کد خبر ۷۸۸۳۹۹
تعداد نظرات: ۴۶ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۳ - ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ - 11 June 2021
به بهانۀ پنجمین سالگرد خاموشی «مرد تنهای شب»
با رؤیای کنسرت 100 هزار نفری در ورزشگاه آزادی بازگشت. محقق نشد اما ماند. به آرزوی خواندن در وطن نرسید اما در همین خاک خُفت...

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- امروز پنجمین سال‌روز درگذشت «حبیب محبیان» خوانندۀ محبوب موسیقی پاپ است که بیش از آثار دیگر با «مرد تنهای شب» و « نفسم گرفت از این شهر» و البته «بزن باران» شناخته می‌شود و چون هم می‌نوشت و هم می‌خواند و هم می‌نواخت، تعبیر «خُنیاگر» او را می‌سِزَد.

حبیب محبیان؛ اگر نه خواندن در وطن که مردن در وطن

  در میان خوانندگان مختلف که بوده‌اند و رفته‌اند اما چرا سراغ سال‌مرگ «حبیب» رفته‌ام؟ انکار نمی‌کنم که به سبب جنبه‌های سیاسی و اجتماعی ماجرا و بازگشت او به ایران هم هست.

  نخست به خاطر این که در دولت احمدی‌نژاد در سطح رییس دفتر رییس جمهوری (‌اسفندیار رحیم‌مشایی) به او اجازۀ بازگشت داده شد و حبیب، با رؤیای یک کنسرت 100 هزار نفری در ورزشگاه آزادی به وطن خود بازگشت اما به خاطر مخالفت اجزای دیگر و نیز خارج از دولت اجازه پیدا نکرد و رؤیای او تحقق پیدا نکرد. با این همه، ماند و بازنگشت.

  ماجرای حبیب از حیث داستان «اجازه»‌ها و «مجوز»‌ها هم جالب است:

  سال ۱۳۹۳ در شهرک تاریخی ماسوله در حال تولید نماهنگ ترانۀ «خرچنگ‌های مردابی» بود اما چون «مجوزهای لازم» برای ضبط ویدیو را نداشت مدت کوتاهی بازداشت و البته سپس آزاد شد.

 مجوز اجرای کنسرت نیافت و البته بیشتر خارج از دولت مانع شدند اما در سال ۱۳۹۳ به کتاب او - «مرد تنهای شب»- مجوز دادند و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران هم ارایه شد. کتابی که برگزیده‌ای از آثار و ترانه‌های او در همه سال‌های فعالیت بود منتها خنیاگر بازنگشته بود تا تنها بنویسد. برگشته بود تا هم بنویسد، هم بنوازد و البته بخواند.

  دو سال بعد اما یک سکته به این ماجرا خاتمه داد و چون با هنرمندانِ مُرده معمولا بهتر تا می‌شود اواخر سال 1396 و یک سال و نیم پس از مرگ او، دفتر موسیقی وزارت ارشاد به نماهنگ «دیره» مجوز داد که در آن صدای خود حبیب چندان واضح نیست و در واقع پسرش احمدرضا و سمیر زند می‌خوانند و انتشار و مجوز آن به ارتباطات و انتسابات دومی نسبت داده شد.

  چند روز بعد هم سانحۀ نفتکش «سانچی» پیش آمد و صدای حبیب برای نخستین بار از صدا و سیما پخش شد: مرگ قو.

  5 سال پیش و در 21 خرداد 1395 خورشیدی دربارۀ حبیب محبیان در همین تارنما یادداشتی نوشتم و به خاطر حسی که در آن جاری بود همان نقل می‌شود با این توضیح که در شعر اصلی که دکتر شفیعی کدکنی سروده « نفسم گرفت از این شب» آمده ( نفسم گرفت از این شب: دفتر شعر "بودن و سرودن"). هر چند با «شهر» مشهورتر است:

  کودکی به نام «حبیب» هنوز دو سال نداشت و لب به سخن نگشوده بود که دکتر مهدی حمیدی شعر «مرگ قو» را سرود:

  شنیدم که چون «قو»ی زیبا بمیرد
  فریبنده زاد و فریبا بمیرد

  شب مرگ تنها نشیند به موجی
  رَوَد گوشه ای دور و تنها بمیرد

  شاعر، این شعر را در 27 فروردین 1333 سرود اما شهرت و همه‌گیری آن پس از آن رخ داد که خواننده و نوازنده‌ای به نام حبیب محبیان بیست و دو سه سالی بعد به صحنه آمد و در قالب ترانه با آن گیتار دوازده سیم خود خواند:

  من این نکته گیرم که باور نکردم
  ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

  چو روزی ز آغوش دریا برآمد
  شبی هم در آغوش دریا بمیرد

  شگفت این که خود خواننده نیز در بیستمین شب خرداد 1395 و نزدیک به چهل سال بعد در آغوش دریا مُرد. کنار دریا و در رامسر.

  حبیب محبیان البته زاده و بالیده شمال ایران نبود. او در چهارم مهر 1331 در شمیرانِ تهران به دنیا آمده بود. در خانواده‌ای (با اصالت آذری) و اهل موسیقی و در جمع برادرانی که ویولن می‌زدند: منوچهر و منصور و محمود. حبیب اما گیتار دوست داشت و زیر نظر مرتضی حنانه در رادیو تلویزیون ملی ایران موسیقی آموخت.

  او که بعد از پیروزی انقلاب و در اوایل دهۀ 1360 مثل خیلی‌های دیگر از هم‌صنف‌های خود ناگزیر از کوچ شد با این که خود نیز گاهی کوشید اما از جنس خوانندگان لُس‌آنجلسی نشد و نبود و همواره دوست داشت برگردد. همه دوست دارند برگردند اما او «دوست داشت برگردد و در همین چهار چوب هم کار کند».

  یکی دوباری تقاضا کرد و پذیرفته نشد تا سال 88 و در توفان پس از انتخابات موافقت شد و بازگشت و برای این که حساسیت ایجاد نکند به شمال رفت و در ویلای یکی از دوستان خود ساکن شد.

  هر چند که بعدتربر سر انتشار آلبوم او موانع بسیاری گذاشتند. تازه دریافته بود که توافق و کسب مجوز از یک نهاد یا شخص الزاما به منزله تبعیت یا موافقت دیگران نیست‌.

  شایعات متفاوتی درباره نحوۀ بازگشت او وجود دارد. از نقش سمیر زند - نام هنری فرزند یک روحانی محافظه‌کارمشهور و فقید (آیت‌الله شیخ ابوالقاسم خزعلی)- تا وساطت رییس دفتر احمدی‌نژاد اما برای مردم و حبیب مهم این بود که برگردد و حالا برگشته بود. او دوست داشت در ایران کنسرت بگذارد یا حداقل آلبوم منتشر کند و هر چند قطعاتی جسته و گریخته منتشر شد اما اتفاق مورد نظر یا وعدۀ داده شده رخ نداد برای او که دوست داشت اگر می‌خوانَد همین جا بخواند:

  در آن گوشه، چندان غزل خوانَد امشب
  که خود در میان غزل‌ها بمیرد

  گروهی بر آن‌اند کاین مرغِ شیدا
  کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

  و حبیب که در اینجا (ایران) عاشقی کرده بود پس باید اینجا می‌مُرد. عاشقی اما نه در قالبِ غالب ترانه‌ها که سروده‌های عاشقانه او بیشتر به یاد مادر و همسری بود که از دست داد (آهنگ‌های "مادر" و "خرس کوکی" در " مرد تنهای شب") و به یاد همسر درگذشته به خاطر حساسیت به آمپول پنی‌سلین (شهلای من و خواب سرخ بوسه‌ها) و یا به یاد هر دو (نگاهم) 

  یکی از تفاوت‌های او با خوانندگان دیگر در علاقه به اشعار شاعران نامدار معاصر بود ولو برای ترانه و خواندن نسروده باشند همچون سرودۀ استاد دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی که دیگران هم خوانده‌اند اما با صدای حبیب فرایاد می‌آید:

  نَفَسم گرفت از این شهر
  درِ این حصار، بشکن
  در این حصارِ جادوییِ روزگار بشکن

  چو شقایق از دلِ سنگ
  برآر، رایتِ خون
  به جنون، صلابتِ صخرۀ کوهسار بشکن

  تو که ترجمانِ صبحی
  به ترنّم و ترانه
  لبِ زخم‌دیده بگشا
  صفِ انتظار، بشکن

  سرِ آن ندارد، امشب
  که برآید آفتابی
  تو خود آفتابِ خود باش و
  طلسمِ کار بشکن...

   حبیب محبیان پس از بازگشت به تعبیری از آنجا رانده و در اینجا مانده بود. چون برخی از شبکه‌ها یا خوانندگان لُس آنجلسی بازگشت او به ایران را در قالب یک پروژه تعریف می‌کردند و در اینجا هم به کسی که پس از 28 سال اقامت درخارج از کشور بازگشته بود اعتماد، نه چنان بود که وعده داده بودند. به همین خاطر فرزند او نه در ایران ماند و نه به آمریکا بازگشت و در ترکیه ساکن شد.

   با این همه حبیب از بسیاری از همکاران خود بخت‌یار‌تر بود. چون برگشت و همین جا آرام گرفت؛ در خانه .

  بعید است که جنازۀ خوانندۀ خاموش‌شده را از سردخانۀ زینبیۀ رامسر به تهران انتقال دهند تا از مقابل تالار رودکی (وحدت) تشییع شود چرا که این بار مانند مرتضی پاشایی شاید تنها دهه هفتادی‌ها نیایند و دهه‌های قبل هم برای تجدید خاطره بیایند و البته پای دهه هشتادی‌ها هم، چنان که در قضیۀ کورش دیدیم باز شده است.

  اما چه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن شود و چه در همان روستای «نیاسته» در « کتالم» رامسر، باز هم به آرزوی خود رسیده است: مرگ در وطن و در خاک ایران خفتن.

  گروهی بر آن‌اند کاین مرغِ شیدا
  کجا عاشقی کرد؟ آنجا بمیرد

  حبیب مجبیان اینجا عاشقی کرد و اینجا مُرد. این نکته مهم‌تر از آن است که بازگشت او در اوج التهابات سیاسی در سال 88 پروژه سیاسی بود یا اقتصادی یا هر عنوان دیگر.

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۴۶
در انتظار بررسی: ۲۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۸ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
3
255
خواننده بسیار عالی مردی بسیار متواضع یک انسان تمام کمال خدا بیامرزدش
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
2
201
بزن باران...
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
1
200
سلام
خدا رحمت کنه مرد تنهایی شب رو
در قلب ایرانیان جاودانه خواهد ماند
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
3
203
حبیب دق مرگ شد ، روحش شاد و یادش گرامی باد.
ناشناس
United States
۱۱:۲۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
4
212
کاش روزی برسد که راه خانه بر کسی بسته نباشد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
1
139
بزن باران
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
3
183
مثل فرهاد و فریدون فروغی دق مرگ شد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
1
140
درود بر شما و قلم زیبای شما و این که سیاست رو از زمختی درمیاری و در قالب هنر میریزی. مرسی واقعن
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
1
127
صدای جاودانه... روحش شاد یادش گرامی باد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
1
109
روحش شاد
فرهنگی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۸ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
2
128
واقعا چرا باید عده ای از وجود هنرمندانی چون حبیب و .... احساس ترس کنند؟!
روحش شاد یادش گرامی
...
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
89
دلنوشته ی بسیار خوب و در شان حبیب عزیز بود
یادش گرامی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۲ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
1
56
آقای خدیر، دستت درد نکنه. اما امروز فقط سالگرد حبیب خواننده نیست. سالگرد هدا صابر هم هست که قطعا می شناختینش.حداقل می تونین درباره کتاب خیلی خوب او فروپاشی بنویسید.
عصر ایران

سلام. بله. مناسبت‌ها که فراوان است. ممنون از یادآوری شما. بی هیچ تردیدی کتاب «فروپاشی؛ نگاهی به درون رژیم شاه، بحران‌ها، تضادها و ناکامی هایش» یکی از بهترین آثاری است که نشان می‌دهد انقلاب ها حاصل توطئه‌های خارجی نیست و زمانی رخ می‌‍دهد که کسی پیش بینی نمی‌کرده است. این کتاب خوش‌بختانه به چاپ هشتم رسیده و از آن هم درسطح نخبگان و هم مخاطبان عمومی استقبال شده و بهترین یادکرد زنده‌یاد هدی (رضا) صابر هم معرفی این کتاب به عنوان ماحصل اندیشه‌های اوست. ممنون از یادآوری شما

پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۰۹- ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
اسم هدی صابر دلم رو آتیش میزنه
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۳ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
3
51
به راستی باید یاد کرد که ایشان در دولت احمدی نژاد اجازه ورود پیدا کرد اما متاسفانه جز تمسخر احمدی نژاد چیزی در رسانه ها گفته نمیشود
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
2
76
کاش میشد همه هنرمندان ایران زمین به کشورشون برگردند
اینهمه عفو عمومی برای مجرمین به مناسبت های خاص دادید
حالا یه بار بزارید اونایی که بهرحال جلای وطن کردند هم برگردن
حتی از زندانیان سیاسی هم درگذرید
البته جانیان و تروریست ها و خائنین رو استثنا کنید
باور کنید کشور مال همه ایرانیان هست نه فقط قومی و گروهی خاص
رضا ن.
Germany
۱۲:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
61
11
جناب خدیر خیلی قدیمی فکر میکند با ارزشهای کهنه و سنتی در سرش!؟ فکر میکنم تاحالا پایش را از ایران بیرون نگذاشته تا بفهمد انسان باارزش جهان وطنی است نه آنکه درون مرزی خودش را حبس کرده باشد. ...
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۳۰- ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
رضا جان. قدیمی و سنتی کدومه. هزار تا مطلب رو توش گفته. جهان وطنی و انترناسیونالیسم مال قبل بود. اتفاقا تفکرات جهان وطنی کهنه شده
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۲۵ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
47
روحش شاد
آرزو
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
1
24
همیشه چند تا نکته دارید. نمیدونستم سمیر زند پسر آقای آیه اله خزعلی یه. آخه مگه میشه روحانی با اون سنتی یه پسر خواننده داشته باشه؟ نفسم گرفت از این شب رو هم نمییونستم. ولی خداییش شهر بهتره با معذرت از محضر استاد شفیعی کدکنی البته
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
45
سلام و سپاس از گرامیداشت شادروان حبیب عزیز. بنده به رسم ادب و از تبریز بر سر مزارشان حاضر و فاتحه ای قرایت کردم و عکس هایی به یادگار گرفتم.. ایکاش میتوانستم عکس مزارشان را تقدیم عزیزان کنم.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۵۵- ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
یاد آن شبهای ماندنی بخیر که حبیب در هتل بین المللی تبریز مرد تنهای شب و شهلا را با گیتار می نواخت و می خواند.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
46
آقا مهرداد زیبا مینویسی هر بار که مینویسی چه برای ورزش چه سیاست چه اجتماع
رضا ن.
Germany
۱۳:۱۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
1
14
هرچند عصر ایران فقط نصف کامنت مرا در بالا منتشر کرد ولی در جواب به آن کاربر گرامی که در جواب به من نوشت که تفکر جهان وطنی کهنه شده لابد ندید که پاندمی ویروس کرونا نشان داد جهان چه دهکده کوچیکیه. آنهم امروزه در عصر اینترنت! باورکنید کدخداها میخواهند برای حفظ منافعشان مردم درون مرزهایشان حتی شده با زور اسلحه زندکی با بردگی کنند. به نظرم برای حبیب برگشتش به ایران تجربه تلخی بوده پر از استرس و دردسر! خدائیش خودتان یه مقایسه بکنید آمار چند هزارنفری که هرروز ایران را ترک میکنند با یکی مثل حبیب که به ایران برمیگردد. جناب خدیر روشنفکرتر از آنست که نداند دلایل مهاجرت ایران و ترک وطن چیست؟ دهانش را میبویند نگوید....
ناشناس
-
۱۳:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
22
خدا رحمت کند ایشان را،
شما هم خوب می نویسید و آدم از خواندن نوشته ی قلم شما احساس خوشبختی میدکند،

اما
اماچرا مثلا می نویسید: «دو سال بعد اما …»
ایندانگلیسی است و شما فارسیدمیدنویسید و در فارسی همیشه اما در اول می آید.
من نمی دانم چه کسی این شیوه ی بد را آموخت و گرتهذبرداری کرد و در میان فارس ها جا افتاد «اما» روشن است که زشت است، باورتان نمی شود از همان استادی کهذاسمشان و شعرشان را آورده اید بپرسید.
با سپاس گزاری برای شما نویسنده ی خوب و با احترام به عصر ایران، بهترین مجموعه ی خبری موجود در کشور در چشم من
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
5
35
... در روزگاری که فوج فوج در حال مهاجرت از کشور هستند و به لطف فضای مجازی تحمل غربت هم راحت تر شده ، دیگر حسرت برگشت به ایران زیاد معنی ندارد ، ما هم که ماندیم به خاطر عدم آشنایی به زبان انگلیسی و نداشتن سرمایه اولیه برای مهاجرت است
ناشناس
Belgium
۱۳:۴۸ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
2
24
هیچکس به جز کسانیکه(مانند حبیب)خارج از کشور بوده اند حال حبیب (وامثال حبیب)را نمی دانست و نمی داند و هرگز هم درک نمیکند.به قول شاعر(رهی معیری): مصیبتهای دوری را من دور از وطن دانم که دور از خانمان داند غم بی خانمانی را...
امیرمحمد
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۲ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
30
روحت شاد حبیب... نوربه قبرت بباره.... حیف که رفتی....
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۲ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
29
امان از تنگ نظری
ناشناس
Turkey
۱۵:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
18
با تشکر از استاد خدیو که نوشته هایشان چه در این تارنما چه در امید جوان برای ایرانیان سودمند و آموزنده است صدای حبیب محبیان چون فرهاد خاص و ویژه بود خرچنگ های مردابی را جز ایشان کسان دیگر که خواستند نتوانستند اجرا کنند قدر هنرمندان را بدانیم.
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
34
از داریوش اقبالی هم بنویس لطفا
چیزهای که میدونم رو میخوام از زبون شما بشنوم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۸:۰۲- ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
احسنت احسنت احسنت بر شما
...
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۰۱ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
20
یاد حبیب عزیز بخیر...
کورش
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۸ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
16
خداوند رحمتش کند....
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۴۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
16
روحش شاد وقتی فوت کرد چقدر دلم گرفت که بهش اجازه خوندن و کنسرت گذاشتن ندادن
...
شاهرخ
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
17
روحش شاد،خواننده درد کشیده بود.با صدایی دلنشین که از اعماق وجودش می خواند وحس وحال آدم رو عوض میکرد.من که ازشنیدن آهنگهایش سیر نمی شوم.خدابیامرزدش ،روحش شاد
ایرانی آباد و آزاد
France
۲۰:۱۸ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
16
هنرمند بزرگ و مردمی و وطن دوست.....
از این نوع هنرمندان زیاد داریم که متاسفانه قدرشان را نمی داتیم و بعضا دور از وطن هم هستند....
حمید رضا
France
۲۱:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
16
خدا بیامرزتش. واقعا یه خواننده به تمام معنا بود.من عاشقشم هنوزم.لذت میبرم از ترانه هاش.امیدوارم روحش قرین رحمت پروردگار متعال باشد.
سعید
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۱
0
15
خدا رحمتش کنه کلی با ترانه ش خاطره داریم. هیچ وقت کهنه نمیشه
ناشناس
United States
۰۰:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۲
0
7
روحش شاد و یادش گرامی
هممون با صداش خاطره داریم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۲
0
7
در کودکی ترانه‌هایش را زمزمه می‌کردم. صدای حبیب برای من یک دنیا خاطره است. به خصوص دو ترانه‌ای که در غم مادر و همسر خوانده است. اما حیف که آرزو به دل رفت! به راستی چرا با هنر هنرمند چنین می‌کنیم؟!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۲
0
7
من مرد تنهاي شبم. روزي كه بر سر مزارش در نياسته رفتم بخوبي اين جمله را در قبال او درك كردم.
محمد
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۲
0
7
جیگرم آتیش گرفت
محسن قم
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۲
0
8
مهرداد خان خدیر لذت بردم از نگارش متن و دقت نظرت و سپاس از یادآوری درگذشت این خواننده بسیار دوست داشتنی که هر کدام از آهنگ هاش یادآور خاطرات جوانیست.با خواندن متن و نکات به جا اشک در چشمانم حلقه زد و بغض در گلو نشست.
من بر سر مزار مادرش در علی ابن جعفر قم رفته ام و یاد خودش و تمام مادرش کرده ام.
خدایش بیامرزاد
بزن باران بهاران فصل خون است...
آشنا
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۲
1
7
با ترانه مادر از حبیب عزیز هنگام مهاجرت به تهران اشک ریختم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۲ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۲
1
10
مطلب تان حاکی از آن است که برای این دست از انسان ها فقط حق مردن در این خاک را قائلید!!
به نظر خودتان کمی خودخواهانه نیست؟
برای زندگان خودی و غیر خودی تعریف می کنید ولی مردگان را خودی لحاظ کرده و برایشان حق آرمیدن در خاک خودشان را قائلید؟!! .....بابا گلی به گوشه جمالتان.....
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری