کد خبر ۷۵۴۴۵۴
تعداد نظرات: ۱۷ نظر
تاریخ انتشار: ۰۰:۱۵ - ۱۷ آبان ۱۳۹۹ - 07 November 2020
ایران به روایت آثار؛ قسمت سی و پنجم: بوف کور
انتشار بوف کور، نقطه عطفی در ادبیات ایران شد؛ داستانی پررمزوراز از مردی که تریاک و شراب او را به دنیای توهم برده.

کیفیت پایین:

کیفیت خوب:

عصر ایران؛ محسن ظهوری ـ «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد». این زخم‌ها سال‌ها پیش از ذهن نویسنده‌ای روی کاغذ آمد و شد «بوف کور». داستان بلندی که به گفته منتقدان ادبی، سایه‌اش تا همین امروز روی ادبیات داستانی ایران مانده. ماجرای خلق این داستان را در این قسمت از «ایران به روایت آثار» ببینید.

«ایران به روایت آثار» مجموعه‌ گزارشی ویدئویی است که هر هفته شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها در عصر ایران منتشر می‌شود. قسمت سی و ششم این مجموعه را می‌توانید روز سه‌شنبه ۲۰ آبان ببینید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در قسمت قبل منتشر شد:

ایران به روایت آثار؛ قسمت سی و چهارم: سوارکار طاق‌بستان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صادق هدایت نویسنده‌ای است که او را از مهم‌ترین آغازگران داستان‌نویسی مدرن در ایران می‌دانند؛ کسی که از حکایت و اندرز و شرح حوادث پیش‌تر رفته، به درون شخصیت‌ها پرداخته. در عین اینکه فضا و حال‌وهوای کارهایش کاملا ایرانی است، اصول داستان‌نویسی غربی در آن‌ها رعایت شده و فضاسازی، نثر، توصیف و اتفاق در هماهنگی با موضوع داستان شکل گرفته.

«اين دردها را نمي‌شود به كسي اظهار كرد چون عموما عادت دارند كه اين دردهاي باورنكردني را جزو اتفاقات و پيش‌آمدهاي نادر و عجيب بشمارند و اگر كسي بگويد يا بنويسد مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي مي‌كنند آن را با لبخند شكاك و تمسخرآميز تلقي كنند».

هدایت را همین دردها نویسنده کرد؛ دردهایی که در داستان‌هایش بازگو می‌کرد؛ به طنز و به جد، به هرکدام که می‌توانست. پرونده زندگی خود او را هم همین دردها بست؛ کدام‌شان؟ نمی‌دانیم. اما اینجا در آپارتمانی در خیابان شامپیونه پاریس، درز تمام پنجره‌ها را برای ورود هوا بست، شیر گاز را باز کرد و کف آشپزخانه خوابید تا زندگی‌‌اش تمام شود.

«صادق هدایت» نقطه عطفی در تاریخ داستان‌نویسی ایران بود، چرا که او به درون شخصیت راه پیدا کرد، به افکار او و آن‌چه آن را ساخته.

زبان فارسی پیش از او، آثار متنوعی در گنجینه داستان‌نویسی خود داشت؛ از «درخت آسوریگ» و «ماتیکانِ یوشتِ فریان» گرفته تا «سمک عیار» و «داراب‌نامه» و حکایات‌ و داستان‌های کسانی چون «ابن‌سینا» و «سهروردی». پس از انقلاب مشروطه هم برخی نویسندگان همچون «عبدالرحیم طالبوف» و «مرتضی مشفق کاظمی» به نوشتن رمان‌های تاریخی و اجتماعی رو آورده بودند.

گرچه «محمدعلی جمالزاده» با داستان کوتاه «فارسی شکر است» و مجموعه «یکی بود یکی نبود»، نخستین داستان‌های فارسی به شیوه مدرن آن یعنی اروپایی را منتشر کرده بود، اما این «هدایت» بود که یک گام بلندتر برداشت و به درون ذهنیت آشفته یک شخصیت رفت؛ ذهنیتی که تاریخ، جامعه و اتفاقات پیرامونش آن را شکل داده‌اند.

«بوف کور» مهم‌ترین اثر «هدایت» است؛ رمانی پیچیده و در جهانی غیرواقعی؛ نه مثل جهان عجیب حکایت‌های سهروردی که ماورایی و غیرزمینی است؛ دنیای «بوف کور» به شدت زمینی است و آشفتگی‌اش هم به همین دلیل است؛ قصه‌ای است از تکرار سرگذشت مردی که زنی را دوست دارد و آن زن در کنارش می‌میرد. هربار به صورتی. داستان مردی است آشفته‌حال و منزوی که خود را از همه مردم جدا می‌بیند؛ تریاک می‌کشد و توهمات خود را می‌نویسد. توهم یا واقعیت؟ آن‌چه می‌بیند و می‌شنود در خواب است یا بیداری؟ نه او می‌داند و نه ما. همه‌چیز از ذهن او عبور کرده و به ما رسیده. به ما که نه، او برای سایه‌اش می‌نویسد و ما می‌خوانیم:

«سایه‌ام به دیوار شبیه جغد شده بود و با حالت خمیده نوشته‌های مرا به دقت می‌خواند. حتما او خوب می‌فهمید، فقط او می‌توانست بفهمد. از گوشه چشمم که به سایه‌ خودم نگاه می‌کردم، می‌ترسیدم».

نوشتن برای یک سایه. داستانی که حتی دلیل نوشتن آن از توهمی سرچشمه می‌گیرد که نویسنده را گرفتار خود کرده. نوشته‌هایی که در دایره‌ای از تصاویر و اصوات تکرار می‌شوند؛ زن سیاهپوشی با گل نیلوفری در دست. قصابی که گوشت‌ها را تکه تکه می‌کند. خنده‌های رعشه‌آور و خواب‌های مالیخولیایی. همه‌چیز در دود تریاک و توهم ناشی از آن غرق شده‌ تا سایه‌ای بر دیوار شوند از خاطرات مردی که نمی‌تواند به یاد بیاورد چطور به این حال و روز افتاده. سایه‌ای که بی‌صدا هرآنچه‌ نوشته شده را می‌بلعد.

مکان داستان اطراف شهرری در تهران قدیم است. اما نشانه‌های سینمای اکسپرسیونیستی غرب در دهه ۲۰ میلادی و اسطوره‌های ایرانی و هندی در گوشه گوشه قصه دیده می‌شود. هدایت این داستان را در پاریس نوشت؛ در روزگاری که تئوری‌های روانکاوانه بحث روز اروپا بود. او سال‌ها بعد سفری به هند می‌کند و با تغییراتی در داستان و گنجاندن عناصری از فرهنگ این کشور در رمانش، آن را در همان بمبئی و در ۵۰ نسخه منتشر می‌کند؛ سال ۱۳۱۵. با اینکه یک‌سال بعدش به ایران می‌آید اما انتشار آن تا سال ۱۳۲۰ به طول می‌انجامد تا نهایتا در این سال به صورت پاورقی در روزنامه ایران منتشر می‌شود. ۱۰ سال قبل از آن‌که به پاریس برود و آن‌جا خود را بکشد.

«بوف کور» از زمان انتشار تا امروز، با نقدهای تند و مخالفت‌های سرسختانه‌ای هم مواجه شده، اما همچنان تاثیرگذارترین داستان ایرانی در دوره معاصر باقی مانده. کتابی که سرآغاز نوع جدیدی از داستان‌نویسی در ایران است که تأثیر آن تا امروز هم ادامه دارد.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: صادق هدایت , بوف کور
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱۷
در انتظار بررسی: ۱۶
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
4
25
صادق هدایت حال و روز امروز ملت ایران را هم پیش بینی کرده بود او به خرافاتی بودن و متوهم بودن ایرانیان اشاره کرده است از خود برتر بینی جماعتی که با عوام فریبی برای خود جایگاهی درست کرده اند سخت انتقاد کرده است بله واقعا هدایت از این چیز ها رنج می برده است
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۸:۵۷- ۱۳۹۹/۰۸/۱۹
امان از آن جماعت عوام فریب!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۵:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
17
4
هرچند به نظر نویسنده مهم و تاثیرگذار است از نظر ما اینگونه نیست
تاثیر کلی آن هم از نظر ما بیشتر منفی است تا مثبت
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
8
7
خیلی خوبه تو این روزای سخت که به شدت محتاج امید و انگیزه ایم شما هم با ترویج آثار صادق هدایت به خوبی به حال خوب مردم دارین کمک می کنین
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
6
8
انصافا بیشتر پروپاگانداست تا اینکه کتاب فربه ای باشد. ولی در ادبیات ما که از نظر آثار منثور فقیر است، زیاد مورد توجه قرار گرفت.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
17
6
منت بذارید چیزایی که برای خودتون مهمه رو برای مردم مهم نکنید
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
16
10
خواهشا یک نویسنده پوچ گرا را که در نهایت خودکشی کرد در ردیف بزرگان قرار ندهید این فرد به معنی کامل کلمه یه فلاکت بود
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
15
8
ولی هدایت زیاد اهمیتی در ادبیات ایران و جهان ندارد.صرفا چون یک کم برهنه وسخیف نوشتارهایی دارد از طرف بعضی روشنفکر نماها استقبال میشه و واقعا نوشتارهای حال خوب کنی نداره
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
5
12
صادق يك ايران متجدد فهيم بود .
ناشناس
United Arab Emirates
۱۰:۳۳ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
16
8
بیخود به این بابا الکی بها ندید... ایشون یک متوهم و ضعیف النفس بودن که الکی و با مانور تبلیغاتی عده ای بوقچی تبدیل به روشنفکر و ادیب شدن... آدمی که تو عمرش ۲ بار اقدام به خودکشی کنه تعادل روانی کافی برای چهره شاخص ملی شدن نداره و نباید زیاد بها داد...
هر کی
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
11
6
تاثیرگذارترین داستان ایرانی
ممنون میشم اگر معیار این ادعا را بفرمایید
ناشناس
United States
۱۵:۱۴ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
3
9
آدم مظلوم و خوبی بود۰داستان ابجی خانوم هم قشنگ بود اینقدر دلم واسه دختر زشت داستان (ابجی خانوم )سوخت . واسه دنیای ناعادلانه :(
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
4
6
بسیار عالی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۲۳ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۸
3
1
سادوغ هدایت ر هیمه با پیف کور می شناسو هو
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۳ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۸
0
1
Iعالی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۹
1
5
هدایت قدرت قلم کم نظیری در نوشتن و شرح داستان وخلق آثار جدید داشت.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۲ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۹
2
5
آنها که اهل خواندن هستند قدر نویسنده ای مثل صادق هدایت را می دانند. آنها که از فضا سازی و قصه پردازی و سادگی قلم لذت می برند می فهمند که صادق هدایت در بوف کور چه کرده است.
بقیه هم عادت کرده اند فقط دیگران را قضاوت کنند و طبق اشتباه معمول، با نفی دیگران بدنبال اثبات خود هستند.
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری