کد خبر ۷۸۷۹۷۶
تعداد نظرات: ۵۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۳ - ۱۸ خرداد ۱۴۰۰ - 08 June 2021
یک چهره - یک روایت
داستان‌نویسی‌های آغشته به افسانه و اقتباس‌های او ابتدا بازار روزنامه‌ها و مجله‌ها را به‌صورت «پاورقی» تسخیر کرد و سپس بازار کتاب را و خیلی ها کتاب‌خوان شدند...

عصر ایران- امروز سی‌و‌پنجمین سالروز درگذشت ذبیح‌الله منصوری یکی از پرکارترین مترجمان ایران است اما کم نیستند کسانی که معتقدند چون ترجمه‌های او با تخیل و داستان‌سرایی آمیخته بود، عنوان «مترجم» را نباید برای او به کار گرفت. با این حساب و با حجم عظیمی از نوشته ها باید نویسنده دانسته شود اما خود را مترجم معرفی می‌کرد و نوشته‌ها را به خود نسبت نمی‌داد.ذبیح‌الله منصوری

  در این که به یک متن چهل پنجاه صفحه‌ای آب می‌بست و سیصد صفحه و شاید چند جلد کتاب از آن درمی‌آورد تردیدی نیست اما آیا جز این است که خیلی ها را او کتاب‌خوان کرد که البته  بعد دیگر در آثار او متوقف نماندند؟ آب‌بستن هم شاید تعبیر تندی باشد برای انبوه کلماتی که به استخدام درآورده بود و با صرف وقت و رنج فراوان به روی کاغذ می آورد و در ضمیر مخاطب می‌نشست.

  
  شاید بهترین و منصفانه‌ترین توصیف دربارۀ ذبیح‌الله منصوری را استاد مسلّم تاریخ که خود روزنامه‌نگاری زبردست و استاد دانشگاه بود ارایه داده باشد: ابراهیم باستانی پاریزی که به قاعده باید شاکی می‌بود اما گفت: ادعای تاریخ‌نگاری نداشت. داستان تاریخی می‌نوشت و لازمۀ داستان، نیز  همین‌ها ( استفاده از قوۀ خیال) است.

  «یک چهره - یک روایت» را به ذبیح‌الله منصوری اختصاص داده‌ایم و چون یکی دو سال پیش حق مطلب دربارۀ او در مقاله‌ای در ضمیمۀ فرهنگی روزنامۀ اطلاعات به قلم «گودرز گودرزی » ادا شده بود به جای روایت خودمان همان را نقل می‌کنیم که تمام نکات مورد نظر را دربردارد و جامع و خواندنی و منصفانه است:


  به او انگ «دزدی کتاب» زدند. ولی او چه‌کار کرد؟ نه ارّه داد و نه تیشه گرفت. فقط به این چهارپنج کلمه قناعت کرد و کارش را ادامه داد: «اگر قرار باشد انسان در زندگی دزدی ‌کند، بهتر است کتاب بدزدد!»

  نام‌ او «ذبیح‌الله حکیم‌الهی دشتی» بوده است؛ لیک پای بسیاری از دیباچه‌هایی که برای کتاب‌هایش می‌نوشت، امضاء می‌زد: «دارای اسم نویسندگی ذبیح‌الله منصوری». حالا چرا و به چه دلیل؟ صلاح مملکت خویش را خسروان دانند!‌

  زاده سنندج کردستان بود؛ به سال ۱۲۷۸ خورشیدی .در سنندج و سپس کرمانشاه تحصیلات مقدّماتی را به پایان برد و با زبان‌های انگلیسی و به‌ویژه فرانسه آشنا شد و به آموختن و یادگیری دوّمی پرداخت. ولی در کلّه او که اکنون جوانی بیست‌ و دو سه ساله شده بود چیزی جست‌وخیز می‌کرد؛ چیزی در حدّ و اندازه یک آرزو: دریانورد شدن! دست‌دست نکرد و زود بقچه‌اش را پیچید و راهی تهران شد که با دست‌یافتن به آرزویش، تحصیلاتش را هم ادامه بدهد. هنوز گرد راه را از سر و کولش نزدوده بود که دید پشت میزی نشسته و قلم به دست گرفته و دارد نوشته‌های کتابی را به زبان فارسی روی کاغذ پیاده می‌کند. آنجا دفتر روزنامه «کوشش» بود و او داستان‌های بازاری و پلیسی ترجمه می‌کرد. آخر شکم گرسنه که تعارف‌بردار نیست! به‌ویژه آنکه پدر به تازگی درگذشته بود و هزینه‌های زندگی بر دوش وی افتاده بود. چاپ ترجمه‌هایش او را از ادامه تحصیل منصرف کرد و دو دستی چسبید به همین کار.

  شور و اشتیاق ذبیح‌ الله منصوری به برگرداندن داستان - به‌ویژه داستان‌های تاریخی - آن اندازه بود که نشریه کوشش کم آورد و به‌ناچار او بخش‌هایی از نشریه‌ها و روزنامه‌های اطّلاعات و کیهان و خواندنی‌ها و دانستنی‌ها و تهران مصوّر و باختر و سپید و سیاه و … را با کارهایش پر کرد. او بیش از ۶ دهه قلم زد و نام خود را به عنوان مترجم، روی جلد صدها کتاب به یادگار گذاشت.
منصوری در ۱۹ خردادماه ۱۳۶۵ خورشیدی دیده از جهان فروبست و با زندگی طولانی و دراز ۸۷ ساله‌اش بدرود گفت و البته با کتاب‌هایش هم.

  برخی مدعی اند ذبیح‌الله منصوری با هیچ‌یک از زبان‌های بیگانه غیر پارسی آشنا نبوده و آن‌چه که از وی به عنوان «ترجمه» ‌چاپ می‌شد، همگی ساخته ‌ذهن داستان‌پرداز ‌اوست‌. به این شکل که فشرده کتابی کم‌صفحه‌ یا نوشتاری کوتاه از فلان نویسنده غربی را از زبان کسی می‌شنید و ذهن خیالبافش را به‌کار می‌گرفت و با شاخ‌وبرگ دادن به آنچه که شنیده بود، نوشتار بلند و دنباله‌داری را به نام «کتاب» از زیر دستش بیرون می‌داد! نمونه‌اش «خداوند الموت». شما بروید تاریخ ادبیّات فرانسه را سر صبر ورق بزنید، زیرورو کنید؛ اگر به نام «پل آمیر» رسیدید! اصلاً بروید با منصوری به فرانسه فقط حال و احوال کنید؛ اگر توانست به همان زبان فرانسه پاسختان را بدهد.

  و امّا ‌درباره ماهیّت و چیستی کتاب‌های پرشمار کت‌وکلفتی که نام ذبیح‌الله منصوری در شناسنامه‌هایشان به چشم می‌خورد: سه تفنگدار
(۱۰ جلد)؛ قبل از طوفان (۸ جلد)؛ غرّش طوفان (۷ جلد)؛ عشق نامدار (۳ جلد)؛ سینوهه پزشک مخصوص فرعون (۲ جلد)؛ پطر کبیر (۲ جلد) و ده‌ها کتاب دیگر. 

  می‌خواهم همین‌جا از کتاب «تاریخ ترجمه ادبی از فرانسه به فارسی» گواه بیاورم؛ آنجا که گفته است: «باید اذعان کرد که از دهه سی خورشیدی به بعد،‏‎ ‎بازار شبه‌ترجمه‌ها و ترجمه‌های‏‎ ‎تکراری کم‌مایه که اغلب نثر فارسی سالمی نداشتند، بیش از پیش رونق گرفت. در‎ ‎این آشفته‌بازار، عده‌ای نیز پا به میدان نهادند که کتاب‌هایشان چه‌بسا به‎ ‎دلیل برخورداری از عنوان‌های زیبا یا نثری فریبنده، اغلب بیش از کتاب‌های‎ ‎مترجمان خوب و طراز اوّل به فروش می‌رسید. از جمله این افراد پرکار و‏‎ ‎خستگی‌ناپذیر که به ویژه در ترجمه رمان، کارنامه‌ای باورنکردنی از‏‎ ‎خود به‌جا گذاشت ذبیح‌الله منصوری بود.»

  بی‌گمان بر چیستی و ماهیّت ترجمه‌های ذبیح‌الله منصوری تردید رواست و به‌هیچ‌روی نمی‌شود آنها را چشم‌بسته پذیرفت و به عنوان کتاب‌های تاریخی، بدان‌ها استناد کرد و در تحقیق و پژوهش از آنها بهره جست. زیرا این «تردید» ژرف است و گود. با یک‌ دو بیل پرشدنی نیست. شما کلاهتان را قاضی کنید و برای این پرسش من پاسخی بیابید: نویسنده‌ای بیگانه، کتابچه‌ای در ۶۰- ۵۰ رویه چاپ می‌کند. دست بر قضا همین کتابچه آن نویسنده بخت‌برگشته! به تور منصوری می‌افتد و او هر چه دل تنگش می‌خواهد بر کتاب می‌افزاید. آی زلم‌زیمبو به ناف اصل کتاب می‌بندد! سرآخر کتابچه تبدیل می‌شود به کتابی ضخیم و ستبر در نزدیک به یک‌هزار رویه!

  در این‌باره ببینید سخن «حسین‌قلی مستعان» - مترجم رمان «بینوایان» ویکتور هوگو - را: «همه ما می‌دانیم که نیمی از آنچه ذبیح‌الله منصوری به اسم ترجمه می‌نوشت، نوشته خود او بود. حتی به‌نظر من «نیم» هم برآورد کمی است!»

  با این حساب باید گفت که منصوری پیش از آنکه مترجم باشد، یک‌پا «نویسنده» بود امّا خوش‌ داشت روی کارهایش امضا بزند «مترجم»! او «عجیب» بود و کارهای نوشتاری‌اش هم مانند خودش عجیب!

  بجاست دیدگاه یکی از مترجمان زبردست، نویسنده و منتقد امروزین را در این‌باره بخوانیم؛ «کریم امامی» (۱۳۸۴- ۱۳۰۹). امامی درباره ترجمه‌های منصوری گفته است: «من اسم کارهای او را ترجمه نمی‌گذارم. بیشترش را از خودش‎ ‎درآورده و بعد اسم یک بیچاره فرنگی را گذاشته روی کتاب و خودش را‏‎ ‎استتار کرده. من با هزار زحمت اصل یکی از کتاب‌هایی را که به‎ ‎اصطلاح ترجمه کرده بود، پیدا کردم و چند صفحه اصل را با فارسی آن مقایسه‏‎ ‎کردم. اصلاً باورکردنی نبود … هر چه دلش خواسته بود، کرده بود! هر جا‎ ‎عشقش کشیده بود کم یا اضافه کرده بود. آنجا را هم که مثلاً ترجمه‎ ‎کرده بود، نمی‌دانی با چه شلخته‌کاری عمل کرده بود.»

  دکتر «میرجلال‌الدّین کزّازی» - استاد دانشگاه و نویسنده و از چهره‌های ماندگار ادبی - هم بر کار منصوری خُرده گرفته و گفته است: «این‌گونه از ترجمه‌ها را در مجموع برای‎ ‎فرهنگ جامعه زیانبار می‌دانم و برای زبان فارسی هم … این‌گونه ترجمه‌ها‎ ‎چهره راستین نویسندگان را خدشه‌دار خواهند کرد و نمود نادرستی از این‏‎ ‎نویسندگان در جامعه به دست خواهند داد.»

  در این میان برخی شخصیّت‌های ادبی‌ کارهای منصوری را نه تنها رد نکرده و نمی‌کنند، بل به گونه‌ای ‌آنها را گاه مفید و سودمند ‌دانسته‌اند؛ از جمله دکتر «ابراهیم باستانی پاریزی»‌ که می‌گوید: «آقای منصوری که مورّخ نیست و‎ ‎هیچ‌وقت هم ادعای تاریخ‌نگاری نکرده است؛ او داستان تاریخی می‌نویسد و‎ ‎داستان‌نوشتن لازمه‌اش همین حرف‌هاست.»

  باستانی پاریزی، به عنوان ‌پژوهشگر و تاریخ‌دان‌، دریافته بود که کارهای منصوری را باید از دریچه «داستانی» نگاه کرد و خواند و نه از منظر «تاریخی» زیرا ارزش داستانی و سرگرم‌کنندگی کتاب‌های وی خیلی بیش و بیشتر است و این اشتباه است اگر کسی بخواهد در تاریخ ورود پیدا کند و به قصد آگاهی از تاریخ و رخدادهای آن، به کتاب‌های منصوری دل خوش کند و استناد. باید از همان شروع کار، گوشی را داد دستش و او را از لیزخوردن در درّه پر کشش و پر جاذبه قلم منصوری نجاتش داد! کتاب‌های ذبیح‌الله منصوری «فانتزی»اند و سرشار از وهم و گمان و بری از اصل کتاب و مقاله.

  منصوری در خیال پردازی و وهم‌نگاری، آن‌اندازه چابک و چربدست بود که از یک مقاله کوتاه، یک کتاب حجیم و عریض و طویل عرضه می‌کرد و به خورد مردم می‌داد. گویا او چاره‌ای جز این نمی‌دید که تا آنجایی که راه دارد از «کاه» «کوه» بسازد؛ به ۲ دلیل: نخست اینکه پیشه‌اش همین نوشتن بود (بدون حقوق و مزایای ثابت) و تحویل آن به روزنامه‌ها و نشریه‌ها به ازای هر سطر مثلاً ۲ ریال. او پیش خود این‌طور فکر می‌کرد که اگر قرار باشد آن مقاله جمع‌وجور یا آن کتاب ریزه‌میزه کم‌صفحه را واژه به واژه به فارسی برگرداند که چیزی ته جیبش را نمی‌گیرد. پس فقط یک راه باقی می‌ماند: کش‌دادن اصل اثر تا آنجا که کش می‌آید. البته او به خودش زیاد فشار نمی‌آورد؛ با هوشی که داشت به راحتی از پس این مهم برمی‌آمد؛ با چاشنی چاخان! چاخان‌هایی شیرین، دلچسب و عامه‌پسند و همه‌کس‌فهم. نمونه‌اش ورود شاه اسماعیل صفوی به الیگودرز و بازدید از خانقاه این شهر که تنه به تنه خانقاه بزرگ و پرآوازه اردبیل می‌زد!

  باری! ذبیح‌ الله منصوری آن همه پرنویسی و پرکاری را فقط برای گذران زندگی انجام می‌داد؛ پسر بزرگ بود و هزینه خانواده بر گرده‌اش؛ این بخش مهم ماجرا بود و البته هیچ‌کس حق این را ندارد که بر کسی که می‌نویسد تا ادامه زندگی بدهد، خرده بگیرد. نویسندگی حرفه و پیشه‌ای است پاک و شریف؛ البته چنانچه قلم، نجیبانه راه را ادامه دهد و کژ نشود و به سمت و سوی «زر» غش نکند و تن به خواری و خواهش ندهد و خامه‌اندازش را دریوزه و روسیاه نکند.

  دلیل دوّم اینکه منصوری به‌مانند هر نویسنده و قلم‌انداز دیگری، دوست داشت کارهایش دیده، خوانده و پسندیده شود؛ هرچند او خود را از تیررس خبرنگاران مطبوعات و رادیو و تلویزیون دور نگه‌ می‌داشت ولی از اینکه نام و کارش را بر زبان‌ها بیاورند و ذکر خیرش را بکنند، بدش نمی‌آمد. نباید از یک ویژگی منصوری سخن به‌میان نیاورده گذشت؛ و آن روان‌شناسی اوست.

  او می‌دانست که جامعه ایرانی با مطالعه - حالا چه روزنامه و مجله و چه کتاب - میانه چندان خوبی ندارد؛ به‌ویژه در حوزه تاریخ. آخر چند درصد از مردم شور و اشتیاق این را دارند که بدانند فلان پادشاه یا فرمانروای خودی یا غیر خودی در چهارصد پانصد سال پیش چه کرده بوده است؟ پس باید فن و ترفندی به‌کار بست تا مردم را با «خواندن» آشتی داد؛ و آن ترفند و فن چیزی نبود مگر افسانه‌نویسی و چاخان‌پردازی. می‌بینیم که در کتاب‌های به اصطلاح تاریخی او چیزی که یا دیده نمی‌شود یا بسیار کمرنگ به چشم می‌آید، تاریخ و رخدادهای راستین تاریخی است! آنچه‌ که هست داستان‌نویسی‌های آغشته به افسانه و قصّه‌پردازی‌های زیرکانه اوست. این‌جور نوشته‌ها به ذائقه مردم خوش آمدند و دیری نگذشت که ترجمه‌ها و اقتباس‌های آن‌چنانی منصوری، ابتدا بازار روزنامه‌ها و مجله‌ها را به‌صورت «پاورقی» ترکاند و سپس بازار کتاب را؛ و البته بازار برخی مترجمان همروزگارش کساد و بی‌رونق شد!

                                                                       **************  
این خاطره را هم اضافه کنیم خالی از لطف نیست. در شمارۀ 23 ماه‌نامه «سوره» نوشته شده بود:

  وقتی کتاب «امام صادق‌ع مغز متفکر جهان تشیّع» منتشر شد، مرحوم مهندس بازرگان که به روش‎پردازی‌های علمی دین علاقه‌مند بود و در این زمینه مطالعاته و تحقیق می کرد چندین‌بار به مؤسسه [!] مجله خواندنی‌ها (به مدیریت ذبیح‌الله منصوری) رفته بود. دفتر مرحوم‎ ‎منصوری هم طبقه پنجم بود و می خواست او را پیدا کند تا بخواهد از مؤسسه اسلامی‏‎ ‎استراسبورگ که این همه مستشرق جمع شده ند و درباره امام صادق مطالعه‎ ‎کرده بودند، آدرسی بدهد تا در سفر به فرانسه شخصا به آن مؤسسه برود.چند بار هم مراجعه‎ ‎کرده بود. هر بار اما طوری سر می دوانند تا این که یک نفر می‌گوید نه چنین مؤسسه‌ای‎ ‎وجود دارد و نه خیلی از این مستشرقان.» - (سوره؛ بهمن و اسفند ۱۳۸۴)

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۵۵
در انتظار بررسی: ۶
غیر قابل انتشار: ۰
حمید کرمی
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
6
106
سلام
ولی با تمام صحبت های گفته شده .در نوشتن آنقدر مهارت داشت که تا کتابش را کامل نمی خواندی روی زمین نمی گذاشتی. شما سینوهه پزشک مصر را بخوانید مگر می شود نخوانده ،کتاب را بست .هرچند در تاریخ دست برده باشد.
پاسخ ها
ناشناس
| United States |
۱۶:۵۳- ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
انقدر دروغ جذاب است که هنوز هم نمی خواهید باور کنید، خزعبلات می نوشته!
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۵۷- ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
پدر جان! تقریبا همه ی داستانها و افسانه ها و فیلم های سینمایی دروغ هستند.
ناشناس
Belgium
۱۶:۲۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
4
12
البته شکی نیست که ذبیح الله منصوری خیلی ها را داستان خوان کرد ولی دغدغه خود او این نبود.مثلا کتاب (خواجه تاجدار)نویسنده ای نداشته است و او خودش را مترجم آن نویسنده اعلام میکرد.البته در تاریخ ادبیات(وترجمه) کشورمان برخی بی اخلاقی هایی کردند منجمله در موردآگاتاکریستی و عزیزنسین که خود اینها بعدها اذعان داشتند که همچین کتابها(داستانها)یی ننوشته اند ولی در ایران نوشته هایشان پرفروش چاپ میشود!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۲۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
8
من کتاب سینوحه را با دو ترجمه متفاوت یکی از مرحوم ذبیح الله منصوری خواندم و واقعا تفاوتهایی وجود داشت.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
50
لذت بردم . واقعا کسی که اینقدر تبحر داشته شایسته تقدیر و ستایشه حالا به هر منظوری که نوشته، خروجی کار رضایت بخش و مورد استقبال مردم بوده. روحش شاد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۵۹- ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
تبحر در دروغ فروشی !!! کاری است که در دنیای پاک کتاب نباید راه داشته باشد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
48
کتابهای ترجمه الکساندر دومایش آنقدر زیبا بود که من همه را خوانده ام از ژوزف بالسامو تا پاردایان و ...خدا رحمتش کند همه نسل ما را کتابخوان کرد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۵۸ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
6
14
حس کن مدتها کتاب رو خوندی بعد میبینی کتاب رمانه چه حال بدی پیدا میکنی.
ناشناس
United Arab Emirates
۱۸:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
3
10
این نکته را هم باید گفت که چند جلد کتاب با نام هدایت الله حکیم اللهی نوشت. یادداشت های یک دیکتاتور، گیتا دختر کولی در انقلابات سیاسی، با من به ارتش بیایید، با من به زندان بیایید، ژیگولوها و ژیگولت های تهران، و قس علی هذا.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۰۳- ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
هدایت الله حکیم الهی فرد دیگری است.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
32
«اگر قرار باشد انسان در زندگی دزدی ‌کند، بهتر است کتاب بدزدد!»
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۵۸- ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
البته در خارج از این مملکت فرهنگ تعویض کتاب وجود دارد و هیچ نیازی به دزدی نیست.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۰۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
38
هر چي بود الان هم من اگه كتابي ازش پيدا كنم با ولع تمام مي خوانمش من كتاب خواندن را مديون ايشان هستم .
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۰۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
5
10
فقط مقتبس! دیگر هیچ.
ع.ع
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۳۸ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
1
14
نوشته هایش شیرین بود اما او رعایت امانت را در ترجمه نمی نمود. به هر حال هر نویسنده ای شیوه نگارش خودش را دارد و اگر شما واقعا مترجم باشید بایدترجمه شما به قدری صحیح باشد و آنچنان امانتدار باشید که خواننده بتواند سبک نگارش نویسنده را بشناسد . به نظر من مرحوم حسینقلی مستعان کتاب بینوایان را به همین روش ترجمه کرد و ما حصل ان کتابی است که بر خلاف ترجمه ها و فیلم های دوبله شده ، حتی خواندنش هم برای خواننده سنگین می آید ... واین تقصیر مترجم نیست ، قلم ویکتور هوگو چنین است .
ستار
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۵۱ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
1
26
گاهی یک تابلو زیبا را می بینی میگویند نقاش کپی کرده است! من مخلص ان کسی هستم که تابلو به ایزیبایی کشیده است! خرده گیری به کارهای مرحوم منصوری چیزی از ارزش کار های او انهم در ان برهه از زمان کم نمی کند.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۵۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
31
زنده یاد منصوری نویسنده ای چیره دست بود که حتی اگر به قول شما "چاخان" هم وارد نوشته هایش می کرده ، روشش را بلد بوده است بسیاری از پند هایی که در کتاب هایش است نشان از هوش و فراست و دنیا دیده گی او دارد غیر از آن مهر وطن در سر تا سر مطلبش موج می زند به جرات می توان گفت در ۱۰۰ سال اخیر نویسنده ای که تا این اندازه عاشق ایران باشد نداشته ایم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
25
همین الانش به فیلم های تاریخی برای جذابیت هر چاخانی می بندند. به نظرم کتابهایی که ایشان نوشته یا ترجمه یا چاخان کرده اند،فوق العاده هست.
شاهین
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
26
ذبیح الله منصوری خیلی زود مردم کشور را شناخت که مرغ همسایه برایشان غاز بود. به همین دلیل اندیشه و پندارهای خود را در قالب ترجمه روانه بازار کرد تا خریدار داشته باشد. مردمی که با آگاهی امروز خود وقتی چیزی بخواهند بخرند اول سراغ خارجیش حتی بنجلش میروند. مرد ایرانی اگر یک زن خارجی را ببینند از خود بیخود میشوند حتی اگر نماینده مجلس باشند و مکان دیدار و قرار مجلس شورای اسلامی باشد...
نصر اصفهانی
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
11
20
ادبیات آقای میرجلال الدین کزازی هم غیر قابل درک و برای ۳ تا ۳ هزار سال پیش است باید متخصص زبانهای باستانی بود تا فهمید کزازی چه می گوید اون وقت این آقا دیگران را تخطئه می کند .!
یعقوب لیث صفاری
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۲۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
2
13
سپاس از شما
اما:
"...استاد مسلّم تاریخ که خود روزنامه‌نگاری زبردست و استاد دانشگاه بود ...: ابراهیم باستانی پاریزی..."
العاقلُ اشاره....
nas
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۴۰ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
18
با سلام؛ کتاب امام حسین و ایران خیلی شیوا و پرکشش نوشته شده و لا اقل از مطالب روضه خوانان و مداحان پامنبری پر بار تر است. روحش شاد. نسل ما از کتابهایش خاطره دارد.
محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
2
20
با سلام و ادب
متاسفانه در ایران تمام تلاش خود را برای تضعیف نامداران خود به کار می بندیم ، با تشکیک با تضعیف و هر حربه دیگری ، لیکن همسایه ما با تاریخ سازی برای خود ده ها برابر نفت و سایر درآمدهای ما ، درآمد دارد نویسنده یا هر تعبیر دیگری چون او را باید ارج نهاد ، در هر کشور دیگری بود خانه او حتما کانون نویسندگان و یا موزه ای مهم بود و ما همچنان بر سر اینکه نویسنده بوده یا مترجم یا ... دعوا می کنیم
مصطفی
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
1
14
دروغ را خوب می‌نوشت شاید دروغی مصلحتی از معدود دروغ های خوب روحش شاد
پیمان
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
1
9
باسلام
ایراداتی گاه بجا و اغلب نادرست در مورد مرحوم منصوری به کار رفته او خوانندگان بسیاری را کتاب خوان یا حتی نویسنده و مترجم نمود پس از او و سبک شیرینی که داشت تعداد خوانندگان چقدر است؟ و جایگاه نویسندگان کجاست؟
هادی
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
15
سلام خدا رحمتش کند من از نوجوانی کتب ایشان را مطالعه میکردم جذاب ترین کتابها را دارند این جذابیت انقدر زیاد است که انسان اعتیاد به کتابخوانی پیدا میکند که بسیار خوب است
آیدین زرگر نصرالهی
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
1
11
سلام، خود ذبیح ا... منصوری در مورد کتابهایی که علاوه بر ترجمه به آنها چیزهایی هم اضافه کرده است را ترجمه و اقتباس نامیده است و دوم اینکه داستانهای تاریخی افسونگرانه نه حاصل ذهن منصوری بلکه حاصل ذهن بسیار گیرای نویسندگانی همانند میکا والتری دانمارکی و نویسنده سینوهه است که با روشی خارق العاده تاریخ و افسانه ها را به هم آمیخته و داستانهای بسیار پرکشش تاریخی نوشته اند که مطالعه تاریخ را برای عموم مردم بسیار پر کشش می کند.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۰۷ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
1
22
او یک میهن پرست واقعی بود . با کتابهای او من عاشق خواندن شدم . در بعضی از کتابهای او که بنظر برخی خیالپردازی به نظر می رسد به منابع سخنان خودش اشاره شده که با خواند اصل منبع متوجه درستی حرفهای منصوری خواهیم شد . او یک نویسنده بی نظیر و اتفاقا مستقل بود . روانش شاد .
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۳ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
9
ذبیح الله منصوری از نویسندگان خواندنی ها بود نه مدیر آن. امیرانی مدیر خواندنی ها بود.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
9
