عصر ایران

فیلم بیشتر »»

غزل شماره 271 حافظ

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان ز او شده‌ام بی سر و سامان که مپرس

کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد
که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس

به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست
زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس

زاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعل
دل و دین می‌برد از دست بدان سان که مپرس

گفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازد
هر کسی عربده‌ای این که مبین آن که مپرس

پارسایی و سلامت هوسم بود ولی
شیوه‌ای می‌کند آن نرگس فتان که مپرس

گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسم
گفت آن می‌کشم اندر خم چوگان که مپرس

گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا
حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس

تفسیر :

کار شما شده گله و شکایت از بخت و اقبال و روزگار، از یکی از دوستان ناراحت هستید و به مراد دل نرسیده اید. اما این راهش نیست، بهتر است از خودبینی و کبر دوری کنید و واقعیت زندگی را قبول کنید تا این همه دچار اندوه نشوید.

مدتی است کاری کرده اید که از آن پشیمان شده و قصد جبران دارید، دخالت بی جا در کار دیگران شما را دچار ندامت کرده، از دخالت های بی مورد دست بردارید و به جای آن سعی کنید به دیگران راهنمایی و مشورت برسانید.

یک تجربه جالب : جزیره «ایگ» در اسکاتلند چگونه به یک الگوی جهانی تبدیل شد؟ ادعای گروسی: تضمین راستی‌آزمایی فعالیت‌ها و تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آژانس باید ادامه یابد خودکشی یک نظامی صهیونیست در ساختمان وزارت جنگ اسرائیل معاون رئیس جمهور: وضعیت اینترنت دمار از روزگار بوم گردی‌ها درآورده بقائی: دشمنی آمریکا با ملت ایران ۷۳ سال است نه ۴۷ سال سخنگوی وزارت خارجه روسیه: ارعاب ایران با بمباران دوباره وحشتناک است آخرین شب فیلسوف؛ پایان باشکوه مردی که فوتبال را تغییر داد حمله‌ای که می‌توانست به فاجعه‌ای بزرگ‌تر تبدیل شود گفت وگوی وزیر خارجه آمریکا با دبیرکل سازمان ملل درباره تنگه هرمز نیروگاه براکه امارات چه اهمیتی دارد؟ خبر مهم برای متقاضیان بیکاری دو ساعت تاخیر در شروع به کار ادارات برخی شهرهای خوزستان هشدار راغفر:‌ راه جبران کمبود منابع، گران‌سازی و شوک درمانی نیست حکم‌پرونده پژمان جمشیدی صادر شد اسرائیل همه کشتی‌های ناوگان جهانی صمود را توقیف کرد