کد خبر ۶۸۳۰۴۶
تاریخ انتشار: ۱۷:۲۱ - ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ - 06 August 2019

عباس مدحجی

بطور متوسط هر دوسال ، کشور انتخاباتی ملی را تجربه میکند و به تبع آن تمام شؤون و زوایای درگیر انتخابات در سطوح جزء تا کلان دستخوش این نماد دموکراسی قرار گرفته و همزمان با تغییر ، کارایی و نقش خود را مشق میکنند.

فصل انتخابات با تمام تغییرات و تحولات خوبی که همراه خود دارد عوارض و آسیب هایی هم در بطن جامعه سیاسی_اجتماعی رسوب میدهد که خواه ناخواه عوارض سؤ آن گریبان گیر بخش بزرگی و چه بسا همه ی جامه خواهد بود.

یکی از این آثار نامبارک، اشتباه در شناخت نظر و میزان رضایت جامعه ی هدف است. اگر این اشتباه در جاهلانه ترین حالت، "توهم" باشد در موذیانه ترین حالت چیزی بیش از یک "بلوف سیاسی" نخواهد بود. تجارب انتخاباتی ذی قیمتی در ۱۰ دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ، ۵دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا ، ۵ دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری و ازهمه مهمتر در ۱۲دوره انتخابات ریاست جمهوری در سپهر سیاسی کشور رقم خورده است که حتی عوام را هم نسبت به بی تفاوتی در انتخابات یا بی دقتی در گزینش آن هوشیار کرده است.

بسیار دیده شده کاندیدایی (یا تیم کنارش) که بعلت عدم شناخت یا بینش ضعیف ، نتوانسته اتمسفر جامعه سیاسی و اجتماعی اطرافیش را بدرستی شناسایی و رصد کند و با بکار گیری فرمول اشتباه و غلط در محاسبات ، اعداد عجیب و غریبی برای سبد انتخاباتی خود پیش بینی کرده است. ارقامی که نه با جامعه آماری همخوانی دارد و نه در معادلات قدرت_نفوذ جامعه ی هدف میگنجد. چنین اشتباهاتی بیش از یک غلط عادی است و نه تنها براحتی آن عنصر کاندیدا را با صورت به زمین میزند که باور تمام آرای واقعی خودش را نیز نسبت به خیلی چیزها، مِن جمله روند انتخابات مخدوش میسازد.

گرچه اصولا در این آسیب، سوال اساسی باید این باشد که "چرا این گونه افراد با توهمات واهی از جو واقعی جامعه داعیه دار نمایندگی احقاق حق جامعه میشوند؟" اما شاید قبلش باید به بررسی چگونگی این بیماری مزمن سیاسی پرداخت. نامزد یا مشاوری که تحلیلش را نه براساس داده های آماری درست که براساس تعریف و تمجید طرفداران و شلوغی میتینگهای انتخاباتی و لایک های مجازی استوار باشد باید هم با تکیه بر اتمسفر حجیم ولی توخالی حاضران، پر از تناقض و اشتباه باشد. مبتدی ترین بازیگران انتخاباتی هم بخوبی میدانند که روی حرف و قول کمترکسی تاپای صندوق میتوان حساب کرد. امروز دیگه مشخص شده سبدهای رایهای قوم و قبیله ای ، خانوادگی‌ ، بومی‌ ، ارتباطی ، حزبی و جریانی ، مالی و تعطمیعی و حتی عملکردی و کارنامه ای میتوانند تا لحظه ی آخر دستخوش تغییر قرار گیرند و اصولا رقبا ورق های مختلفی برای رو کردن در لحظات آخر نگه میدارند.

بسیار دیده شده مبتلایان یه رایماتیسم گزارش لحظه به لحظه ی آرایشان را رصد کرده ولی بعد نتایج اعلام شده یا متحدانشان را به خیانت متهم کرده اند یا شمارش آرا را مزورانه و فاقد صحت دانسته اند. گرچه هردوعامل تصور این بیماران وجود خارجی دارند اما علائم این بیماری نه در این دوعامل که در محاسبه و پیش بینی اشتباه است.

این توهم خطرناک اغلب در کسانی دیده میشود که برای نخستین یا دومین بار در انتخابات مورد نظر خود شرکت میکنند و هنوز طعم تلخ عدم مقبولیت و شکست را نچشیده اند تا داروی واقع بینی (با چاشنی کمی بدبینی) را برای درمان مصرف کنند. اما بعد از ابتلا و درمان دیگر ذهنشان واکسینه شده و در نوبه های بعد کرسی خود را روی رای های پوشالی و محبوبیت رویایی تصور نمیکنند.

اصولا انسانها نسبت به محبوبیت خود و پذیرش در جامعه خیلی خوشبین هستند. حال اگر این خوشبینی سوار قطار طمع اطرافیان شده و لوکوموتیورانش هم سیاست باشد ، هیچ بعید نیست که در اولین دره سقوط کرده و تنها مسافرش به خاک سیاه بنشیند. اگر هم دوستان دلسوزی یا مشاوران واقع نگری چون دهقان فداکار تنپوششان را برای روشن سازی مسیرش آتش زنند ، بازهم التفات نکرده و دنیای پر لذت محبوبیت دروغین در جامعه را به مقصد واقعی تهِ دره ترجیح داده و شاید آن رفیق شفیق و مشاور واقع نگر را هم حذف کند.

بخش دیگر این توهم، اعوجاج نظر در شناخت ظرفیت ها، محدودیتها و استعدادهای جایگاه است. نامزدی که نتواند با تشخیص درست جایگاه مورد نظرش وعده و برنامه ارائه دهد قطعا پا در مسیری میگذارد که خیلی ها پیش از او گذاشته و نه فقط درس عبرتی برای خود و سایرین شدند که تخم یاس و نومیدی را مخاطبان خود کاشتند. همین است که امروز در لایه های مختلف جامعه به تواتر عباراتی میشنویم که از شبیه بودن تمام کاندیداها در وفای به عهد و میزان به ثمر نرساندن! وعده هایشان حکایت دارد. انعقاد معاهده ها و قرارهایی بیش از میزان ظرفیت آن شخص یا جایگاه (جز در موارد منفعت طلبانه برای جلب نظر) هم شخص را مذموم میکند و هم شاخص را.

هزینه پروری مالی و سیاسی نیز از دیگر عوارض این بیماری ست. از آنجایی که نامزد شدن برای هر انتخاباتی (از شورای دانش آموزی مدرسه گرفته تا ریاست جمهوری) نیازمند پشتوانه مالی و سیاسی_اجتماعی ست ، بستر مناسبی برای رشد قارچ گونه ی اسپانسارها مهیا میشود. هر چهره ی اقتصادی و سیاسی که میتواند در انتخاب نامزدی تاثیر گذار باشد ، فضا را برای جادادن اهداف مورد خود در لفافه حمایت ی مناسب دیده و به امید استحصال چندین برابری پاپیش میگزارد تا لبخند و دست یاریش را به کاندیدای مورد نظر غالب کند.

این پدیده ی معمول و شوم از حمایت آغاز میشود ، با تعامل ادامه میابد و به استیلا می انجامد. برخی نیز با ارائه آمار غیر واقعی از نیازمندی های اولیه نامزدی در انتخابات هم نرخ چانه زنی را بالا میبرند و هم رقبایی که میخواهند پاک و بدون اسپانسر وارد کارزار شوند نیامده منصرف میکنند. دقت به میزان هزینه های انتخاباتی(مجلس شورای اسلامی) و چگونگی تامین آنها شاید گواهی براین مدعا باشد. پیگیری مشکلات کاری و شخصی برخی افراد سرمایه دار یا ذی نفوذ ، اصرار بر عزل و نصبهای فاقد توجیه علمی و منطقی ، تصمیمات و تغییر موضع های خلق الساعه ای، نطق ها و شعارهای کلیشه ای ، دخالت در کوچکترین موارد حوزه های انتخابیه ، توصیه های مختلف همکاری با پیمانکاران و سرمایه گذاران ، حضور در مراسمات خاص و نه علی السویه و...از سوی نمایندگان نیز دیگر موارد تبیین این بحث است.

علی ای حال انتظار می رود مردم ما با داشتن چندین تجربه ی انتخاباتی و کار با چهره های پارلمانی هم به عوارض این بیماری آشنایی پیداکرده باشند هم با راههای شناخت و اگر میسر شد ، درمان آن.

علاوه بر آن از یاد نبریم که هر انتخابی نتیجه بلوغ فکری جامعه و آزادگی و دور اندیشی ست چرا که یک رشته ی دی ان ای سرنوشت جامعه هدف با رشته ی عملکرد مسولین و منتخبین آنها پیوند خورده و پیشرفت یک رشته بدون دیگی میسر نیست. در پایان باید گفت (در حوزه ی انتخابات) آنچه امروز است ، حاصل انتخاب دیروز ماست و آنچه فردا خواهد بود لاجرم محصول انتخاب امروز ماست.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: رای , انتخابات
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری