کد خبر ۷۲۳۹۳۷
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۵ - ۳۰ فروردين ۱۳۹۹ - 18 April 2020
حدود دوماه و نیم است سایه سنگین کرونا بر سر جهان سنگینی میکند، دو ماه و نیمی که مسلما در تاریخ پیدایش جهان (آنچه ما از آن اطلاع داریم) اتفاق بی نظیری است، اتفاقی که باورش برای آیتدگان باورنکردنی وتصورش نیز بسیار سخت خواهد بود، اتفاقی که اگر از آن فیلمی ساخته شود، حتی تماشای آن نیز برای بینندگان زجر آور و دشوار و خیالی به نظر خواهد آمد.

رضا خیری مطلق؛ در ابتدای پیدایش ویروس کسی باور نمی‌کرد که ابعاد آن به این گستردگی باشد، همه در انتظار آن بودند مثل بسیاری از وقایع مشابه با تلفاتی قابل پذیرش به اتمام برسد، همه در این اندیشه بودند که با کمی حوصله و با استفاده از امکانات حظیمی که بشر از نظر علمی دارد بتوانند با آن مقابله کنند، این تصور چنان فراگیر بود که اکثر مردم سعی میکردند با کوچک جلوه دادن آن به مقابله با آن بپردازند. خیلی‌ها در این اندیشه بودند وقایع و اتفاقات ناشی از کرونا را به نحوی ثبت وضبط کنند تا فراموش نشود، انسان قرن بیست ویکم که موفق شده بود تا با اختراعات و اکتشافات خود داعیه سلطه بر کرات دیگر را داشته باشند، باورشان این بود که کرونا یک ویروس است و به کمک علوم پزشکی و با دارو‌ها و روش‌های شناخته شده خود با آن مقابله می‌کنند، هروز که می‌گذشت با گسترش ویروس از چین به سرعت ۱۹۸ کشور را در نوردید، ترس از مرگ از یک منطقه به مناطق دیگر گسترش یافت واز کشوری به کشور دیگر و از قاره‌ای به قاره دیگر نفوذ کرد.

در ابتدا بشر شوخ طبع برای این ویروس جک‌ها ساختند، شعر‌های طنز سرودند، مثل همه اتفاقات دیگر سعی کردند برای پیدایش آن دلایلی پیدا کنند، عده‌ای آن را توطئه ابر قدرت‌ها برای تغییر شرایط اقتصادی دانستند و عده‌ای آنرا یک دسیسه سیاسی قلمداد کردند، عده‌ای آنرا به دوری انسان از خدا و عده‌ای آنرا عدم وجود عدالت اجتماعی و بی توحهی انسان به بهداشت یا رعایت حفظ محیط زیست قلمداد کردند، عده‌ای انرا پیامبری از سوی خدا برای تذکر بربشر جهت اصلاح رفتار‌های اخلاقی و اجتماع دانستند.
 
ناکار آمدی دولت‌ها در مهار این بیماری نداشتن برنامه بی عرضگی در اداره امور کشورقلمداد کردند تا جناح رقیب را از میدان بدر کنند. ابر قدرت‌ها با بی توجهی از کنار آن گذشتند. اما روز به روز با توسعه آن ترس هرچه بیشتر بر انسان‌های عادی تا دانشمندان و سیاستمداران غلبه کرد، در این مدت دو ماه و نیم میلیارد‌ها بار نام کرونا بر زبان‌ها جاری شد رسانه‌های جهانی تیتر اول اخبار و تحلیل‌ها و تحقیقات خود را به آن اختصاص دادند. راه حل‌ها برای مقابله با آن از شستن دست‌ها به مدت بیست ثانیه آغاز شد. وقتی آب و صابون افاقه نکرد به ماسک و ژل و ضد عفونی کردن و سمپاشی اماکن روی آوردند، ماسک کمیاب شدژل والکل جزو اقلام نادر گردید، ابر قدرت‌ها به سرقت ماسک از یکدیگر پرداختند، اول به اینکه ماسک بزنند و فاصله‌ها را رعایت کنند اکنفا شد وقتی افاقه نکرد راه حل در کم کردن تجمعات و نشست‌ها و جلسات و تعطیلی مدارس و ادارات و مسابقات مختلف ورزشی تا تعطیلی مسابقات فوتبال و المپیک و بازی‌های آسیایی و بالاتراز همه به تعطیلی مساجد و نماز جمعه و کلیسا و اماکن مقدس که تا کنون مامن و پناهگاه هر درمانده نیازمندی بود کشیده شد.
 
روز به روز تعداد مرگ و میر افزایش یافت، انسان این اشرف مخلوقات که روزی برای مرگش مراسم با شکوه و عظمت بر گزار می‌شد و اقوام و آشنایان و وابستگان برسر مزارش گریه می‌کردند و برای بزرگداشتش هزینه‌های کلان می‌کردند، بدون هر مراسمی دفن شدند و کسی از ترس جرئت نزذیک شدن نه به جنازه بلکه به محل دفنش را نیز نداشتند، عده‌ای در سطح جهان به دنبال آن بودند از این شرایط در عرصه اقتصادی بهره برداری کنند قافیه را باختند.
 
انسانی که همه وابستگیهایش به پدر و مادر و خواهر و برادر و فرزند و نوه اش بود از ترس از همه آن‌ها فاصله گرفتند، تفریحات و سرگرمی‌ها، با بسته شدن مراکز تفریح به پایان رسید، هنوز بعضی‌ها در بهت و حیرت بودند و باور این اتفاق برایشان سخت بود سعی کردند خودی نشان دهند، اما دیری نپایید تسلیم شدند. ویروس بدون تبعیض جان گدا و ثروتمندئ و دارا و ندار را گرفت، حتی پزشکان از این مهلکه جان بدر نبردند.
 
انسان با ویژگی خودش که مبارزه با طبیعت در طول خلقت بوده، همچنان تلاش می‌کند با تحقیق و تفحص و آزمایش دارویی برای این بلا پیدا کند و هنوز امید وار است، من نیز امیدوارم که خبری که جهان مشتاق آن است را بشنوم خبر اینکه دارو یا واکسن ضد کرونا کشف شد.
 
مشکل همیشگی اکثر انسان‌ها این بوده تا چیزی را به چشم خود نبینند به آن باور نداشته باشند، خیلی‌ها هم که خدا را به چشم ندیده اند به آو ایمان ندارند، نه به خدا و نه به آخرت و نه به جهنم و بهشت و مشکل اساسی این است که کرونا هم موجودی است که قابل رویت نیست و خیلی‌ها هنوز باورش نکرده اند. با اینهمه ترس مرگ امروز برای انسان‌ها ملموس‌تر از هر زمانی است. هفت میلیارد انسان کره خاکی امروزه دروحشت مرگ بسر می‌برند
 
کره خاکی امروزه خطر ناکترین جا برای انسان شده است، هرکس در قرنطینه بسر می‌برد هر چند قرنطینه‌ها هم به میزان دارایی آدم‌ها متفاوت است یکی جزیره‌ای خریده و با نامزدش در آنجا بسر می‌برد یکی در ویلای چند هزار متری و یکی در خانه محقرش ِ، یکی آنقدر دارد که فکر می‌کند با تامین آذوقه می‌تواند در جزیره و ویلایش به آرامش زندگی کند یکی آنقدر دارد که در فکر نان فرداست و در این هنگامه مرگ باید قرق را بشکند و ترس را بجان بخرد تا نانی بدست بیاورد آنهم آیا زنده یا مرده سالم یا بیمار.
 
دولت‌ها بر این باورند که تا دوماه دیگر می‌توانند راه حلی پیدا کنند دانشمندان معتقدند که ویروس در طی مسیر خود روز به روز ضعیفتر خواهد شد، و همه امیدوارند تا دو ماه دیگر این بلا بگونه‌ای از سر جهانشان دست بر دارد، آنچه به نظر می‌رسد اینست که ظرف حوصله مردم جهان بیش از دوماه نیست و برای مقابله اندوخته جهانی از نظر تغذیه اگر نسبت به هم مهربان باشند بیش از شش ماه نیست و اکثر کشور‌ها معتقدند این اندوخته کفاف دوماه آن‌ها را نخواهدکرد. اگر زمان پیش بینی شده غلط از آب در بیاید مسلما آن فاجعه جهانی اتفاق خواهد افتاد.
 
پول، ثروت و دارایی، طلا و دلار و نقره و جواهرات، ملک و املاک و باغ وباغات دیگر ارزشی نخواهد داشت، نفت و گاز منبع ثروت نخواهد بود و انسان نگران آب و نان خواهد بود، اگر قیمت نان به قیمت طلا برسد، اگر ارزاق نایاب شود این بشر به مرگ هم راضی خواهد بود تا بلکه امکان حیات خود را فراهم کند، در این ماه‌های اولیه همه مهربان هستند و برای یکدیگر دست کمک دراز می‌کنند، اما اگر این شرایط به درازا کشد داستان بر عکس خواهد شد.‌
 
نمی‌دانم اسم این شرایط را چه باید گذاشت:
آیا ما درچرخه راز بقا به جایی رسیده ایم که باید مثل نسل بسیاری از پرندگان و ماهی‌ها و... برای ایجاد توازن در طبیعت از بین برویم.
آیا فرق ما با حیوانات در این است که نوان ثبت وقایع را داریم، نگرش خلقت به ما مثل نگرش به بقیه موجودات است و کاری به اندیشه و عقل و درایت ما ندارد.
آیا داستان ما مثل داستان قوم لوط است که مورد غضب خدا قرار گرفته ایم و باید زمین نابود شود و همزمان آتش وسیل و طوفان و زلزله همه چیز را نابود کند و خلقت در این زمین یا در کرات دیگر به شکلی دیگر آغاز شود؟
 
آیا قیامت و اخر زمان فرا رسیده و ما آخرین نسلی هستیم که باید بمیریم و با صور اسرافیل رستاخیزی داشته باشیم تا به حساب و کتاب‌های ما رسیدگی شود.‌
نمی‌دانم: هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من:
با محاسبات انسان در کره خاکی زمانی طولانی بر زمین گذشته است، شاید همه این اتفاقات در زمانی که خالق جهان بر آن مترتب داشته یک چشم بهم زدنی بیش نباشد
آیا خدا از انسان به دلیل سرکشی‌ها و تمرد‌ها و غرور و جاه طلبی و انحصار طلبی و خونریزی و قتل و جنگ و طغیانهایش به خشم آمده، آیا صبر خدا به سر آمده؟
درجهانی که میلیون‌ها انسان در زیر شکنجه و فقر و گرسنگی و جنگ و استبداد توسط انسان‌هایی به نام خدا و به نمایندگی از خدا جان می‌بازند صبر خدا را به آخر رسانده اند؟
آیا بخاطر عبرت نگرفتن انسان از فجایع داعش‌ها که به جان و مال و ناموس بشریت رحم نکردند، و قدرت‌های جهانی از این دژخیمان دفاع کردند عامل این فاجعه است؟
 
آیا مرگ و گرسنگی و آوارگی میلیون‌ها کودک در زیر بمب‌های خادمین خانه اش و اربابان آن‌ها باعث این اوضاع است؟
آیا تنفروشی و فقر و بدبختی در اثر ظلم و ستم اربابان جهان عامل این فاجعه است؟
آیا بوکو حرام و طالبان و القاعده وجنگ شیعه وسنی و یزیدی و مسیحی و یهودی‌ها و قتل عام مسلمانان بدست هند کشتار ااقوام به جرم قومیتشان ومحکوم و زندانی شدن انسان‌ها به جرم اندیشیدنشان باعث این بلا شده است؟
 
نمیدانم طغیان انسان، میگساری و زنا و تجاوز و ارتشا و دروغ و تهمت و افترا دزدی و غارت و چپاول باعث این بلا شده است؟
آیا مغرور شدن انسان با ساختن سلاح‌های کشتار جمعی بمب و موشک و بمب‌های شیمیایی و هزاران ابزار مرگ، و کوبیدن بر طبل جنگ و تهدید و کشتار عامل این اوضاع شده است؟
 
آیا خدا صبرش سر آمده؟ 

خدا می‌فرماید اگر در گوشه‌ای از جهان صدای مظلومی را شنیدید و به کمکش نشتافتید گناهکارید، آیا گناه همه انسان‌ها که شاهد و ناظر فقر و بدبختی و قساوت و کینه توزی هستند و سکوت کرده موجب نزول این بلا شده است؟
در این کره خاکی از روز اول که هابیل و قابیل دست به قتل زدند تا امروز بشر روی خوش ندیده و بهر بهانه‌ای دست به کشتار زده، کشته و کشته شده یقینا همه آن ظلم و ستم‌ها که میلیون‌ها سال است با شدت و ضعف تداوم داشته حوصله خدا را سر برده و امیدش را از جانشین خود در زمین قطع کرده آیا خدا دیگر خلیفته الله بر روی زمین نمی‌خواهد، چون این خلیفه خدا بر روی زمین امتحان بدی داده و باید به خلافت او در زمین پایان داد.
 
کرونا تمامی معادلات تاریخی و معاصر بشر به هم زده. جهان گسترده به کوچکترین ابعاد خود رسیده، و به تبع آن انسان‌ها نیز کوچک شده اند ریزتر از مورچه تا با کرونایی که ریزتر از اوست چنان ریز که به چشم نمی‌آید نابود شود.
معادلات به هم خورده، انسان خلیفته الله نیست، انسان مقدس نیست، هیچ اشرفیتی برای انسان باقی نمانده، شفا دهندگان، معجزه گران، مدعیان علم، مدعیان قدرت به اوج ذلالت رسیده اند.
انسان اشرف مخلوقات امروز ضعیف‌تر از هر حیوانی، زبون‌تر از هر موجودی همچون موش در سوراخی خزیده، انسان مغرور متکبر امروز چنان زبون شده که از سایه خود می‌هراسد.
این اشرف مخلوقات حاضر شده همچون زالو در این لحظات غم انگیز برای اینکه چند صباحی زنده بماند خون هم نوعان خود را بمکد.

آخر کلام اینکه جهان با این عظمت برای انسان زندان بود، و امروز کرونا آن را به زندان تنگتری تبدیل کرده، محسوستر اینکه خانه و کاشانه اش که مامن و پناهگاهش بود نیز به زندان او بدل شده است این تاوان همه جنایت‌های بشر است که خشک و‌تر را با هم می‌سوزند. آیا خدا حوصله اش از انسان سر رفته است؟

در اینروز‌های وانفسا تنها امید همه ما بعد از لطف و بخشش خداوندی به تلاش و کوشش زنان و مردان و انسان‌های نیکی است که همه هستی خود را بر کف اخلاص گذاشته اند. انسان‌هایی که به علایق دتیوی پشت پا زده و برای جنگبدن با این بلا همچون همه اسطوره‌های ناریخ بشریت به میدان آمده اند و با بذل جان و مال و علم و کوشش و کار و حتی فدا کردن خود و با حضور موثرشان سعی در بهبودی و ایجاد امید و شفا هستند، امیدواریم مهر مهربانان و انسان‌های خالص بر قهر و غضب الهی غلبه کندو خداوند به عشق بزرگ زنان و راد مردان عرصه عشق بر سر شوق آید و انسان یاغی مغرور ر را که امروزه مستاصل در برابرش ایستاده از این بلا نجات دهد. من ایمان دارم تنها انسان‌های عاشق می‌توانند جان فدا کنند وخداوند تنهاخریدار عشق و محبت است.
_____________________________________-
بیشتر بخوانید:
ارسال به تلگرام
برچسب ها: کرونا , خدا
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری