کد خبر ۷۸۱۳۹۵
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۸ - ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ - 27 April 2021
چهار سال ریاست جمهوری ترامپ اگر عایدی‌یی برای ایران داشت چیزی نبود جز یک "ظرفیت عظیم فکری" برای فعالان سیاسی و اجتماعی. ظرفیتی که شاید با سال ها جدل سیاسی نیز دور از دسترس می بود...

پیام غیاثی *

چهار سال ریاست جمهوری ترامپ اگر عایدی یی برای ایران داشت چیزی نبود جز یک "ظرفیت عظیم فکری" برای فعالان سیاسی و اجتماعی. ظرفیتی که شاید با سال ها جدل سیاسی نیز دور از دسترس می بود. این میراث مهم البته برای گروه های مختلف سیاسی متفاوت است. با این وجود، هر کسی را طَرْفی هست:

  1. میراث ترامپیسم برای براندازان، مصلحان و محافظه‌کاران ایرانی

    براندازان

    فشار حداکثری ترامپ یک دوره رویایی برای تمام مدعیان براندازیِ قریب الوقوع بود که با تصور یک بازی زود بازده، پشت سر ترامپ یا مستقل از او، هر آنچه در چنته دارند رو کنند، کَما این که کردند: بمباران بی وقفه رسانه ای. بمبارانی که با تمام توان و آشکارا، قدم به قدم، بر روی پنج موضوع مشخص متمرکز بود:

    1. دراماتیزه کردن شکاف های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در ایران و تبدیل سریع تر آنها به بغض های غیر قابل ترمیم
    2. ارجاع تمام مشکلات به هستۀ اصلی قدرت سیاسی
    3. اعتبار زدایی از حضور منطقه ای ایران
    4. اعتبار زدایی از مصلحان داخلی برای جلوگیری از نقش آفرینی احتمالی در آینده
    5. چهره سازی برای راهبری براندازان و بازیگرانِ فردای براندازی [به گمان آنان]

      در این راستا نیز از تمام توان تخصصی و غیر تخصصی رسانه ای در شبکه های رسمی و فضای مجازی بهره جستند. این گروه از سیاسیون ایرانی با سرمایه گذاری حداکثری بر مشکلات واقعی و بعضا ساختگی کشور، در مخابره چهار پیغام اول تا حدی موفق بودند، در میان ایرانیان مخاطبانی دارند و در ایجاد حس پریشانی، استیصال و بن بست داخلی دستاوردهایی داشته اند.

      اما با این وجود در مخابره پیغام پنجم: چهره سازی برای رهبری براندازان، دستان شان شدیدا خالی بود و تلاش های متنوع شان شوری برنیننگیخت. نقصانی که احتمالا حتی با ادامه ریاست جمهوری ترامپ نیز پر شدنی نبود. اساسا جنس مسالۀ "آلترناتیو" به گونه ای است که به چیزی فراتر از نارضایتی، سرمایه مالی و حمایت خارجی نیاز دارد.

      در این میان، در دنیای شبکه های فراگیر اجتماعی و سفر لحظه ایِ اطلاعات، برای استدلال براندازان مبنی بر وجود محدودیت نیز نمی توان وزن زیادی قائل شد. اساسا "آلترناتیو" های واقعی به رغم محدودیت ها شکل می گیرند در عین حال که دست کم در خارج از کشور اساسا محدودیتی متوجه براندازان نیست و از این رو، باید با نگاهی انتقادی، این ناکامی را در جای دیگری ریشه یابی کنند. به عبارتی، جمهوری اسلامی ایران، انواع معترض، مخالف، ناراضی و حتی معاند و دشمن قسم خورده با توان ایجاد ناآرامی، در داخل و خارج از ایران دارد اما تا اطلاع ثانوی در میان براندازان، آلترناتیو به معنی دقیق سیاسی کلمه که واجد یک گفتمان منسجم، نافذ و بسیج گر باشد، نه. پریشانی گفتمانی شاید جدی ترین میراث و تلنگر ترامپ برای این دسته از سیاسیون ایرانی باشد.

     2. مصلحان:

       دوره ترامپ برای بهبود خواهان و مصلحان داخلی نیز در دو سطح، پیغام های جدی یی در بر داشت:

      پر بسامدترین میراث در حوزه سیاست خارجی برای مصلحان، عریان شدن هرچه بیشتر روابط واقعی قدرت در دنیا بود. نظام بین المللی بسیار ناتوان تر، نا برابر تر و غیر انسانی تر از آن است که بتواند به تنهایی ضامن موفقیتِ نیت های تنش زدا و دستاوردهای دیپلماتیک باشد. به همین نسبت، تحت شرایطی، ضمایم واقعی و میدانی قدرت شامل توان فناورانه، متحدین منطقه‌‌ای و توانایی های نظامی نیز ضمانت آور و به نوعی بال دوم پرنده صلح اند.

      در حوزه سیاست داخلی اما، میراث ترامپ برای این دسته از سیاسیون ایرانی کمی بغرنج تر است. مختصرا، بخشی از پشتوانه اجتماعی مصلحان داخلی دچار تردید، تشویش و یأس شده است. به سه دلیل عمده: اول سرخوردگی از ناکامی رئیس جمهور منتخب شان به ویژه در داستان برجام و نابسامانی اقتصادی متعاقب آن، دوم ریشه یابی این ناکامی در ساختار سیاسی داخلی به جای عهدشکنی ایالات متحده و سوم پمپاژ های رسانه ای پر حجم، بی وقفه و خوش ساخت از روایت های تحریف شده و مُقطَع توسط رسانه های هدف مند و ثروتمند خارجی که تعمدا عقبه اجتماعی اصلاح طلبان را نشانه رفته اند.

      در هر صورت، با وجود این که مصلحان داخلی همچنان یکی از نیروهای تعیین کننده در سپهر سیاسی ایران هستند - که اگر چنین نبود سیبل انتقادات هر روزه براندازان از یک طرف و تمامیت خواهان از طرف دیگر نبودند - اما اگر با روش هایی به روز، خلاقانه، مدنی، مستقیما قائم به پشتوانه های اجتماعی خود و غیر عاریه ای ظرفیت های بالقوه شان را بالفعل نکنند و مسوولانه در راستای اصلاحات مدنظرشان (به ویژه در سه حوزه بودجه عمومی، فساد و آزادی های سیاسی) قدم های موثری برندارند، تضمینی نیست که تا همیشه کنش گرانی تعیین کننده در سپهر سیاسی ایران باقی بمانند. در این مسیر، انتخابات تنها یکی از روش های مصرح در قانون اساسی ست اما یگانه راه قانونی نیست.

    پوست اندازی و اصلاح طلبی خلاقانه در عصر شبکه های اجتماعی شاید جدی ترین میراث ترامپ برای مصلحان داخلی باشد.

      3. محافظه کاران

      اعتماد به نفس، به طور قطع شاخص ترین آورده محافظه کاران از دوره چهار ساله ترامپ است. میراثی که نتیجه منطقیِ سرنوشت نافرجام برجام بود. هیچ چیز به اندازه این سرنوشت نمی توانست دست کم بخشی از سیاسیون محافظه کار ایرانی و منتقدین برجام را به عرصه رقابت های سیاسی بازگرداند. ابراز ناخوش بینی احتمالا گویاترین و درست ترین پیش بینی این دسته از سیاسیون ایرانی در قصه برجام است که تا مدت ها به آنها قدرت مانور در سپهر سیاسی ایران خواهد داد. با این وجود، این تنها اندوخته منتقدین از دوران فشار حداکثری نیست. اتفاقات دی 96 و آبان 98 تلنگری بود برای یک خانه تکانی گفتمانیِ شاید جدی در این طیف از سیاسیون: زخم های اجتماعی-اقتصادی در ایران واقعی هستند و بالقوه ظرفیت بحران آفرینی هایی ورای جناح های سیاسی دارند؛ البته در طولانی مدت و نه با سناریوهای کاریکاتوری، ضربتی و بیگانه-محور ...

      ثبت رکورد پایین ترین میزان مشارکت در انتخابات های بعد از انقلاب (42% - یازدهمین مجلس شورای اسلامی) دیگر واقعیتی است که هیچ گروهی از سیاسیون ایرانی به سادگی از کنار آن نمی گذرد. بخشی از افکار عمومی ایران، به درست یا غلط، یا ما به ازایی برای خود در آیینۀ انتخابات اسفند 98 ندید و یا از اثربخشی مشارکت مایوس بود. در هر صورت اقناع افکار عمومی برای ترسیم یک افق سیاسی جدید و مطلوب تا حدی در دستور کار تمامی طیف های سیاسی است. وظیفه ای که شاید شبکه تلویزیونی افق (به ویژه در پسا برجام) به نمایندگی از بخشی از محافظه کاران با محتوای متنوع، بعضا جسورانه، تخصصی و هنری عهده دار آن شده است.

      در عین حال، فشار حداکثری ترامپ تنها مانع پیش روی ایران نبوده و نخواهد بود. موانعی از این دست در آتیه ایران حتمی اند و مشارکت های سیاسی‌یی با این کیفیت اگر عبور از آنها را ناممکن نکند دست کم بسیار دشوار و پر آسیب خواهد کرد. با این وجود، این که آیا تثبیت حدی از تکثر در سپهر سیاسی و ترمیم ضریب آینگی در حوزه حاملان نمایندگی را می توان به عنوان میراثی از دوره فشار حداکثری برشمرد یا خیر همچنان در هاله ای از ابهام است و انتخابات 1400 نزدیک ترین محک آن خواهد بود.

      ریاست جمهوری ترامپ، نکات آموزنده دیگری نیز داشته است: به عنوان مثال عدم انسجام و اثرگذاری ایرانیان خارج از کشور در مخالفت با تحریم ها و یا قوت جامعه مدنی ایران در بسیج افقی نیروهای خود (نهادهای حمایت گر اجتماعی) و امتداد ضعف تاریخی آن در بسیج عمودی نیروها (نهادهای حقوقیِ صنفی و سیاسی). اما یافتن میراثی که بتوان از آن به عنوان میراث مشترک همه طیف های سیاسی نام برد همچنان بسیار دشوار است. نکته ای که متاسفانه شاید همچنان باید با تردید بسیار از آن به عنوان میراثی مشترک از دوره ترامپ یاد کرد خانوادگی بودن مناقشات است: "این دعوا خانوادگی است و باید خانوادگی بماند: خانوادۀ ایرانیان."

    * دانش آموختۀ علوم اجتماعی
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۵
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۱ - ۱۴۰۰/۰۲/۰۷
19
4
یک حرف حساب (بعد از مدتها یکه تازی بی رحمانه عصر ایران علیه دولت)

در طی دوره ترامپ واقعیات را رسانه هایی مانند عصر ایران برای لایک گرفتن تحریف کردند
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۰۷
14
13
ترامپ یه درس مهم داد:همیشه پیش بینی همه چیز رو بکنیم(اینکه ممکنه یه ادم کله خر مثل ترامپ بیاد بزنه زیر برجام)
و اینکه برجام با ابهتش با یه امضا از هم پاشید
پربازدید ها
وب گردی
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری