کد خبر ۱۰۳۲۷۳
تاریخ انتشار: ۰۹:۳۶ - ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ - 07 March 2010
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و دنيا پرداخته‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

كيهان: دوئل يكطرفه!

«دوئل يكطرفه!»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد؛ناكامي هاي پي در پي غرب به سركردگي آمريكا طي يك سال اخير در رويارويي با جمهوري اسلامي ايران اكنون آنچنان اوضاع را در فضاي سياسي واشنگتن وخيم كرده است كه تحليلگران زبده و برجسته غربي به سردرگمي و استيصال كاخ سفيد در استفاده از يك گزينه مطلوب و نتيجه بخش عليه ايران اعتراف دارند. از ميان حجم قابل تاملي از تحليل ها پيرامون كارزار مبارزه و نبرد آمريكا و ايران مي توان به تحليل- بخوانيد اعتراف- دو روز پيش روزنامه آمريكايي وال استريت ژورنال اشاره كرد كه ايران را چالش مهم و استراتژيك آمريكا در حوزه سياست خارجي اين كشور دانست و نوشت؛ جمهوري اسلامي ايران براي آمريكا در حكم يك «بلاتكليفي و سردرگمي درجه يك» محسوب مي شود.

مجموعه تحليل ها و توجهات تحليلگران و رسانه هاي غربي درباره رويارويي ايران با آمريكا در صحنه بين المللي پس از آن است كه جمهوري اسلامي در تمامي ماه هاي گذشته به قدرت و با اقتداري زبانزد ضرب شست هاي متوالي و سهمگين را بر پيكره جبهه استكبار و جريان رسانه اي آن وارد كرده است.

در حالي كه از اواخر سال گذشته دشمنان بيروني با اميد بستن به گمارده هاي داخلي قصد داشتند از انتخابات 22 خرداد به عنوان يك بزنگاه حساس براي تضعيف ساختار نظام جمهوري اسلامي بهره ببرند و از همين رهگذر تمام ظرفيت و پتانسيل سياسي و رسانه اي خود را به صحنه آوردند و نهايتاً فتنه بزرگ پس از انتخابات- كه محصول ماهها برنامه ريزي و طراحي هاي پيچيده و تو در تو بود- را ساماندهي كردند اما مديريت الهي رهبرمعظم انقلاب و هوشمندي مردم و نهايتاً حضور چند ده ميليوني آحاد ملت ايران در 9دي و 22بهمن در دفاع از انقلاب و ارزش ها و بيعت مجدد با رهبري نظام نه تنها آتش فتنه را خاموش كرد بلكه در پي آن همبستگي و انسجام دروني مردم بيش از گذشته شعله ور شد.

اما كار به اينجا ختم نشد و پس از آن موفقيت هاي چشمگير جمهوري اسلامي در حوزه دفاعي-نظامي (از جمله ساخت ناوشكن جماران) و در عرصه اطلاعاتي، (دستگيري عبدالمالك ريگي) و همچنين در ميدان ديپلماسي منطقه اي و بين المللي، پازل اقتدار ايران را تكميل كرد.

انتظار مي رفت مقامات آمريكايي به دنبال ناكامي هاي متوالي كه به وضوح نشان مي داد آنها در هدف گيري شان بر ضد ايران طعم شكست سنگيني را چشيده اند ترفندهاي جديدي را به صحنه عمل و كارزار نبرد بياورند اما گويا باز هم به تاكتيك ها و روش هاي كهنه و نخ نما شده روي آورده اند.

اكنون مهم ترين طرح آمريكايي ها در رويارويي با ايران اعمال آنچه كه آنها تحريم هاي فلج كننده بر ضد جمهوري اسلامي مي خوانند است و با متوسل شدن به «اهرم سياسي و لشكركشي ديپلماتيك» تمام عزم خود را جزم كرده اند كه به لطايف الحيل و با هر دسيسه و شگردي كه شده اين طرح را عملياتي كنند.

اكنون بايد ديد در شرايطي كه به گفته خودشان از فتنه رنگي در تضعيف ساختار جمهوري اسلامي نااميد شده اند و استفاده از گزينه نظامي و حمله به ايران نيز سالبه به انتفاء موضوع است؛ آيا اولا قادر به اجراي طرح اعمال تحريم هاي فلج كننده عليه ايران هستند و ثانياً بر فرض آنكه اين طرح را به سر و سامان برسانند چه دستاورد و ارمغاني بدست خواهند آورد؟

واقعيت آن است كه به رغم تحركات و تلاش هاي آمريكا كه چند كشور غربي را نيز همراه خود كرده است تا تحريم هاي شديدي را عليه ايران به بار نشاند تير تحريم ها در شرايط فعلي به سنگ خورده است و آمريكا و آن دو، سه كشور ديگر تنها به خطابه و سخنراني با موضوع «تحريم» مشغولند؛ به طوري كه در جلسه اخير اعضاي دايم و غيردايم شوراي امنيت كه پنج شنبه گذشته برگزار شد چين و روسيه به عنوان دو عضو دايم شوراي امنيت و برخوردار از حق وتو با اعمال تحريم ها عليه ايران مخالفت كردند و تنها بر گزينه ديپلماسي و گفت وگو با جمهوري اسلامي اصرار ورزيدند.

از همين روي؛ هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا كه دو هفته پيش اعلام كرده بود تحريم هاي جديد عليه ايران ظرف دو ماه آينده به تصويب خواهد رسيد چند روز پيش با احتمال اين كه روسيه و چين با اعمال تحريم ها عليه ايران مخالفت كنند از ادعاي خود عقب نشيني كرد و دور چهارم تحريم هاي سازمان ملل عليه ايران را به ماه هاي آينده موكول نمود.

امروز اعلام مخالفت صريح دولت هاي چين و روسيه با اعمال تحريم ها بر ضد ايران، آمريكايي ها را سخت عصباني كرده است و مجموعه تحولات منطقه اي و بين المللي نشان مي دهد عصبانيت مقامات آمريكايي در عدم موفقيت براي به اجرا درآوردن تحريم ها بر ضد ايران سير صعودي يافته است و آمريكايي ها هرچه پيش مي روند عصباني تر مي شوند؛ چرا كه افزون بر چين و روسيه، تركيه و برزيل نيز به عنوان دو كشور قدرتمند و بازيگراني موثر در صحنه بين المللي نسبت به اعمال تحريم هاي احتمالي عليه ايران مخالف هستند.

علاوه بر همه اينها حمايت 118كشور غيرمتعهد در حمايت از مواضع ايران كه اخيرا با صدور اعلاميه اي منتشر شد نشان داد كه ادعاي آمريكا و آن دو، سه كشور غربي در حمايت جامعه جهاني از انزواي ايران دروغ است و كار به جايي رسيده است كه سوزان رايس نماينده آمريكا در سازمان ملل همين چند روز پيش انتشار هرگونه پيش نويس قطعنامه تحريم هاي شوراي امنيت عليه ايران را در ميان اعضاي اين شورا كاملا رد كرد.

اگر به فرض هم آمريكايي ها اين توان را به دست بياورند كه اعمال تحريم ها عليه ايران را عملياتي كنند باز اين مشكل بزرگ را نمي توانند ناديده بگيرند كه اعمال تحريم ها عليه ايران بي فايده خواهد بود.

طرفه آنكه حتي بخش خصوصي آمريكا مخالفت خود را با رويكرد كاخ سفيد در استفاده از تحريم عليه ايران اعلام كرده و هشدار داده است كه به اجرا درآوردن سياست تحريم بر ضد ايران براي اقتصاد آمريكا زيان آور است.

اتاق بازرگاني آمريكا، شوراي ملي تجارت خارجي، انجمن ملي صنعتگران و... از جمله تشكل هاي متعلق به بخش خصوصي هستند كه مخالفت صريح خود رابا تحريم ايران اعلام كرده اند و حتي در اين ميان «ريچارد ساوايا» يك مقام شوراي ملي تجارت خارجي آمريكا به اينترپرس سرويس گفته بود؛ سياست تحريم ايران مثل آن است كه به پاي خودت شليك كني.

از سوي ديگر؛ امروز جمهوري اسلامي به الگويي براي كشورهاي اسلامي در مبارزه با جريان استكبار تبديل شده است؛ واقعيت غيرقابل انكار و سخن حقي كه سيدحسن نصرالله دبيركل انقلابي حزب الله لبنان نيز دوشنبه گذشته طي سخنان مهمي در منطقه ضاحيه در جنوب بيروت بر آن تاكيد كرد و الگو بودن ايران و پيشقراولي جمهوري اسلامي در جبهه مقاومت را به صراحت و با صداي بلند اعلام كرد.

جالب اينجاست كه همين اواخر پس از اجلاس دمشق بشار اسد در نشست خبري مشترك با رئيس جمهور ايران و در جمع خبرنگاران نصيحت هاي وزير خارجه آمريكا را درباره جدايي سوريه از ايران به استهزا گرفت و تاكيد كرد آمريكا قادر نيست سوريه را از ايران جدا كند.
رسانه هاي غربي و از جمله واشنگتن پست هم نوشتند: ايران و سوريه سياست هاي آمريكا را به استهزا گرفتند.

همچنين روزنامه البلاد چاپ بحرين هم طي مقاله اي به قلم مرتضي بدر با اشاره به سفر رئيس جمهور ايران به سوريه و نشست مشترك احمدي نژاد، بشار اسد و سيدحسن نصرالله از ايران، سوريه و حزب الله به عنوان «مثلث ممانعت» كه تمامي طرح هاي آمريكايي و صهيونيستي را به شكست كشانده ياد كرد.

علاوه بر اهرم سياسي كه به آن اشاره شد، ديگر اهرم غرب، اهرم رسانه اي و جنجال آفريني هاي تبليغاتي عليه ايران است.

نمونه تازه و داغ آن بازداشت غيرقانوني خبرنگار جمهوري اسلامي در رم است كه به وضوح حكايت از آن دارد اين سناريوي ايتاليايي تلاشي براي جبران ناكامي آمريكا در اعمال تحريم ها عليه ايران است.

گفتني است ماراتن رسانه اي آمريكا و دو، سه كشور غربي متحد آن براي جلب حمايت از تحريم هاي ايران نيز راه به جايي نخواهد برد و پس از چند صباحي جنجال سازي و هياهو، حقيقت براي افكار عمومي دنيا و دولت هاي آزاده و مستقل مشخص خواهد شد.

آمريكايي ها طي ماه هاي گذشته چندين بار از ملت بزرگ ايران ضرب شست هاي جانانه و سيلي هاي محكم دريافت كرده اند و در شرايطي كه در صحنه عمل و دوئل سياست شكست سنگيني خورده اند اكنون با ترك كارزار رويارويي مستقيم به دوئلي يكطرفه روي آورده اند.

مردم سالاري:ارتباط دانشگاه و صنعت اسم رمز توسعه ملي

«ارتباط دانشگاه و صنعت اسم رمز توسعه ملي»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در ان مي‌خوانيد؛اين هفته (18،19 اسفند) اتفاق مهمي در شرف وقوع است و آن برگزاري سيزدهمين کنگره سراسري همکاري هاي دولت، دانشگاه و صنعت براي توسعه ملي است. روند برگزاري کنگره هاي پيشين- با همه مشکلا ت و کاستي ها- تا حد زيادي اميد بخش بوده به نحوي که مي توان به آينده اي روشن در اين راستا اميدوار بود. دانشگاه و صنعت، دورکن مهم و اساسي توسعه در هر جامعه اي محسوب مي شوند و به همين جهت موضوع ارتباط اين دو، ديري است مورد توجه صاحب نظران و از دغدغه هاي مهم برنامه ريزان کشورهاي مختلف، بويژه کشورهاي در حال توسعه قرار گرفته است.

امام صادق(ع) مي فرمايند: از علم آنچه مي خواهيد فراگيريد ليکن تا به آن عمل نکنيد خداوند سودي از آن به شما نخواهد رساند. در کشور ما نيز بعد از پيروزي انقلا ب اسلا مي حرکت هاي متعددي در اين جهت صورت گرفته است که مهمترين آنها يکي نهادينه شدن کنگره هاي سراسري و بين المللي همکاري هاي سه جانبه که اکنون شاهد جنب و جوش و تکاپوي تدارک سيزدهمين آن هستيم و ديگري تشکيل يک سازمان مردم نهاد به نام «جمعيت ايراني پيشبرد ارتباط صنعت و دانشگاه » از سال 1372 هست که برگزاري و مستندسازي و پيگيري امور اين کنگره ها را در دست دارد. مرور اجمالي مقالا ت ارائه شده در اين کنگره ها و نيز محتواي مواد قطعنامه هاي صادر شده در پايان کنگره ها راهنما و راهبرد ارزشمندي است براي شناخت مساله و ضرورت هاي آن، بويژه در شرايط امروز که قرار است مجلس و دولت برنامه پنجم توسعه اقتصادي اجتماعي، فرهنگي کشور را تدوين کنند، دستاوردها و تلا ش هايي از اين نوع مي تواند بسيار راهگشا باشد. از جمله نکات قابل ملا حظه در مقالا ت و قطعنامه ها که امروز سخت نيازمند توجه به آنها هستيم موارد زير است.

- احساس نياز صنعت به دانشگاه و متقابلا دانشگاه به صنعت جهت بقا و ادامه حيات، زيرا از يک طرف مراکز علمي و پژوهشي براي کار بردي کردن طرح هاي پژوهش احتياج به پشتيباني صنايع دارند و از طرف ديگر صنايع هم براي رقابتي شدن و ادامه بقا بايد از اندوخته هاي علمي دانشگاهيان استفاده نمايند.

- ايجاد جو اعتماد متقابل بين صاحبان صنايع و متخصصان دانشگاهي يک ضرورت است و اين ممکن نمي شود مگر با ايجاد روابط جديد دور از ساختارهاي سنتي و تشويق روحيه همکاري وکار گروهي و اين حاصل نخواهد شد مگر با اقتدار نهادهاي مدني مثل همين جمعيت ايراني پيشبرد ارتباط صنعت و دانشگاه ها انجمن هاي علمي، پارک هاي فناوري و...
- پذيرش و تربيت دانشجو در رشته هاي همسو با نياز صنعت.

- کاربردي کردن نتايج طرح هاي تحقيقاتي دانشگاهيان.

- ارتقاي جايگاه علم و دستاوردهاي علمي در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي.

- شناسائي موانع و از بين بردن آنها، از جمله موانع شناسائي شده در اين کنگره ها؛

- رقابتي نبودن دستگاه هاي پژوهشي کشور و اتکاي بيش از حد منابع مالي بخش پژوهش به دولت و عدم تمايل بخش خصوصي به سرمايه گذاري در امر پژوهش

- نظام آموزشي عمدتا هدف هاي خود را به جاي ارتقاي کيفيت، بر گسترش شاخص هاي کمي متمرکز ساخته است، لذا عليرغم افزايش تعداد فارغ التحصيلان مراکز آموزش عالي کشور، کيفيت آموزش هاي ارائه شده پايين است و پژوهشي که بر پايه آموزش ضعيف استوار شده، در روند توسعه تاثير گذار نخواهد بود يا کم تاثير خواهد بود.

- وجود بازار نسبتا انحصاري و تضمين شده در کشور، فقدان گسترش بخش خصوصي، وابستگي اقتصاد به بخش دولتي، ممنوعيت يا محدوديت واردات از يک طرف و جوان بودن جمعيت و رشد بالاي تشکيل خانواده از طرف ديگر، باعث شده که توليد کالاهاي صنعتي براي دوره هاي طولاني مدت با توفيق فروش مواجه بوده و صاحبان کارخانه در بازنگري شيوه هاي توليد، رفع عيوب و به کارگيري فناوري هاي نوين و استفاده از يافته هاي علمي دانشگاه ها، اقدام جدي و موثري به عمل نياورند...

- وفور دريافتي هاي حاصل از فروش ثروت نفت خام، رفع نيازمندي هاي صنعت و دانشگاه را به طور مستقل و بدون توجه به ضرورت هاي نهادهاي ديگر شکل داده است، به طوري که رونق و رکود در فعاليت اين مجموعه ها تابعي مستقيم از درآمدهاي نفتي بوده است. اين مانع تا آن جا پيش رفته است که برخي از صاحبنظران علنا عنوان مي کنند که تا نفت داريم به توسعه نخواهيم رسيد. شايد يکي از بزرگترين موانع در توسعه ارتباط صنعت و دانشگاه، عدم باور نسبت به ضرورت اين ارتباط است. اين ناباوري-يا کم باوري- در بسياري موارد عامل ايجاد موانع و مشکلا ت و حتي کارشکني ها مي شود. لذا براي نيل به اين هدف- که محصول نهايي آن دستيابي به توسعه ملي است- رسانه ها مسووليتي خطير به عهده دارند تا با اطلا ع رساني گسترده و کار فرهنگي اين باور را در اقشار مختلف جامعه به وجود آورند.

در چنين شرايطي برگزاري سيزدهمين کنگره سراسري همکاري هاي دولت، دانشگاه و صنعت براي توسعه ملي را مغتنم بشماريم و آرزو کنيم درمحورها و موضوعات راهبردي تعيين شده در اين کنگره مثل:نقش انجمن ها (نهادهاي مدني) در برقراري ارتباط صنعت دانشگاه، فرصت ها، چالش ها و الگوي مناسب، نهادينه کردن و مديريت فعاليت هاي ارتباط صنعت و دانشگاه و نقش شرکت هاي دانش بنيان و پارک هاي فناوري در توسعه ملي و... کنگره به دست آوردهاي کاربردي و راهگشا دست يابد.

رسالت:پيش چشمان ملت

«پيش چشمان ملت»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم ملت  صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد؛پيش چشمان ملت سال88 به پايان رسيد، نه ميرحسين دستگير شد، نه خاتمي و نه کروبي. چرا که دستگيري به آنها بها مي داد. زير گذر سياست هر کالايي قيمتي دارد. امروز سران فتنه به حدي در بين مردم طرد شده اند که در هيچ محفل رسمي نمي توانند حضور بيابند. حرف آخر ملت در22 بهمن امسال آب پاکي بود بر تمام معادلات خودساخته اين جريان. اين فضاي مبالغه آميز ممزوج با آخرين متدهاي جنگ رواني که حتي امر را بر برخي از خواص و بزرگان نظام مشتبه کرده بود مانند کف روي آب محو شد.

چند ماه پيش وقتي مقام معظم رهبري پيش بيني کردند بزودي چهره واقعي نفاق و تزوير آشکار و مخالفان نظام جمهوري اسلامي در برابر چشمان ملت نابود خواهند شد، کمتر کسي فکر مي کرد اين اتفاق به اين زودي رخ دهد. دروغ لباس واقعيت مي پوشد اما هيچ وقت واقعيت نمي شود. شايد بتوان در برهه اي دست به جابه جايي افکارعمومي و تعويض دوست و دشمن زد اما نمي توان به استمرار آن دل بست بخصوص در کشوري که آحاد ملت آن هر يک عمار ياسري براي علي زمان خود هستند.

 درختکاري در ميدان انقلاب
براي خوردن يک ميوه لازم نيست درخت را از جا درآوريم. به خصوص که درختکاري در ميدان انقلاب بسيار ارزشمند است و به حيات و پويايي نظام کمک مي کند.انقلاب درختان تنومندي دارد که رويشهاي نظام بر شاخسار آنها با رعايت تمام استانداردهاي آفت زدايي ثمرات و برکات زيادي براي  نظام و کشور خواهد داشت.

شرکت هاشمي رفسنجاني در مراسم ميلاد حضرت رسول اکرم(ص)که رئيس جمهور هم در آن حضور داشت تاکيد مجدد نظام بر حفظ سرمايه هاي بزرگ خود بود.

هيچ کس نمي تواند پيشگويي کند که يک شخصيت سياسي6  ماه ديگر يا6  سال ديگر حذف مي شود و يا اينکه مي ماند. سياست نظام جذب حداکثري و دفع حداقلي است اما چنانچه کساني خود بخواهند حذف شوند نظام و مردم نمي توانند مانع آنها شوند.

هاشمي ثابت کرد که حذف شدني نيست اگر چه برخي منافعشان در حذف هاشمي باشد. اما در عين حال کسي هم نمي تواند تضمين دهد که ماندن وي مشروط به فرزندانش است يا نيست؟

 نقشه جامع فرهنگي
رئيس جمهور ديروز در همايش نمايندگان فرهنگي خارج کشورخواستار ترسيم نقشه جامع فرهنگي در عرصه داخلي و جهاني شد.

دولت دهم مهمترين اولويت سياستگذاري خود را در چهار سال آتي مسائل فرهنگي قرار داده و مطمئنا در اين مسير نيازمند نقشه راه است. نوعا اعتقاد بر اين است دولت نهم علي رغم تمام دستاوردها و موفقيتها در عرصه هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي اما استراتژي فرهنگي مشخصي نداشت و در دوره مديريت اجرايي خود نتوانست آسيبهايي را که ميراث نفوذ رگه هاي سکولار در مديريت فرهنگي کشور بوده را بازسازي و ترميم کند. متاسفانه بايد اذعان کرد در اين دوره و حتي در چند ماه دولت دهم وضعيت سينما، تئاتر، موسيقي و...نه تنها نسبت به دوره گذشته بهبود نيافت بلکه اباحي گري اخلاقي، نهيليسم فرهنگي و قبح شکني ها با شدت بيشتري ادامه يافت و هيچ استراتژي مشخصي براي کالاهاي فرهنگي که با يارانه هاي دولتي توليد مي شدند وجود نداشت.

مقام معظم رهبري در سال81  و در دوره چهارم فعاليت شوراي عالي انقلاب فرهنگي ماموريت مهندسي فرهنگي کشور را به اين شورا محول نمودند و از اين شورا به عنوان مرکز مهندسي فرهنگي کشور، مرکزي بي بديل در مديريت راهبردي فرهنگي کشور در ستاد عالي فرهنگي و علمي دستگاه هاي کشور نام بردند.

به نظر مي رسد تکميل و اجراي نقشه جامع مهندسي فرهنگ و مهندسي فرهنگي در برنامه پنجم توسعه موثق ترين نقشه راه سياستهاي فرهنگي در دولت دهم ميتواند باشد. بدون ترديد دولتي که ثابت کرده است جسارت مدل سازي در عرصه هاي سياسي و اقتصادي را دارد قادر است حرف هاي جدي و نويي در عرصه فرهنگ کشور بزند.

البته راقم اين سطور معتقد است براي يک حرکت فرهنگي بزرگ در کشور بايد مجال مقيد به اصول اما در عين حال فراخي را براي دولت در نظر گرفت چرا که حرکتهاي فرهنگي تاثيرگذار نيازمند خلاقيت، شجاعت، سرمايه گذاري کلان و مطالعات علمي هدفمند است.
 
تهران امروز:عراق به كدام سو مي‌رود؟

«عراق به كدام سو مي‌رود؟»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي تهارن امروز به قلم علي منتظري است كه در آن مي‌خوانيد؛امروز دومين دوره انتخابات پارلماني عراق برگزار مي‌شود تا 325 نماينده از ميان 6 هزار و 218 كانديدا به پارلمان راه يابند. برخلاف دوره قبل كه بسياري از دولت‌هاي عربي موثر در صحنه سياسي عراق، با هدف بي‌اعتباري دولت عراق بي‌تفاوت از كنار دوره اول انتخابات پارلماني عبور كردند اما در اين دوره همه آنها فعال شده‌اند تا بتوانند تاثيري مستقيم بر تحولات، قدرت و هرم سياسي در عراق داشته باشند. اين وضعيت منطقه‌اي، اعتراض شديد نوري مالكي «نخست وزير عراق» را در پي داشته است و او در آخرين اظهارات خود به شدت نسبت به تعيين تكليف سياسي برخي كشورهاي همسايه در انتخابات داخلي عراق، اعتراض كرده است.

اين اعتراض نوري مالكي در حالي متوجه برخي از كشورهاي عربي مي‌شد كه وي پيش از آن اعلام كرده بود «پول‌هاي بي‌شماري وارد عراق شده است تا در نتيجه انتخابات تاثير بگذارد.» وي بدون اشاره به لبنان و تجربه انتقال پول‌هاي خارجي به اين كشور به منظور تاثير‌گذاري در انتخابات پارلماني اخير آن كشور گفت: «اين پول‌ها در حالي وارد عراق شده است كه پس از موفقيت اين اقدام در برخي از كشور‌هاي ديگر، تصور مي‌كنند كه امكان موفقيت در عراق را هم دارد.»

مالكي توجيه اقدام برخي كشورهاي عربي را اينگونه ذكر مي‌كند: «برخي در تبليغات خود اينگونه اعلام مي‌كنند كه انتخابات پارلماني كنوني عراق اهل سنت را هدف قرار داده است در حالي كه اين ادعايي كذب است.» اما پيش از همه اينها، آمريكايي‌ها به درخواست برخي همسايگان تلاش كردند دايره حضور شخصيت‌هاي عراقي در انتخابات پارلماني عراق را بزرگ‌تر كنند تا چهره‌هايي از حزب بعث دوران صدام حسين نيز امكان شركت در انتخابات را پيدا كنند اما دولت عراق زير بار اين فشار نرفت و در جريان كميته تحقيق و تفحص، برخي از چهره‌هاي سياسي عراق كه سوابق بعثي داشتند را از ليست كانديداهاي انتخاباتي حذف كرد كه مشهورترين آنها صالح المطلك و ظافر العاني از كانديداهاي ائتلاف عراق به رياست اياد علاوي بودند.

اين تحولات نشان مي‌داد كه دومين دوره انتخابات پارلماني عراق هرگز همچون دوره اول نيست. اما اين فقط يك روي سكه اين دوره است و روي ديگر آن شكل‌گيري ائتلاف‌هاي جديد انتخاباتي است. شايد بتوان گفت مهم‌ترين اين تغييرات در ائتلاف شيعي حزب الدعوه و مجلس اعلاي عراق از يكسو و شكل‌گيري ائتلافي موسوم به ائتلاف عراق با تركيبي از نيروها و تشكل‌هاي شيعي – سني به رياست اياد علاوي است كه مورد حمايت كشورهايي همچون عربستان سعودي و مصر است.

سيد عمار حكيم رئيس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق اين بار با حمايت بسياري از احزاب و شخصيت‌هاي سياسي شيعي با «ائتلاف ملي عراق» پا به عرصه انتخابات گذارده است و حمايت جريان صدر به رياست مقتدي صدر و ابراهيم جعفري، نخست وزير سابق عراق و بسياري از چهره‌هاي برجسته اين كشور را به همراه دارد. اين ائتلاف آراي سنتي خود در جامعه شيعي عراق را دارد و از همين رو يكي از ائتلاف‌هاي پرقدرت عراق به‌شمار مي‌رود.
اما نوري مالكي با ائتلاف «دولت قانون» وارد صحنه انتخابات شده است. وي كه حمايت برخي تشكل‌هاي سياسي مهم و عشاير عراق را دارد، اميدوار است كه يكي از بزرگ‌ترين فراكسيون‌هاي پارلمان آينده را تشكيل دهد.

در دست داشتن قدرت اجرايي كنوني دولت عراق مي‌تواند يكي از اهرم‌هاي مهم وي در انتخابات جاري باشد. برخي اخبار حكايت از آن داشت كه وي خواستار اعطاي اكثريت آراي ائتلاف شيعي در عراق درصورت تحقق شكل‌گيري اين ائتلاف به نفع حزب الدعوه و نامگذاري وي به عنوان رئيس دولت آينده عراق در گفت‌وگو با طرف‌هاي ديگر شيعي بود اما اين درخواست رد و در نهايت منجر به تشكيل دو ائتلاف شيعي مهم در صحنه سياسي عراق شد و اين در حالي بود كه به نظر مي‌رسد «عادل عبدالمهدي» از اعضاي مجلس اعلاي عراق و معاون كنوني رئيس‌جمهور عراق يكي از كانديداهاي احتمالي نخست‌وزيري عراق است.
 
اما ائتلاف عراق به رهبري اياد علاوي شيعي مذهب، خود را جرياني ليبرالي متشكل از تكنوكرات‌هاي مستقل از جريانات ديني و مذهبي جامعه عراق نشان مي‌دهد كه در كفه ديگر خود طارق الهاشمي «معاون رياست جمهوري عراق» را دارد با اين هدف كه آراي دو طايفه سني و شيعي عراق را جذب و دولت آينده بغداد را تشكيل دهند.

سفر اياد علاوي به رياض از يكسو و سفر طارق‌الهاشمي به قاهره از سوي ديگر و گفت‌وگوهاي اين دو با پادشاه عربستان و رئيس‌جمهور مصر نشان داد كه اين ائتلاف چشم به حمايت سياسي و مالي اين دو و نيز اردن دوخته است؛ مجموعه كشورهايي كه موسوم به خط اعتدال خاورميانه هستند و نقشي مهم در گفت‌وگوهاي سازش با اسرائيل در منطقه دارند.

پس از اين سفرها، نوك تيز انتقادها و اعتراض‌هاي نوري المالكي از دخالت برخي كشورهاي همجوار در انتخابات پارلماني عراق، مصاديق خود را بيشتر روشن كرد و اين در حالي است كه برخي از شخصيت‌ها و گروه‌هاي عراقي به شكل مستقيم اعلام كرده‌اند كه رياض پس از موفقيت در حمايت مالي از جريان 14 مارس در انتخابات پارلماني اخير لبنان، اكنون در حال اجراي همان سناريو در عراق است.

ائتلاف وحدت عراق به رياست محمود المشهداني «رئيس سابق پارلمان عراق» و جبهه توافق عراق به رياست اياد سامرائي «رئيس فعلي پارلمان عراق» دو ائتلاف ديگر عراق در جامعه سياسي اهل سنت عراق است كه اميدوارند بتوانند فراكسيون‌هاي مهمي را در پارلمان عراق تشكيل دهند. در كنار اين ائتلاف‌ها «ائتلاف كردستان عراق» به رياست جلال طالباني و مسعود بارزاني است كه جاي هيچ رقابتي را براي ديگر نيروهاي سياسي كرد باقي نمي‌گذارد.

اما مهم‌ترين بخش ائتلاف‌ها در اهداف سياسي «ائتلاف عراق» به رياست اياد علاوي شكل گرفته است. اين ائتلاف اميدوار است تا با كسب آراي بخش مهمي از جامعه شيعي و سني عراق و سپس ائتلاف در پارلمان آينده با ديگر گروه‌هاي سياسي اهل سنت، تشكيل دولت آتي عراق را به دست گرفته و دو جريان «ائتلاف ملي عراق» به رياست سيدعمار حكيم و «ائتلاف دولت قانون» به رياست نوري مالكي را از رياست دولت آتي عراق دور كنند اما اين فقط يك طرف داستان است چراكه ائتلاف مجدد حكيم و نوري مالكي در صحن پارلمان مي‌تواند با حمايت مستقل‌ها و ديگر تشكل‌ها همچون ائتلاف وحدت عراق، بار ديگر مامور تشكيل دولت آينده عراق شوند اما به‌رغم پرونده‌هاي مالي سنگين در دوره نخست‌وزيري عراق، اياد علاوي در قالب يك شيعي لائيك و ليبرال نيز تلاش دوباره‌اي دارد تا سكان هدايت دولت آينده عراق را در صورت پيروزي در انتخابات يا ايجاد ائتلاف‌هاي سياسي جديد در پارلمان به دست گيرد و اين صورت مساله‌اي است كه از هم‌اكنون مورد توافق برخي دولت‌هاي عربي منطقه و از جمله عربستان، مصر و اردن قرار دارد و اين همه در حالي است كه اين كشورها در تلاشند تا فاصله‌اي قابل توجه بين تهران و بغداد در آينده سياسي عراق ايجاد كنند.

نيروهاي سياسي داخلي عراق كه همسويي قابل توجهي با اين كشورها دارند، حساب ويژه‌اي روي آوارگان و مهاجران عراقي در كشورهاي همسايه و به‌ويژه اردن و سوريه بازكرده بودند.

براساس ادعاي اين گروه، حدود چهار ميليون پناهنده عراقي در كشورهاي همجوار وجود دارند اما دولت عراق اين آمار را رد مي‌كند و معتقد است كه اين آمار بيشتر به‌منظور كليد خوردن پروژه تقلب و خريد آرا در كشورهاي همسايه و تغيير معادلات واقعي در صحن پارلمان است. آمار رسمي دولت عراق حاكي از آن است كه فقط يك ميليون و 400 هزار نفر راي‌دهنده در خارج از عراق در 16 كشور وجود دارند.

همه اين امور نشان مي‌دهد كه انتخابات پارلماني امروز عراق يكي از مراحل بسيار مهم و حساس در تحولات سياسي اين كشور است كه بدون شك داراي آثار منطقه‌اي و بين‌المللي است و حتي مي‌تواند بر روابط سياسي تهران و بغداد تاثير قابل ملاحظه‌اي بگذارد.

در اين بررسي مرزبندي‌هاي طايفه‌اي و مذهبي همچون دوره گذشته انتخابات پارلماني عراق بار ديگر قابل رويت است. اين نقطه ضعف در فرآيند سياسي فعلي با توجه به دخالت‌هاي خارجي در انتخابات اين دوره انتخابات پارلماني عراق تقريبا امري طبيعي به نظر مي‌رسد اما اين وضعيت پس از پايان انتخابات و تعيين تكليف سهميه هر يك از ائتلاف‌ها احتمالا به وضعيت عادي خويش بازمي‌گردد و استفاده از انگيزه‌هاي طايفه‌اي - مذهبي در تحولات سياسي كاهش مي‌يابد اما اگر وضعيت فراكسيون‌هاي پارلمان عراق تغييري جدي نكند آنگاه بايد منتظر چرخش سياسي دولت‌هايي بود كه درصدد بوده‌اند ساختار سياسي دولت كنوني عراق را به نفع خود و حاميان‌شان در عراق تغيير دهند و درنهايت مجبور خواهند بود تا امر واقع را بپذيرند مگر آنكه با توجه به وجود زمينه برخوردهاي طايفه‌اي، بار ديگر به سوي ايجاد هرج‌ومرج و عدم استقرار امنيتي در اين كشور پيش روند كه روشن است نه‌تنها عراق كه بسياري از كشورهاي منطقه در اين ميان آسيب خواهند ديد اما اگر تغييرات اساسي در كرسي‌هاي پارلماني صورت گيرد، آنگاه بايد منتظر تغيير در چهره دولتمردان آينده دولت عراق نيز بود كه به ناچار تغييراتي در مناسبات خارجي و داخلي عراق به وجود خواهد آورد.

يكي از مهم‌ترين پرونده‌هاي اجرايي دولت آينده عراق موضوع اجراي قرارداد نظامي – امنيتي آمريكا و عراق در زمينه خروج نيروهاي نظامي و عملياتي آمريكا از اين كشور در سال 2011 است، موضوعي كه به دغدغه اصلي كشورهاي همسايه عراق تبديل شده است گرچه هر كشوري از زاويه مخصوص به خود اين دغدغه را دارد.

نكته مهم اين است كه براساس قرارداد منعقده بين بغداد و واشنگتن، دولت عراق مي‌تواند خواستار تجديدنظر در مفاد اين قرارداد شود. از همين رو، اين امر بسيار با اهميت است كه چه دولتي و با چه گرايشي پس از انتخابات پارلماني عراق بر سر كار آيد. اهميت اين موضوع بي‌ترديد از چشم آمريكايي‌ها نيز پنهان نمي‌ماند.

جمهوري اسلامي:بودجه 89 و اصول فراموش شده

«بودجه 89 و اصول فراموش شده»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در ان مي‌خوانيد؛لايحه بودجه اي كه دولت دهم براي سال آينده به مجلس تقديم كرده بي ترديد يكي از مظلوم ترين لوايحي است كه تحت عنوان بودجه هاي سنواتي به قوه مقننه ارائه شده است.

از تاخير قابل ملاحظه اي كه دولت در تقديم لايحه بودجه سال 89 داشت هم اگر چشم پوشي كنيم بايد گفت اين لايحه حداقل تحت فشار چهار عامل بسيار راهبردي و اساسي قرار دارد كه هر يك از نمادها و صاحبان تصميم موجود در كشور يكي از اين عوامل را در لايحه تقديمي دولت جستجو مي كنند و در كمال تعجب و تاسف هيچ كدام از جويندگان هم آنچه مي جويند نمي يابند.

اصل 44 قانون اساسي برنامه پنج ساله پنجم هدفمندي يارانه ها و سند چشم انداز 20 ساله كشور اصولي هستند كه ناظران و كارشناسان مختلفي به فراخور تخصص جايگاه و حساسيتهايي از آن برخوردارند در لايحه بودجه سال آينده به دنبال احكامي براي تقويت و پيشبرد اين اصول مي گردند ولي واقعيت اين است كه لايحه دولت جويندگان را نااميد كرده است.

هرچه از ابلاغ بند ح اصل 44 قانون اساسي مي گذرد اميدواريها براي وقوع تحولات زيربنايي در رويكردهاي اقتصادي در كشور و تحقق چشم انداز نيل به تركيب بهينه در اقتصاد و فضاي كسب و كار كمرنگ تر مي شود.

جهتگيريهاي موجود در لايحه بودجه سال آينده آخرين مورد از مواردي است كه موجب گرديد نمايندگان بخش خصوصي در اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران و ايران با مطالعه آن داغ هايشان تازه شده و درددلهاي قديمي دوباره سرباز كند.

افزايش بودجه شركتهاي دولتي در بودجه پيشنهادي دولت تشديد نگاه درآمدزا به واگذاري شركتهاي دولتي و به رسميت نشناختن نظرات نمايندگان بخش خصوصي در روند تدوين بودجه از جمله كلي ترين انتقاداتي است كه از منظر فعالان خصوصي اقتصاد به لايحه پيشنهادي دولت وارد است.

برنامه پنجم توسعه را بايد بزرگترين قرباني لايحه بودجه سال 89 ناميد . اين برنامه كه بايد مدتها پيش از لايحه بودجه درقالب لايحه اي جداگانه به مجلس ارائه مي شد در پي تعلل دولت در ارائه بررسي آن از سوي نمايندگان مجلس به بعد از بودجه موكول شد.

اين درحالي است كه به اعتقاد تمامي كارشناسان برنامه پنجم به عنوان دومين برنامه ميان مدت سند چشم انداز 20 ساله نقشي بسيار تعيين كننده اي در تثبيت گام هايي كه مي بايست در طول پنج سال برنامه چهارم برداشته مي شد دارد و هرگونه خللي در شفافيت جهتگيريهاي اين برنامه تاثير مستقيمي در امكان تحقق اهداف سند چشم انداز برجا خواهد گذاشت .

با وجود اين اهميت و حساسيت متاسفانه شاهد اين هستيم كه عملا به علت رعايت توالي زماني درست بودجه اي براي نخستين سال برنامه پنجم به تصويب مي رسد كه از ناهماهنگي با برنامه رنج مي برد و نمايندگان مجلس ناگزير خواهند بود براي كاستن از اين عدم هماهنگي برنامه پنجم را با بودجه هماهنگ كنند!

در اينكه شيوه توزيع يارانه ها در چند دهه اخير نادرست بوده و پيامدهاي ناگواري براي كشور به دنبال داشته و دارد هيچ ترديدي وجود ندارد و دولت نهم هم به همين علت در پي پايان دادن به اين روند معيوب بود; خواسته اي كه در دولت دهم هم با جديت دنبال مي شود ولي به علت افت و خيزها و حاشيه هاي فراواني كه اين تصميم و هدفمندي يارانه ها همچنان با آن دست به گريبان است درحال حاضر خود اين طرح درماني و اصلاحات به معضل بزرگي براي امور جاري و بلند مدت كشور تبديل شده است .

در واقع حساسيتها و اختلاف نظرهايي كه در مورد اين طرح وجود دارد تصميم گيري در مورد ساير مسائل را كه به درجات مختلفي با نظام توزيع يارانه ها و با توزيع ثروت در جامعه مرتبط هستند تحت الشعاع قرار داده است چنانكه دولت يكي از علل تاخير در ارائه لايحه بودجه سال 89 به مجلس را تعيين تكليف لايحه هدفمندي يارانه ها اعلام مي كرد و برخي نمايندگان هم تاكيد داشتند كه تعيين تكليف اين لايحه به صورت عملياتي و در مرحله تعيين عدد و رقم بايد در قالب بودجه صورت گيرد; مسئله اي كه سرانجام نيز با اختلاف نظر 20 ميليارد توماني دولتيان و مجلسيان به پايان رسيد و نرسيد!

هدفگذاري متوسط رشد اقتصادي 8 درصدي براي سالهاي برنامه پنجم كه ضامن نيل به جايگاه نخست در منطقه از سوي ايران است نيازمند تدوين و اجراي برنامه هاي ميان مدت رو به جلو منسجم و دقيق است كه اين اسناد هم در گرو تدوين و اجراي برنامه هاي كوتاه مدتي به نام بودجه هاي سنواتي هستند.

در قانون برنامه و بودجه هم به روشني به اين موضوع تصريح شده و بودجه هاي سنواتي در حقيقت نحوه اداره كشور در طول يك سال است و به عبارت ديگر تدوين كنندگان تصويب كنندگان و اجرا كنندگان بودجه بايد متذكر باشند كه اين قانون سندي فراتر از سياهه دخل و خرج هاي كشور است و حكم برنامه اي كوتاه مدت را براي تحقق اهداف برنامه هاي ميان مدت پنج ساله دارد.

با اين حال چگونه مي توان موفقيت برنامه اي را كه زيرمجموعه آن بدون توجه به اصل تدوين بررسي و تصويب خواهد شد تضمين كرد اين پرسشي است كه دولت و نمايندگان مجلس بايد پاسخي براي آن داشته باشند.

ابتكار:پيشرفت مي خواهم پس روشنفکرم

«پيشرفت مي خواهم پس روشنفکرم»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي ابتكار به قلم دکتر ياسر سبحاني فرد است كه در آن مي‌خوانيد؛روشنفکري حال حاضر جامعه ايران با نام مخالفان جمهوري اسلامي گره خورده است. چنين تعريفي مختص زمان حاضر نيست. از ابتداي آغاز غربگرايي در ايران چنين گروهي به جاي نام غربگرايي نام روشنفکري را نماد خود ساخته و به تقابل با فرهنگ و عقايد جامعه ايراني پرداخته است. در حال حاضر نيز ريشه اکثر چالشهاي نظام سياسي جمهوري اسلامي با مخالفان به چنين رويکردي بر مي کردد پس از انتشار نوشتاري با عنوان از طبل احساسات تا حکومت اپوزيسيوني که در آن به تناقضات ادعاي روشنفکري جريان اصلاح طلبان پرداخته شد، در اين نوشتار سعي مي شود انواع اين رويکرد روشنفکري مورد واکاوي قرار گيرد.

 الف) عوام و برخي از خواص: پيشرفت مي خواهم پس روشنفکر هستم
ريشه غربگرايي از حس کمال جويي انسان نشات گرفته و بدين سبب در نگاه اول امري خيرخواهانه براي صاحب فکر آن است. چنين رفتاري در قرن نهم هجري و قرنها قبل از ظهور غربگرايي از سوي ابن خلدون مورد واکاوي قرار گرفته است. اين انديشمند تونسي که برخي او را پدر علم جامعه شناسي مي دانند در کتاب معروف خود ابن خلدون مي نويسد:"همواره قوم مغلوب شيفته تقليد از شعاير و آداب و طرز لباس و مذهب و ديگر عادات و رسوم ملت غالب است زيرا در نهاد انسان همواره اعتقاد به کمال و برتري قوم پيروزي که ملت شکست خورده را مسخر خود مي سازد حاصل مي شود. . .  منشا» تقليد از قوم فاتح اينست و خدا داناتر است که ملت شکست خورده پيروزي غلبه جويان را از عصبيت يا قدرت و دلاوري آنان نمي داند بلکه گمان مي کند اين غلبه در پرتو عادات و رسوم و شيوه هاي زندگي آن قوم حاصل آمده است وبه علت اين اشتباه مي بينيم که قوم مغلوب خواه در لباس و مرکوب و سلاح و خواه در چگونگي پوشيدن و بکار بردن و حتي شکل و رنگ آنها همواره از قوم پيروز تقليد مي کند" همانطور که مشاهده مي شود فارغ از درست يا اشتباه بودن اين متن مي توان چنين استنباط نمود که گرايش به سوي قوم پيروز رويداد جديدي نيست و نوشته شدن اين مطلب در قرنها پيش از غربگرايي مويد اين واقعيت است. به همين علت هم مي بينيم که مردم در دوره اي صحبت کردن به زبان عربي و پوشيدن لباس عربي و به گونه عرب رفتار کردن را فخر مي شمرده اند و سعي داشته اند تا براي خود نسبي عربي دست و پا کنند و اين تنها به دليل غلبه عرب در دوره اي از تاريخ بر مردمان بوده است. چنين رفتاري حتي در مقياسهاي کوچکتر و درون مليتي ديده مي شود.

در حال حاضر در تمام شهرها و روستاهاي ايران زندگي به سبک تهران و تهراني و حتي صحبت کردن به زبان و لهجه تهران در ميان عده اي يک امتياز محسوب مي شود و بسياري نداشتن لهجه را برابر داشتن لهجه تهراني مي دانند در صورتي که تهراني نيز مانند ساير لهجه ها صرفا يک لهجه است. تهراني بودن يک امتيازو سپس اهل شهرهاي بزرگ و سپس کوچکتر و در نهايت روستايي بودن بر طيفي نزولي امتياز اجتماعي قرار دارد. آن چيزي که تهران، عرب و غرب را شاخص الگوبرداري رفتاري مي کند غلبه آنهاست. و برهمين اساس اگر در ايران مثلا شيراز پايتخت بود امروزه داشتن لهجه شيرازي از سوي همين افراد شاخصي براي منزلت محسوب مي شد و صحبت کنندگان به لهجه تهراني به دنبال پوشاندن آن و انطباق خود با لهجه شيراز بودند.

خواستگاه چنين گرايشي الزاما غير خيرخواهانه نيست و اين از حس برتري و کمال جويي انسانها نشات مي گيرد که روستايي مي خواهد خود را شهري و شهري خود را تهراني و تهراني خود را غربي نشان دهد تا بدين طريق خود را واجد تمامي موفقيتها، شکوه، قدرت و زيبايي قوم برتر نشان دهد.

آنچه در روزگاه جديد در اين زمينه اضافه شده است اين است که به مدد تکنولوژي ماهواره چنين سلسه مراتبي هم در حال فروپاشي است و فرد روستا نشين در فلان کشور دور افتاده مستقيما طرز زندگي در نيويورک به عنوان مظهر پيشرفت را در تلويزيون ديده و مستقيما از آن تقليد مي کند. در فرآيند تقليد هر رفتاري که به رفتار قوم پيشتاز (غرب) نزديک باشد نشاندهنده با کلاس بودن، مدرن بودن، عاقلانه بودن و زيبا بودن و شگفت آورتر از همه روشنفکرانه مي باشد. در مقابل رفتارهاي بدور از چنين روشي امل گونه، قديمي، منسوخ و واپسگرايانه خواهد بود.

در اين نگرش فرد ي با داشتن بهترين مدارک تحصيلي با بهترين پيشينه علمي اگر بر خلاف رفتارهاي غربي رفتار کرده و يا صحبت و فکر کند، فردي واپس گرا و اگر فردي بدون هيچ پيشينه درخشان فکري رفتاري غربي يا اشراف گونه نشان دهد مفتخر به صفت روشنفکري خواهد شد. چه بسيار ديده مي شود افرادي که حتي اعتقاد شديدي به خرافات و فال بيني و غيره دارند اما به دليل اينکه روحيه و روشي غربي آن هم خصوصا در چوشش و رفتار از خود بروز مي دهند از سوي خود و اطارفيان روشنفکر خطاب مي شوند! چنين رفتاري حتي در بين کساني که داعيه انديشمندي دارند هم ديده شده است. زندگي برتر در ميان قوم پيشتاز همواره انديشمندان قوم ضعيف تر را برآن داشته که به گونه اي با تقليد از قوم پيشتاز قوم خود را نيز به آن مرحله برسانند. با اين استدال حتي چنين افرادي نيز از غربگرايي قصدي خيرخواهانه دارند.

ب) عوام و برخي از خواص: معلول به جاي علت
همواره جهت شناخت يک موجوديت از شاخصهاي نشان دهنده آن استفاده مي شود. اين شاخصه ها مي توانند معلولهاي آن و يا علتهاي آن رويداد باشند. به عنوان مثال جهت شناخت يک گل هم مي توان از معلولهاي آن (بو، رنگ، شکل ظاهر و غيره) استفاده کرد و هم مي توان علل آن را (مثل ميزان نور لازم براي پرورش، ميزان آب، مواد غذايي مورد نياز و غيره) مورد استفاده قرار داد. در صورتي که موجوديتي دچار مشکل در وجود خود شده باشد (گل پژمرده شود) ذهن ظاهر بين اين موضوع را از معلول مي شناسد اما شناخت تغييرات در معلول کمکي به بازسازي موجود نمي کند. آنچه موجود را به حال اول بازمي گرداند (مسئله را حل مي کند) همواره پرداختن به علت هاي موجود است.

براي پژمرده شدن مي بايست به ميزان آب و نور و مواد غذايي رسيده به گياه توجه داشت. به همين ترتيب افراد عامي و البته گاهي کساني که خود را متفکر مي دانند در حل مسئله عقب ماندگي به معلولها مي پردازند. رضا خان گاهي کلاه و گاهي حجاب را عامل عقب ماندگي مي داند. بر اين تصور است اگر شکل خيابانها مانند غرب ساخته شود همه چيز حل مي شود. تقي زاده مي گويد بايد از نوک پا تا فرق سر فرنگي شويم تا پيشرفت کنيم.

محمد رضا شاه رفتارهاي لاابالي گري غربي و آزادي جنسي را در کشور برقرار مي سازد. جوانان فکر مي کنند بايد مدل مو ولباس و ماشين و خانه مان مانند آنها شود. همانطور که ديده مي شود تمامي اين امور پرداختن به معلول است. در واقع چنين رفتاري که اغلب هم خير خواهانه است با پرداختن به معلولهاي پيشرفت غرب نمي تواند مسئله عقب ماندگي را حل کند. برخي از اين امور معلول پيشرفت غرب هستند (مانند ساختمان ها، ابزار زندگي و غيره) و شگفت آور اينکه برخي از اين امور حتي معلول پيشرفت غرب هم نيستند يعني اگر غرب پيشرفته هم نمي شد داراي برخي از اين خصوصيات مي بود (مانند بي حجابي و روابط زن و مرد)

ج) روشنفکران غرب گرا: ايران کاملا مانند غرب است
 از اشتباهات عوام که بگذريم، عدم توجه به ناهمساني شرايط از اشتباهات غربگرايان متفکرتر و علت گراست. پرداختن به علل از منظر اين افراد بدون توجه به شرايط صورت مي گيرد. اين افراد توجه ندارند که دو موجود تنها اگر کاملا مشابه باشند و در برابر علل مشابهي قرار گرفته باشند آنگاه مي توانند واجد نسخه هاي برابري جهت بهبود باشند. اگر گلي در هواي سرد باشد علل پژمردگي اش متفاوت خواهد بود از گلي که دايما در زير آفتاب بوده است. قومي که داراي فرهنگ، مذهب، نژاد، جغرافيا، اقتصاد، سطح سواد، زمان و ... متفاوتي از يک قوم ديگر است نمي تواند واجد همان عللي براي عقب ماندگي باشد که قوم يا کشور ديگري داراي آن است.

نسخه پيشرفت ايران متفاوت از غرب، متفاوت از چين و متفاوت از ژاپن خواهد بود. اگر در کشوري دموکراسي موجبات پيشرفت را فراهم ساخته در چين پيشرفت بدون آن حاصل شده. مثالهاي اينچنيني فراوان هستند. در اين زمينه مي بايست تفاوتهاي کشور ايران با تمامي کشورها کاملا در تمامي زمينه ها مورد ارزيابي قرارگيرد و سپس تصميم به تقليد و عدم تقليد در زمينه ها صورت گيرد.

د) مقايسات در عرض زمان بدون توجه به طول
در مبحث شناخت علل عقب ماندگي، مقايسات صورت گرفته اي که منجر به غربگرايي افراطي مي شود از نوع مقايسات عرضي (مقايسه دو جامعه در يک زمان) بدون توجه به طول زمان (گذشته دو جامعه) است.

گاهي کشمکش ها بر سر رفتارها، روشها و طرز تفکرات بدون توجه به اين دو عامل در کنار هم رخ مي دهد. گروه تقليد گرا با اين استدالا که چون غرب جلوتر از ماست و چون روش او با روش ما مخالف است استدلال مي کند پس ما در حال اشتباه هستيم و مي بايست از غرب تقليد کنيم تا پيشرفت کنيم. چنين مقايسه اي کاملا عرضي و بدون توجه به زمان است. بر اين استلال چنين نقصي وارد است که در اين استدلال عقب ماندگي در زمانهاي گذشته به حساب روش فعلي گذاشته شده است.

اگر تمامي روشهاي صورت گرفته که مقابل روش غرب است در گذشته هم وجود داشته و اين روشها موجب عقب ماندگي شده است آنگاه مي توان استدالال غربگرايان را پذيرفت اما اگر روش جديدي اتخاذ شده که مخالف روش غرب است آنگاه نمي توان عقب ماندگي هاي قبل از اين روش را به آن نسبت داد. اگر صريحتر صحبت کنيم در جدال فعلي غربگرايان و جمهوري اسلامي اين بحث مطرح است که چون روش جمهوري اسلامي در کشور داري بر خلاف خواسته و روش غرب است و چون ما از آنها عقبتر هستيم پس اختلاف در عقب ماندگي ما به اين اختلاف در روش برمي گردد و ما براي جبران عقب ماندگي بايد روش را به صورت غرب درآوريم.

مسئله اي که در اينجا مطرح است اين است آيا عقب ماندگي ما معلول روش جديدي است که در پيش گرفته ايم يا روشي که اتفاقا 200 سال است از سوي غربگرايان تجويز شده است؟آنچه در اين مرحله مي بايست مورد توجه قرار گيرد برش طولي زدن بر مقايسات است. بنابراين از زمانهاي برابر مي توان روشهاي متفاوت را مورد ملاحظه قرار داد. برش بايد به گونه اي باشد که حتي عوامل ديگر در زمان قبل هم نتوانند هيچ اثري بر زمان بعد از برش داشته باشند. مثلا گاهي عقب ماندگي هاي قبل موجب مي شود تا روش جديد تا زمان مديدي نتواند بهبودهاي خود را نشان دهد. پس از زدن برش هاي صحيح مي بايست مقايسات صورت گرفته و نتيجه استخراج شود.

نتيجه:رويکردهاي فوق نشان مي دهد که جرياني که علاقه زيادي دارد تا خود را روشنفکر بداند در بسياري از مواقع دچار غرض ورزي نيست. بسياري از مردم ساده انگارانه در دام چنين برداشتهايي از روشنفکري افتاده و از آنجا که کمال جويي خصيصه هر فردي است به طور طبيعي دچار برداشت در اشتباهات شده و در دام غربگرايي بيفتند. اگر چنين رويکردهايي را منشا» بسياري از مخالفت ها با عقايد جمهوري اسلامي بدانيم، نظام مي بايست به اصلاح چنين نگرشهايي حساسيت نشان داده و در مجامع فکري، رسانه اي و فرهنگي در صدد شکستن چنين تفکراتي باشد.
 
دنياي اقتصاد:توليدکنندگان از چه نگرانند؟

«توليدکنندگان از چه نگرانند؟»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم دكترفرخ قبادي است كه در ان مي‌خوانيد؛اکثرکارشناسان و صاحب‌نظراني که بودجه سال 89 دولت را مورد بررسي قرار داده‌اند، در مورد انبساطي بودن آن اتفاق‌نظر دارند.

در همين حال رييس بانک مرکزي نيز اعلام کرده است که به منظور کمک به وضعيت توليد، سياست‌هاي پولي در سال آينده خصلتي انبساطي خواهد داشت، که البته با توجه به بودجه پيشنهادي دولت، انتظاري جز اين هم نمي‌رفت.

سياست‌هاي انبساطي پولي و مالي، افزايش تقاضاي موثر را به دنبال دارد، که چنانچه نيروي کار و ظرفيت‌هاي توليدي بلا استفاده در اقتصاد وجود داشته باشد و موانعي هم بر سر راه توليد نباشد، مي‌تواند به رونق گيري فعاليت‌هاي صنعتي، کشاورزي و خدماتي منجر شود. ناگفته پيدا است در شرايطي که، به هر دليل، افزايش توليد ميسر نباشد، سياست‌هاي انبساطي فقط به آتش تورم دامن خواهد زد.

صرف‌نظر از برخي برآوردها که پذيرش آنها دشوار به نظر مي‌رسد (1)، تقريبا همه دست‌اندرکاران صنعت و نهادهاي پژوهشي، متفق‌القولند که در اقتصاد ما اکنون هم نرخ بيکاري بالا است و رو به افزايش دارد و هم صنايع موجود در بهترين حالت و به طور متوسط با نيمي ‌از ظرفيت خود مشغول به کارند. اتاق بازرگاني ايران، بر اساس مطالعه‌اي که با بررسي 183 واحد توليدي انجام داده نتيجه گرفته است که توليد متوسط اين واحدها در حدود 40 درصد ظرفيت اسمي‌ توليد آنها است. (2) مرکز پژوهش‌هاي مجلس نيز در گزارشي که اخيرا منتشر کرده، از «فعاليت اغلب واحدهاي توليدي کشور در سطحي کمتر از 30 درصد ظرفيت نصب شده» سخن گفته است. (3) سخنان يکي از نمايندگان مجلس نيز تصوير مشابهي را از شرايط بنگاه‌هاي صنعتي ترسيم مي‌کند. به گفته ايشان «صنايع كشور با كمتر از 40 درصد ظرفيت كار مي‌كنند. اگر به شهرك‌هاي صنعتي سر بزنيم در فعال‌ترين شهرك‌هاي صنعتي واحدهاي بسياري را مي‌يابيم كه در مرز تعطيلي قرار دارند يا اصلا كار نمي‌كنند. بنابراين به عنوان عضو كميسيون صنايع مجلس، ادعاي بحران در صنايع كشور را مطرح نمي‌كنم، بلكه اين ادعا را به عينه ثابت مي‌كنم.» (4)

البته کاملا ممکن است ارقام ارائه شده در اظهارات فوق دقيق نباشند، اما در اين که در شرايط کنوني اقتصاد ما، بازارها کسادند و اکثريت بزرگ واحدهاي توليدي کشور ظرفيت توليد اضافي قابل توجهي دارند يا به قول معاون محترم وزير صنايع، با «مشكل فروش» دست به گريبانند، نمي‌توان ترديدي داشت.

در شرايطي از اين دست، سياست‌گذاران معمولا به سياست‌هاي انبساطي روي مي‌آورند، يعني تدابيري را به کار مي‌گيرند که تقاضا براي کالاها و خدمات را افزايش دهد و نقدينگي بيشتري در اختيار بنگاه‌هاي توليدي قرار گيرد، بدين اميد که واحدهاي توليدي با فراهم آوردن مواد اوليه مورد نياز و به کارگيري نيروي کار بيشتر و استفاده از ظرفيت‌هاي توليد بلا استفاده خود، به تقاضاي افزايش يافته بازار پاسخ دهند. در شرايط مساعد، حاصل اين تدابير، افزايش اشتغال و توليد خواهد بود که به نوبه خود به رونق‌گيري داد و ستد و خدمات ديگر و رشد اقتصادي سريع‌تر و درآمدهاي بالاتر منجر خواهد شد.

اما به‌رغم رکود و کسادي بازارها و «مشکل فروش» واحدهاي توليدي و ظرفيت اضافي توليد کارخانجات و نيز خصلت انبساطي سياست‌هاي پولي و مالي اعلام شده که بالقوه مي‌تواند دواي همه اين دردها باشد، به نظر مي‌رسد که توليدکنندگان کشور، چشم‌انداز روشني پيش روي خود نمي‌بينند. در حقيقت به نظر مي‌آيد که اغلب آنها نه تنها به بهبود کسب و کار خود در سال جديد اميدواري چنداني ندارند، بلکه به شدت نگران حال و روز بنگاه‌هاي خود در آينده هستند.

تشريح علل و عواملي که ريشه و اساس اين نگراني‌ها را تشکيل مي‌دهند، البته در فرصت اين نوشته کوتاه نيست، اما در اين ميان دست کم دو عامل مهم را مي‌توان برشمرد که تقريبا همه توليدکنندگان داخلي را نسبت به آينده فعاليت‌هاي خود بيمناک ساخته است.

عامل نخست، ابهامي‌است که در مورد پيامدهاي عملي هدفمند شدن يارانه‌ها بر فعاليت‌هاي توليدي سايه افکنده است. هنوز هيچ توليدکننده‌اي نمي‌داند که کدام‌يک از اقلام هزينه‌اي توليد کالاهايش، از چه زمان و به چه مقدار افزايش خواهد يافت. در يک اقتصاد مبتني بر بازار که قيمت‌ها نقش محوري در کليه تصميمات و برنامه‌ريزي‌ها دارند و در حقيقت علامت دهنده و راهنماي تخصيص منابع به شمار مي‌روند، عدم آگاهي از قيمت‌ها (و هزينه‌ها) به معناي حرکت در تاريکي محض است که البته بر خطراتي که همواره در فعاليت‌هاي توليدي بر سر راه است، به شدت مي‌افزايد. در همين حال، توليدکنندگان نه تنها از تغييرات در هزينه‌هاي توليد خود در سال جديد بي‌خبرند، بلکه با سخناني که اين جا و آن جا مي‌شنوند يا در جرايد مي‌خوانند، در مورد دخالت نهادهاي دولتي در بازار و احتمال قيمت گذاري براي کالاهاي توليدي‌شان نيز با ابهامات نگران‌کننده‌اي دست به گريبانند.

عامل دوم، به شرايط بازار فروش و رقابت نابرابري که بر توليدکنندگان داخلي در رقابت با رقباي خارجي شان به آنها تحميل شده، مربوط مي‌شود. مدت‌ها است که توليد‌کنندگان داخلي، همه ساله با تورم (و افزايش هزينه)‌‌هاي دو رقمي ‌مواجه بوده‌اند، در حالي که رقباي خارجي آنها تورمي ‌در حدود دو تا سه درصد در سال داشته‌اند. از آن جا که طي 8 سال گذشته، افزايش سالانه نرخ ارز از حدود 2 درصد فراتر نرفته است، توليدکنندگان داخلي هرسال بيش از سال قبل در موضع رقابتي ضعيف‌تري نسبت به خارجيان قرار گرفته و به حاشيه رانده شده‌اند.

اکنون با هدفمند شدن يارانه‌ها، که هزينه توليدات داخلي را ( به ريال) به نحو محسوسي بالاتر خواهد برد، رقابت آنها با کالاهاي خارجي ( که به دليل تورم ناچيز و ثبات نرخ ارز، کم و بيش به همان قيمت ريالي سابق عرضه مي‌شوند) بسيار دشوارتر از گذشته خواهد شد.
حاصل آنکه در اين شرايط، سياست‌هاي پولي و مالي انبساطي و افزايش تقاضاي حاصل از آن، به جاي رونق بخشيدن به کسب و کار توليدکنندگان داخلي، ممکن است عمدتا به کيسه صادرکنندگان چيني و کشورهاي ديگر برود و بر حجم واردات قانوني يا
غيرقانوني بيفزايد. توليدکنندگان داخلي کالاها و خدمات قابل مبادله (Tradable ) بحق نسبت به اين مساله به شدت نگرانند.

روشن‌شدن هرچه سريع‌تر جزئيات طرح هدفمند‌سازي يارانه‌ها، مشخص شدن شيوه توزيع آن 30 درصد از درآمد حاصل از هدفمندسازي که تخصيص آن به توليد‌کنندگان صنعتي و کشاورزي نويد داده شده، چگونگي ارتباط ميان افزايش هزينه‌ها و قيمت‌هاي فروش و ماهيت و دامنه دخالت نهادهاي دولتي در بازار، ابهام نخست را برطرف خواهد کرد و برنامه‌ريزي بنگاه‌ها براي فعاليت‌هاي آينده شان را مقدور خواهد ساخت.

اما نگراني توليدکنندگان کالاهاي قابل مبادله، از دشوارتر شدن رقابت با کالاهاي وارداتي ، هم ريشه‌اي‌تر است و هم برطرف شدن آن دشوارتر به نظر مي‌رسد.

حتي اگر برخي برآوردهاي اغراق‌آميز در مورد تورم ناشي از هدفمندشدن يارانه‌ها را کنار بگذاريم و افزايش ميانگين قيمت‌ها را در سال آينده کلا 30 درصد برآورد کنيم، با توجه به تورم بسيار ناچيز در کشورهاي طرف معامله ما، نرخ برابري کنوني ريال هرگونه ارتباطش را با واقعيت‌هاي اقتصادي از دست خواهد داد و کالاهاي خارجي در چشم مصرف‌کنندگان ما، جذابيت مقاومت‌ناپذيري خواهند يافت. از آن جا که افزايش نرخ ارز، آن هم در سالي که قرار است يارانه‌ها هم هدفمند شوند، سخت بعيد مي‌نمايد، به نظر مي‌رسد که توليدکنندگان داخلي کالاهاي قابل مبادله، سال دشواري را در پيش خواهند داشت و نگراني آنها بي مورد نيست. در عين حال ، از آن جا که در اين شرايط، «برون‌مرزسپاري» توليد، (Offshoring) باز هم سودآورتر و جذاب‌تر خواهد شد، مسوولان وزارت صنايع و موسسه استاندارد ( که توليد کالاهاي ايراني را در خارج، غيرقانوني اعلام کرده‌اند ) و نيز مسوولان ستاد مبارزه با قاچاق کالا، بايد خود را براي سالي پرمشغله‌تر آماده کنند.

1 - مثلا اين گفته مديرعامل سازمان صنايع کوچک و شهرک‌هاي صنعتي ايران که اظهار داشته‌اند؛ براساس مطالعات ميداني صورت گرفته، مشخص شده بالغ بر 84 درصد واحدهاي توليدي و صنعتي مستقر در اين شهرک‌ها فعال هستند .
«خدامراد احمدي» در گفت‌وگو با «ايرنا»، افزود: تنها 16 درصد واحدهاي توليدي مستقر در شهرک‌هاي صنعتي با رکود فعاليت مواجه هستند، بنابراين ساير آمار‌هاي اعلامي از سوي ديگران در زمينه فعاليت شرکت‌هاي مستقر در اين شهرک‌ها، غيرواقعي و نادرست است».
نقل شده در دنياي اقتصاد، چهارم اسفند 1388.
2 - نقل شده از دکتر فاخر در روزنامه اعتماد، مورخ 8 اسفند 1388.
3 - اعتماد، 5 اسفند 1388.
4 - نقل شده در سايت آينده، 8 آذر 1388.

قدس:انتخابات عراق و بازيگران منطقه اي

«انتخابات عراق و بازيگران منطقه‌اي»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي قدس به قلم حسن هاني زاده است كه در ان مي‌خوانيد؛نتايج اوليه نظرسنجيهاي انتخابات عراق و دورنماي آرايش احزاب سياسي نشان مي دهد که اين کشور با وجود فشارهاي داخلي، منطقه اي و بين المللي و موانع بازدارنده با آهنگي شتاب آلود به سمت شکل گيري يک نظام دموکراتيک حرکت مي کند.اين انتخابات در يک گمانه زني خوش بينانه تأثيرات خود را نه تنها در عرصه داخلي بلکه بر منطقه وکشورهاي همجوار عراق باقي مي گذارد.بازيگران عرصه انتخابات پارلماني عراق طيفهاي لاييک، بعثيها، سلفيها و شيعيان معتقد به مرجعيت ديني، کردها و اقليتهاي ترکمن و مسيحي هستند که رقابتهاي نفس گيري را پشت سر گذاشتند.برآيند اين رقابتها رويکردهاي سياسي طيفهاي سياسي عراق را آشکار کرد زيرا بعثي ها وسلفي ها و لاييکهاي ملي گرا بيشترين بهره هاي سياسي، تبليغاتي و مالي را از آمريکا و عربستان گرفتند.دولت سعودي که همواره ثابت کرده با هرگونه حرکت دموکراتيک در منطقه مخالف است بيشترين تأثير تبليغاتي و مالي را در انتخابات عراق باقي گذاشت.هدف آمريکا و عربستان به قدرت رساندن لاييکهاي قوميت گرا و بعثي هاست تا در آينده بتوانند بر دولت برخاسته از نتايج انتخابات پارلماني تأثير سياسي خود را باقي بگذارند.

ديدار اخير يک هيأت از رهبران حزب بعث و گروههاي تروريستي عراق با کريستوفرهيل، سفير آمريکا در بغداد و ژنرال ريموند اوديرنو، فرمانده نيروهاي آمريکا در عراق نشان مي دهد که آمريکا با کمک مالي رياض تلاش مي کند، مديريت انتخابات را بعهده بگيرد.

اين هيأت به آمريکا تعهد سپرده اند که در صورت بازگشت به قدرت در آينده منافع آمريکا را در عراق و منطقه حفظ کنند. در چنين فرايندي، بي ترديد آمريکا دو گزينه را مورد توجه قرار مي دهد.اولين گزينه اين است که از رهگذر تأثيرگذاري بر انتخابات، اکثريت کرسي هاي پارلمان آينده عراق در اختيار گروههاي بعثي و لاييک و شيعيان سکولار قرار مي گيرد که مطلوب آمريکا و رژيم غيردموکراتيک عربستان است.گزينه دوم در صورت پيروزي طيف وابسته به اکثريت ملت عراق(شيعيان معتقد به نقش مرجعيت)، آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي و نيز چند کشورعربي، دولت آينده عراق را تحت فشار سياسي واقتصادي قرار مي دهند.

تهديدات اخير کريستوفر هيل سفير آمريکا در عراق که گفته بود اگر بعثي ها در انتخابات آينده عراق مشارکت نکنند آمريکا نتايج انتخابات عراق را نخواهد پذيرفت، در اين چارچوب قابل تجزيه و تحليل است.

در هر حال بنظر مي رسد، نتايج انتخابات پارلماني عراق با انتخابات سال 2005 ميلادي متفاوت باشد.علت اين گمانه زني همراه با بدبيني اين است که آمريکا وهمپيمانان اين کشور در منطقه از قدرت تأثيرگذار شيعيان معتقد به مرجعيت، بر مسائل داخلي، منطقه اي و بين المللي بشدت بيمناکند و تلاش مي کنند، قدرت آنها را بشدت محدود کنند.

آفرينش:صنعت  هوايي ، نياز به نگاهي نو

«صنعت هوايي،نياز به نگاهي نو»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آفرينش به قلم علي رمضاني   است كه در ان مي‌خوانيد؛در سالي که اکنون در روزهاي پاياني آن به سر مي بريم وقوع چندين سانحه ي هوايي بار ديگر بحث نوسازي صنايع هوايي ، فرسودگي ناوگان هوايي و مشکلات ديگر اين سامانه بحث محافل رسانه اي و متخصصان اين حوزه  شد.   در واقع شرايط صنعت هوايي کشورمان بر کسي پوشيده نيست سهم 8 درصدي ايران در کشته شدگان سوانح هوايي در هفت سال اخير جهان ، عمر 22 ساله ناوگان هوايي کشوري  (که بسيار بالاتر از استانداردهاي جهاني است ) ، سرانه 1/6 هواپيما به ازاي هر يک ميليون جمعيت سقوط هاي پياپي و رکورداري در سوانح هوايي جهان و دهها آمار و ارقام ديگر حکايت از وضعيت نامطلوب ناوگان هوايي کشورمان است وضعيتي که اين ناوگان را در موقعيت منحصر به فرد قرار داده است و عملا آن را با رکود مواجه ساخته است . 

بي شک برقراري و تداوم تحريم هاي ايالات متحده در طول سه دهه گذشته مانع از بروزرساني و ايجاد تحولاتي در زمينه ي خريد هواپيما هاي نو و لوازم يدکي شده و تا حدودي باعث افت صنعت هوايي کشور شده است اما دور زدن تحريم ها و استفاده از راه هاي جايگزين تا حدودي از دايره تاثير گذاري تحريم کاسته است اما براستي تحريم ها مهمترين و اساسي ترين عامل بحران و رکود ناوگان هواپيمايي کشور است ؟

در واقع تدوين سند چشم انداز 1404 و الزامات قرار گرفتن ايران در جايگاه نخست منطقه اي با واقعيات کنوني صنعت هوايي ايران به شدت ناهمخوان و ناسازگار است يعني در شرايطي که سرانه هواپيمايي ما 1/6 است سرانه کشور امارات 91/7 و ترکيه نيز 3/4 است لذا ما حداقل براي رسيدن به جايگاهي بالاتر نه رقابت با قدرت هاي هوايي منطقه نياز به سرمايه گذاري 34 ميليارد دلاري و خريد تعداد زيادي هواپيماي نو هستيم در اين حال بايد اشاره کرد که مسئولا ن ذيربط  حتي  نتوانسته است که مطابق برنامه چهارم توسعه در مسير خريداري هواپيماها و اصلاح ناوگان حرکت کند.

در واقع به نظر مي رسد تحريم ايران از سوي امريکا همواره در طول سالهاي اخير عاملي براي پنهان شدن سو» مديريت ها و مديريت هاي غير علمي در صنعت هوايي شده است، چنانچه کارشناسان بر اين باورند حجم زيادي از ناکارآمدي اين ناوگان ، تاخير هاي چند ساعته  و... ناشي از نحوه مديريت بر اين بخش مهم حمل و نقل کشور است در اين راستا قابل توجه است که در طول چند دهه اخير صنعت هواپيمايي شاهد جابجايي بيش از 20 مدير بوده است اين روند در کنار ساير شاخصه ها همانند مهاجرت متخصصان هوايي کشور ، خلبانان و... به خارج از کشور بر مشکلات کشور افزوده است.

بي گمان  نگاه به صنعت هوايي و اصلاح ساختار و نوسازي آن نيازمند همت و سرمايه گذاري دولت در اين بخش و رفع چالش ها با کمک بخش خصوصي و متخصصان اين حوزه است در اين راستا براستي چرا از ميان انبوه فرودگاه هاي کشور تنها 8 تا 12 فرودگاه اقتصادي مي باشد و يا اينکه بخش زيادي از خطوط هوايي کشور بيش از آنکه در آمد زا باشند بارکود مواجه و يا عملا باري بر دوش کشور و دولت باشند.

آنچه مشخص است تحولات کنوني در صحنه ي حمل و نقل  و ارتباطات جهاني و نيازمندي کشور به ناوگان پيشرفته و قدرتمند هوايي چه در سطح داخلي و چه در سطح بين المللي بر اهميت بحث سرمايه گذاري و نوسازي ناوگان فرسوده موجود مي افزايد در اين حال بايد توجه داشت تداوم وضعيت فعلي در چند سال آينده جدا از افزايش مشکلات در حمل و نقل داخلي موجب ممنوعيت مطلق پروازي هواپيماهاي ايراني در خارج از کشور خواهد شد امري که مسلما بر جايگاه کشورمان تاثيرات منفي بي شماري خواهد گذارد. با اين وجود آيا زمان آن نرسيده است تا اصلاحي اساسي در ساختار صنعت هوايي و نوسازي آن بوجود آيد؟

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری