فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۰۰۹۷۰
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۳ - ۰۹-۰۹-۱۳۹۸
کد ۷۰۰۹۷۰
انتشار: ۱۱:۳۳ - ۰۹-۰۹-۱۳۹۸

می‌توانستم فوتبالیست شوم اما ‌گدا شدم

عصر ایران
تابحال هیچ کس به من کمک نکرده، خودم خواسته ام که ورزش کنم و حالا هم ورزش می کنم هیچ نهاد حمایتی ای برای اینکه من ورزش کنم پا پیش نگذاشته و خبری از کمک نیست.

می‌توانستم فوتبالیست شوم اما ‌گدا شدم

مشکلات سیستان و بلوچستان کم نیست، از خشکسالی و بیکاری تا فقر و محرومیت بسیاری از دختران و پسران آن از تحصیل؛ چه بسیار ازدواج‌هایی که به خشونت خانگی منجر می‌شود و چه بسیار پدران و مادران و کودکانی که به امید روزهای بهتر به شهرهای دیگر مهاجرت می‌کنند.اما باتمام این تیره بختی‌ها، هنوز هستند جوانانی که به کور سویی دلخوش کردند به امید روزهای بهتر؛ حسین خورشیدی یکی از همین جوانان است. اهل بلوچستان...

به گزارش ایلنا، سوژه این گزارش هنرنمایی جوان معلول بلوچستانی برای رسیدن به آرزوهایش است.حسین خورشیدی 24 ساله و اهل روستای سورکمب از توابع کنارک در منطقه بلوچستان است، فرزند چهارم خانواده است و بی‌کفایتی یک پزشک او را به این روز کشانده است.

آن طور که حسین برای من تعریف کرد خانواد‌ه‌اش برای تزریق واکسن‌های دوران کودکی ‌او را نزد پزشکِ روستا می‌برند. پس از تزریق واکسن، رفته رفته ناتوانی جسمی در او و چند کودک دیگر روستا پیدا می شود و دست آخر همه شان فلج می شوند.

حسین ادامه می دهد: مادرم تعریف می کرد که مدام راه می رفتم و می افتادم تا اینکه زمین گیر شدم .بعد از این ماجرا به همان دکتر مراجعه کردیم و در جواب گفت که استراحت کنم خوب می شوم و نیازی نیست به دنبال درمان باشم ،اما دیگر هیچوقت پاهایم خوب نشد.

او می گوید: چند کودک دیگر هم در روستا، مانند من بعد از تزریق واکسن ناتوان شدند به محض اینکه دکتر روستا از این موضوع باخبر شد از روستا فرار کرد و دیگر هیچ وقت دستمان به او نرسید، پدر و مادرم هم که پولی نداشتند درمانم کنند من ماندم و دو پای بی حرکت. فقط من این مشکل را نداشتم و چند نفر دیگر از کودکان روستا هم بعد از تزریق آمپول حال و روزشان شبیه به من شد ‌. اوایل بچه بودم و نمی دانستم که چه بر سرم آمده تا اینکه کم کم بزرگ شدم و فهمیدم چه نعمتی را از دست داده ام.

معلولم؛ اما ناتوان نیستم

حسین می گوید: همه با حس دلسوزی و ترحم به من نگاه می کنند ، من همیشه دوست داشتم مانند هم سن و سالهایم بدوم، ورزش و بازی کنم اما توانی نبود به خودم گفتم با ناامیدی مشکلی حل نمی شود. تصمیم گرفتم من هم به سالن ورزشی بروم و کنار دوستانم فوتبال و والیبال بازی کنم . روستا که سالن ورزشی نداشت برای همین هربار که به کنارک می رفتم تمرین می کردم و حالا می‌توانم فوتبال و والیبال بازی کنم.

او می گوید: من به کمک دستانم و چرخش بدن و پاهایم به توپ ضربه می زنم و آن را به سمت دروازه هدایت می کنم . من در کنار فوتبال ، والیبال هم بازی می کنم و به راحتی با دستانم توپ را شوت می کنم . آرزو دارم یک والیبالیست حرفه ای شوم.

سرِ دردِ دلش باز می‌شود و اضافه می‌کند: من بچه چهارم خانواده هستم و در روستای سورکمب به دنیا آمده ام، پدر و مادرم از من نگه داری می کنند، یک خانه فرسوده داریم و پدرم کشاورز است و سرِ زمین های مردم کار می کند، حالا که پیر شده درآمدی ندارد و من باید کمک خرجش باشم من یک ویلچر شکسته دارم که به زور راه می رود و فقط در روستا و آن هم در مسیر های کوتاه می توانم از آن استفاده کنم و سعی می کنم با همین ولیچر کمک خرج باشم.

حسین می گوید: من از کمر فلج هستم، همه فکر می کنند هرکس معلول باشد نمی تواند کاری کند و باید بی حرکت باشد اما من هم ورزش می کنم و هم خرج خودم و خانواده ام را در می آورم .

او در باره شغلش می گوید: با توان بدنی من کسی به من کار نمی دهد، مجبورم هر روز صبح یک مسیر طولانی را از روستایمان تا کنارک بروم و آنجا تکدی گری کنم و شب به روستا برگردم بعضی وقت ها هم در همان کنارک میمانم و در سالن ورزشی ورزش می کنم.

حسین می گوید: تابحال هیچ کس به من کمک نکرده، خودم خواسته ام که ورزش کنم و حالا هم ورزش می کنم هیچ نهاد حمایتی ای برای اینکه من ورزش کنم پا پیش نگذاشته و خبری از کمک نیست.

او حالا از آرزوهایش می گوید: من آرزو دارم یک ویلچر یا یک موتور داشته باشم تا مشکل رفت و آمدم حل شود. هیچکس دوست ندارد دستش را پیش مردم دراز کند اما من چاره ای ندارم نه سرمایه ای دارم و نه کاری‌. مخارج یک جوان معلول هم کم نیست و مجبورم تکدی گری کنم. من حتی پولی خریدِ وسایل برای دستفروشی را ندارم وگرنه از این کار هم نمی گذشتم. من می توانم والیبال و فوتبال بازی کنم اگر به من کمک شود تمام تلاشم را می کنم که موفق شوم .

او می گوید: من 9 کلاس درس خوانده‌ام و خواندن و نوشتن بلدم اما به تازگی سریع فراموش می‌کنم و ذهنم یاری نمی کند که روزهای خوب زندگی‌ام را به یاد بیاورم. خیلی دوست دارم که بتوانم درسم را هم ادامه دهم .کاش روزی بتوانم کلید آرزوهایم را در دستانم بچرخانم.

برچسب ها: معلولیت ، ورزش
ارسال به دوستان
حضور کارگزاران ادوار در مراسم وداع خارچشم دشمنان توصیه مهم راه‌آهن به مسافران مراسم تشییع/ بلیت رفت و برگشت را هم‌زمان تهیه کنید افزایش قیمت نان از چه زمانی اعمال می‌شود؟ آتش‌نشانی تهران: تاکنون هیچ حادثه‌ای در مراسم وداع گزارش نشده است شكست محاصره هوایی یمن شمالی توسط ایران بعد از 11 سال / ناکامی جنگنده های سعودی در برابر هواپیمای ایران وداع مردم با «آقای شهید»شان (عکس) حضور فعالان سینما و مدیران برای بدرقه رهبر شهید (عکس) مقایسه نسل جدید و قدیمی BMW X5؛ انقلابی در طراحی یا یک ریسک بزرگ؟ (تصویری) پیش بینی سیتی‌گروپ از قیمت نفت/ نفت تا پایان سال 2026 چند دلار می‌شود؟ خالکوبی ممکن است بیش از تصور بر سیستم ایمنی بدن اثر بگذارد برنده نخل طلا مستقیم راهی اسکار شد آیفون ۱۸ حتی با ۹ گیگابایت رم هم از این دو ویژگی محروم است هم‌نشینی بدون هم‌پیمانی؛ گذار از تقابل میدانی به پذیرش دیپلماتیک رکورد جهانی بزرگترین هواپیمای کاغذی دنیا شکست (+عکس) منوچهر فرید درگذشت