چه مطلب خوندنی و خوبی. مرسی که منبع اصلی را قید کردید
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۴۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
8
2
اتفاقا همین جور نوشتار و دادن مجوز به دروغ نویسی باعث ایجاد فرهنگ غلط در فضای مجازی شد. چه نوشته ها و داستانهای تخیلی که در فضای مجازی وجود دارد و خیلی ها باور کردند فقط بدلیل اینگونه کتابها . باعث ایجاد بالا آمدن یک نسل زودباور گردید
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۸
0
9
واقعا یکی از یکی بهتر بود کتابهاش من به هر کس که میخواستم کتاب هدیه بدم که تم تاریخی داشته باشه حتما از ترجمه های ایشان هدیه میدادم و میدیدم که به واسطه نثر روانی که داشتند فردی که هدیه از من گرفته بود بعد ها به دنبال کتابهایی میگشت که ایشون ترجمه کرده باشند توجه کنید ! نوع کتاب یا نام کتاب مهم نبود فقط کتابی باشه که جای نام مترجم نوشته باشه ذبیح الله منصوری
ناشناس
United Arab Emirates
۰۰:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
9
درود برروحش . من در ۲۲ سالگی باکتابش به نام (چگونه شهرلوط ویران شد) آشناشدم چنان من مجذوب این کتاب شدم تا پایان این کتاب رو خواندم تا عطش مطالعه سیراب شد آز آن پس مشتاق آثار دیگر شدم .خلاصه کلام منو اهل مطالعه و کتاب نمود .روحش شاد .مگر تمام باورهایمان واقعیت دارد که آثار این نویسنده نامدار چاخان ایت .
مجید
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۲۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
16
مهمترین بازده او کتاب خوان کردن تعدادی بیشمار از هموطنان است
اگر او بانی این باشد که ده در صد افرادی که با کتابهای او شروع کرده بودند به کتابهای نویسندگان و متفکران دیگر اقبال نشان داده باشند نتیجه کارش شاید از بسیاری که او را نقد می کنند برتر باشد.
من استاد کزازی را دوست دارم ولی نامبرده یک صدم آقای منصوری در آشنا کردن مردم به کتاب و کتاب خوانی کوثر نبوده است
سعید
Germany
۰۷:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
0
پل امیر وجود نداره؟ یه سرچ توی اینترنت میکردی اخوی
امير
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
1
1
تو عصريكه مردم حرف مفت ميزنن و نون گرون ميخورن ، همين كه ينفر پيدا شد و انقدر زيبا داستان سرايي كرد و تنه اي هم به تاريخ زد و اين همه اثر زيبا خلق كرد واقعا تبارك ا.. داره .
انقدر متخصص زبان دان و تاريخ شناس داريم كه دو تا مقاله نميونه بنويسه . شمام با اين متنتون نميتونيين خاطرات قشنگمون كه با نوشته هاي ايشون داريم و خراب كنيد .
از عصر ايران توقعم بيشتر بود
عصر ایران نظر مرحوم باستانی پاریزی را ترجیح می دهیم.
علی
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
نام ویادش گرامی
رضا
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۴۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
3
روح این انسان دوست داشتی شاد. آرام بخواب که آثارت حضور تو را در کوچه پس کوچه های این شهر هنوز تداعی میکند.
علی رضا
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۱۲ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
3
متاسفم بر جامعه ی نویسندگانمان که خود داعیه دار فرهنگ و ادب هستند در جایگاه یک رقیب تاب و تحمل نویسنده و یا حتی مترجمی زبر دست همچون استاد منصوری را برنمی تابند و جسارت این را ندارند که حقیقت توانمندی ایشان در نوشتن را به زبان بیاورند.به این باورم اگر چنین نویسنده ی زبر دستی در کشور همسایه(ترکیه) بود الان به اسطوره ای جهانی تبدیل شده بود.وای بر ما که جرات به زبان آوردن توانمندیهای رقیبمان را نداریم ،نه در حوزه ی نویسندگی بلکه در سایر حوضه ها همچون مهندسی /پزشکی/کشاورزی/نوآوری و....و این بزرگترین ضعف ما ایرانیان در زمان حال و شاید از گذشته باشد.
حامد
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۱۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
1
2
دزد است در ترجمه مثلا کتاب امام صادق مغز متفکر شیعه ترجمه مقاله ای 35 صفحه ای است که 700 صفحه شده است ترجمه های او در اصل افسانه سرایی های اوست قلم توانمندی داشت استناد علمی به آثار او خیانت علمی است
جهان
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
5
سلام . آقا ایشان ما را کتاب خوان کرد همچنانکه دکتر شریعتی ما را با دین آشنا کرد . تخطئه کار خوبی نیست شادروان استاد باستانی پاریزی که خدایش رحمت کناد از همه منصفانه تر گفته است.
رضا
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۴۳ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
نویسنده محترم این متن یه نگاهی دقیق تر مینداخت میدید کتاب پل آمیر به زبان اصلی رو با 512 صفحه
قصد دفاع از مرحوم منصوری رو ندارم بدیهیه که به متن اضافه میکرده ولی در عوض به صورت جذاب...
خود نویسنده محترم این متن ای کاش یه تحقیق ولو ریزی میکرد:

https://www.amazon.com/Alamutun-Efendisi-Hasan-Sabbah-Amir/dp/6055638517
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۲۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
روحت شاد آقای ذبیح الله منصوری
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
کتاب دوست
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۳ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
کاری که آقای منصوری کردند همان کاری است که هالیوود دهه هاست می کند .یک روایت تاریخی یا داستان فولکلور کوتاه را تبدیل به یک اثر بزرگ سینمایی می کند که هزاران نفر از کنار آن نان می خوررند و از همه مهمتر فرهنگ آمریکایی را فرهنگ غالب جهانی کرده است . نگاهی به بچه های خودمان بیاندازید تا چشم باز می کنند با قهرمانان کارتونی و سینمایی تجاری هالیوود آشنا شده و با آنها بزرگ می شوند .
سینمای ما به افراد خلاق و ایده پردازی چون ذبیح الله منصوری نیاز دارد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۲ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
سه تفنگدار کتاب جذاب و فوق العاده من 10 جلد کتاب رو در 10 روز تمام کردم تقریبا روزی یک جلد - البته مال دوران خوش جوانی بود
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
1
1
من ... رو بیشتر از 25 سال پیش خوندمو بسیار لذت بردم سالها بعد فهمیدم جریان چیه. حس بدی بهم دست داد چون تمام وقت فکر میکردم دارم یه کتاب تاریخی میخونم. حتی خیلی وقتها با دوستام که حرف میزنید به مطالب این کتاب ارجاع میدادم. ولی خداییش خیلی خوب خالی بندی میکرد . خدا رحمتش کنه .
رضا
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
در همه جا چاخان وجود داره این اساتید که به مرحوم منصوری حمله می کنن یه نگاهی به آثاری که از سیمای ایزان با کلی هزینه و ادعای تحققی چند ساله بکنند تا بفهمن چاخان یعنی چه
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
روحش ساد ،لچاو برای مردم می نوشت و مردم هم می خواندند با شوق ،مهم نیست متخصصان چه بگویند
محمد
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
من به شخصه سالهای نوجوانیم با خواندن کتابهای ایشون سپری شد واقعا لذت می بردم از خواندن کتابهای مرحوم تاهنوز شیرینی وجذابیت اون روزا تو ذهنم هرچی بود کارشو خوب بلد بود روحش شاد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
خدا رحمتش کند من با کتابهای استاد کتابخوان شدم و در کتاب دیدار با منصوری یا مصاحبه با منصوری به این نکته اذعان کرده که غرض از اضافه کردن به ترجمه هایش این بوده مطابق با فرهنگ و جامعه ایران باید کتاب را ترجمه کرد
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
1
تالیف یا ترجمه هر چه اسمش را بزارید کار بزرگی کرده. من اکثر کتابهاشو خوندم واقعا عالی بودن. وقتی شروع میکردی خوندن دیگه نمی تونستی کتاب را زمین بزاری. با اینکه از نزدیک ندیده بودمشون احساس دوستی با ایشان میکردم. حتی در مجلس ختم ایشان شرکت کردم.
شاید بخشی از گفته شما در ان زمان که خیلی از مسائل تالیف و ترجمه بشدت رعایت میشد درست باشد ولی در این روزگار که از تز فوق لیسانس و دکترا تا مقالات علمی اکثرا کپی و تقلبی است نمیتوان بع شیوه استاد ایراد گرفت.
ناشناس
-
۱۵:۴۳ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
1
در دوره کارشناسی ارشد یه تحقیق درباره لژهای فراماسونری داشتم که با اسامی زیادی برخوردم که یکی از اونا اسم مرحوم منصوری بود که خاطرم نیست عضو کدام لژ فراماسونری بود
مصطفی
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
2
کارش بسیار درست بوده .
شما اول بگو مستشرق یعنی چی و مال کدوم زبونه بعد بیا به بقیه وصله بچسبون
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۹
0
3
من درجوانی بدون تسبیح و پنجه بوکس و گردوبازی چیزی دیگری نمیدانستم تا اینکه با اجبار برادرم کتاب سینوهه را خواندم این کتاب مرا عاشق کتاب خواندن کرد دیگه تسبیح اینا رو رهاکردم خدایش بیامرزد!!!!!!!!
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری