ای که معمولا از این نویسنده مطالب جدی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی می‌خواند و همین امروز نیز پیش چشم شماست از پرداختن به موضوعی این گونه شگفت زده نشود چرا که اصل، زندگی است و چگونه می توان رخدادهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را تماشا یا لمس کرد و این رخداد طبیعی را ندید؟

درست است که آدم ها در دنیای مدرن به قدر گذشته رمانتیک و احساساتی نیستند و عصر «لامارتین» ها به سر رسیده اما از «گلیسین» ننوشتن، بی انصافی است. جفاست.

موضوعی انتزاعی هم نیست. جنبۀ واقعی و رئال هم دارد. چون شهر را تنها با سازه ها و ساختمان ها، با پل ها و خیابان ها نمی شناسند.

از سفرنامۀ «منصور ضابطیان» در « مارک و پلو» وقتی دربارۀ « واشنگتن» نوشته بود بیش از همه این نکته به یادم مانده که شهر «شکوفه های گیلاس» است. یا شیراز خودمان را با عطر بهار نارنج می شناسیم.

تهران هم روزگاری شهر اقاقیاهای گل دار بود و حالا نیست. شهر چنار بود و هنوز چنار از هر درخت دیگری مناسب تر است. در میان گل دارها اما این گلیسین که گاهی مردم به آن گلیسیرین یا یاس بنفش هم می گویند حکایتی دیگر است و دیروز در امیرآباد شمالی دیدم دو سه دختر و پسر جوان را که با این خوشه های آویخته از خانه ای ویلایی که دیر و دور نیست ویران شود تا در چند اشکوب بالا رود، عکسی به یادگار می گرفتند.

چشمک خوشه‌های زیبا به رهگذران خسته

کاش، شهرداری تهران کاشتِ این گیاه را به مثابه بخشی از نمای بالای دیوار، الزامی می کرد تا در یک خیابان چشم ها انبوهی از آن را ببیند و تا گزارش کاشت گل های رونده پای دیوارها را دریافت نکرده اند گواهیِ پایان کار ندهد.

شهر همین گونه زیبا می شود و از چهرۀ عبوس به در می آید و رنگ به خود می گیرد.

نمی دانم در شهرهای دیگر ایران گلیسین چگونه عمل می کند و همین قدر چشم نواز است یا نه. اما همین کار را در جاهای دیگر با نسترن و گل های کاغذی می توان انجام داد و گل کاغذی ها در مناطق مرطوب شمال و جنوب، غوغا می کنند.

از آن همه دیالوگ در «دایی جان ناپلئون» فریاد «دایی جان» با بازی غلامحسین نقشینه در یادم مانده که «پای نسترن من پیشاب می کنی، پدر سوخته؟!»

همین حالا در تهران «ارغوان» ها هم دیدنی اند و در رفوژها ( باغچه های وسط بزرگراه ها) با رنگ سرخ در میان سبزینگی برگ های تازه و حال و هوای اردیبهشتی شهر را زیباتر کرده اند.

قرار نیست مدام غر بزنیم و احساس نومیدی کنیم. گاهی باید به تعبیر سهراب «درافسون گل سرخ، شناور باشیم». هر چند همان سهراب می گوید: «دلِ خوش سیری چند؟»

اگر این نوشته کسانی را به تماشای زیبایی خوشه های بنفش گلیسین ها ببرد و به کاشت آن تشویق کند و درسازنده یک بنا رغبت کاشت آن را پس از تخریب خانه قدیمی و احداث بنای جدید بنشاند، مقصود، حاصل است.

حال که دیوارها بالا می روند و جای نرده ها را گرفته اند که سبزینگی را نمی پوشاند دست کم بخشی از آنها را در قسمت هایی از سال می توان دیوارها را به ارزان ترین شکل تزیین کرد و این همان اتفاقی است که با خوشه های ترد گلیسین رخ می دهد.

شهرها را با رودها و گل هاشان می شناسیم. قاهره را با رود نیل و لندن با تیمز و سئول با رود هان. همچنین با گل ها و گیاهان خاص شان. تهران، رود ندارد و غالب گیاهان بومی آن نیز گل دار نیست ( چنار و کاج) و اقاقیاهای گل دار هم دیگر کمتر مانده اند. گلیسین هم البته بومی تهران نیست اما خوش می نشیند.

مهم تر این که برخی از گیاهان تنها گیاه نیستند. خاطره و نوستالژی اند. چندان که پیچ امین الدوله و محبوبۀ شب مرا به خانۀ مادربزرگ می برد و خاطره های او را تازه می کند.

برای هر یک از ما گیاهی هست که این گونه باشد. منتها حُسن و ویژگی رونده هایی چون گلیسین به آن است که محدود به اندرونی و اهل خانه نیست.

 سهراب می گوید «من ندیدم بیدی سایه‌اش را بفروشد به زمین/ رایگان می‌بخشد، ناروَن، شاخۀ خود را به کلاغ» .گلیسین نیز خوشه‌های خود را نمی‌فروشد و به رایگان زیبایی خود را به رهگذران بیرون خانه‌ها هدیه می‌دهد.رهگذران خسته از تکرار و ملال های زندگی و دویدن ها و نرسیدن ها...

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱۵
در انتظار بررسی: ۷
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
0
44
متاسفانه سلیقه ها به قهقرا رفته و مردم زشتی و نکبت را بیشتر از زیبایی دوست دارند! این موضوع یادگرفتنی است و باید آن را آموزش داد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
6
20
امروز سوم اردیبهشت تو شهر ما زنجان داره برف می باره! دمای هوا هم زیر صفره تموم شکوفه های درختای میوه رو سر ما زد کلا از زمین و اسمون بدشانسی می باره
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۵۷- ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
قصدم این نیست که خدای نکرده نمکی بر روی زخمی بپاشم، اما بی گمان چیزی به اسم بدشانسی وجود ندارد، تهدیدهای طبیعت را - اگر بتوان چنین اسمی بر آن گذاشت - باید با خوش فکری و برنامه ریزی تبدیل به فرصت کرد. آن وقت است که خواهیم دید این بدشانسی ها چگونه عصای دستمان میشود در گرفتاریها . . .
خويي
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
0
33
هرچه از زيبايي هاي طبيعي دورتر ميشويم افسرده تر ووارد دنياي استرس زا ميشويم
ناشناس
Germany
۱۳:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
0
33
شما یادتون نیست تهران پر از درخت توت و زالزالک و گردو و در ختای چنار بود سمت شمالغربی و شرقی تهران پر از باغ بود سمت اختیاریه باغ انگوری و بیشتر گذرها پر از گل و گیاه بود مثل پیچ امین الدوله
حسین
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
2
20
زیادی طولانی بود ولی خوب بود
ممنون از حسن سلیقه نگارنده
خواننده
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
0
21
اتفاقا جند روز پيش پياده روي مي كردم به يك كوچه رسيدم كه چند تا خونه قديمي حياط دار داشت . از اين خونه ها اين گياه اومده بود بيرون خيلي خيلي زيبا بود . دلم مي خواست اسم اين گياه رو بدونم كه شما گفتيد
ممنون از متن زيباي شما
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۴ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
1
17
چه پیشنهاد خوبی
من
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۴ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
5
6
مطلب شما درست و متین فقط بدی این گیاه اینه که مارمولک به خودش می گیره و ی مدت کوتاه گل میده و اکثر مواقع هم برگاش زود می ریزن و چوبش میمونه که اون مواقع زیاد دیدنی نیست. میتوان گلهای همیشه سبز دیگری را پیشنهاد داد.
علی آرانی
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
0
12
چقدر جالب ، به محض اینکه برای اولین بار این صحنه زیبای خوشه های آویز بنفش را در کوچه های اصفهان دیدم و دنبال اسم این گیاه بودم، عصر ایران این مقاله عجیب را زد تا بدونم اسمش گلیسین است!!
ناشناس
Germany
۱۵:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
0
25
توی همین تهران ده پانزده روز مانده به فروردین هرسال پدرم توی باغچه بنفشه ومیخک و یاس و شب بو میکاشت.ساقه های درخت کوچولوی انگور از دیوار بالا میرفت و به خانه همسایه میرسید.در گوشه انتهائی حیاط یک درخت خرزهره هم بود که مانع از ورود سوسک و پشه و مگس می شد،طوریکه وقتی شبها توی بهارخواب با خیال راحت می خوابیدیم نه سوسکی وارد می شد نه مگسی و نه پشه ای.دوسه مارمولک هم مانع از ورود هر حشره بودند و پدرم نمیگذاشت آنها را و مورچه ها را و کفشدوزکها را اذیت کنیم.چراکه حیوانات بی آزار مفیدی بودند.روزهای روشن خداحافظ.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۳
0
0
متاسفانه تو این مملکت زیبایی هم مثل خیلی چیزای دیگه اصلا ارزش نداره
sahar
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۴
0
0
اتفاقا من هم چند روز پيش درباره اسم اين گياه جستجو كردم و دو سه روز بيشتر نيست كه فهميدم اسمش پيچ گيليسين است.
بسيار بسيار زيباست.
لیلا
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۴
0
0
عالی بود ممنون
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۴
0
0
ريشه اين گياه بسيار رونده است و باعث نابودي گياهان اطراف ميشود . ميتونيد قبل از مقاله زدن از ويكي پديا يا سايت هاي ديگر تحقيق نماييد
پربازدید ها
علم و فناوری