کد خبر ۸۳۸۲۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ - ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - 10 September 2009
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.


كيهان: الگوي حكومت علوي

«الگوي حكومت علوي»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد؛قريب به سه دهه امامت حضرت امير عليه السلام از رحلت پيامبر اكرم(ص) در سال 11 هجري تا شهادت ايشان در سال 40 هجري، نمونه كامل و بي نظيري است براي تأمل در مدل حكومتي و سياسي اسلام كه اگر به دقت انجام شود، راه بسياري از خطاها و كژي ها را مسدود خواهد كرد.

پس از رحلت خاتم النبيين(ص) دوران مظلوميت و تنهايي علي(ع) آغاز مي شود آنچنان كه انگار پيامبر(ص) نفرموده بودند و بدان فرموده ها تأكيد نداشتند كه «من كنت مولاه فهذا علي مولاه»، «انا مدينه العلم و علي بابها»، «الحق مع علي و علي مع الحق» و... كار بدانجا كشيد كه جان پيامبر -علي(ع)- خار در چشم و استخوان در گلو جام تلخ حوادث را نوشيد و خشم خويش را فرو خورد هر چند كه لحظه اي از هدايت مردمان غفلت نكرد. روزگار چرخيد و چرخيد تا همان مردمان دست بيعت به سوي علي(ع) دراز كردند و چون شتران كه به طرف آبشخور هجوم مي آورند بر حضرت هجوم بردند، آنچنان كه عباي ايشان از دوششان افتاد، بند كفششان پاره گشت... انبوه مردم از هر طرف امام را احاطه كرده بودند و در اين ميان نزديك بود حسن و حسين -عليهما السلام- به زير دست و پاي آيند و اينچنين بود كه به اصرار و سماجت مردمان، حضرت زمام حكومت را بر دست گرفتند.

اما ديري نپاييد كه بتدريج گروهي ساز ضلالت كوك كردند و از سبيل هدايت فاصله گرفتند؛ جمعي عهد و پيمان شكستند، جمعيتي از تبعيت آيين امام سر باز زدند و خروج از دين را برگزيدند و جماعتي اطاعت از حق و حقيقت را به گوش نگرفته و به نسيان و فراموشي سپردند.

اينجا بود كه پيش بيني امام(ع) از حال و روز آنان جامه واقعيت بر تن كرده بود آنگاه كه در روز بيعت فرموده بودند: «مرا واگذاريد و ديگري را به دست آريد، زيرا ما به استقبال حوادث و اموري مي رويم كه رنگارنگ و فتنه آميز است و چهره هاي گوناگون دارد و دل ها بر اين بيعت ثابت و عقل ها بر اين پيمان استوار نمي ماند.»

امام(ع) هشدار داده بود كه اگر دعوت شما مردمان را براي پذيرش حكومت بپذيرم براساس آنچه كه مي دانم با شما رفتار مي كنم و به گفتار اين و آن و سرزنش سرزنش كنندگان گوش فرا نمي دهم.

حتي به آن جمعيت پرشمار كه سر از پا نمي شناختند و بر پذيرش خلافت از جانب امام(ع) بي وقفه بي تابي نشان مي دادند تاكيد كرده بودند كه اگر من وزير و مشاورتان باشم بهتر است تا امير و رهبرتان گردم.

آنچه در كارزار عمل اتفاق افتاد حكايت تلخ برنتافتن عدالت علي(ع) بود؛ چرا كه دست ويژه خواران و رانت خواران از بيت المال مسلمين كوتاه شده بود، ديگر اشراف و سرمايه داران سهمي ممتاز و خاص دريافت نمي كردند. بردگان و غلامان همان اندازه از بيت المال مي ستاندند كه مدعيان و بزرگان دريافت مي كردند. عرب را بر عجم برتري نبود و حقوق آنها بالسويه پرداخت مي شد.

عزل و نصب استانداران و حاكمان تنها بر مبناي شايستگي و كارآمدي پيش مي رفت، در مجازات قانون گريزان و اجراي حدود الهي مسامحه اي در كار نبود و هر روز دايره افزون طلبي زياده خواهان تنگ و تنگ تر مي شد.

اما مردمان آن ديار و روزگار نه تنها قدر ندانستند بلكه مرور زمان حكايت از آن داشت كه هر روز حاميان امام كمتر و كمتر مي شد. سؤال اينجاست كه چه شد مردماني كه مست و بي تاب خواهان پذيرش حكومت توسط علي(ع) بودند عدالت او را برنتافتند؟

بدون ترديد مجموعه اي از عوامل و علت ها را بايد كاويد و به هم ضميمه كرد تا پاسخي جامع داد اما به فراخور اين مقال دو عامل در جستجوي رسيدن به پاسخ حائز اهميت است: 1-استحاله فكري و ايدئولوژيك مردم و جامعه و 2- انحراف پررنگ خواص و نخبگان.

از يكسو در جامعه اسلامي انديشه دنيا گرايي و ثروت اندوزي ميان مردم آنچنان اوج گرفته بود كه ارزش ها به ضدارزش ها مبدل گشته بود و ضد ارزش ها رنگ و لعاب ارزش ها را به خود گرفته بود.

اينجاست كه علي(ع) هشدار مي دهد كه مردم آگاه باشيد كه وضعيت امروز شما همانند روزي است كه خداوند پيامبرش را بر شما مبعوث گردانيد. از سوي ديگر؛ خواص و نخبگان كه گروهي از آنها سابقه اي از جنگ و مبارزه، در ركاب با پيامبر به همراه داشتند هر كدام به طريقي بر مسير عدل و عدالت ثابت قدم نماندند و از امام(ع) خواسته اي را طلب نمودند و چون به مال و منال مورد انتظارشان نرسيدند يا از تكيه زدن بر فلان منصب و مقام دور ماندند از اردوگاه امام رخت بربستند.

چهره هاي سياسي و مشهوري چون عايشه، طلحه، زبير، ابوموسي اشعري، زيدبن ثابت، حسان بن ثابت، ابوهريره، سعدابن ابي وقاص، اشعث بن قيس و دهها نفر ديگر به اپوزيسيون تبديل شدند و از امام جدا گرديدند. تكليف معاويه و حزب اموي نيز معلوم بود.

سه جنگ جمل، صفين و نهروان را در مدت كمتر از پنج سال بر امام تحميل كردند، دامنه آشوب ها و اغتشاشات را گسترش دادند و با عدم تمكين در برابر قانون و حدود الهي گستاخانه باطل را بر حقيقت جولان دادند.

حضرت امير عليه السلام اما به دور از محافظه كاري هاي معمول حكام و با نفي مصلحت سنجي هاي كذايي بر راهبرد مبارزه همه جانبه با فساد سياسي و اقتصادي ادامه دادند و به موازات آن بر زدايش انحرافات فكري و ايدئولوژيك مردم همت گماردند.

فقدان قوه تحليل شرايط و اوضاع سياسي جامعه از سوي عوام و توده مردم و انحراف خواص و نخبگان از اصول بنيادين و ارزش ها نگذاشت آرمان هاي متعالي حكومت علوي به ثمر نشيند هر چند كه اين يك اشتباه استراتژيك است كه حكومت علي(ع) را شكست خورده بدانيم.

امروز حكومت علي(ع) الگوي مناسب و بي بديلي براي همه حق طلبان و عدالتخواهان است و نظام جمهوري اسلامي پس از گذشت قرن ها در راه اميرالمومنين است، ناكثين، قاسطين و مارقين امروز هم عرض اندام مي كنند و در دشمني با نظام جمهوري اسلامي تمام قواي خودشان را به ميان آورده اند اما تفاوت اينجاست كه نقطه قوت و قدرت ايران اسلامي، بصيرت و هوشياري مردمي است كه در همه بزنگاههاي حساس و سرنوشت ساز به بهترين وجه ايفاي نقش مي كنند.

اگرچه اكنون برخي خواص در عبور از شرايط پرپيچ و خم و صعب العبور بازماندند و در آزمون ايستادگي و ثبات قدم در مسير اصول و ارزش ها مردود شدند اما نه تنها مردم را به دنبال خود نتوانستند بكشانند بلكه در چشم تيزبين ملت رسوا و خوار شدند.

اعتماد: همگرايي ملي

«همگرايي ملي»عنوان ياداشت روز روزنامه‌ي اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن مي‌خواتنيد؛رويدادهاي تاريخي جهان در ماهيت تفاوت زيادي با هم ندارند، ولي از نظر شکلي در طول تاريخ تغييرات بسياري کرده اند. مثلاً کشورها پيش از هر جنگي با جاسوسي در کشور متخاصم هميشه خواسته اند از توان دفاعي و نقاط قوت و ضعف رقيب اطلاعات بگيرند. جنگ هاي بزرگ تاريخ را اگر بررسي کنيم مي بينيم جاسوسان معمولاً در لباس تجار از کشورشان به کشور ديگر مي رفته اند و نتيجه جاسوسي خود را به کشور متبوع شان گزارش مي کرده اند. اين گزارش ها داراي دو وجه بوده اند؛ يکي مادي که نشان دهنده حشمت و ثروت، شمار سربازان و ابزار جنگي، کشتي هاي جنگي و در کل نيروهاي آماده جنگ و دفاع بوده است و ديگر معنوي که شامل نوع اتحاد و اتفاق و بيش از همه اختلافات اتباع آن کشور بوده است.

مثلاً «جنگ هاي صليبي» سلطان محمد دوم معروف به فاتح قبل از حمله به امپراتوري بيزانس که از بزرگ ترين قدرت هاي زمان خود در اروپا بود، جاسوساني را به قسطنطنيه يا استانبول امروز فرستاد و جاسوسان او خبر دادند که ميزان اختلافات در ميان بزرگان اين امپراتوري به حد اعلا رسيده است و اتحاد و اتفاقي که پيشتر باعث شده بود امپراتوري روم شرقي بتواند بر بخش هاي بزرگي از اروپا، آسيا و آفريقا حکومت کند، از بين رفته است و... مي گويند سلطان محمد به سرداران خود گفت آماده حمله شوند «چرا که وقتي بزرگان بيزانس مشغول اختلافات خود هستند، ما مي توانيم آنان را درهم بکوبيم.» که همان نيز شد و در سال 1453 ميلادي نيروهاي سلطان محمد فاتح وارد قسطنطنيه، استانبول امروزي شدند و امپراتوري بيزانس براي هميشه از صحنه تاريخ جهان رخت بربست.

امپراتوري عثماني نيز خود قرن ها بعد اسير همين اختلافات داخلي شد و دولتي که با نام عثماني لرزه بر اندام اروپاييان مي انداخت، تبديل به کشور کوچکي که امروز ترکيه نام دارد شد.در تاريخ آمده است که نيروهاي سلطان محمد از تنگه بسفر عبور کردند و بخش بزرگي از شبه جزيره بالکان را به تصرف درآوردند.

در اين زمان با اينکه خطر بسيار عظيمي قسطنطنيه را تهديد مي کرد، سياستمداران و بزرگان شهر سرگرم گسترش دامنه اختلافات با يکديگر بودند و به هيچ وجه به پشت دروازه هاي شهر توجه نداشتند تا اينکه نيروهاي سلطان محمد فاتح وارد شهر شدند و از کشته پشته ساختند تا جايي که همه به دست نيروهاي سلطان کشته يا اسير شدند و روز مرگ نهايي امپراتوري بيزانس فرا رسيد و تومار اين تمدن هزار ساله درهم پيچيد و گفتني است که اين شکست مقطع تاريخي پايان قرون وسطي و آغاز قرون جديد شد که چندي بعد نام رنسانس به خود گرفت.البته اتفاقات مشابه بارها در تاريخ جهان تکرار شده است و به همين دليل تاريخدانان و فيلسوفاني که خوانندگان را به مطالعه تاريخ فرا خوانده اند، مي گويند بايد از تاريخ درس - البته درس عبرت - گرفت.اينکه در آغاز ياد آور شدم، رويداد هاي تاريخي جهان در ماهيت تفاوت زيادي با هم ندارند به اين دليل است که هميشه دشمناني براي کشورها کمين کرده اند و کشور ما ايران نيز هيچ گاه از وسوسه دشمن در امان نبوده است.

اين دشمنان هميشه به جاسوسي درباره توان، همگرايي يا واگرايي مادي و معنوي کشور ما پرداخته اند و امروز نيز در اشکال مختلف به اين جاسوسي براي گرفتن اطلاعات ادامه مي دهند. مهم ترين بخش يافته هاي آنان به عقيده نگارنده همگرايي جامعه ما است. هرچقدر اين همگرايي عميق تر باشد، آنان نااميدتر مي شوند و اگر به واگرايي و اختلاف نزديک شده باشد، آنان اميدوارتر مي شوند. به همين دليل دوستداران استقلال و عظمت کشور بايد از اختلاف بپرهيزند و اميد دشمنان را به نااميدي تبديل کنند.

راهکارهاي عبور از اختلاف و واگرايي بسيار روشن است. جامعه ما با تعيين الگوهاي همگرايي مي تواند يک گفت وگو در سطح ملي سامان دهد تا اختلافات را تبديل به اتحاد و اتفاق کند. شايد ما روزنامه نگاران بتوانيم منادي اين گفت وگوي ملي براي رسيدن به همگرايي ملي باشيم و به همين جهت نگارنده اين يادداشت را به جامعه عرضه مي کنم تا صاحبان قدرت و خرد و انديشه با تامل در آن نخستين گام ها را براي دعوت عام به همگرايي يا اتحاد ملي بردارند، چرا که هر خردمندي مي داند نخستين گام اضمحلال و فروپاشي تمدن ها و کشورها، اختلاف بوده و آنچه مايه ترقي و توسعه جوامع نام گرفته اتحاد و اتفاق بوده است.

رسالت:سخني با 5 نماينده محترم مجلس

«سخني با 5 نماينده محترم مجلس»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد؛

5  نماينده محترم مجلس نسبت به نقض قانون بودجه کل کشور درباره سهميه بندي و واردات بنزين به رئيس جمهور تذکر دادند.

آقايان نادران ، کاتوزيان ، نجابت، مطهري و توکلي در تذکر خود آورده اند بند61  قانون بودجه1388  چنين مقرر مي دارد : «دولت مکلف است ، با سهميه بندي بنزين داخلي به قيمت سال87  و فروش مازاد برآن به قيمت تمام شده ، به گونه اي اقدام کند که نيازي به پرداخت  يارانه براي واردات بنزين نباشد.

استفاده از هر محل و منابع بودجه کل کشور براي پرداخت يارانه واردات بنزين به هر صورت ممنوع است.
اين متن قانوني سه حکم را بردولت تکليف مي کند.

1- تنها توليد داخلي بنزين را مي بايد با سهميه بندي و به قيمت هر ليتر1000  ريال بفروشد.
2- هيچ يارانه اي براي مصرف بنزين پرداخت نشود.
3- بنزين وارداتي با قيمت تمام شده فروخته شود به طوري که از هيچ محلي و نيز از منابع بودجه کل کشور هزينه اي پرداخت نشود.

ظاهر اين تذکر درست است، اما باطن اين تذکر با توجه به مسيري که در بودجه ريزي و بودجه نويسي در دولت و مجلس طي شده نادرست است. مي گويند قانونگذار حکيم است. بايد ديد حکمت اين بند از مصوبه مجلس در خصوص بنزين که اصلا در لايحه تقديمي دولت وجود نداشته چيست؟

دولت در لايحه پيشنهادي خود چنين تصميمي نگرفته است . بودجه کل کشور لايحه است. بايد دولت به مجلس بگويدپيش بيني درآمد من چيست و برآورد هزينه آن کدام است؟

دولت درلايحه پيشنهادي خود در ماده واحده سخن از12  بند به ميان آورده است اما مجلس آن را به62  بند افزايش داده است .

دولت در بند7  ماده واحده در8  سطر در خصوص نفت و گاز مطالبي را مطرح کرده است اما مجلس آن را به150  سطر افزايش داده و دهها «حکم» قانوني براي دولت مقرر کرده است بدون آنکه «حکمت» آن را لحاظ کرده باشد. مجلس «لايحه» را تغيير داده است و به صورت «طرح» تصويب کرده و دهها تکليف بردوش دولت نهاده است.
همه مي دانند که قبل و بعد از انقلاب ظرفيت توليد بنزين در پالايشگاههاي کشور کفاف نيازهاي داخلي را نمي داد . شرکت ملي نفت نياز خود را اين گونه برطرف مي کرد که کشتي هايي که نفت ايران را براي فروش مي بردند در بازگشت بنزين مي آوردند.

احتمالا اين اقدام چون صرفه اقتصادي داشت ، نيازي نمي ديدند ظرفيت توليد داخل را بالا ببرند و خود را بي نياز کنند. اين هم از عجايب روزگار است! کشوري که خود توليد کننده نفت است در مورد يک کالاي استراتژيک مثل بنزين بايد دست نياز به بيرون از مرزهاي خود دراز کند .در صورتي که خيلي ساده مي توانستند در داخل اين نياز را برطرف کنند. فقدان يک ديدگاه استراتژيک در اين مورد ما را به اين وادي پرچالش کشانده است.

برويم سر اصل مطلب؛ مجلس به دليل فقد ديدگاه مالي و محاسباتي در تصويب بودجه در مواد يا بندهايي علاوه بر بودجه دولت تکليف مالايطاقي را بر دولت بار کرده است که با هيچ منطق و حکمتي سازگار نيست.

به عنوان مثال در جزء  الف بند7  قانون بودجه6  درصد از ارزش نفت خام توليدي را به عنوان سهم شرکت به عنوان درآمد قطعي شرکت ملي نفت مي پذيرد. در جزء  ح بند7  قانون بودجه تمامي سود خالص شرکت ملي نفت را به عنوان منابع در اختيار شرکت ملي نفت قبول مي کند . بنده از هر نماينده اي سوال کردم آيا مي دانيد6  درصد ارزش نفت خام توليدي و يا سود شرکت ملي نفت چقدر است، پاسخ دقيقي نشنيدم . همچنين سوال کردم آيا مي دانيد انجام هزينه هاي سرمايه اي شرکت ملي نفت چقدر است که چنين منبعي عظيمي در اختيار شرکت ملي نفت  مي گذاريد، باز هم  پاسخي نشنيدم و بعيد هم مي دانم بعد از مطالعه اين مقاله5  نفر عزيزي که اين تذکر را به دولت داده اند ، رقم آن را بدانند.
مفهوم اين اقدام در قانون نويسي آن است که مجلس جانشين دولت در بودجه نويسي شده است آن هم تدوين بودجه اي که نمي داند منابع آن چيست و مصارف آن کدام است و عدد مربوط به هر کدام چقدر است؟

آيا مي توانيم بگوييم قانونگذار در اينجا حکيم است.
اين دخالت درامور بودجه نويسي که وظيفه دولت است براساس چه حکمتي صورت مي گيرد.
وقتي6  درصد ارزش نفت خام توليدي را مجلس به شرکت ملي نفت مي دهد و سود قبل از کسر ماليات شرکت ملي نفت را که سال87  بالغ بر25  ميليارد دلار هست به شرکت مي دهد، چرا بخشي از هزينه واردات بنزين را به هزينه بودجه کل بار مي کند،  چرا در تقويم پيش بيني واردات هر سال اشتباه مي کند تا دولت مجبور شود براي نيم سال دوم لايحه بياورد و دوباره اجازه بگيرد.

تهيه بنزين و فرآورده هاي نفتي جزء وظايف ذاتي شرکت ملي نفت است، چرا هر سال براي حجيم کردن بودجه مطالبي در آن مي گنجانيم که به دور از حکمت است.

چرا وظيفه اي را که دولت برمجلس بار مي کند با استانداردهاي علمي و حرفه اي بودجه ريزي و بودجه بندي تطابق ندارد و آن وقت همين باعث يک چالش براي متهم کردن دولت به بي قانوني مي شود.

اگر مجلس تکليف همه منابع تامين اعتبار را در بودجه کل کشور مشخص کرده است ، دولت ديگر منبعي ندارد که برود با آن بنزين بخرد.  همه اعداد و ارقام بودجه مشخص است اصلا امکان جابه جايي، آن هم در اندازه مثلا30000  ميليارد ريال براي تامين منبع خريد بنزين وجود ندارد.

اگر تکليف همه منابع را روشن نکرده پس دولت قادر است از منابع در اختيار خود نياز مملکت  را تامين کند ، اين اشکال به مجلس برمي گردد که سخاوتمندانه جزء «ح» بند7  بودجه را بدون اينکه دولت بخواهد تصويب مي کند و اختيار25  ميليارد دلار 1() از درآمد ناشي از نفت را در اختيار رئيس جمهور جمهور به عنوان رئيس مجمع عمومي نفت مي گذارد و  بعد دست او را با بند61  بودجه مي بندد که به وظايف ذاتي شرکت ملي نفت عمل نکند! آيا اين حکيمانه است؟
ادامه دارد...
 پي نوشت:
1- سود ابرازي قبل از کسر ماليات شرکت ملي نفت در سال87  بالغ بر251172  ميليارد ريال است - مستند به صورتهاي مالي شرکت نفت

ابتكار:سايه مرد صهيونيست روي آسمان کشور !

«سايه مرد صهيونيست روي آسمان کشور!»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي ابتكار است كه در آن مي‌خوانيد؛ از حدود 10 سال پيش که راه اندازي شبکه فارسي  زبان ماهواره اي به يک مد تبديل شد تا چند شبکه قديمي داخلي ايرانيان در ايالات متحده  هم انگيزه اي براي جهاني شدن پيدا کنند، هيچ گاه نخواستيم بر اين مقوله به عنوان  بستري فرهنگي و قابل فعاليت نگاه کنيم. همين اشتباه در استراتژي و نگاه متوهم که منجر به وضع قوانين بازدارنده شد، حالا پس  از يک دهه نتيجه ناخوشايند خود را در توجه عمومي شهروندان ايراني به ماهواره و  درجه دوم شدن رسانه هاي داخلي و دولتي کشور به نمايش گذاشته است.

گرچه برخي هنوز ساز ناکوک و ناآگاه خود را در چنين مقوله حساس و خطرناکي مي  نوازند و کاري به محصول بي ارزش تلاش خودشان ندارند، اما حالا با آمدن شبکه هاي  وابسته به لابي رسانه هاي صهيونيستي، ديدن چهره اين تئوريسين هاي دلسوز ديدني  است! برخي منابع مدعي هستند که وابستگان مرداخ که يکي از غول هاي بزرگ رسانه اي جهان  است، به واسطه چند ايراني تبعه اسراييل، در دوبي اقدام به راه اندازي شبکه اي ماهواره  اي کرده اند که جامعه هدف آن براي سن 15 تا 65 سال است و براساس برنامه هاي  تفريحي و جذاب خود سعي مي کند مخاطبان فارسي زبان مشخصي در ايران را به سوي  خود جلب کند.

شخصيت کاري و سابقه مرداخ در اصطلاح عاميانه زبان فارسي "شهرخر" رسانه اي  است که تا قدمش به جايي باز مي شود، راندنش مصيبتي بس دردناک خواهد شد.  باز شدن پاي وي به رسانه هاي اروپايي، تکاپوي عجيبي را در شبکه هاي فرانسوي و  آلماني در پي داشت و حتي هلند نيز با توسعه شبکه هاي خود از تزريق ذائقه آمريکايي  توسط کانال هاي زيرمجموعه وي جلوگيري کرد.

عرب هاي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا نيز به کمک مصر با توسعه فناوري ماهواره  هاي نيل ست و عرب ست در برابر تعرض اين صهيونيست رسانه اي مقابله کردند و  حتي کشورهاي آسياي ميانه و کانال هاي اقوام کرد منطقه نيز پيش از حضور اين  دردسر رسانه اي براي کاهش لطمه هاي قابل پيش بيني خودشان وارد گود مديريت  رسانه اي و فرهنگي شدند. اما متاسفانه به رغم همه اين اتفاقات، متوليان فرهنگ ايراني و دست اندرکاران بانفوذ  رسانه اي آن قدر دست دست کردند تا پيرمرد صهيونيست با قدم هاي آرام و بي صداي  خودش به پشت مرزهاي فرهنگ ايرانيان رسيده و حالا سايه وي روي بام کشور افتاده  است.  

کانالي که به تازگي توانسته به رغم محدوديت هاي فني و نيروي اجرايي به لحاظ محتواي  خود هزاران بيننده ثابت پيدا کند، از نقاط ضعف و فضاهاي خالي استفاده کرده که  متوليان صداوسيما سال هاست فکر مي کنند ميدان اختصاصي آن هاست و هر  جور مايل باشند مخاطب را دور خود مي چرخانند.  متاسفانه همين ديدگاه و توسعه رفتارهاي خشک سياسي در اداره بزرگترين رسانه  ديداري و شنيداري کشور موجب شد تا انگيزه تجاري لازم براي سرمايه گذاري روي  مخاطبان فارسي زبان در سرمايه گذاران غير مسلمان غير ايراني قابل توجيه شود و  امروز شاهد تولد قارچ گونه شبکه هاي مختلفي در اين زمينه باشيم. 

متاسفانه ديدگاه کم سوادي که معتقد است، با محدوديت و ممنوعيت مي توان جلوي تاثير  مخرب هر ضد فرهنگي را گرفت، از اين نکته غافل است که تزريق پارازيت در پايتخت و  چند شهر بزرگ کشور نمي تواند از سطح و عمق تاثير يک ضد فرهنگ گسترش يافته در  روي يک ماهواره جهاني جلوگيري کند.  

جرج بوش در سال آخر رياست جمهوري خود سفري به خاورميانه و کشور امارات  داشت، در اين سفر وي به صورت محرمانه و رسمي از مقامات محلي شيخ نشين امارات  خواست که جلوي رشد و توسعه رسانه هاي مستقل ايراني در دوبي را محدود کرده و  تنها به قشر خاصي اجازه چنين فعاليتي را بدهند. 

چند هفته نگذشت که فشار دولت امارات و اميرنشين دوبي به شبکه هاي فارسي زبان  تفريحي و غيرسياسي حاضر در دوبي به حدي شد که بسياري از آن ها به سوي اروپا  کوچ کردند و برخي ديگر به آمريکا بازگشتند. اين فشار به هدف خاصي بود تا رسانه هاي حساس به فرهنگ و تماميت ارضي ايران که  حتي به اصطلاح اپوزيسيون حکومت فعلي ايران بودند نيز نتوانند فضايي پيدا کنند، چون  عرب ها و آمريکايي ها در تجربه هاي متفاوت خوب مي دانند، ايراني ها هر قدر با هم  مشکل داشته باشند، در پي يک مشکل عمومي و ملي در کنار يکديگر قرار مي گيرند.

همانطور که عرب هاي خاورميانه اين موضوع را در ماجراي خليج فارس تجربه کرده اند  و پنتاگون نيز اين گزينه را به عنوان يکي از دلايل دشواري حمله نظامي به ايران نام برده  بود.  اما حالا با وضع اين قانون فضاي ضد ايراني بهتري براي رسانه هاي هدفمند فراهم شده  بود، البته پيش از آن هم رسانه هاي فارسي زبان حاضر در دوبي اجازه پخش زنده  نداشتند و همين قانون پخش برنامه براي رسانه هاي فارسي زبان از دوبي را مجاز کرده  بود، تا يک گروه خاص بتوانند با رانت در يک حوزه اختصاصي به فعاليت مشغول شوند.

تنها چند هفته پس از اين ماجراها شبکه شاهزاده بن نايف در دوبي سرويس فارسي زبان  خود را راه انداخت و در حالي که ساليانه ميلياردها دلار در حوزه جنوبي خليج فارس  خرج هزينه نام جعلي آن مي کنند، اين شبکه سعودي نام پرشين را به اسم خود اضافه  کرد! يک ماه از سفر بوش نگذشته بود که دستورالعمل سختي به مقامات محلي ابلاغ شد تا  براين اساس جز ايرانيان بهايي و يهودي مقيم اروپا، استراليا و آمريکا هيچ فرد ديگري  حتي با مليت آمريکايي اجازه راه اندازي شبکه تلويزيوني در دبي نداشته باشد.

از آن روز يک سال گذشت تا امروز به لطف فضاي اختصاصي که دولت آمريکا براي  مرد صهيونيست رسانه هاي خودش در دوبي فراهم کرد، رسانه هاي ايراني غيرمعارض  با فرهنگ و هنجارهاي اخلاقي کشورمان در اروپا و آمريکا پخش شوند و اين بندر چاق  شده از حضور ايرانيان، ضد ايراني ترين قوانين خود را اين گونه به نمايش بگذارد.

تنها چند روز پس از اين قانون سخت رسانه اي بود که به دنبال محدوديت هاي ويژه  براي اتباع ايراني هزاران نفر از کارمندان هموطن شرکت هاي ايراني و اماراتي از اين  شهر اخراج شدند! حالا ماييم و يک شبکه با توان مالي بيش از 20 ميليون دلار براي يکسال که هنوز وارد  حوزه برنامه سازي زنده و فيلم و سريال هاي فارسي زبان نشده ولي با اين وجود  صدها هزار چشم را به سوي خود خيره کرده است. اگر از 10 سال پيش اجازه فعاليت مشروط به رعايت قوانين و هنجارهاي اخلاقي و  اجتماعي را به رسانه هاي فارسي زبان در ايران داده بوديم و حتي در ديدگاهي مترقي  ماهواره اي اختصاصي براي ايرانيان منطقه ايجاد مي کرديم، بي شک امروز به خاطر  حضور شبکه تلويزيوني درجه دو، ولي با محتواي متفاوت، نگران تزريق ناهنجاري هاي  ذره ذره و احتمال پخش تصاوير مستهجن از آن نبوديم!

جمهوري اسلامي:تحليل سياسي هفته

«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله‌ي امروز روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛ماه پربركت رمضان از نيمه گذشت و سايه ليالي قدر بر مومنان گسترده گشت . رمضان كه به اوج خود مي رسد و رحمت بي انتهاي الهي همه را در برمي گيرد اين سئوال در ذهن شكل مي گيرد كه در اين مدت چه كرده ايم و از اين ماه مغفرت چه بهره اي برده ايم آيا به نوسازي معنوي كه فلسفه اين ماه است دست يافته ايم آيا به نقاط ضعف خويش پي برده ايم آيا عنان نفس را در اختيار گرفته ايم آيا در خلوت شبهاي رمضان به محاسبه نفس پرداخته ايم آيا فاصله خود و جامعه مان را با سيره علوي كه اين روزها در آستانه ايام شهادتش قرار داريم كم كرده ايم آيا به جاي تجسس در اوضاع و احوال ديگران در حال خويش انديشه نموده ايم آيا عينك بدبيني را از چشم برداشته و برادران ديني مان را از حوزه تهمت و افترا خارج كرده ايم آيا وحدت و انسجام ملي را كه رمز بقاي انقلاب است افزايش داده ايم آيا محبت همدلي و برادري را در جامعه نهادينه ساخته ايم و...

به هرحال چه براي اين سئوالات پاسخ مناسب ارائه كرده باشيم يا نه در حال و هواي شبهاي قدر قرار گرفته ايم و يك شب پر قدر را نيز از اين ايام پشت سرگذاشته و در آستانه دومين شب قدر ايستاده ايم . هر لحظه از اين ايام اقيانوسي از درياي رحمت الهي است و بايد كوشيد از نفحات قدسي و بركات ولايي امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف كه در اين ايام بي منت بر همگان مي وزد حداكثر بهره را ببريم .

روزهاي پاياني اين هفته همچنين با سالروز شهادت مولي الموحدين حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام مصادف است . به همين مناسبت ايام وامدار بزرگمردي الهي است كه عدالت فتوت مردانگي و ايمان از او آبرو گرفت و با شهادتش عدالت يتيم شد و اسطوره نيكويي غروب كرد. سلام و صلوات خدا و درود قدسيان و صديقان و صالحان بر مولاي متقيان حضرت علي (ع ) باد تا زمين و زمان پابرجاست .

از وجوه شخصيتي مولاي متقيان و اسوه پارسايان اينكه ديباچه فضائل او با مظلوميت سرشته شده بود و حديث مظلوميت او تا انتهاي تاريخ پابرجاست . او كه سنگ صبور اسلام و همنواي مظلومان و ياور مستضعفان بود در روزي نيز كه در محراب مسجد كوفه به شهادت رسيد همچنان آماج شايعات و تهمت هاي بسياري بود كه ستم كاران بر او روا مي داشتند; ستم هايي كه از شماره گذشت و به هنگام شهادت فرياد « فزت و رب الكعبه » سرداد.

در اين هفته اعضاي دولت با رهبر معظم انقلاب ديدار و توصيه هاي مهمي از ايشان دريافت كردند. حضرت آيت الله خامنه اي خط مشي دولت دهم را در قالب توصيه هاي دهگانه تبيين نموده و بر پيگيري خستگي ناپذير براي حمايت از طبقات ضعيف جامعه و حل مشكلات مردم بويژه تورم و اشتغال تاكيد فرمودند . ايشان همچنين سند چشم انداز 20 ساله را معيار و ملاك سنجش فعاليتهاي دولت برشمردند و دولت دهم را به اجراي كامل سياستهاي اصل 44 پرهيز از شتابزدگي توجه به ديدگاههاي نخبگان اهتمام به فرهنگ رعايت دقيق قانون استقبال از نقدهاي خيرخواهانه مغتنم شمردن توصيه هاي علما و مراجع و طراحي و تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت توصيه كردند.

رهبر انقلاب با بيان توصيه هاي دهگانه به دولتمردان افزودند : در بحث عدالت توجه به عقلانيت و معنويت ضروري است . برخي برخوردهاي افراطي بعضي گروهها در گذشته اكنون به تغييرات 180 درجه اي مواضع آنها تبديل شده است چرا كه عدالت خواهي آنان با عقلانيت و تفكر همراه نبود.

حضرت آيت الله خامنه اي در توصيه به دولت دهم در توجه كامل به سند چشم انداز 20 ساله افزودند : سند چشم انداز به تعبيري بعد از قانون اساسي مهمترين سند كشور است بنابراين بايد همه فعاليتها و جهت گيريهاي كاري دولت با شاخص سند چشم انداز سنجيده شود . ايشان با اشاره به گذشت 4 سال از آغاز اجراي سند چشم انداز در دولت نهم فرمودند : بايد به سمت آينده روشن پيش بيني شده در اين سند مهم حركت كنيم و دولت دهم بايد ضمن تنظيم سرعت اجراي برنامه ها سهم خود را در تحقق اهداف اين سند پيگيري و ادا كند.

سخنان حضرت آيت الله خامنه اي در اين ديدار بر پرهيز دولت دهم از شتابزدگي در طرحهاي اقتصادي و بهره گيري مناسب از ديدگاههاي كارشناسي متمركز بود و در اين زمينه تاكيد كردند : از ديدگاههاي كارشناسي درست و دقيق به ويژه در مسائل اقتصادي مالي و پولي به طور كامل استفاده كنيد زيرا كم توجهي به مسائل كارشناسي در مباحث اقتصادي ممكن است به زيانهاي بزرگي منجر شود. ايشان دولت دهم را به پايبندي كامل و رعايت دقيق قانون توصيه و خاطر نشان كردند : اگر در مسئله اي قانون ناديده گرفته شد موضوع به نقض يك قانون ختم نمي شود بلكه راهي براي بي اعتنايي به قانون باز خواهد شد.

سينه گشاده روي گشوده و گوش شنوا در مقابل نقد و انتقاد توصيه ديگر رهبر انقلاب به دولت جديد بود كه فرمودند : هدف از برخي انتقادهاي داخلي كه به پشتوانه رسانه هاي بيگانه صورت مي گيرد تخريب است اما نقدهاي مصلحانه و خيرخواهانه اي هم وجود دارد كه از سوي طرفداران دولت هم نيست ولي بايد به آنها توجه و عمل كرد. ايشان همچنين استقبال از انتقادات نخبگان و فرزانگان دانشگاهي را موجب قوي تر شدن پشتوانه دولت برشمردند و افزودند : ممكن است نخبگان خيرخواه اعتراضي هم داشته باشند كه لازم است با استقبال از آنها ذهن فعال و پوياي نخبگان را براي خود ذخيره كرد.

حضرت آيت الله خامنه اي دولت دهم را به مغتنم شمردن توصيه ها و نصيحتهاي مراجع علما و بزرگان ديني توصيه موكد كردند و افزودند : بزرگان علما در مناطق مختلف كشور و مراكز حوزه هاي علميه طرفداران نظام اسلامي هستند و خدمات دولت را هم مي بينند بنابراين توصيه هاي آنان از روي محبت و علاقه مندي است و بايد مغتنم شمرده شود.

در نگاه به رخدادهاي خارجي هفته مسائل عراق افغانستان و لبنان در اولويت خبري رسانه ها قرار داشتند.
در عراق ادامه معضل ناامني و انفجارها و حملات شورشيان با افزايش تنش ميان بغداد و دمشق توام شده و شكل پيچيده تري به بحران اين كشور داده است . عمليات انتحاري و انفجاري طي هفته جاري نيز در حالي ادامه يافت . كه جنگ لفظي ميان بغداد و دمشق شديدتر شد و دولت نوري مالكي علاوه بر استقرار هزاران نيرو در مرز با سوريه خواستار تشكيل دادگاه بين المللي براي رسيدگي به انفجارهاي خونين اخير بغداد شد. دولت بغداد اين انفجار را منتسب به بعثي هايي كرده است كه در خاك دمشق مستقر هستند و در پناه دولت سوريه قرار دارند. اين حركت نوري مالكي يك گام ديگر در اعمال فشار به دمشق مي باشد كه طي دو هفته گذشته ادامه يافته است . دولت بغداد در اين راستا چندي قبل سفير خود را از دمشق احضار نمود و مدعي شد 90 درصد تروريستها از خاك سوريه وارد عراق مي شوند.

ابعاد تنش ميان دمشق و بغداد به همين جا محدود نشده و به بروز اختلاف در داخل عراق ميان رئيس جمهور و نخست وزير نيز منجر شده است . روز گذشته مطبوعات عراق اعلام كردند.جلال طالباني و شوراي رياست جمهوري عراق جلسه اي در اين رابطه تشكيل داده و در آن جلسه به سياست هاي مالكي در قبال سوريه و تكروي او انتقاد كرده ند. و اما هوشيار زيباري وزير خارجه عراق گفت عراق حاضر است نگراني سوريه و جامعه بين المللي را در زمينه محاكمه بعثي هاي متهم مقيم در سوريه لحاظ كند و درصورت استرداد « يونس الاحمد » و « عزت الدوري » دو چهره شاخص بعث آنها را عادلانه محاكمه خواهد كرد.

موضوعي كه قضيه را پيچيده تر مي كند نقش اشغالگران آمريكايي در بحران عراق و حمايت آشكار و پنهان آنها از عناصر حزب بعث عراق است . درحالي كه مسئولان عراقي حزب بعث را منحله مي دانند و در پي دستگيري و محاكمه و مجازات مسئولان و سران بازمانده بعث هستند آمريكايي ها خواستار بازگشت بعثي ها به حاكميت عراق بوده و درخواست مشاركت آنها در قدرت در چارچوب تشكيل دولت وحدت ملي هستند. اين امر حل بحران را مشكل ساخته و هرگونه اميد به رسيدن به يك نتيجه مشخص در ايجاد ثبات در عراق را از ميان مي برد.

افغانستان اين هفته نيز ملتهب بود و با نزديك شدن به اعلام نتايج نهايي انتخابات رياست جمهوري اين كشور تشنج نيز افزايش يافت . روز چهارشنبه ستاد انتخابات افغانستان اعلام كرد شمارش 91 درصد آرا نشان مي دهد حامد كرزاي حدود 54 درصد آرا را به دست آورده و در نتيجه حد نصاب لازم را براي اينكه در دور اول پيروز شود كسب كرده است . ولي عبدالله عبدالله رقيب اصلي كرزاي بار ديگر بر نظر گذشته خود مبني بر وجود تخلف و تقلب گسترده تاكيد كرده است . ستاد رسيدگي به شكايات نيز از وجود تخلف زياد سخن به ميان آورده است . در اين ميان آمريكا به عنوان ضلع سوم اين مثلث ترجيح مي دهد انتخابات به دور دوم برود چرا كه اولا به نظر مي رسد آمريكا تفاوتي ميان كرزاي و عبدالله عبدالله قائل نيست و هر دو آنها را براي ادامه سياست هاي خود در افغانستان يكسان مي بينند و دوم اينكه آمريكائيها ترجيح مي دهند با كشيده شدن انتخابات به دور دوم اعتبار نيم بندي را براي آن دست و پا كرده و بتوانند نظر گروههاي رقيب را جلب كنند تا وخامت اوضاع از آنچه هست بيشتر نشده و باتلاقي را كه در آن گرفتار هستند عميق تر نشود.

اما طبيعي است كه حامد كرزاي هم به اين آساني حاضر نمي شود بازي برده را به هم بزند و به پذيرش دور دوم انتخابات گردن نهد چرا كه در آن هنگام هم به بي كفايتي در بين طرفدارانش متهم خواهد شد و هم اينكه مشخص نيست چه نتيجه اي حاصل خواهد شد و چه بسا رقيب وي عبدالله عبدالله با تكيه بر موج تبليغاتي موجود و جلب نظر مساعد آمريكائيها از ميدان دور دوم انتخابات پيروز در آيد. بيهوده نيست كه حامد كرزاي در مصاحبه با يك نشريه فرانسوي با عصبانيت به آمريكائيها حمله كرده و اذعان مي كند كه آمريكا درصدد است وي را به يك « دست نشانده » تبديل نمايد.

تحولات لبنان ديگر موضوع مهم خبري اين روزهاست . اواخر هفته جاري سعد حريري كه از سوي ميشل سليمان رئيس جمهور لبنان مامور تشكيل كابينه است پس از 70 روز سرانجام اعضاي كابينه جديد را معرفي كرد . انتظار گروههاي سياسي و مردم لبنان اين بود كه پس از گذشت اين مدت طولاني حريري با معرفي تركيبي جامع و فراگير از وزرا و لحاظ داشتن نظرات جريان هاي مختلف سياسي تنش ها را از ميان ببرد و جامعه لبنان را به سوي آرامش و ثبات رهنمون سازد ولي اقدام حريري خلاف اين انتظارات بود.

سعد حريري تركيبي را معرفي كرد كه بلافاصله با اعتراض و مخالفت ها مواجه شد . در اين باره كميته پيگيري « گروه 8 مارس » به ديدار ميشل سليمان شتافت تا مخالفت و اعتراض رسمي خود را با اين اقدام حريري اعلام نمايد. مخالفين اظهار مي دارند حريري توافق ها با معارضين را زيرپا گذاشته است .

در اين ميان رئيس حزب دروزي توحيد لبنان حريزي را متهم كرده است كه براي معرفي تركيب كابينه از خارج تاثير گرفته است . وي كه پس از ديدار با ميشل عون ديگر مخالف سرشناس جناح حريري اين سخنان را بيان مي داشت اشاره اي به كشور خارجي مورد نظر خود نكرد ولي جناح حريري ارتباط نزديكي با آمريكا و عربستان دارد.

اكنون تحولات جديد چشم انداز آينده سياسي لبنان را بار ديگر در هاله اي از ابهام فرو برده و اميدهايي كه پس از توافق نامه گروههاي لبنان در اجلاس سال 1386 دوحه پديد آمده بود درحال رنگ باختن است . نقطه قوت و نكته اميدوار كننده در فضاي غبارآلود سياسي لبنان مي تواند ميشل سليمان و نقش او در مهار بحران باشد با توجه به اينكه وي در گذشته بارها تاكيد كرده است كه فقط با كابينه اي موافقت مي كند كه مورد توافق همه گروههاي سياسي لبنان باشد.

دنياي اقتصاد:رفتار مصرف‌كنندگان و تبليغات براي توپولف

«رفتار مصرف‌كنندگان و تبليغات براي توپولف»عنوان سرمقاله‌ي رزونامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم محمد صادق جنان صفت است كه در آن مي‌خوانيد؛ساده كردن مسائل پيچيده اقتصادي و ساده پنداشتن شهروندان و مصرف‌كنندگان، يكي از گرفتاري‌هاي مديران و مسوولان بنگاه‌هاي دولتي و خصوصي ايران است.

اين گروه از مديران تصوري غيردقيق از نحوه تصميم‌گيري و ترجيحات مصرف‌كنندگان دارند و به همين دليل است كه بنگاه تحت مديريتشان توانايي ماندن در بازار را جز با كمك‌هاي دولتي پيدا نمي‌كنند. مصرف‌كنندگان سبدي از انواع كالاها را با توجه به سطح درآمدشان تنظيم كرده و اولويت‌هاي خود را تعيين مي‌كنند. در ميان ترجيحات مصرف‌كنندگان از هر طبقه و گروه درآمدي «امنيت جان» است؛ به اين معني كه براي حفظ جان و سلامتي خود بيشترين هزينه را مي‌پردازند و پس از آن است كه ترجيحات ديگر قرار مي‌گيرد. بر پايه ترجيحات مصرف‌كنندگان است كه يك كالا در بازار با اقبال مواجه شده و يك كالا از بازار خارج مي‌شود. شايد در يك دوره معين بتوان ترجيح مصرف‌كنندگان را با تبليغات تغيير داد، اما اين مساله در بلندمدت ممكن نيست و نمي‌توان ترجيح مصرف‌كننده را براي هميشه تغيير داد. اين مساله را كه مصرف‌كنندگان ايراني با وجود انواع اندرزها و نصيحت‌ها و تبليغات منفي كه آنها را به مصرف نكردن چاي خارجي دعوت مي‌كند، اما هنوز حاضر نيستند چاي داخلي را جايگزين آن كنند، بايد در همين حوزه مورد توجه قرار داد.

براي اينكه بتوانيم در اين باره به صورت واضح‌تر بحث كنيم، به تازه‌ترين خبري كه مدير يك شركت هواپيمايي اعلام كرده، برمي‌گرديم. اين مدير گفته است: «سفر با هواپيما به طور عام و سفر با توپولف به طور خاص كاهش يافته است.» اين مدير اما براي اينكه متقاضيان سفر با هواپيما را تشويق به تقاضاي موثر كند، تاكيد كرده است: «هواپيماهاي توپولف به لحاظ ايمني هيچ تفاوتي با هواپيماهاي غربي ندارند» و تصريح كرده است: «توپولف‌ها هواپيماهاي بسيار خوبي هستند». شايد اين داوري به لحاظ فني درست باشد، اما واقعيت چيزي است كه در ذهن مصرف‌كننده شكل گرفته و موجب گريز او از تقاضاي سفر با اين نوع هواپيما شده است و تا اين ذهنيت وجود دارد، اتفاقي نمي‌افتد.

رويگرداني مصرف‌كنندگان از تقاضا براي سفر با توپولف را مي‌توان نمونه‌اي از رفتار آنها درباره انواع كالاها و خدمات ديگر تلقي كرد و براي ايجاد انگيزه در ميان آنها برنامه و طرح نو درانداخت. اگر مصرف‌كنندگان ايراني در شرايطي قرار گيرند كه آزادي انتخاب داشته باشند، شايد سازمان توليد و عرضه در ايران با تغييرات بنيادين مواجه شود. شرط بلندمدت براي رويكرد دوباره به سفر با هواپيما در ايران، اين است كه اطمينان آنها نسبت به مرغوب و ايمن بودن پروازها افزايش يابد. تبليغات براي كالايي كه متقاضيان از آن رويگردان شده‌اند، جاي واقعيت‌ها را نمي‌گيرد.

سرمايه:تکرار الگوي ناموفق

تکرار الگوي ناموفق بدبانک»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي سرمايه به قلم احمد حاتمي يزد است كه در آن مي‌خوانيد؛ماني که بحران اقتصاد جهاني اتفاق افتاد مطالبات معوق به دليل رکود حاکم بر بازارهاي بين المللي رشد فزاينده اي يافت و دولت ها بر آن شدند تا معضل کمبود نقدينگي بانک ها را حل کنند. دولت ها از جمله آمريکا يک هزار و 500 ميليارد دلار به بانک ها به روش هاي گوناگون کمک کردند؛ وجوهي که از جيب دولت ها به سوي خزانه بانک ها رفت. در کنار اين راه حل، برخي از کشورها چون آمريکا، انگليس و تعدادي از کشورهاي اروپايي طرحي را به نام «Bad Bank» پيشنهاد کردند که با طرح پيشنهاد شده در ايران شباهت هاي زيادي دارد.

هدف اصلي از تاسيس اين بانک باز پس گيري مطالبات معوقي بود که در نتيجه بحران جهاني شکل گرفته بود. بدين صورت که «Bad Bank» مطالبات بانک را به قيمتي نازل تر خريداري کرده و سپس از راه قانوني و قضايي اقدام به بازپس گيري آنها مي کرد اما اين ايده در حد حرف باقي ماند و هرگز اجرايي نشد. عدم موفقيت طرح به اين خاطر بود که براي بازپس گيري مطالبات بانک ها به شاخصي نياز بود که طي آن دو طرف (بانک و Bad Bank) بر سر قيمت هر وام توافق مي کردند اما چنين شاخصي وجود نداشت.

مسلماً قيمت پيشنهادي وامي که داراي وثيقه بود با وامي که وام گيرنده به دليل عدم وجود وثيقه آن را قبول نداشت تفاوت وجود داشت اما نبود شاخص تعيين قيمت مانع اجرايي شدن طرح مزبور بود. جداي از عدم موفقيت طرح به دليل عدم وجود شاخص در ايران دو دسته بدهکار بانکي وجود دارد؛ اول افرادي که توانايي پرداخت تسهيلات دريافتي را ندارند و دوم گروهي که به دليل وابستگي به نهادهاي ذي نفوذ از پرداخت تسهيلات خودداري مي کنند. از سوي ديگر دستگاه قضايي در اين ميان واکنشي را که انتظار است در برخورد با بدهکاران ميلياردي بانک ها از خود نشان نمي دهد.

بنابراين دلايل اخير است که اجراي طرح مزبور را در ايران ناکارآمد مي کند؛ طرحي که در بازپس گيري يک دوم مطالبات نيز موفق نخواهد بود. ضمن آنکه نبايد از اين نکته غافل شد که رشد افزايش مطالبات معوق بانک ها ناشي از رفتار دستوري دولت درخصوص بانک ها است. دولت چنانچه فرآيندي ايجاد کند که بانک ها رفتار اقتصادي را در دستور کار قرار دهند، قطعاً ميزان مطالبات معوق به شدت کاهش پيدا خواهد کرد.

مقايسه مطالبات 13 هزار ميليارد توماني سال 83 و 40 هزار ميليارد توماني سال جاري نشانه رفتار نامناسب دولت با بانک هاست. مجلس بهتر است به جاي آنکه زمينه تاسيس يک شرکت دولتي را فراهم آورد، دولت را مجاب کند نگاه اصولي و علمي به اقتصاد و بانک ها داشته باشد.

مردم سالاري:علي عليه السلام گل عالم وجود

«علي عليه السلا م گل عالم وجود»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم سيدرضا اکرمي است كه در آن مي‌خوانيد؛

1- ايام بزرگداشت مولود کعبه و شهيد محراب، اميرمومنان است و مرد نامتناهي و انسان  مافوق، فرصتي است براي شناخت حضرت «اللهم عرفني حجتک» و شناساندن حضرت به ديگران، که جرج جرداق مسيحي لبناني نوشت «يا  دنيا ماذا عليک لو حشدت قواک فاتيت في کل زمن عليا بعقله و قلبه و لسانه وذي فقاره» اي دنيا چه مي شود ترا، که همه نيروي خود را جمع کني و در هر عصري يک علي به جهان  عرضه نمائي که داراي انديشه و دل و زبان و شمشير  ويژه باشد و به نابساماني ها خاتمه دهد. حضرتش در آغاز دعوت پيامبر، 10 ساله بود و 53 سال در اسلا م زيست و در 63 سالگي به شهادت رسيد و در نجف به خاک سپرده شد و بيش از يک قرن قبروي مخفي بود.

2- از خود بپرسيم که از حضرت چه مي دانيم؟ دانستني ما از حضرت در چه حد و اندازه است؟ حضرت را در  حد شناسنامه« نام علي، نام پدر عمران، نام مادر فاطمه، ولا دت در خانه کعبه، شهادت درمسجدکوفه، سن 63» مي شناسيم يا علا وه بر شناسنامه از شجره طيبه طهارت و ديانت و عدالت و امانت و صداقت وي نيز اطلا ع داريم و مي دانيم که خاندان بني هاشم، خانداني اصيل و با سياست و سيادت، بودند و رياست مکه و حرم خدا وسقايت و خدمت به حجاج را داشتند، که عبدالمطلب در جريان حمله ابرهه و فيل ها به مکه و خانه خدا، متانت ويژه اي از خود نشان داد، وي جد بزرگوار پيامبر و علي عليهماالسلا م بود.

3- علا وه بر شناسنامه و شجره  نامه دانشنامه شکوهمند داشت ومي فرمود هر چه مي خواهيد از من بپرسيد، قبل از آنکه مرا نبينند، که من به راه هاي آسمان آشناترم تا راههاي زميني; مي فرمود دراين سينه ام دانش جمع است ولي طالب آن اندک است، نهج البلا غه حضرت در کنار قرآن است و برادر قرآن لقب گرفته، و مي توان از نامه ها و خطبه ها وکلمات کوتاه آن هزاران بهره گرفت. پس از شناسنامه و شجره نامه و دانش نامه، نوبت کارنامه 63 ساله آن حضرت است  که جهاني مطلب دارد و همتائي براي وي نمي توان يافت.

4- در بخش کارنامه حضرت، فراز و فرود بسيار را شاهديم، روزي در محضر رسول خدا، قبل از اسلا م است  و در خانه خديجه، هر روز درس جديدي از اخلا ق و ايمان را فرا مي گيرد و روزي پساز بعثت نخستين نوجوان (10يا 13 ساله) است که اسلا م بر وي عرضه مي شود وي مسلمان و مومن عنوان مي گيرد و در دسته «السابقون السابقون، اولئک المقربون» جاي مي يابد و روزي در خوابگاه پيامبر مي خوابد و جان خود را در معرض شمشيرهاي دشمنان «و من الناس من يشري نفسه ابتغا» مرضات الله و الله روف بالعباد» قرار مي دهد و سپر بلا ي رسول خدا مي شود و روزي در هجرت در گروه نخستين مهاجران به همراه مادر خود و دختر پيامبر، عازم مدينه النبي مي شود و در قبا به رسول خدا مي رسد و حضرت را شادمان مي سازد. در مدينه همراه و همدل و هم زبان پيامبر است و در عقد اخوت، با رسول خدا عقد برادري مي بندد و النهايه در غدير خم وصي حضرت به امر خدا «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک» مي شود و با ولا يت وي مدال اکمال دين و اتمام نعمت «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الا سلا م دينا» نازل مي گردد و جامعيت اسلا م ناب محمدي اعلا م مي شود.

5-پس از رحلت رسول خدا، سي سال ديگر از زندگي حضرت شروع مي شود که در خود تلخي ها و تندي ها «صبرت و في العين قذي و في الحق شجي» دارد وصايت و ولا يت و امامت حضرت پس از هفتاد روز از غدير خم مورد بي مهري مهاجر و انصار قرار مي گيرد و حضرت به دليل مسووليت حفظ اسلا م و قرآن و مسلمانان از حق مسلم خود مي گذرد و تلخ کامي ها را به جان مي پذيرد، پاسدار علمي و ديني مي شود و گره گشاي مشکلا ت جامعه اسلا مي، پس از 25 سال دوران سخت و صعب روحي و فکري و سياسي، پذيراي خلا فت اسلا مي مي شود که با خود حرف و حديث بسيار دارد و النهايه در نوزدهم رمضان سال چهلم هجري در حال نماز در مسجد، با ضربت شمشير فردي از خوارج «عبدالرحمن بن ملجم مرادي» به شهادت رسيده و در بامداد بيست و يکم در نجف به خاک سپرده مي شود. اکنون مزار وي، ميليون ها زائر را در طول سال پذيراست و زيارتگاه وي، کانون دعا و نجوا، تعليم و تدريس، ارتباط روح و جسم، گره گشايي و امداد و تقرب به سمبل ايمان و اخلا ق و ايثار و جهاد و عبادت و طهارت و عدالت است که «سلا م عليه يوم ولد و يوم استشهد و يوم يبعث حيا» نثار وي باد.

قدس:ردپاي بيکر - هميلتون در طرح فلسطيني اوباما

«ردپاي بيکر - هميلتون در طرح فلسطيني اوباما»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي قدس به قلم مهدي شکيبايي است كه در آن مي‌خوانيد؛به نظر مي رسد منطقه خاورميانه طي سه ماه آينده آبستن تحولات عظيمي خواهد شد. هرچند اين جمله طي يک دهه اخير بخصوص پس از حوادث تروريستي 11 سپتامبر در آمريکا به اين سو، از سوي مراکز مطالعاتي و پايگاه هاي خبري وابسته به سرويسهاي امنيتي کشورهاي غربي و منطقه اي بارها و هربار با هدفهاي معلومي منتشر شده است، اما اين بار اين تحولات به دور از حوادث خونين نظامي همچون جنگ افغانستان، اشغال عراق، ترور رفيق حريري، جنگ 33 روزه و اين اواخر جنگ 22 روزه، در چارچوبهاي ديپلماتيک در حال شکل گيري است، همان چارچوبهايي که گفته مي شود دموکراتهاي آمريکا خبره آن هستند. ايران هراسي درعين تمايل ظاهري براي ايران دوستي و حل قضيه فلسطين بر اساس روندهاي غربي، محور اين تحولات جديد خواهد بود.

طرح 9 يا 10 ماده اي باراک اوباما براي حل قضيه فلسطين که هنوز به طور رسمي منتشر نشده، ابتکاري از سوي کاخ سفيد براي ايجاد شکاف و در نهايت نفوذ در ساختار جديد منطقه اي است. اين طرح که چند هفته اي است در رسانه هاي عربي مورد بازاريابي قرار مي گيرد، در تازه ترين اقدام در شبکه الجزيره قطر از سوي «حسن خريشه» عضو پارلمان فلسطين فاش و براي قضيه فلسطين خطرناک شمرده شد. انتشار اين پروژه که در کنار خود به عنوان دو بازو، طرح سرگرم کردن ايران با پرونده هسته اي و نزديکي با سوريه با وعده هاي اقتصادي را دنبال مي کند، همان طرح کمپ ديويد 2 ، نقشه راه و آناپوليس است، اما با بسته بندي جديدي که با توصيه هاي گزارش بيکر- هميلتون تدوين و طراحي شده و قرار است در روند کلي طرح آمريکا در خاورميانه براي بازگشت دو باره اين کشور، با نقش آفريني اجرايي شود.

در طرح اوباما، دورنمايي براي تشکيل کشور مستقل فلسطيني در سال 2011 متصور شده، اما براي رسيدن به آن پيش شرطهايي گذاشته است که همه اين شروط به نوعي به قضاياي نهايي فلسطيني از جمله سرنوشت قدس، موضوع آوارگان و مرزها طعنه مي زند. اين اولين طرحي است که آمريکايي ها در آن به موضوع قدس، وضعيت آوارگان و مرزها اشاره کرده اند، اما با زيرکي خاصي در واقع تأييد مواضع صهيونيستي در قبال قضيه فلسطين است:
نخست؛ بند مربوط به الحاق برخي مناطق قدس شرقي به فلسطين اشغالي و باقي مانده اماکن اسلامي اين شهر تحت حاکميت عربي (موضوعي که در واقع شرايط موجود قدس است).

دوم، خلع سلاح برخي مناطق کرانه باختري و سيطره هوايي رژيم صهيونيستي بر آن (در اين بند مشخص نشده است کرانه باختري آيا به همه مناطق تا مرزهاي اردن اطلاق مي شود يا همان مناطقي که در درون ديوار حايل قرار گرفته اند).
سوم، موضوع بازگشت آوارگان (در اين طرح گفته شده تنها به تعدادي از آوارگان فلسطيني اجازه بازگشت داده مي شود آن هم نه به مناطق مادري خود مثلاً در اراضي اشغالي سال 48 ، بلکه در کرانه باختري مورد نظر اسرائيل در درون ديوار حايل).

چهارم، استقرار نيروهاي بين المللي در کرانه باختري و حاکميت هوايي اسرائيل براين منطقه.
در طرح 9 يا 10 ماده اي اوباما، هيچ اشاره اي به نوار غزه نشده است و کليت اين طرح به جدايي جغرافيايي فلسطين تمرکز دارد.

اما شروطي که آمريکا براي اين طرح خود مطرح مي کند نيز جاي ترديد دارد. از بين رفتن تمامي گروه هاي جهادي فلسطين و تبديل اين گروه ها به جنبشهاي سياسي، باقي ماندن شهرکهاي بزرگ کرانه باختري تحت سيطره رژيم صهيونيستي، سيطره امنيتي اسرائيل بر کرانه باختري مورد نظر، اجازه نداشتن دولت فلسطيني آينده در تشکيل ائتلاف نظامي با کشورهاي منطقه از جمله اين پيش شرطهاست تا پس از دو سال چنانچه فلسطيني ها کاملاً خلع سلاح شدند و تمامي شروط طرف اسرائيلي را پذيرفتند، دولت مورد نظر فلسطيني تشکيل گردد. در غير اين صورت، هيچ تضميني براي صرف وقت دو ساله براي اين مهم داده نخواهد شد.

تعبيه شروط سخت و ناشدني در طرح اوباما پيش روي فلسطيني ها، در واقع ايجاد فضايي براي خريد وقت بيشتر براي واشنگتن است تا به مسائل بسيار حياتي سياست خارجي اين کشور در خاورميانه بپردازد؛ مسائلي که در شکستن صف کشورهاي مخالف منافع استعماري آمريکا نهفته است و رويدادهاي 11 سپتامبر آمريکا براي تحقق آن طراحي شد. هرچه جمهوريخواهان آمريکا در اقدام نظامي براي رسيدن به منافع خود در خاورميانه يد طولايي دارند، دموکراتهاي اين کشور نيز از راه سياست «تفرقه بينداز و حکومت کن» مهارت کسب کرده اند. دولت جديد آمريکا نه تنها دورنماي ترسيمي حوادث 11 سپتامبر را تمام شده نمي بيند، بلکه تحقق آن را که از اين رهگذر طراحي شده بود، به شدت پيگيري مي کند.

نگاهي دقيق به گزارش بيکر- هميلتون، هدفهاي طرح 10 ماده اي اوباما براي حل قضيه فلسطين و خاورميانه را آشکار مي کند. در يادآوري به سياستمداران آمريکايي توصيه شده است، براي خروج از بحران پيش آمده براي اين کشور در خاورميانه، بايد در تاکتيکها تغيير ايجاد کرد. گشايش نسبي در روابط با برخي کشورهاي منطقه از جمله ايران و سوريه، اساس اين طرح براي جمع کردن قضيه فلسطين اعلام شده است.
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری