کد خبر ۷۶۲۱۷۰
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۵ - ۰۴ دی ۱۳۹۹ - 24 December 2020

معوقات 6 ماهه نیروگاه‌های مقیاس کوچک/ اجبار به خریدار تجهیزات نو در تحریم/ استاد فراری دادن سرمایه گذاریدنیروگاه های مقیاس کوچک در دهه گذشته از سمت سرمایه گذاران داخلی مورد استقبال قرار گرفت اما در ماه های اخیر بحران بزرگی در صنعت نیروگاه های مقیاس کوچک رخ داده است ، بیش از ۶ ماه معوقات این نیروگاه ها پرداخت نشده که در این اوضاع اقتصادی باعث مشکلات بسیاری برای سرمایه گذاران بخش خصوص اتفاق افتاده است.

به گزارش برق نیوز، با توجه به اوضاع اقتصادی کشور این عامل می تواند به فراری دادن سرمایه گذاران بخش خصوص از سرمایه گذاری در کشور عزیزمان ایران باعث شود.

با گذشت بیش از چند دهه از پیدایش صنعت تولید پراکنده در دنیا که سبب می شود دولت ها درگیر مسایل فنی و هزینه های نگهداری و تعمیرات آن نشوند ،می گذرد و همچنین کاهش هزینه های انتقال به دلیل نزدیکی نقاط تولید و مصرف سبب گردیده که این صنعت در دنیا رشد نماید و این موضوع نیز در در کمتر از 10 سال گذشته در ایران قانونمند و در قالب طرح خصوصی سازی صنعت برق و مبحث پدافند غیر عامل که منجر به مشوق هایی در قالب دستورالعمل توسعه مولد مقیاس کوچک و قرارداد خرید تضمینی برق گشته سبب گردید نیروگاه های مقیاس کوچک با سرمایه گذاری بخش خصوصی که تامین مالی آنها از طریق سرمایه گذاری خارجی ، اخذ وام و تسهیلات بانکی صورت پذیرفته، اما متاسفانه اکنون پس از گذشت حدود 3 سال این صنعت نو پا نه تنها بر وفق قوانین حمایتی مورد اشاره در قانون عمل نمی شود بلکه روز به روز این صنعت نو پا قبل از رسیدن به بلوغ رو به افول و به ورطه نابودی کشانده شده است .

هر روز به بهانه های واهی و غیر کارشناسی و به دلیل خلع قانونی و عدم نظارت نهاد های مسئول از قبیل مجلس شورای اسلامی و سازمان حمایت از تولید کنندگان و سازمان تعزیرات حکومتی ، خریدار خود قیمت گذار و سیاست گذار در حوزه برق می باشد و گاها با تهدید های دور از شان سرمایه گذاران ، نیروگاه ها را وادار به انعقاد قرارداد و فروش برق پایین تر از نرخ تمام شده می نمایند و نیروگاه هایی که امکان فروش برق به سایر مشتریان خود را ندارند بالاجبار و به دلیل فشار های اقساط و بدهی های معوق خود به امضای چنین قرارداد هایی تن در می دهند.

بهای برق تولیدی نیروگاه ها که عطف به قرارداد خرید تضمینی برقی که به امضای طرفین سرمایه گذار و شرکت توانیر رسیده است و به سبب آن سرمایه گذاری ها صورت پذیرفته و نیروگاه ها در حال بهره برداری می باشند و به صراحت جهت حفظ حقوق سرمایه گذار بندی تحت عنوان "جریمه تاخیر بابت دیرکرد در پرداخت ها " اشاره شده است اما متاسفانه شرکت توانیر همواره بهای برق تولیدی نیروگاه ها را در بازه تاخیری حدود 6 ماه پرداخت می نماید در حالی که در قرارداد های خرید تضمینی مدت زمان پرداخت بهای برق تولیدی می بایست 31 روز پس از تائید صورت وضعیت برق تولیدی پرداخت گردد که این تاخیر در پرداخت های 6 ماهه علاوه بر اینکه صدمه و لطمه سنگینی به نیروگاه ها به دلیل نوسانات شدید نرخ ارز وارد می نماید.

سبب بروز خسارات و تعهدات سنگین به بدنه دولت می شود که سبب می گردد نسبت به پرداخت این جرایم نیز که از حقوق نیروگاه ها می باشد منجر گردد. این در حالیست که عموما سرمایه گذاری هایی که یک سمت آن بدنه دولت می باشد از گذشته مورد اقبال و اعتماد سرمایه گذاران نبوده است و صرفا تسویه به موقع و پایبندی به قرارداد کمترین توقع از دولت می باشد که این عدم پایبندی و بد عهدی های متمادی که صنعت نیروگاه های مقیاس کوچک همه روزه به سبب عدم پرداخت صورت وضعیت های 6 ماهه، عدم پرداخت کامل تعدیل های نرخ تورم و نرخ ارز از سال 79 تا کنون و عدم پرداخت گاز بهای سهم توانیر در تولید نیروگاه ها می باشد سبب می گردد .

با عواقب و تهدیداتی از قبیل عدم اعتماد بدنه مردم و سرمایه گذاران به بخش دولتی و سرمایه گذاری در حوزه های مختلف گردد و گاها با خروج سرمایه از کشور مواجه خواهد شد. حال این سوال مطرح می شود که صنعتی که با وجود تحریم در خرید و ورود ماشین الات مواجه است و سرمایه گذاران این حوزه با خوبی آن را علیرغم جهش های ساعتی نرخ ارز که تنها در 4 سال گذشته رشد بیش از 8 برابری را در قبال رشد کمتر از 2 برابری بهای برق تولیدی نیروگاه ها مدیریت می نماید و امکان فروش برق به مشتری غیر از دولت و یا تولید رمز ارز جهت پوشش هزینه های جاری خود را ندارد و به طبع آن هر روز نامه های تهدید آمیزی مبنی بر توقیف اموال مدیران و مسدودی حساب های صاحبان این سرمایه ها از جانب بانک ها و طلب کاران می باشند تا چه زمانی امکان پذیر است؟

آیا پاسخ به اعتماد سرمایه گذاران این حوزه می بایست با بی آبرویی مدیران آن و اخذ پول های آزاد و پرداخت بهره های حرام تنها به جهت حفظ آبرو و حیثیت افرادی شوند که قصد داشتند علاوه بر ایجاد اشتغال پایدار اقدام به تولید یک محصول استراتژیک نمایند گردد؟

آیا به راستی کشور نیازی به تولید برق و یا سرمایه گذاری در حوزه نیروگاهی ندارد که علیرغم سخنان رهبر معظم انقلاب که به درستی عمده ترین راه نجات اقتصاد کشور ، افزایش امید و تقویت اعتماد در میان فعالان اقتصادی است را عنوان نموده اند ، این شیوه برخورد با سرمایه گذارانی که نفس های آخر خود را می کشند درست است؟

آیا توقع به دریافت بهای برق تولیدی که اگر مشترکین تنها یک ماه در پرداخت آن قصور کنند با اخطار مواجه می شوند برای نیروگاه هایی که خود این برق را تولید کرده اند پس از 6 ماه توقع بی جاییست که گاها زمانی که از شرکت توانیر بابت پرداخت معوقات پرسش می شود با برخوردی دور از شان سرمایه گذار پاسخ داده می شود؟ شاید در آینده ای نه چندان دور با خاموشی نیروگاه ها به دلیل خرابی های حاصل از عدم انجام به موقع اورهال ها و تعمیرات اساسی و به طبع آن ورشکستگی نیروگاه ها اهمیت سرمایه گذاری در این صنعت بیش از پیش حس خواهد شد و شاید آن زمان برای علاج واقعه و بازگشت حس اعتماد به سرمایه گذاری در این صنعت کمی دیر باشد.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری