کد خبر ۷۸۹۳۵۹
تاریخ انتشار: ۱۷:۰۹ - ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ - 16 June 2021
ظاهرا قرار است دولت آينده ، ماشين اقتصاد را همچنان بدون چراغ و برنامه مشخص در مسير تاريك و سنگلاخي حركت دهد.

عصرایران؛ عليرضا سلطاني - تبليغات انتخابات رياست جمهوري به پايان خود نزديك شده اما جامعه كارشناسي و مهمتر از ان  مردم هنوز تصوير مشخص و درستي از برنامه ها و سياست هاي اقتصادي نامزدهاي رياست جمهوري ندارند. مناظره هاي سه گانه هم نه تنها به شفافيت و صراحت برنامه هاي اقتصادي نامزدهاي رياست جمهوري كمك نكرد بلكه ابهامات جدي و نگران كننده اي را نيز در حوزه عمومي و كارشناسي ايجاد كرد.

نگران كننده از آن جهت كه نه تنها از از ظرفيت و فرصت سياسي انتخابات براي مهار التهابات و چالش هاي اقتصادي روزافزون بهره اي برده نشد بلكه انتخابات و تغيير دولت به چالش ديگري بر سر راه اقتصاد لرزان ايران تبديل گرديد به اين معنا كه ظاهرا قرار است دولت آينده ، ماشين اقتصاد را همچنان بدون چراغ و برنامه مشخص در مسير تاريك و سنگلاخي حركت دهد.

به طور قطع يكي از دلايل مهم عدم تظاهر مشاركت بالا در انتخابات رياست جمهوري در سطح  عمومي ، عدم رضايت و به دنبال آن عدم اعتماد به نامزدهاي رياست جمهوري نسبت به داشتن برنامه مشخص و واقعي براي بهبود شرايط اقتصادي و معيشتي باشد چه اينكه برخي شعارهاي پرطمطراق و جذاب ( البته از نظر نامزدهاي ارائه دهنده ) ، نتوانست در فضاي عمومي جامعه و حتي دهك هاي پايين كه  به شدت از لحاظ اقتصادي در رنج و مضيغه هستند، جريان ساز شده و آنها را به حركت درآورد.

يكي از آثار مهم اين شرايط ، عدم اقبال به  شعارها و طرح هاي پوپوليستي نظير يارانه 450 هزار توماني ، پرداخت حقوق به زنان خانه دار ، ايجاد مسكن و شغل براي جوانان ازدواج كرده و ... مي باشد. گويي اكثريت مردم علي رغم مواجهه با شرايط سخت اقتصادي ، نسبت به عدم تحقق اين شعارها اطمينان دارند.

اما مساله اساسي اين است كه چرا در برنامه ها و فعاليت هاي تبليغاتي نامزدهاي رياست جمهوري ، با وجود اهميت و اولويت مساله اقتصاد و معيشت ، طرح ها و برنامه هاي قابل توجه و جريان ساز براي عبور از شرايط ركودي كنوني نمايان نشد؟ در پاسخ به اين سوال چند دليل را مي توان مورد توجه قرار داد : اولين دليل اينكه تقريبا اكثر نامزدها ، بدون برنامه قبلي و به صورت فوري وارد گود انتخابات شدند و طبيعتا فرصت و زماني براي تدوين برنامه اقتصادي مشخص و كارشناسي نداشتند. دومين دليل ، نداشتن تخصص و توان علمي و مهارتي براي فهم مسائل و مشكلات اقتصادي و همچنين طراحي برنامه از سوي نامزدها مي باشد . اين دو دليل هر كدام به گونه اي قابل مناقشه است .

اولا در بين نامزدهاي 7 گانه ، دو نامزد مدتي طولاني براي حضور در انتخابات فعاليت داشتند اما يك نامزد كه مدعي داشتن دولتي در سايه در 8 سال گذشته است ، هيچ برنامه مشخصي را آماده نداشت . نامزد دوم هم كه خود را اقتصاددان مي داند ، برنامه هاي اقتصادي خود را در قالب طرح هاي پوپوليستي كه عدم امكان اجرايي شدن آن توسط مردم عادي قابل درك است را ارائه نموده است. بنابراين صرف نداشتن زمان براي تدوين برنامه ، قابل قبول نيستند .

دوم اينكه  دو نامزد انتخابات ، در تبليغات در كسوت اقتصاددان ظاهر شده اما فاقد هر گونه برنامه علمي و كارشناسي براي خروج از ركود و بحران اقتصادي اخير هستند.

دليل سوم كه دليل واقعي و اصلي به شمار مي آيد و به نظر مي رسد نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري هم به آن باور دارند ، اين است كه اصولا بحران و ركود اقتصادي كنوني ايران ، در گام نخست ، راهكار و برنامه صرفا اقتصادي ندارد.

بر اين اساس ، بهترين و كارشناسي ترين طرح هاي اقتصادي ، با توجه به شرايط سياسي و سياست خارجي كشور ، امكان اجرايي شدن و اثرگذاري براي عبور از شرايط كنوني را ندارد.

بنابراين با نگاهي خوشبينانه به نظر مي رسد نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري با علم به اين واقعيت ، به خود زحمت تدوين و ارائه برنامه اقتصادي ندادند چرا كه هر گونه برنامه اقتصادي بدون فراهم بودن زمينه ها و بسترهاي سياسي و اجتماعي آن ، امكان عملياتي شدن ندارد. حكايت امروز اقتصاد ايران به مانند فردي است كه از بيماریهاي بسياري در رنج است و با وجود اينكه نوع بيماري و راه هاي درماني آن مشخص است اما اين بيمار به دلايل مختلف امكان حضور در بيمارستان و آغاز روند درمان تحت نظر پزشکان را ندارد. گام و برنامه ابتدايي و مهم درمان اقتصاد ايران ، سياسي است .

اصلاح سياست هاي كشور در حوزه خارجي و بعضا داخلي ، شرط لازم براي برون رفت از شرايط سخت اقتصادي است . مساله مهمي كه البته جاي آن در مباحث و برنامه هاي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري خالي است و برخي نامزدها با وجود آگاهي نسبت به اين مساله ، به دليل نداشتن اختيار كافي براي تامين و اجراي آن ، از ورود به موضوع خودداري كرده و برخي نامزدها نيز از اساس به اين مساله اعتقادي نداشته و همچنان در باورهاي غيرواقعي و نادرست خود غوطه ور مي باشند. 

بنابراين با توجه به آنچه در دوره تبليغات انتخابات رياست جمهوري گذشت ، چشم انداز روشن و مشخصي براي اقتصاد ايران و معيشت مردم با تغيير دولت ديده نمي شود و به نظر مي رسد بايد انتظار داشت كه درهاي سياسي و اقتصادي ايران همچنان بر همان پاشنه بچرخد. 

ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری