کد خبر ۷۲۰۴۴۹
تاریخ انتشار: ۱۶:۲۲ - ۰۶ فروردين ۱۳۹۹ - 25 March 2020
مروری بر سال کهنه؛ 12 ماه، 12 روز- 6
هفتۀ اول تحت الشعاع مکاتبه و درواقع مشاجرۀ دو رییس پیشین دستگاه قضایی بود که ریشه در افشای اظهارات شیخ محمد یزدی خطاب به صادق لاریجانی داشت و پاسخ تند او و هر دو هم با خطاب ضمیر مفرد...

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- ماه پر خبری بود شهریور 1398 و مهم‌تر از همه این که یک بار دیگر احتمال درگیری نظامی ایران و آمریکا قوّت گرفت. این بار اما نه به خاطر ساقط کردن پهپاد آمریکایی که به بهانۀ حملۀ پهپادهایی به مهم‌ترین پالایشگاه و قلب اقتصاد عربستان (آرامکو) و این که ایران را به طراحی آن حمایت کردند در حالی که هیچ شاهدی ارایه نکردند.

حملۀ هواپیماهای بدون سرنشین به این پالایشگاه که گفته شد 10 تا 17 فروند در آن مشارکت داشتند، این پرسش را به میان آورد که عربستان سعودی چگونه این همه خرج امور نظامی خود می کند و مبالغ سنگینی به امریکا می پردازد در حالی که در روز واقعه کاری نمی تواند انجام دهد؟


شرکت ملی نفت عربستان سعودی که با نام آرامکو شناخته می شود با تولید و فروش روزانه 10 میلیون دلار بشکه نفت خام و گاز طبیعی دو سال قبل از آن درصدر فهرست شرکت هایی قرار داشت که بالاترین سودها را به دست می آوردند و سود آرامکو چنین بود: 33 میلیارد دلار.

برکناری جان بولتون

در عرصۀ سیاست خارجی این خبر هم مهم بود که در آمریکا «جان بولتون» مشاور امنیت ملی ترامپ برکنار شد و برخی آن را امتیازی برای امکان دیدار دو رییس جمهوری ( روحانی و ترامپ) در نیویورک دانستند. این در حالی بود که در شهریور 1398 احتمال دیدار از هر سال کمتر ارزیابی می شد و حتی در گمانه زنی ها هم قرار نداشت.

پیش از آن رهبری عالی جمهوری اسلامی تصریح کرده بودند: «چنانچه آمریکا حرف خود را پس بگیرد و به معاهدۀ هسته ای که ان را نقض کرده بازگردد آن وقت در جمع کشورهای عضو معاهده که شرکت و با ایران صحبت می کنند آمریکا هم می تواند شرکت کند. در غیر این صورت هیچ مذاکره ای در هیچ سطحی بین مسؤولان جمهوری اسلامی و مقامات آمریکایی اتفاق نخواهد افتاد. نه در نیویورک و نه در غیر آن.»

بدین ترتیب روشن بود که برکناری جان بولتون برای مذاکره کافی نیست و در واقع شرط ایران این بود که آمریکا به برجام بازگردد تا بتوان در چارچوب برجام و مانند 5 کشور دیگر با آن مذاکره کرد.

جالب این که قبل از موضع گیری جواد ظریف که اصطلاح گروه «بی» را دربارۀ 4 دشمن ایران ( بولتون، بن زاید، بنیامین نتانیاهو و بن زاید ) و بر اساس حرف اول نام یا نام خانوادگی شان (حرف بی) وضع کرده بود، موضع بگیرد و از حذف یکی از این اضلاع ابراز خرسندی کند، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی به سبک محسن رضایی توییت گذاشت: « تغییرات شکلی در هیأت حاکمۀ آمریکا، تأثیری بر ادراک ایران ندارد.»

در سیاست البته بحث منافع کشورها مطرح است نه ادراکات شان از هم. به همین خاطر است که ایران مثلا درموضوع سوریه با ترکیه اختلاف جدی دارد ولی بر سر کردها هم نظر است یا ترکیه با روسیه چند پروندۀ جدا دارد و خود ایران دربارۀ نفت منتقد روسیه است که مانند عربستان از کاهش تولید حمایت می کند ولی در قضیه سوریه به مسکو به چشم متحد می نگرد.

خودسوزی دختر آبی


بیرون از عرصۀ سیاست رسمی خبر پر سرو صدای دیگر مرگ دختر هوادار تیم فوتبال استقلال (سحر خدایاری) بود که با تصور دریافت حکم زندان پس از احضار به دادگاه اقدام به خودسوزی کرد و درگذشت و احساست عمومی را جریحه دارکرد.


چنان موجی در جامعه برخاست که تلویزیون 48 ساعت پس از «ترند» شدن هشتگ «دختر آبی» برنامه ای را به این موضوع اختصاص داد.

روایت رسمی که از صدا و سیما پخش شد این بود: «در اسفند 97 سحر خدایاری در ورودی ورزشگاه با پوشش نامناسب با مأموران نیروی انتظامی درگیر می‌شود.

توهین او به مأموران موجب حضور او در دادگستری می شود و برای متهم پروندۀ قضایی تشکیل می شود با عنوان جریحه دار کردن عفت عمومی. اما با صدور قرار آزاد بوده است. این دختر در روزحادثه به دادگاه مراجعه می کند و چون رییس دادگاه در مرخصی بوده اقدام قضایی به عمل نمی آید و برای او وقت دیگری تعیین می شود. پس از خروج از واحد قضایی با بنزینی که از قبل تهیه کرده بود مبادرت به خودسوزی می کند و بلافاصله به بیمارستان منتقل می شود.»

روایت غیر رسمی اما این بود که در غیاب رییس از فردی می پرسد که چه حکمی برای من صادر می کنند و او می گوید: 6 ماه حبس و دختر بیچاره نمی دانسته این موضوع را چگونه باید به پدر خود بگوید.
هم دردی کاپیتان و بازیکنان تیم فوتبال استقلال موضوع را به ورزشگاه ها می‌کشاند و جنبه‌های اجتماعی فراتری به خود می گیرد.

همان زمان در یادداشتی نوشتم: «اگر پلیس برخورد شکیبایانه تری می داشت شاید به این اتفاق تلخ ختم نمی شد و کاش می شد از مقام مسؤولی در نیروی انتظامی پرسید واقعا هیچ روش دیگری متصور نبود و حتما باید یک دختر جوان و علاقه مند به تماشای مسابقات فوتبال در ورزشگاه در مسیر شکایت و دادگاه و تأمین وثیقه و نگرانی از حکم احتمالی و نوع انتقال موضوع به پدرش می افتاد؟»

مشاجره یا مکاتبه

هفتۀ اول شهریورماه البته تحت تأثیر و تحت الشعاع مکاتبه و درواقع مشاجرۀ دو فقیه شورای نگهبان و دو رییس سابق و اسبق دستگاه قضایی بود که ریشه در افشای اظهارات آیت الله شیخ محمد یزدی خطاب به صادق لاریجانی داشت و پاسخ او.

شهریور 98/  پاسخ بی‌سابقه

آقای یزدی گفته بود: «به اسم مدرسۀ علمیه کاخ ساخته ای. آیا ارث پدرت بود؟ از کجا آوردی ساختی؟» و صادق لاریجانی هم پاسخ داد: « آقای عزیز! اول استناد ساخت مدرسه به بنده را ثابت کن. بعد بپرس از کجا آورده ای؟ با لحنی بی ادبانه گفته اید آیا ارث پدرت بود؟ می گویم: خیر. ارث پدرم نبود! مگر همین ساختمان هایی که حضرتعالی از آنها استفاده می کنید از ارث پدرتان ساخته شده است؟»

اگر محمد یزدی در جمعی خصوصی و احتمالا بدون تصور انتشار سخنی را از سر خشم گفته بود صادق لاریجانی با حوصله و به قصد انتشار جوابیه را نوشته و حتی در سایت رسمی مجمع تشخیص مصلحت قرار داده و به طعنۀ بالا این را هم افزوده بود: « ساختمان مرکز تحقیقات دبیرخانه خبرگان که با لطایف الحیل از دست مسؤولان وقت درآوردید و به عنوان نایب رییس مجلس خبرگان محل کار خود قرار داده اید در همین قد و وزن و قواره بود ولی نفرمودید کاخ ساخته اند بلکه با اشتیاق تمام به آن ساختمان نقل مکان فرمودید.»

آن که اتهام نشر اکاذیب می زد 10 سال رییس قوه قضاییه بوده و آن که به او این اتهام وارد شد نیز 10 سال رییس همین قوه بوده است و همین موضوع را برای افکار عمومی جذاب کرده بود.

چندی بعد البته تصویری از جلسه شورای نگهبان منتشر شد که دو فقیه در حال خوش و بش هستند تا بگویند ایهاالناس! قضیه تمام شده اما اتهاماتی که وارد کردند و لحنی که به کار بردند در تاریخ ثبت شد.

در برخی رخدادها اصطلاحی هم وارد ادبیات سیاسی می شود. مانند محاکمۀ کرباسچی شهردار وقت تهران که یکی از وکلای او – مسعود حایری- خطاب به محسنی اژه ای رییس دادگاه که سخنان او را قطع کرده بود گفت: «بگذارید کلام منعقد شود» که بعد از آن در میان همگان رایج شد.

صادق لاریجانی هم در نامۀ تند خود از اصطلاح «استفراغ وسع» استفاده کرد آنجا که به «‌حد تحصیلات و استفراغ وسع» آقای یزدی در باب «استنباط احکام» اشاره کرد. مشخص نشد این استفراغ را به خاطر بار منفی آن در زبان پارسی به کار برده یا مانند برادرش علی که کلمات عربی را در متون پارسی به کار می گیرد. وازه هایی چون «موقف» به جای «موضع» و « رصد کردن» که به واسطۀ صدا وسیمای تحت ریاست او رایج شد.

----------------------------------------------------

بیشتر بخوانید:

فروردین 98/ شروع سال با سیل

 اردیبهشت 98/ تعطیل مسابقۀ بخت‌آزمایی

خُرداد 98/ وانِ خونِ خانۀ مرد سیاست

 

تیر 98/ سرنگونی پهپاد آمریکایی و التهاب شبانه

 

مرداد 98/ حبس ابد برای «پهلوانِ پدیده»

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری