کد خبر ۸۴۳۲۳
تاریخ انتشار: ۱۷:۵۱ - ۲۳ شهريور ۱۳۸۸ - 14 September 2009
رسول جعفریان

انتخاب - وضعیت شكننده‌ای پیدا كرده‌ایم، وضعیتی كه ادامه آن می تواند عمود انقلاب را بلرزاند و كار را به جاهای باریك و باریك تر بكشاند. این درست است كه بحران تنها میان نخبگان و طبقات فرهیخته و شماری از افراد درگیر در امور سیاسی و اداری كشور است نه میان عامه مردم در شهرستانها، اما به تدریج دامنه این نگرانی ها درحال گسترش بوده و با آنچه شاهدیم و تحریكاتی كه می بینیم، و تبعاتی كه ممكن است وضعیت فعلی داشته باشد، بیم آن می رود كه بیش از پیش توسعه یابد.

با این حال، و به جز  این بحران كه ذهن بسیاری از مشغول كرده، چندین خطر  جدی ایران اسلامی را تهدید می كند كه باید به حال آنها فكری كرد:

نخست خطر حمله اسرائیل است كه حرف شنوی اندكی از دولت آمریكا دارد و دایما به دنبال تحریك این و آن علیه ایران است. روزگاری اعراب نسبت به حمله به ایران تأمل می كردند و مانعی بر سر این راه و رویه بودند، اما اكنون و در رأس آنها مصر و سعودی، موافق حمله اسرائیل به ایران هستند. اگر چنین اتفاقی بیفید، دولت اوباما قادر به هیچ گونه موضعگیری جز دفاع از اسرائیل نیست. علائم این تحركات در لبنان و در صحنه سیاست بین المللی آشكار است. دوستانی برای ما در منطقه نمانده و صدای نحس شبكه العربیه كه هزار بار از تلویزیون انگلیس بدتر است و همه جهان عرب را علیه ما می شوراند، تقریبا از صبح تا شام یكسره علیه ما بلند است. اینها علائم جدی برای نشان دادن خطر در بیخ گوش ماست.

بحث تحریمها كه تاكنون خسارت های زیادی به ما وارد كرده، همچنان جدی است و ما نباید به مذاكراتی كه خودمان هم می دانیم بی نتیجه است، دل خوش كنیم. فرصت ها رو به پایان است و دولت با وجود این بحران جدی و خطرات ناشی از آن، و زمانی كه صرف رسیدگی به این بحران دارد،  برنامه ای برای تدارك مشكل تحریم نمی تواند داشته باشد. دل خوش كردن به آمریكای لاتین و حتی روسیه، به طور اصولی كار درستی نیست و نمی تواند تمام مشكلات و مسائل ما را حل كند. برای این كار فكر و عقل نیاز داریم و مهم تر از همه فرصت. این در حالی است كه تمام وقتمان صرف نقد كارهای یكدیگر و تعیین تكلیف برای رفقای قدیم و جدید می شود و هر روز تازه تر از تازه به گوشمان می رسد. در اینجا بیش از این كه به فكر دشمن باشیم، به فكر اثبات نفاق شماری از یاران سابق هستیم كه خود زمانی كارگزار آنان بوده ایم.

خطر بالا گرفتن برخی از مشكلات قومی در كشور به خصوص در برخی از مناطق همزمان با ادامه بحران در مركز، جدی است و نشانه های آن از هم اكنون دیده می شود (ترور در سنندج). تجربه نشان داده است كه آرامش كشور در مرزها، در صورتی است كه تهران در آرامش باشد. اما در صورت ادامه وضعیت موجود كه تقریبا هر دو طرف مرتب بر هیزم آن افزوده و با دمیدن باد در افزایش شعله ها تلاش می كنند، احتمال برآمدن مشكلات در مناطق حاشیه‌ای جدی است.

این روزها، بر شمار كانونهای تحریك افزوده شده است، به طوری كه انسان می فهمد در نقاط خاصی كسانی مشغول بحران سازی جدی هستند و برای این كه از دیگران عقب نمانند، رشته كار را به مرزهای خطرناك می كشانند. مجالس مداحی كه اینچنین داغ شده، تنها یك نمونه از صدهاست كه گویی نه برای روضه خوانی و احیاء بلكه برای شعله ور كردن آتش فتنه برپا شده است. هتك حرمت های مداوم، دشنام های شگفت و تأسف آور، تیترهای تند و خشن علیه یكدیگر و نیز تهدیدهایی كه گاه و بیگاه علیه این و آن عنوان می شود، و مسائل دیگری كه لازم نیست اشاره شود، همه در ملتهب كردن اوضاع نقش دارد.

این البته منحصر به یك طرف نیست بلكه گویا هر دو طرف در این زمینه، در حال مسابقه هستند. فقط دیدن تیترهای یك روز سایت ها انسان را دیوانه كرده و آدم های دلسوز را ذوب می كند. چه رسد به آن كه كسی بخواهد روزانه این اخبار را دنبال كند.

مشكل آن است كه هر دو طرف نسل انقلاب و به لحاظ تجربی شجاع و حتی زندان دیده‌اند و اگر كسی تصور می كند با تشر زدن می تواند دیگران را خاموش كند در اشتباه است. مشكل را باید ریشه ای از یك سو و با اخلاق حسنه و سكوت و دعوت صادقانه به مصالحه و گذشت حل كرد.

 امروز با توجه به آن كه در آستانه مهر ماه هستیم، نیاز به یك آتش بس داریم، و اگر این آتش بس برقرار نشود، دامنه بحران عمیق تر شده و به جایی خواهد رسید كه دیگر نقطه بازگشتی وجود نخواهد داشت. در چنان آتشی، تر و خشك خواهند سوخت.

آنچه اهمیت دارد این است كه آتش بس باید از سوی فرماندهی باشد كه با قدرت هرچه تمام، با سیاست و كیاست تمام، با بی طرفی، با موضع پدرانه، با تأدیب هر دو طرف، و با خاموش كردن صدای كسانی كه از موضع قدرت و با داشتن امكانات بی شمار، خواستار دستگیری این و آن هستند، با جلوگیری از اقدامات تندروانه كه دیگران را تحریك كرده و رگ گردن آن را به خروش می آورد، آنان را خاموش سازد.

 امروز بیش از هر زمان دیگر، باید سیاستمداران ما از یك سو و  نیروهای امنیتی كشور و افراد با تجربه برای مقابله با تهدیدات موجود به ویژه تهدید های اسرائیل آماده باشند و لازمه آن این است كه با خاتمه این بحران، كه هیچ راهی جز ایجاد اعتماد عمومی و رفع تردیدها و دست كم به كار بردن اخلاق حسنه در گفتار و كردار و متانت و عقل در حل و فصل مسائل ندارد، جو آرامی را برای توجه و تمركز روی كانون های خطر فراهم كنند.

 اینجا باید یادی از حافظ شیرازی كرد كه گفت:

مزاج دهر تبه شد بدین بلا حافظ        كجاست فكر حكیمی و رای برهمن
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نیازمندیها