کد خبر ۱۰۲۲۴۵
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ - ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ - 27 February 2010
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه در زير مي‌آيد.

جام جم: خود اخراجي‌ها

«خود اخراجي‌ها» عنوان سرمقاله‌ روزنامه‌ جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن مي‌خوانيد؛رابطه انقلاب و فرزندانش، ماجرايي قديمي است كه در ادبيات سياسي برخي با اين جمله غلط كه «انقلاب فرزندان خود را مي‌خورد» تلاش كرده‌اند اين رابطه را تبيين كنند.

اما آنچه غيرقابل انكار است «ريزش‌ها و رويش‌ها» در انقلاب‌ها و از جمله انقلاب اسلامي ايران است. ريزش‌ها و رويش‌ها به لحاظ اجتماعي از شاخصه‌هاي پويايي و ميرايي جريانات فكري و سياسي است. ريزش‌هايي كه در مسير تداوم انقلاب اسلامي از زمان پيروزي تاكنون رخ داده است، بعضا تعبير به «حذف» جرياني يا عده‌اي از انقلاب شده است و حال اين پرسش مهم مطرح مي‌شود كه آيا واقعا انقلاب و نظام اسلامي به حذف نيروهاي خود يا فرزندان انقلاب اقدام كرده است؟

اين پرسش در وقايع پس از انتخابات شكوهمند رياست جمهوري دهم نيز يك‌بار ديگر مطرح شد و عده‌اي تلاش دارند اين‌گونه وانمود كنند كه انقلاب مي‌خواهد گروه ديگري از فرزندان خود را حذف كند!

واقعيت اين است كه نه‌تنها هيچ انقلاب و نظامي حاضر نيست نيروهاي خود را از دست بدهد، بلكه همواره تلاش مي‌كند به اين نيروها بيفزايد و سرمايه اجتماعي خود را روزافزون كند. ولي ترديدي هم نيست كه عوامل گوناگوني موجب مي‌شود برخي از نيروهاي انقلاب نتوانند تا آخر، انقلاب را همراهي كنند و بتدريج در ميانه راه باز مي‌مانند و اين همان ريزش‌هاست.البته اگر انقلابي، ريزش‌هايش بيش از رويش‌هاي آن باشد امكان تداوم آن كاهش پيدا مي‌كند و روند ميرايي از پويايي سبقت مي‌گيرد. نگاهي به آنچه از ابتداي انقلاب اسلامي تاكنون رخ داده است، بيانگر اين است كه افراد و جريان‌هايي كه يكي از مشخصه‌هاي زير را داشته‌اند، صلاحيت همراهي با انقلاب اسلامي را از دست داده و حذف شده‌اند.

1- افراد و جريان‌هايي كه اساسا از ابتدا، اهداف انقلاب اسلامي را باور نداشته‌اند و صرفا در مقطعي با انقلاب همراه شدند.

2- افراد و جريان‌هايي كه تحت‌تاثير انديشه‌هاي بيگانه از انديشه و تفكر ناب اسلامي فاصله گرفتند.

3- افراد و جريان‌هايي كه در برابر مسائل مختلف پيش آمده پس از انقلاب در پاسخگويي كم آوردند و قدرت تحليل شرايط را از دست دادند.

4- افراد و جريان‌هايي كه چرب و شيرين انقلاب كام آنها را تحت‌تاثير قرار داد و به تدريج روحيه انقلابي جاي خود را به روحيه محافظه‌كاري، منفعت‌طلبي و رفاه‌زدگي داد.

5- افراد و جريان‌هاي خودمحور و قدرت طلبي كه انقلاب و آرمان‌هاي آن را تا جايي قبول داشتند كه منافع آنها را تامين كند و اگر اين معادله برقرار نباشد خود و منافعشان را بر هر چيز ترجيح مي‌دهند.

نكته مهم در اينجا اين است كه اولا افراد و جريان‌هاي فوق كه براي هر يك مي‌توان مصاديقي را برشمرد، در حقيقت خودشان صلاحيت همراهي با انقلاب و نظام اسلامي و به تعبير رهبر فرزانه انقلاب «كشتي نجات» را از دست دادند نه آن كه نظام آنها را حذف كند و ثانيا اين كه در اين رد صلاحيت و حذف، مردم نقش اساسي داشته‌اند.

به دنبال رويدادهاي فتنه‌انگيز پس از انتخابات 22 خرداد كه با حضور حماسي مردم در 9 دي و سپس با معجزه الهي 22 بهمن، سرانجامي نيك و بيادماندني براي انقلاب اسلامي يافت اين پرسش در برخي اذهان مطرح شد كه سرنوشت سران فتنه چيست؟

شايد عده‌اي ساده‌لوحانه همچنان به دنبال جذب سران فتنه باشند و عده‌اي نيز به دلايل گوناگون اعمال قانون را براي آنان لازم مي‌دانند. در اين شرايط رهبر فرزانه انقلاب كه پس از انتخابات تلاش زيادي براي حفظ نيروهاي انقلاب مبذول داشتند نكته‌اي مهم را در ديدار با خبرگان مطرح كردند و فرمودند: «افرادي كه حاضر نيستند قانون و راي اكثريت را قبول كنند و نقطه قوتي همچون انتخابات افتخارآفرين چهل ميليوني را تبديل به نقطه ضعف مي‌كنند، صلاحيت حضور در چارچوب نظام اسلامي را از دست مي‌دهند كه از دست داده‌اند.»

اين گروه را مي‌توان از جمله مصاديق گروه پنجم دانست كه خودشان، خود را از انقلاب اخراج كردند. انقلاب اسلامي كشتي نجاتي است كه اخراجي ندارد ولي «خود اخراجي» داشته و خواهد داشت.

مردم سالاري:فرهنگ مثبت انديشي به جاي آشفتگي فرهنگي

«فرهنگ مثبت انديشي به جاي آشفتگي فرهنگي»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در آن مي‌خوانيد؛همواره فرهنگ راه خود را در جامعه متوازن به جلو مي گشايد و جامعه و انسان با فرهنگ رابطه کنشي دارند، يعني فرد به جامعه چيزي مي دهد و همزمان از جامعه چيزي دريافت مي کند و اين تبادل دائمي است، به عبارت ديگر فضاي فرهنگي مانند يک جريان مواج و فراگير جامعه را در بر مي گيرد يا بايد بگيرد و فرد در تحرک اجتماعي خود در درون اين فضا در حرکت است و هويت فرهنگي يگانه اي بر کليه افراد جامعه مي پوشاند و چنين مي شود که فرهنگ معرف يک جامعه و يک ملت مي شود و اگر فردي را با چشم بسته بدون هيچ اطلا عاتي وارد يک جامعه کنند و از او بخواهند حدس بزند در کجاست؟ با توجه به همان هويت فرهنگي او مي تواند بيان کند که در چه محيطي است، يعني در چه فرهنگي است. رفتار اجتماعي فرد به وسيله شيوه زندگي جامعه و شيوه مديريت بر امور افراد جامعه شکل مي گيرد و شيوه زندگي نيز با رفتار فرد مشخص مي شود.

در جوامع غربي فرهنگ بر نهاد انسان است ودر جوامع سوسياليستي که کم کم درحال حذف شدن کامل است فرهنگ بر نهاد جامعه است.

در جامعه اسلا مي ما، نهاد انسان و نهاد جامعه هر دو بايد شاخص فرهنگ باشد. اگر ملا حظه مي کنيد که رهبر معظم  انقلا ب در سخنان مختلف روي نهادهاي اسلا مي در ساخت و ساز تکيه دارند ناشي از چنين نگرشي است.

در چنين جامعه اي اشتغال فرهنگي در رديف سايراشتغال ها قرار نمي گيرد و ميزان توفيقش بامقدار منفعت سنجيده نمي شود، غير از پول، برانگيزنده ديگري مانند فکر مذهبي، فکر ملي، عشق به انسان، عشق به جامعه، عشق به زيبايي و خلا قيت که برق سکه نمي توانسته از فوران آن جلوگيري کند، حاکم بر اشتغال فرهنگي مي شود.

جوهر فرهنگي از حاصل کار مجموع دستگاه هاي فرهنگي ناشي مي شود، به قول مالک نبي انديشمند صاحب نام اسلا مي، مجموعه کار بايد طوري باشد که باد بر بيرق فرهنگ بوزد، نه بي فرهنگي، فرهنگ در پيوندهاي اجتماعي مردم، رابطه مردم با هم، ميزان آمادگي مردم براي احقاق حق و شفاف نگهداشتن حقوق ديگران و درجه هويت مشترکي که همه به آن مي بالند، متجلي مي شود و اگر فردي پيوند خود را ازحوزه فرهنگ از دست بدهد، جامعه از لحاظ فرهنگي مي ميرد و اگر درصد بالا يي از جامعه پيوند خود را با حوزه فرهنگي از دست بدهند، جامعه از لحاظ فرهنگي مي ميرد و اين مرگ از مرگي که افراد پيوند خود را با حوزه زيستي از دست بدهند، يعني از لحاظ مادي بميرند، به مراتب سخت تر، بدتر و زيانبارتر است.

با اين اهميتي که فرهنگ دارد بايد از آشفتگي فرهنگي و تهديد اهالي فرهنگ به شدت پرهيز کرد و سياست تشويق و نگهداري و تقويت را پيشه کرد. بايد از انحطاط فرهنگي در خلا» عناصر با تجربه و پيوند خورده با فرهنگ نگران بود، بايد دغدغه داشت، بايد تعريف داشت، اتفاقاتي که در ماه هاي گذشته در حوزه فرهنگ پيش آمده (براي فرار از اتهام سياه نمايي از ذکر آنها در دانشگاه ها، دنياي نشر، جهان سينما و تئاتر و مطبوعات خودداري مي کنم).

هفته گذشته از معاونت مطبوعاتي که چندان خاک مطبوعات را هم نخورده است  و از سرمايه انساني و سرمايه فرهنگي عظيمي که در مطبوعات کشورمان و در مطبوعات بعد از انقلا ب به طور کامل اطلا ع  ندارد سخني در رسانه ها و سايت ها منعکس شد مبني بر پاک کردن مطبوعات از عناصر نامطلوب!  که بسيار گران بود. کاش ايشان به جاي اين اظهار، اميد مي دادند که قصد حمايت، دلجويي، تشويق، تقدير و حمايت از چهره هاي مطبوعاتي را دارند، حتي اگر مصداقي استثنايي درست يا نادرست را در ذهن دارند کاش به آشفتگي فرهنگي دامن نمي زدند  جامعه نگري و مثبت انديشي ارمغان فرهنگ اسلا مي است ما در يک مسند فرهنگي، به اين ارمغان بباليم که تيغ کشيدن برطايفه فرهنگ و مطبوعات سزاوار و انصاف نيست.

كيهان:مراقب كفش هايتان باشيد!

«مراقب كفش هايتان باشيد!»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن مي‌خوانيد؛
1- اگر اين سوال در ميان باشد كه از دو پاره خط «مستقيم» و «خميده» كداميك را بيشتر مي پسنديد؟ به يقين، همه كساني كه در مقابل اين پرسش قرار مي گيرند و يا، اكثريت نزديك به تمامي آنها «پاره خط مستقيم» را ترجيح مي دهند و درباره چرايي انتخاب اين گزينه، دلايل قابل قبولي نيز دارند، مثل اين كه پاره خط مستقيم كوتاهترين فاصله ميان دو نقطه است و... حالا اگر از آنها بپرسيد؛ آيا حاضريد ابروي شما به جاي آن كه «خميده» و كماني باشد، به شكل و حالتي شبيه خط مستقيم درآيد؟! پاسخ به يقين «منفي» خواهد بود، چرا...؟! براي آن كه «ابروي كج ار راست بدي كج بودي» و ؛
«جهان چون چشم و خال و خط و ابروست
كه هرچيزش به جاي خويش نيكوست»

بسياري از «مقوله »هاي متضاد، اينگونه هستند كه يك سوي آن به طور مطلق و در حالت كلي- نظر و تئوري- بر ديگري ترجيح داشته و پسنديده تر است ولي هنگامي كه پاي «مصداق» به ميان كشيده مي شود، گزينه مطلوب و پسنديده در نقطه مقابل گزينه مطلق و اوليه قرار مي گيرد. مانند دوستي و دشمني، وحدت و جدايي، جذب و دفع كه در هر سه مورد دوستي، وحدت و جذب بر دشمني و جدايي و دفع، برتري دارد، اما دوستي با دشمنان مردم، نه فقط دوستي نيست كه دشمني با مردم است و يا جذب خيانت كاران و جنايت پيشگان، مفهومي جز تن دادن به خيانت و پذيرش و ترويج جنايت ندارد و...

2- در ميانه فتنه اخير كه به گواهي تمامي شواهد و قرائن و اسناد غيرقابل انكار موجود، از سوي سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه مديريت مي شد و فريب خوردگي و توهم شماري از هموطنان عزيزمان را نيز به دنبال داشت، رهبرمعظم انقلاب طي سخناني در جمع طلاب، روحانيون و فضلاي حوزه علميه- 22/9/88- تاكيد فرمودند كه «اختلاف ديدگاهها نبايد به نزاع منجر شود و برخورد نظام جذب حداكثري و دفع حداقلي است» در اين فرمول حكيمانه، ضمن آن كه بيشترين تاكيد بر «جذب» است، از ضرورت «دفع» نيز، آنجا كه چاره ديگري نيست، سخن به ميان آمده است. به بيان ديگر، در پاره اي از موارد، «دفع» نه فقط ناپسند نيست، بلكه اقدامي ضروري و اجتناب ناپذير براي «جذب بيشتر» خواهد بود. زيرا، به عنوان مثال، ناديده گرفتن جرايم كساني كه دست به وطن فروشي، و فريب افكارعمومي زده اند و بازگرداندن دوباره آنها به چرخه قانونمند نظام و مردم نتيجه اي جز «مار در آستين پروريدن» نخواهد داشت و اين اقدام در صورت انجام، ضمن آن كه دست جنايتكاران را براي جنايت بيشتر باز مي گذارد و به افراد ديگري از اين دست، جرأت خيانت مي دهد، توده هاي مردم را نيز نسبت به «عدالت نظام» و حق جويي و مردم دوستي آن با ترديدهاي جدي روبرو مي كند، بنابراين، پي آمد جذب تعداد اندكي از اين مجرمان ، «دفع» احتمالي تعداد فراواني از مردم خواهد بود و دقيقاً به همين علت مي توان نتيجه گرفت كه اين «دفع» حداقلي و ضروري نيز در راستاي «جذب حداكثري» صورت مي پذيرد.

3-روز پنج شنبه هفته گذشته، رهبرمعظم انقلاب، باز هم مانند هميشه، و اين دفعه، بنا به دلايلي با صراحت بيشتر، خواسته منطقي و عدالت خواهانه ملت را به ميان كشيدند و در جمع اعضاي خبرگان رهبري، با اشاره به فتنه اخير و تشريح گناه بزرگ و جرايم خسارت آفرين عوامل اصلي فتنه، تاكيد فرمودند؛ «افرادي كه حاضر نيستند قانون و رأي اكثريت را قبول كنند و نقطه قوتي همچون انتخابات افتخارآفرين چهل ميليوني را تبديل به نقطه ضعف مي كنند، عملاً خود را از اين كشتي نجات- انقلاب اسلامي- خارج مي كنند و صلاحيت حضور در چارچوب نظام اسلامي را از دست مي دهند كه از دست داده اند» رهبرمعظم انقلاب، پيش از اين هم براي بيداري عوامل فتنه، اشارات هشداردهنده اي از اين دست داشته اند. ايشان بعد از راهپيمايي عظيم و مثال زدني 9دي، فرمودند «مردم نشان دادند كه دنبال چه چيزي هستند و مسئولان بايد وظيفه خودشان را بدانند» و در پي راهپيمايي بي نظير و مثال زدني 22بهمن ماه تاكيد داشتند كه «مردم حجت را تمام كردند».

4-خدا بر درجات استاد شهيد آيت الله مطهري بيفزايد كه مي فرمودند «اشاعره در تاريكي كلاه معتزله را برداشتند» و ماجرا به قول استاد اينگونه بود كه «اشاعره» و «معتزله» دو گروه از مسلمانان بودند با اختلاف نظرهايي درباره «عدل الهي»، «حسن و قبح عمل» و امثال آن، اشاعره در گرماگرم بحث و فحص پيرامون اين مسائل، به ناگاه گروه خود را «اهل حديث» ناميدند و با انتخاب اين «نام» كه به قول استاد شهيد «كلاهبرداري» بود، كوشيدند طرف مقابل خود را بي اعتقاد به احاديث معرفي كنند! و حال آنكه- بازهم به قول استاد مطهري- معتزله اعتقاد بيشتري به احاديث داشتند و در مباحث خود بيشتر از اشاعره به احاديث و روايات استناد مي كردند.

كساني كه اين روزها، از وحدت و آشتي با سران فتنه و عوامل اصلي آن دم مي زنند و با قيافه حق به جانب، خود را صلح دوست و اهل وحدت معرفي مي كنند، چه بخواهندو بدانند و چه نخواهند و ندانند، در پوشش «وحدت»، نسخه «تفرقه» مي پيچند! اين آقايان اگر خيلي اهل «وحدت» هستند بايد از آنها پرسيد كه اولا؛ چرا به وحدت مردم نمي انديشند و مگر راهپيمايي 9 دي و حضور بي نظير مردم در 22 بهمن، نشانه اتحاد يكپارچه و مثال زدني ملت نبوده است و ثانياً؛ آيا نمي دانند كه سران و عوامل فتنه، تا آخرين نفس براي مقابله با همين وحدت و يكپارچگي مردم تلاش كرده اند؟! وحدت با چه كساني؟ با مردم كه در وحدت هستند؟ يا با دشمنان مردم كه دشمني آنان با وحدت مردم غيرقابل انكار است و اساساً به فرموده رهبر معظم انقلاب، مقابله با وحدت مردم هدف اصلي فتنه بوده است. لطفاً خود را اهل وحدت معرفي نفرمائيد! و به وحدت ملت لطمه نزنيد.

5- تمامي شواهد موجود و اسناد غيرقابل ترديد حكايت از آن دارد كه سران و عوامل اصلي فتنه، نه فقط در چارچوب نظام و مردم جاي ندارند بلكه «ستون پنجم» دشمن گوياترين واژه براي معرفي آنان است. بنابراين، بديهي است كه مطابق قوانين جاري كه در همه كشورهاي ديگر نيز پذيرفته شده است هيچكدام از آنها نمي توانند و نبايد در هيچيك از پست ها و مسئوليت هاي نظام به كار گرفته شوند و از جمله، شوراي نگهبان نبايد و حق ندارد صلاحيت هيچيك از آنان را در هيچيك از انتخابات تاييد كند. توبه و بازگشت، اگرچه پسنديده است و از سوي خداي مهربان به تمامي مجرمان و گناهكاران توصيه شده است ولي توبه مانع از محاكمه و مجازات مجرم نيست و اگر چنين بود، هر جنايتكاري مي توانست با ادعاي توبه از مجازات بگريزد و در نتيجه دست جانيان براي هميشه بر جان و مال و نواميس مردم باز بماند! و بالاخره، ترديدي نيست كه عوامل فتنه بعد از محاكمه و مجازات قانوني مي توانند به عنوان يكي از اعضاي جامعه از مواهب حضور در جامعه اسلامي برخوردار باشند، به بيان ديگر، «كفش دزد» را اگرچه بعد از مكافات به مسجد راه مي دهند، اما چهار چشمي مراقب او و كفش هاي نمازگزاران هستند، چه رسد به آن كه كفش دزد را پيشنماز و يا حتي خادم مسجد كنند!

رسالت:ردصلاحيت فتنه گران

«ردصلاحيت فتنه گران»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد؛رهبر معظم انقلاب پنج شنبه گذشته طي بيانات مهمي در ديدار با خبرگان فرمودند: “ مسئله اساسي حفظ هويت نظام و مرزهاي آن است و کساني که اين را زير پا بگذارند، صلاحيت حضور در نظام را از دست مي دهند.” اگر چه رد صلاحيت فتنه گران براي حضور مجدد در نظام در چند ماه گذشته به يکي از مطالبات عمومي ملت تبديل شده بود و بارها به بيان و لسان مختلف در راهپيمايي هاي ميليوني مردم در اقصي نقاط کشور به خصوص در حرکتهاي ميليوني نهم دي و22 بهمن امسال ابراز گشته بود اما تاکيد بر اين رد صلاحيت از زبان رهبر معظم انقلاب به انضمام استدلالات شرعي، عرفي و قانوني پيرامون آن، آخرين نقشه ها و آرزوهاي فتنه گران ورشکسته را بر باد داد.

رهبر معظم انقلاب پنج شنبه گذشته طي بيانات مهمي در ديدار با خبرگان فرمودند: “ مسئله اساسي حفظ هويت نظام و مرزهاي آن است و کساني که اين را زير پا بگذارند، صلاحيت حضور در نظام را از دست مي دهند.”

اگر چه رد صلاحيت فتنه گران براي حضور مجدد در نظام در چند ماه گذشته به يکي از مطالبات عمومي ملت تبديل شده بود و بارها به بيان و لسان مختلف در راهپيمايي هاي ميليوني مردم در اقصي نقاط کشور به خصوص در حرکتهاي ميليوني نهم دي و22  بهمن امسال ابراز گشته بود اما تاکيد بر اين رد صلاحيت  از زبان رهبر معظم انقلاب به انضمام استدلالات شرعي، عرفي و قانوني پيرامون آن، آخرين نقشه ها و آرزوهاي فتنه گران ورشکسته را بر باد داد.

اين جريان که امروز در افکار عمومي به شدت در مظان اتهام است به منظور فرار به جلو، گريز از محاکمه و به خيال خام خود امتيازگيري از نظام و مردم تضمين هايي براي تائيد صلاحيت در انتخابات بعدي و ادامه حضور در نظام درخواست کرده بود که با استقامت مردم و درايت رهبر معظم انقلاب اين توطئه نيز بر ملا شد.

صرف نظر از اينکه جريان فتنه که به شدت در راهپيمايي هاي نهم دي و22  بهمن امسال توسط مردم خفيف و تحقير شد و مورد مواخذه قرار گرفت در موضع امتياز گيري از نظام محبوب و مقتدر اسلامي هست يا نيست اما نفس اين در خواست از جانب اين جريان به معناي دور زدن قانون و خريدن زمان براي بازسازي و ترميم جريان ساختارشکن است.

هويت نظام اسلامي امتزاج معناداري از جنبه هاي سخت افزاري و نرم افزاري کشورداري در الگوي بديع و بي بديل مردمسالاري ديني است. جرياني که نرم افزار کشورداري که همان روح و گفتمان انقلاب اسلامي است را باور ندارد و اگر فرصتي پيدا کند از ذبح سخت افزار ها و ارکان قانوني نظام پاي منافع سياسي و گروهي خود ابايي ندارد، چگونه مي تواند در موقعيت پاسداري و صيانت از قانون اساسي و مهمتر گفتمان انقلاب قرار گيرد. مگر نه اينکه در دوره اصلاحات عده اي سر شاخ نظام نشسته بودند و بن مي بريدند. در اين دوره برخي به اسم مسئولين نظام اسلامي که ميراث گرانبهاي امام راحل و خون هزاران شهيد است مروج و مبلغ سکولاريسم، اباحي گري اخلاقي و سياسي، هنجارشکني و بازي با مقدسات مردم و... شده بودند.

اين رد صلاحيت بايد بسيار زودتر از اينها صورت مي گرفت تا مردم و نظام اين همه هزينه نمي پرداختند اما حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري فرصتي شد تا سره از ناسره و مرد از نامرد در افکار عمومي مشخص شود و نظام به فکر آفت زدايي سياسي و ترميم فرايندهاي بالادستي و زيردستي گزينش کارگزاران سياسي بيفتد. اين رد صلاحيت مجالي براي نوسازي و بهسازي هندسه رقابت سياسي در ايران و تلاش براي تعميق و افزايش کيفيت مردمسالاري ديني است. دخالت واقعي اراده ملت در اداره کشور نيازمند توافق نخبگان بر هويت نظام اسلامي و باورمندي خواص به راي و نظر مردم است. يعني تا زماني که تضادهاي معرفتي درباره هويت سيستم هاي سياسي حل نشده باشد و مناقشات فلسفي در ديالوگهاي نخبگي حرف اول را بزند، اميد بستن به حيات پوياي يک نظام سياسي و پاسخ گويي به مطالبات مردم کار بيهوده اي است. در نظام معرفتي امام خميني(ره) تعريف جديدي از جمهوريت و اساسا مفهوم حاکم و فرمانبردارارائه شده که متکي بر مباني انديشه سياسي اسلام است.

در اين تعريف پاسداري از جمهوريت فلسفه جديدي براي مديريت نظام است. جمهوري اسلامي به لحاظ مفهومي يک ترکيب غير قابل انفکاک و برگرفته از فلسفه سياسي اسلام است که نوع بديعي از يک پارادايم و الگوي حکومتي را در عصر حاضر به نمايش گذاشته است . مردمسالاري ديني نتيجه اطاعت از راه و هندسه الهي است. در ليبرال دموکراسي اکثر اوقات نقش مردم در برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي عمومي در حاشيه قرار مي گيرد.

از طرفي عموم مردم در مسائل کشور شريک هستند نه اينکه تنها بخشي از متنفذان و نخبگان سياسي ذي مدخل در برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي کشور باشند. اگر در جوامع به اصطلاح دموکراتيک از مردم تعبير به توده مي شود اما در نظام مردمسالاري ديني انتخابات يک امر واقعي و نه صوري و تقليدي است و مردم ولي نعمتان مسئولان هستند و حاکمان مي بايد خدمتگزاران مردم باشند. در واقع در مشارکت عمومي دو عنصر مشارکت يعني مشارکت کننده و موضوع مشارکت هردو جايگاه ويژه خود را دارند و مردم به عنوان مشارکت کنندگان، ولي نعمتان موضوع مشارکت يعني حکومت ديني هستند و دو عنصر مشروعيت و مقبوليت همپاي هم باعث پويايي و زندگي مردمسالاري ديني مي باشند. در نظام اسلامي مبناي حضور ملت دينداري و اطاعت از خداوند متعال است.

خواص و نخبگان سياسي بايد ضمن باورمندي به گفتمان انقلاب و توافق بر هويت مردمسالاري ديني خود را پاسدار اسلاميت، جمهوريت، راي و نظر مردم بدانند. کساني که بخواهند با برنتابيدن راي ملت در مقابل نظام بايستند خواسته يا ناخواسته از قطار انقلاب پياده خواهند شد همان طور که اين قطار در ايستگاه حوادث22  خرداد برخي از خواص زياده طلب و خودخواه و نه ملت و کشور خواه را براي هميشه پياده کرد.

ابتكار:دستگيري ريگي و موازنه مثبت امنيتي و اطلاعاتي

«دستگيري ريگي و موازنه مثبت امنيتي و اطلاعاتي»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن مي‌خوانيد؛اهميت دستگيري ريگي وقتي روشن مي شود که بدانيم سالهاست مطابق اسناد موجود،ايران محور هژموني امنيتي و اطلاعاتي آمريکا و کشورهاي عضو ناتو قرار دارد.رصد امنيتي و اطلاعاتي ايران تابع تئوري مهمي در حوزه قدرت است و آن اينکه قدرت تنها برآمده از توان اقتصادي،سياسي و نظامي نيست اگر اقتصاد،سياست و توان نظامي، شاخص قدرت هستند; توان اطلاعاتي و امنيتي يک کشور شاخص مهم قدرت بحساب مي آيد توان اطلاعاتي و امنيتي بعد از جنگ سرد بخصوص پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي وزن بيشتري نسبت به ديگر مولفه ها پيدا کرد.

تئوري "سد نفوذ" در روند فروپاشي اتحاد جماهير شوري نقش تعيين کننده اي دارد اين تئوري،داراي بخش نظامي اطلاعاتي ورواني است که علاوه برکارکرد بازدارندگي دفاعي،بخش برجسته آن رواني -تبليغي است اين تئوري حدود 40 سال در آمريکا مبناي اقدام و عملکرد حدود 8رئيس جمهور در آمريکا بود. نقطه کانوني اين تئوري (ضمن القاي مفاهيم زيبا در عين حال تنفرآميز نسبت به نظام فکري کمونيسم از طريق رسانه ها)بررصد اطلاعاتي و امنيتي متمرکز بود.در سال هاي بعد از فروپاشي اتحاد شوروي و پايان جنگ سرد،نقش سرويس هاي اطلاعاتي،به ويژه آژانس مرکزي اطلاعات آمريکا (سيا)درحوزه هاي مختلف بخصوص حوزه قومي،کارگري و روشنفکري افزايش يافت. به عبارت ديگر با تغيير رويکرد در روابط کشورها و اهميت يافتن جنگ نرم،کشورهاي بزرگ به هماوردي اطلاعاتي و امنيتي روي آوردند.

برهمين اساس است که نقش سازمانهاي چون سيا در تحولات جهاني بيش از ديگر سازمانها به چشم مي خورد در حوزه روشنفکري" سيا "در چارچوب عمليات جنگ سرد فرهنگي،شبکه مطبوعاتي جهان شمولي ايجاد کرد که از ايالات متحده تالندن و اوگاندا،خاورميانه و امريکاي لاتين گسترش دارد و در تمام اين دوران مطبوعات روشن فکري با نفوذ،از سيا کمک هاي مالي مستقيم يا غير مستقيم دريافت  مي کردند.در هاليوود،ماموران سيا کارگردانان را ترغيب مي کردند که در   فيلم هاي خود،سياه پوستان را هرچه بيشتر نمايش دهند،آنان را آراسته و خوش لباس به تصوير بکشند و از اين طريق ايالات متحده را جامعه اي آزاد و دموکرات نشان دهند.

تعدادي از دانشگاه هاي سرشناس ايالات متحده مانند کلمبيا،استانفورد،نيويورک وهاروارد، زيرنفوذ مستقيم سازمان سيا هستند مطالعه اسناد اطلاعاتي خود آمريکا که بعد از دوره اي عيان مي شود;نشان مي دهد بسياري از دانشمندان صاحب نام که ديدگاه آنها مبناي نظري بسياري از علوم انساني را تشکيل مي دهد و آثار آنها به عنوان مرجع در دانشگاههاي دنيا تدريس مي شود در حقيقت به عنوان مهره و حلقه پازل امنيتي و اطلاعاتي سازمان سيا ايفاي نقش داشته اند.

کساني چون سرکارل پوپر،توماس کوهن،جيمز برنهام،داتيل بل،ريمون آرون،آرتورکوتسلر و... دانشمنداني که زمان جنگ سرد فرماندهي جنگ عليه کمونيسم را عهده دار بودند. پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوري تمام تمرکز و توان آمريکا و ناتو صرف کنترل جهان اسلام بخصوص ايران مي شود و ضمن بهره گيري از همه مولفه هاي قدرت بامهارت لازم براي تحميل اراده به حريف و تامين منافع وهژموني غرب در جهان از هيچ کوششي دريغ ندارند.

حادثه 11سپتامبر بر تحول در رويکرد امنيتي-دفاعي ناتو و آمريکا تاثير جدي گذاشت اين حادثه مبارزه عليه تروريسم جهاني را براي ناتو در اولويت قرار داد و با هدف ايجاد صلح و مبارزه با جهان غيرليبرال، دکترين نظم نوين جهاني پي ريزي شد از آن زمان تا کنون اتفاقات بسياري خلق شد کشور افغانستان به عنوان مخفيگاه بن لادن اشغال شد و در اين مسير هزاران بي گناه تاکنون قتل عام شده اند اما همچنان بن لادن نامرئي و اسرارآميز باقي مانده است.همزمان که افغانستان اشغال شد رهيافت غرب با ايران هم تغيير محسوسي کرد آنان رهيافت" ديپلماسي سياه" و "فروپاشي از درون" را در مقابل کشورمان انتخاب کردند.

مطابق اين رويکرد ضمن اعتقاد به کاربرد روش هاي مسالمت آميز جنگ فرهنگي و نرم،روابط عمومي رسمي با جمهوري اسلامي را براساس سياست فشار از بالا و همراه سازي از پائين دنبال مي کنند.کميته امنيتي آمريکا در سال 2004 گزارشي با عنوان "ايران يک رويکرد جديد" ارائه داد که درآن گزارش با رويکرد جنگ نرم،تهديدات ناشي از جمهوري اسلامي بررسي و سپس راهکارهاي رابراي مقابله ارئه کرد که عبارت است از: گسترش رسانه هاي ضد ايراني،حمايت از اپوزيسيون خارج نشين،تخريب ارکان نظام،اعمال تحريم هاي هوشمند،حمايت از گروههاي تجزيه طلب و قومي....بنابراين هر نوع اقدامي که به تضعيف جمهوري اسلامي منتهي شود در پازل قدرت آمريکا و غرب عليه جمهوري اسلامي تعريف مي شود.

اين اقدامات اگر توسط روشنفکران باشد يک جور مورد حمايت مي باشد.اگر به توسط اشراري چون عبدالمالک ريگي باشد جور ديگر مورد حمايت مي باشد.اگر توسط همسايگان ايران صورت پذيرد به شکل ديگري مورد حمايت دستگاههاي امنيتي غرب است نتيجه اينکه صحنه اصلي رويارويي غرب با ايران هماوردي فرهنگي و اطلاعاتي است.

هرکدام که در اين هماوردي جديد پيروز شود از شاخص قدرت برتري برخوردار خواهند بود دستگيري ريگي که تلاش داشت از خود يک بن لادن براي جمهوري اسلامي بسازد برگ برنده بزرگي در اين هماوردي براي ايران بحساب مي آيد.اوکه در حمايت همه جانبه ودر پوشش چند لايه اي امنيتي سازمانهاي جاسوسي غرب و منطقه قرار داشت و در سرزمين مخفيگاه بن لادن يعني پاکستان پناه گرفته بود.

بدون ريختن قطره خوني با هنرنمايي نيروهاي اطلاعاتي ايران به دام افتاد و بهت و حيرت دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي دنيا را باعث گرديد اين دستگيري قدرت امنيتي جمهوري اسلامي را به رخ دنيا کشاند و توانست مدل ايراني بن لادن و القاعده راحتي با حمايت غرب و اعراب به دام بياندازد و موازنه قدرت امنيتي و اطلاعاتي را به نفع ايران به نمايش بگذارد.

جمهوري اسلامي:مهمتر از اعترافات

«مهمتر از اعترافات»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در َآن مي‌خوانيد؛اعترافات صريح عبدالمالك ريگي سركرده گروهك تروريستي موسوم به جندالله به وابستگي هايش به قدرت هاي استكباري و ارتكاب جنايات با هماهنگي آنها رويداد مهمي است . وي در اين اعترافات كه بسيار سريع و صريح و در حجم زياد انجام داده چگونگي همكاري خود با نيروهاي آمريكائي را تشريح كرده و توضيحاتي درباره تغذيه فكري شدن گرفتن راهنمائي دريافت برنامه و دستورالعمل و امكانات از آمريكا ارائه كرده است . وي همچنين چگونگي دستگيري خود را تشريح نموده و از برنامه هائي كه اجرا كرده و قرار بود اجرا كند سخناني گفته است.

در اين رويداد آنچه اهميت دارد و بيش از اعترافات عبدالمالك ريگي مهم است سرعت عمل و صراحت اوست و البته حجم مطالبي كه او بلافاصله بعد از بازداشت حاضر شد به زبان بياورد نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است . چنين واقعه اي از ابعاد مختلف قابل تامل است .
1 مقاومت نكردن اين مهره آمريكا نشان دهنده بي اعتقادي وي به راهي است كه انتخاب كرده بود . حتي شايد بهتر اين باشد كه گفته شود اين راهي نبود كه خود او انتخاب كرده باشد بلكه بدون درك و محاسبه و صرفا به صورت يك مهره عمل مي كرد و به همين دليل بعد از دستگيري بدون آنكه كمترين مقاومتي كند حاضر به اعتراف شد. تفاوت كساني كه به آنچه انجام مي دهند اعتقاد دارند با كساني كه اعتقادي به كار خود و راه خود ندارند همين است . قطعا بررسي هاي اطلاعاتي در آينده نشان خواهد داد كه چه عاملي موجب ارتكاب اينهمه جنايات توسط كسي شده است كه كمترين اعتقادي به راهي كه در پيش گرفته بود نداشت.

2 با اعترافات صريح عبدالمالك ريگي برگ ديگري بر پرونده مداخلات آمريكا در امور داخلي ايران افزوده شد . هر چند براي ملت ايران و دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي كشور كاملا روشن بود كه گروهك تروريستي موسوم به جندالله به سازمان جاسوسي سيا وابسته است و با برنامه ريزي ها و حمايت هاي اطلاعاتي و مالي آمريكا مرتكب چنين جناياتي مي شود ولي اعترافات خود او سند ديگري است كه مي تواند مهر ابطالي باشد بر انكارهاي آمريكائي ها و بدين ترتيب پرونده جنايات آمريكا عليه ملت ايران قطورتر شده است.

3 اين اعترافات ضربه محكمي به بقاياي گروهك تروريستي موسوم به جندالله نيز هست . اين گروهك هر چند بعد از دستگيري سركرده خود با انتشار بيانيه اي بر ادامه جنايات عليه جمهوري اسلامي ايران تاكيد كرد ولي اعترافات سريع و صريح عبدالمالك ريگي نشان داد كه اين بيانيه كاملا بي ارزش مي باشد و براي روحيه دادن به عناصر وابسته به اين گروهك تهيه و منتشر شده است . اعترافات ريگي براي عناصر باقيمانده از اين جريان جنايتكار بقدري كوبنده و تحقيرآميز است كه هيچ چيز نمي تواند آنرا جبران كند. هر چند ميدانيم كه آمريكا و مهره هاي دست آموز سازمان سيا در منطقه تلاش خواهند كرد در آينده اي نزديك اقدامات شرورانه و جنايتكارانه اي عليه جمهوري اسلامي ايران انجام دهند تا روحيه تخريب شده عناصر وابسته به خود را بازسازي نمايند و به همين دليل نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي ما بايد با هوشياري كامل مراقب اوضاع باشند اما ترديدي وجود ندارد كه اعترافات سريع و صريح و پرحجم عبدالمالك ريگي بعد از بازداشت وي كاري ترين ضربه را به اين جريان جنايتكار وارد ساخته و آنرا درهم شكسته است.

4 در كنار همه ي عوامل ظاهري مربوط به دستگيري عبدالمالك ريگي كه نشانه هاي قدرت نظام جمهوري اسلامي هستند بايد به اين نكته بسيار مهم نيز توجه داشته باشيم كه اين قبيل وقايع مهر تاييد ارزشمندي بر قدرت ايمان و كارائي آن در برابر ظلم است . اگر به صحنه دلخراش گفتگوي مادر همسر عبدالرحيم ريگي (برادر عبدالمالك ) با او دقت كنيم به اين واقعيت پي خواهيم برد. اين مادر همراه با اشك هاي فراواني كه در سوگ كشته شدن دختر و پسر خود كه به دست دامادش عبدالرحيم ريگي و عوامل قسي القلب گروهك عبدالمالك ريگي صورت گرفته مي ريزد خطاب به عبدالرحيم مي گويد اينها همه جناياتي است كه به دستور برادر تو عبدالمالك صورت گرفته و بعد مي افزايد : « من با آه و ناله هايم عبدالمالك را زنده دستگير مي كنم و اگر اين كار را نكنم زن نيستم و مادر دو شهيد نيستم » . اينكه بعد از اين سخنان از دل برخاسته و با گذشت مدت كوتاهي همانطور كه اين زن با ايمان گفته بود عبدالمالك زنده دستگير شده و به سرعت زبان به اعتراف گشوده از رويدادهاي شگفت انگيز تاريخ معاصر ماست كه از يكطرف ايمان قوي اين زن مومنه را نشان مي دهد و از طرف ديگر تاثير ايمان را در سركوب كردن ظلم و تاييد حق به نمايش مي گذارد. اين واقعه نشان داد كه ظلم هر قدر هم كه بر قدرت هاي بظاهر بزرگ تكيه داشته باشد و از تشكيلات و امكانات گسترده برخوردار باشد محكوم به شكست و نابودي است.

5 غافلگير شدن دستگاه هاي اطلاعاتي بعضي كشورهاي عربي منطقه از دستگيري عبدالمالك ريگي نشان داد كه آنها اميد فراواني به او داشتند. در عربستان سعودي مسئولان اطلاعاتي و امنيتي اين كشور براي بررسي اين موضوع جلسه اضطراري تشكيل دادند. قطعا آنها از شنيدن اعترافات ريگي بيش از دستگيري وي شگفت زده شده اند زيرا اعترافات به زيان آنها نيز هست . بنابر اين بهتر است سران كشورهاي عربي منطقه با مواجه شدن با اقتدار نظام جمهوري اسلامي در خصومت خود با اين نظام و ملت ايران تجديدنظر كنند و براي پاكسازي منطقه از تروريسم و جريان هاي آلوده دست همكاري صادقانه ملت ايران را بفشارند . رويدادهاي 8 سال اخير در منطقه نشان داد كه آمريكا نه تنها در پي مبارزه با تروريسم نيست بلكه خود در راس تروريسم دولتي قرار دارد. اين جريان آلوده و خطرناك تروريستي قطعا دامنگير آن دسته از سران كشورهاي عربي منطقه كه با آن همكاري مي كنند نيز خواهد شد. بنابر اين به صلاح آنهاست كه دست از تروريسم بردارند و براي مبارزه با آن به همكاري با جمهوري اسلامي ايران روي آورند.

دنياي اقتصاد:يك راي سرنوشت‌ساز

«يك راي سرنوشت‌ساز»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در ان مي‌خوانيد؛يك هفته پس از گزارش نامتعارف آژانس انرژي اتمي درباره برنامه هسته‌اي ايران، برخلاف انتظار اوليه، ترديدها درباره شكل‌گيري اجماع جهاني عليه ايران افزايش يافته است.

در گزارش آمانو مديركل آژانس، ايران براي نخستين‌بار به تلاش براي دستيابي به سلاح هسته‌اي متهم شده بود. آمريكايي‌ها اميدوار بودند پس از اين گزارش، شكل دادن اجماع يا دست‌كم اكثريت قاطع عليه ايران در شوراي امنيت آسان‌‌تر شود؛ اما برخي نشانه‌ها از دشوارتر شدن كار براي آمريكايي‌ها حكايت دارد.

هيلاري كلينتون امروز به برزيل مي‌رود تا رهبران اين كشور را كه از اعضاي موقت شوراي امنيت است به جانبداري از قطعنامه تحريم ايران ترغيب كند، اما گفته مي‌شود برزيلي‌ها كه مدتي است در پي گسترش روابط تجاري با ايران هستند، ممكن است درخواست آمريكا را نپذيرند.

برزيل و دو عضو غيردائم ديگر يعني تركيه و لبنان تلويحا گفته‌اند كه به قطعنامه احتمالي آمريكا راي ممتنع خواهند داد. چين نيز كه از اعضاي دائم و دارنده حق وتو است در هفته‌هاي اخير بارها مخالفت خود را با وضع تحريم‌هاي تازه عليه ايران اعلام كرده است.

تحولات يك هفته اخير از جمله مواضع چيني‌ها، برزيلي‌ها، لبناني‌ها و ترك‌ها، براي آمريكا دلسردكننده است، اما اين مواضع براي اطمينان بخشيدن به ايران كافي نيست، زيرا تصويب قطعنامه احتمالي عليه ايران فقط به 9 راي مثبت و البته راي مثبت همه اعضاي دائم از جمله چين احتياج دارد و مواضع ميانه كشورهايي مانند برزيل، تركيه و لبنان تاثير قاطعي بر روند حقوقي تصويب قطعنامه نمي‌گذارد. تنها فايده آراي ممتنع براي ايران اين است كه به لحاظ سياسي اجماع جهاني عليه ايران شكل نمي‌گيرد. بنابراين ايران اكنون به حفظ موضع كنوني چين بيش از تغيير نظر اعضاي غيردائم نياز دارد. اين كار البته مخاطراتي دارد، اما نتيجه آن ارزش اين مخاطرات را دارد.

خطر اصلي وضع كنوني اين است كه چيني‌ها مي‌توانند براي وتوي احتمالي خود، ما به ازاي بالايي طلب كنند. اگر ايران از عهده انتظارات چيني‌ها برنيايد، احتمال رجوع آنها به آمريكايي‌ها زياد است. چيني‌ها براي روابط اقتصادي و تجاري خود با ايران اهميت زيادي قائلند، اما هرگز اين روابط را همسنگ روابط مشابه آن با آمريكا و اروپا به شمار نمي‌آورند.

در واقع بايد رفتار چيني‌ها را نوعي بازاريابي سياسي تلقي كرد. آنها اكنون كالايي مرغوب يعني يك راي تعيين‌كننده در اختيار دارند كه انداختن آن به سبد ايران يا آمريكا، جهت تحولات را به دو سوي متفاوت مي‌برد، هنر ديپلماسي ايران، اكنون بايد رصد كردن دقيق رفتار چيني‌ها و تشخيص جهت‌گيري‌هاي آينده اين كشور باشد كه همواره در معرض دگرگوني است.

آفرينش:ترکيه ،رويارويي دولت با ساختار لائيک

«ترکيه ،رويارويي دولت با ساختار لائيک»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آفرينش است كه در آن مي‌خوانيد؛فضاي سياسي ترکيه پس از آنکه حدود 50 تن از فرمانده هان و افسران بازنشسته و شاغل ارتش  توسط نيرو هاي امنيتي  وبه دستور دولت دستگير شدند تا حد زيادي حساس شده است.  در واقع  دستگيري و محاکمه اين افراد در شرايط کنوني  باعث دور ديگري از  رويارويي ودرگيري بين دولت اسلامگراي حزب عدالت و توسعه به رهبري  اردوغان با محافظه کاران سنتي وکماليست شده و گويا طرفين در مقابل هم صف آرايي سختي کرده اند صف آرايي که به نظر ميرسد آزمون مهم  دمکراسي در ترکيه باشد.

اين صف آرايي و نشان دادن قدرت توسط دولت در ترکيه  با  ضعف بيشتر نظاميان ارتشي  و طرفداران انديشه هاي  کماليستي همراه بوده است.در اين راستا ارتش به عنوان نگهبان هميشگي نظام لائيک در ترکيه اکنون بيشتر از هر زمان ديگري  تحت فشار قرار گرفته است. فشار هايي که با کشف طرح کودتاي ارگنه کن  در تابستان  گذشته و افشاي کودتاي پتک آهنين در هفته هاي اخير  اين ساختار را  زير پرسش هاي بسياري قرار داده است.

    بي شک به قدر ت رسيدن  حزب اسلام گراي عدالت  وتوسعه در آنکارا موجب نگراني احزاب  ،ساختار ها  ونظاميان لائيک  پيرو انديشه هاي کمال آتاتورک شده است. دولت اردوغان که طي هفت سال گذشته توانسته است با جلب اعتماد ميليوني شهروندان کنترل دو قوه اجرايي و مقننه را در دست بگيرد، اکنون با مقاومت جبهه لائيک در قوه قضايي رو به رو شده و محافلي در اين قوه مانع از اجراي سياست هاي دولت براي تحقق آرمان هاي حزب حاکم عدالت و توسعه و رساند ن اين کشور به معيار هاي دمکراسي  مي شوند.

بر اين اساس آنان در طول چند سال گذشته ميکوشيدند تا قدرت اسلام گرايان را کاسته وحتي در  انديشه کودتا در ترکيه باشند ،اما تغيير شرايط سياسي در ترکيه و جهان باعث شده است تا آنان توان پيشين را  براي براندازي اسلاگرايان نداشته باشند.در مقابل تقويت قدرت حزب حاکم اسلام گرا باعث توان بيشتر دولت در فشار بر نظاميان و ساختار هاي قضايي لائيک گرديده است.بطوري که آنان بر اين نظرند تا با  تغيير قانون اساسي و برگزاري همه پرسي در مورد لزوم تغيير قانون اساسي کشور عملا  از قدرت نظاميان هميشه کودتاگر وساختار هاي کماليستي در کشور بکاهند.

در اين حال اکنون شکاف در نهاد ها  وساختا رهاي قضايي  ترکيه نيز افزايش يافته است حکم  دستور بازداشت دادستان شهر ارزنجان به دستور دادستان شهر ارض روم به اتهام مشارکت در کودتا نشان از وجود دو جناح حامي دولت و حامي محافل لائيک در داخل شده  در حالي که دولت از اين حکم حمايت کرده است، رييس ديوانعالي اداري صدور اين حکم را مداخله سياسي در امور قضايي ارزيابي کرده و دادستان ديوانعالي قضايي نيز به طور تلويحي هشدار داده است که ادامه اين روند مي تواند موجب اقامه دعوي براي تعطيلي حزب حاکم شود.

اين تقابل روند ها نشان از آن دارد که نهاد هاي قضايي لائيک ميکوشند تا از اهرم هميشگي انحلال احزاب مخالف بر ضد دولت استفاده کنند .در اين ميان دولت ميکوشد تا با استفاده از اهرم برگزاري انتخابات زود هنگام در صورت انحلال حزب عدالت وتوسعه  به نوعي مانع از مانور مخالفان شود .

بي شک شرايط سياسي  ترکيه موفقيت دولت کنوني در کسب  شاخص هاي بالاي اقتصادي ،سياست خارجي فعال و ادامه اتحاد با اروپا وامريکا  در کنار پيگيري منافع ملي اين کشور اکنون دولت ترکيه را قدرتمند تر از هر زمان ديگري کرده است در اين ميان توانايي اين دولت در گذار از بحران سياسي موجود و رسيدن به اهدافي چون تدوين قانون اساسي جديد و کاهش مداخله نظاميان در ارتش بر توان داخلي و بين الملل اين کشور خواهد افزود.

تهران امروز:امت، رهبر و هندسه الهي نظام

«امت، رهبر و هندسه الهي نظام»عنوان سرمقالهِ‌ روزنامه تهران امروز به قلم حسام‌الدين كاوه است كه در آن مي‌خوانيد؛حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي ادام‌الله ظله‌ العالي، با تبيين ويژگي‌هاي نظام جمهوري اسلامي، اين نظام را «نقشه و هندسه الهي» خواندند. بيانات معظم‌له حائز چنان اهميتي است كه رسانه‌ها و دستگاه‌هاي فرهنگي ‌بايد وجوه مهم و اهم سخنان ايشان را براي افكار عمومي تبيين و تشريح كنند. در واقع ايشان دكترين نظام جمهوري اسلامي را تبيين فرمودند.

بي‌گمان نظام‌هاي غيرالهي، با تكيه بر فرديت يا محوريت جامعه، بسيار كوشيده‌اند، بشر را بر مبناي آرمان‌هاي سكولار و لائيك – كه البته كم‌شمار نيز نيستند – به سوي سعادت رهنمون شوند، غافل از اينكه سعادت صرفا امري بشري نيست، بلكه در پيروي و تبعيت از نواميس الهي و بر مبناي خداباوري و توحيد است كه سعادت بشر تعريف و قابل دستيابي مي‌شود. بدين‌گونه «نقشه و هندسه الهي» در برابر كليت «نقشه و هندسه غيرالهي» تمامي باورها، آيين‌ها، ايدئولوژي‌ها و فلسفه‌هاي گوناگوني قرار مي‌گيرد كه معيار آنها نه قرب به حضرت حق كه دوري فرد و جامعه از فطرت خداباور و خداجوي انسان‌هاست.

اما «نقشه و هندسه الهي» نظام جمهوري اسلامي، تنها مفهومي معطوف به صلاح و فلاح فردي نيست. رستگاري جمع و جامعه بزرگ‌ترين و مهم‌ترين هدف تعيين شده است و اساسا جامعه و رستگاري آن در كانون هندسه الهي قرار دارد و مبناي طرح نقشه الهي نيز هست.
 قرب به حضرت حق و ابتغا و رضايت خداوند تبارك و تعالي تنها معطوف به احكام عبادي فردي نيست، درست برعكس، نماز جماعت از نماز فردي مطلوب‌تر و مقبول‌تر است. «يدالله مع ‌الجماعه» در همين ساحت و هندسه است كه معنا مي‌يابد. دست خدا همراه با جماعت است.

امت و امام در مسير دين پيش مي‌روند، «دين» خود گونه‌اي راه وصول است. اكنون معناي بيانات مقام معظم رهبري مبني بر اينكه در جمهوري اسلامي انتخابات امري واقعي است نه صوري و تقليدي بيش از پيش وضوح مي‌يابد و اين حقيقت نشانگر آن است كه مدافعان تزئيني بودن آراي ملت ‌بايد در نگرش خود تجديد نظر كنند. سويه ديگر بيانات ايشان معطوف به آن دسته از كنشگران سياسي است كه گرچه داراي سوابق خدمتي و اجرايي در نظام جمهوري اسلامي بوده‌اند، اما متاسفانه در آزمون بزرگ قانونمداري و قانون‌پذيري كه در جريان انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري روي داد، كارنامه قابل قبولي از خود بر جاي نگذاشتند، ترديدي نيست كه تن در دادن به قواعد قانوني انتخاباتي، از سوي افراد مردود شده آنان را از درون هندسه و ساحت نظام جمهوري اسلامي به بيرون از مرزها و حدود اين فضا رانده است.

معيار و محك قانون‌پذيري و قانونمداري، شرط اصلي استقرار كنشگران سياسي در درون همين هندسه الهي است. هندسه و فضايي كه مرزهاي آن چندان روشن و واضح‌ ترسيم شده است كه احتمال خبط و خطاي سهوي از اين ساحت الهي بسيار اندك و ناچيز مي‌نمايد.

مفهوم اسلاميت نظام را مي‌توان با آيه شريفه «يا ايها‌الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» دريافت و مفهوم جمهوريت را نيز مي‌توان در شريفه «يدالله مع‌ الجماعه» بازخواني كرد. مع‌الاسف برخي از كنشگران سياسي تحت تاثير القائات خواسته و ناخواسته با چشمپوشي از «داور و شيوه داوري كه قانون تعيين كرده است» منيت و انانيت را بر تسليم در برابر قانون ارجح دانستند. همين كافي است تا ايشان از متن به حاشيه و از حاشيه به خارج از فضاي نظام جمهوري اسلامي رانده شوند.

نكته ديگر ضرورت مرزبندي شفاف است. ترديدي نيست كه در بيرون از «نقشه و هندسه الهي» نظام جمهوري اسلامي، دشمنان كمين كرده‌اند و مترصد فرصتي براي نفوذ به درون اين فضا هستند تا دست‌كم اگر نمي‌توانند آن را تخريب و نابود سازند، نظام جمهوري اسلامي را از درون به استحاله بكشانند. دشمنان اين نظام الهي، هرگز با تابلوي «من خصم جمهوري اسلامي هستم!» به ميدان نخواهند آمد. آنان با بهره‌گيري از فرصت‌ها و حفره‌هايي كه در نگاه و نگرش برخي از كنشگران كشف مي‌كنند «طرح نفوذ» خود را پي مي‌ريزند.

از همين‌جاست كه بايد مراقب بود و نبايد گذاشت كه دشمن به كام و هدف خويش برسد. اشاره مكرر مقام معظم رهبري به بصيرت خواص و پرهيز از غفلت در همين راستا قابل تبيين است. «امت» هرگز بستر مناسبي براي نفوذ نبوده است اما خواص همواره در معرض اغراض رخنه‌گرانه دشمن بوده‌اند. اكنون حجت هم بر «امت» و هم بر «خواص» روشن و تمام است.

اكنون مي‌دانيم كه كدام كسان در كشتي صلاح و نجات نظام مقدس جمهوري اسلامي جاي دارند و كدام كسان همچون فرزند نوح، به‌رغم آنكه او نسب از پيامبري بزرگ مي‌برد اما به علت آنكه خلفي ناصالح بود، از قرار گرفتن در سفينه نجات محروم ماند، به سرنوشتي ناخوشايند دچار شده‌اند.

كوشش و گرايش نوح نيز در برابر ناموس و تقدير الهي نيز ‌بايد به رضاي در برابر اراده الهي مبدل مي‌شد كه شد. امت كه به فرمايش رهبر و پيشوايش و نيز به تاييد ايشان كارنامه قبولي گرفته است در 9دي‌ماه و 22 بهمن‌ماه تاكيدي ديگر بر حضور هوشمندانه خويش در انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري زد و خط بطلان بر هر گونه تحليل انحرافي يا غلط دشمنان آگاه و دوستان نادان كشيد.

امت نشان داد كه راه و مسيرش در درون همين هندسه الهي است كه تعريف مي‌شود اما بر «خواص» است كه با برائت جويي از ماجرا‌جويان و دشمنان، پيوندهاي عميق و وثيق خويش را به امت و پيشواي امت نشان دهند.

قدس: شاخصهاي هندسه نظام در کلام رهبري

«شاخصهاي هندسه نظام در کلام رهبري»عنوان سرمقاله‌ِ روزنامه‌ي قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن مي‌خوانيد؛حضرت آيةا... خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار رئيس و اعضاي مجلس خبرگان، در سخنان مهمي، نظام اسلامي را نظامي مبتني بر اطاعت از پروردگار و «نقشه و هندسه» الهي خواندند و با اشاره به فتنه پس از انتخابات، تأکيد کردند: مسأله اساسي، حفظ هويت نظام و مرزها و شاخصهاي آن است.

در اين نشست، رهبري با اشاره به برخي راهکارها، در واقع مشکلات پس از انتخابات را تبيين و ساز و کارهاي خروج از آن را نيز ارائه فرمودند که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي گردد.

مرزبندي خودي و غيرخودي
در سالهاي اخير عده اي با سؤ برداشتها و جهت گيريهاي مغاير با قانون، خواهان حقوق شهروندي و استيفاي حقوق عامه بر اساس ساز و کار قانون بوده اند که رفتارهاي مخالف قانون آنها هزينه هايي را بر نظام تحميل نمود، ولي اين افراد و جريانها همچنان با تأکيد بر برداشتهاي ناصواب خود، مدعي حقوق خويش در چارچوب قانون مي باشند.

پر واضح است، فرد و جرياني نمي تواند بدون التزام به قانون در هيچ يک از نظامهاي دموکراسي دنيا مدعي حقوق باشد و جمهوري اسلامي ايران نيز از اين موضوع مستثنا نيست. ورود به عرصه رقابتهاي انتخاباتي، مستلزم پذيرش قانون و داوري آن است که برخي با سرباز زدن از تمکين به قانون، راه مقابله با آن را برگزيده و اين مرجع داوري را تضعيف نموده اند. اين رفتار در هيچ نظام سياسي نمي تواند وجاهت قانوني داشته باشد.

افرادي که در مجموعه نظام تعريف مي شوند، بايد با موضعگيري شفاف و بدون هر گونه ابهام، مرز خود را از مخالفان نظام تفکيک و التزام خويش را به هويت و کليت ساختارها اعلام کنند.

سخنان رهبري ناظر به اين موضوع است که اگر شخص يا حزبي رفتار غيرهمسو با قانون داشته باشد، فرصت حضور در چارچوب نظام را از خويش سلب مي کند.

ويژگي فتنه پس از انتخابات، نفي آراي مردم و اتهام به نظام
فتنه پس از انتخابات که بيش از 8 ماه بستر جوسازيهاي دشمنان را عليه کشور فراهم نموده است، با دو شاخصه مهم نفي آراي مردم و اتهام به نظام، تعريف و تبيين مي گردد.

برگزاري انتخابات سالم که ساختارهاي نظارتي تعبيه شده در قانون متضمن آن مي باشد، از ويژگيهاي نظام جمهوري اسلامي است که براي اطمينان از صيانت آراي مردم، نهادهاي مذکور در اين زمينه مسؤوليت پذير هستند.

افرادي با نفي آراي مردم و زير سؤال بردن مشارکت گسترده و 85 درصدي، نظام را نيز به تقلب متهم نمودند که رخدادهاي پس از انتخابات و حوادث منجر به تلفات انساني و تحميل هزينه هاي مادي قابل تأمل از مصاديق نپذيرفتن نظر ملت است.

انتخابات در نظام اسلامي نتيجه طبيعي آراي مردم
در نظامهاي مردم سالار غربي، به دليل دو قطبي و يا چند قطبي شدن جامعه و سيطره نظرات حزبي در افکار عمومي، در واقع خروجي صندوقهاي رأي قبل از آنکه نتيجه تصميم مردم تلقي گردد، حاصل تلاشهاي احزاب تلقي مي شود. برآوردهاي ميداني در اين کشورها بيانگر اين موضوع است که احزاب مردم را به پيچ و مهره تبديل نموده و ديدگاه تشکلها که در قالب آراي مردم اعلام مي گردد، در واقع ايده باندهاي قدرت و ثروت را منعکس مي نمايد. در جمهوري اسلامي، مردم با بصيرت و آگاهي و بدون تأثير پذيرفتن از تشکلها، مي توانند آراي واقعي خود را مشاهده کنند، اگر چه اين سخن به اين معنا نيست که در ايران حزبي وجود ندارد، بلکه کارکرد احزاب با مؤلفه هاي ملي و اسلامي، متمايز از عملکرد احزاب در پروسه دموکراسي غرب است.

ترجيح مصالح و منافع ملي بر منافع شخصي و حزبي
در الگوي مردم سالاري ديني، با عنايت به شاخصها و مؤلفه هاي تشکيل دهنده آن، ترجيح مصالح ملي بر منافع حزبي، اولويت و ارجحيت دارد. طبيعي است، نوع مبارزات انتخاباتي با عنايت به ساختار نظام و آرمان جمهوري اسلامي که ممزوج با باورها و اخلاق مي باشد، ترجيح نگاه کلان محوري را بر مطالبات شخصي اجتناب ناپذير نموده است. رقابتهاي انتخاباتي نبايد به گونه اي رقم بخورد که نتيجه آن تحت تأثير قرار گرفتن منافع ملي گردد. هر گروه و تشکلي که پا به عرصه رقابتها مي گذارد، قاعدتاً بايد رفتار سياسي و حزبي خويش را در قالب منافع ملي تنظيم نمايد.

حضور مثال زدني و متراکم مردم ناشي از حوادث موجود
راهپيمايي بيش از 50 ميليون نفري 22 بهمن، حضور حماسي و خودجوش 9 دي ماه، بيانگر اين موضوع است که مردم حزب ا... ولايتمدار و هوشيار با استنباط درست از رخدادهاي پس از انتخابات، براي انجام وظيفه ديني و ملي خود 9 دي را آفريدند و ثابت کردند در تبعيت از ولايت فقيه و زمان شناسي، با حضور بهنگام دشمنان را در دستيابي به هدفهايشان ناکام خواهند گذاشت. مردم فهميدند عده اي با نقاب امام و به بهانه انتخابات در مقابل نظام ايستاده اند و با تکرار ادعاي دشمنان اين نظام، همراهي وهمسويي خود را با آنها اثبات نموده اند، لذا با اين حماسه حضور به تکليف خويش عمل کردند.

ضرورت بصيرت خواص
سکوت خواص و عدم شناخت موقعيت و زمان، يکي از آسيبهايي است که عناصر تأثيرگذار جامعه را از جهت گيري بهنگام باز مي دارد و آنها يا دچار سکوت مي شوند و يا اينکه با موضعگيريهاي ناصواب و عاري از شفافيت، به تعميق شرايط فتنه کمک مي کنند.

بنابراين، خواص و نخبگان شرايط فتنه و عرصه سياسي کشور پس از انتخابات را مي بينند که چگونه آمريکا و انگليس از جريانهايي که انقلاب را تهديد مي کند، حمايت مي کنند.
منافقين که عملکرد آنها بر کسي پوشيده نيست، اکنون به طور مکرر با صدور بيانيه از چه جرياني حمايت مي کنند؟ بازماندگان شاه سابق بيانيه مي دهند و تلويحاً يا بصراحت، به نفع يکي از طرفين غائله اخير، اعلام موضع مي کنند. تلويزيونهاي لس آنجلسي و ديگر شبکه هاي بيگانه و افراد فاسد و فراري چگونه با تحليلهاي جهت دار وضعيت نظام را بحراني جلوه مي دهند. اکنون آيا زمان آن فرا نرسيده است که خواص سکوت را شکسته و براي ابراز مخالفت با دشمنان قسم خورده انقلاب، اعلام هويت نمايند؟

بنابراين، مردم سالاري ديني در نظام جمهوري اسلامي ايران با عنايت به مؤلفههاي تشکيل دهنده آن، از ديگر نظامهاي سياسي دنيا متمايز مي باشد و تاکنون با مشارکت گسترده مردم درانتخابات که متضمن مقبوليت بخشي به نظام اسلامي مي باشد، توانسته است جايگاه دمکراتيک خود را نسبت به مدعيان دمکراسي تصنعي، تحکيم و تثبيت نمايد.
 
جهان صنعت:از نفت 65 دلاري تا تورم 40 درصدي‌

«از نفت 65 دلاري تا تورم 40 درصدي»عنوان سرمقاله‌ِ روزنامهِ‌ جهان صنعت است كه در آن مي‌خوانيد؛تصويب نفت 65 دلاري در کميسيون تلفيق و در کنار آن پيش‌بيني نرخ تورم 40 درصدي دو دليل محکمي است که سال 89 را سال خوبي براي اقتصاد پيش‌بيني نمي‌کند. دولت در شرايطي نفت 65 دلاري را براي بودجه 89 در نظر گرفته که ميزان ارزي که براي هزينه در بودجه پيش‌بيني کرده به رقم باور نکردني 62 ميليارد دلار رسيده و اين درحالي است که بيشترين ارزي که در بودجه طي سال‌هاي برنامه چهارم بايد هزينه مي‌شد به طور ميانگين 20 ميليارد دلار بود.

اين ميزان ارز يک نتيجه روشن دارد و آن تبديل ارزهاي بيشتري به ريال است که به افزايش حجم نقدينگي منجر خواهد شد. حال در نظر بگيريد که به اين شرايط رکود هم اضافه و ناگهان قيمت حامل‌هاي انرژي هم آزاد شود. حداقل پيش‌بيني کارشناسان از چنين آشفته بازاري تورم 40 درصدي است که رييس دولت هم اخيرا به اين موضوع اذعان کرده است.

اگر تورم 40 درصدي را کوچک شدن 40 درصد سفره‌هاي مردم جمع‌بندي کنيم در ابعاد بزرگ‌تر دولت هم به نوعي با اين موضوع درگير خواهد شد، يعني اگر قرار باشد نفت 65 دلاري در بودجه محقق نشود و قيمت‌ها به زير اين رقم سقوط کند، دولت هم ناچار است سفره خود را کوچک‌تر کند. فوري‌ترين نتيجه اين کوچک شدن، کسري بودجه و عدم تحقق درآمدها خواهد بود. آيا دولت اين تبعات را کارشناسانه بررسي کرده است؟

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
تا حالا به کرونا مبتلا شده اید؟
بله
خیر
علائمش را داشته ام ولی مطمئن نیستم