کد خبر ۱۱۰۴۱۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۴ - ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ - 25 April 2010
هر چقدر به سمت جنوب تهران مي روي از قيمت ها کم اما به شلوغي و ترافيک اضافه مي شود در خيابان کرمان مي شود يک آپارتمان ۶۰ متري را با ۱۰ ميليون تومان اجاره کرد، البته صاحب خانه ها کمتر حاضرند خانه هايشان را رهن کامل بدهند چون به اجاره اش بيشتر احتياج دارند.

روزنامه خراسان نوشت: فرقي نمي کند فقير باشي يا غني. اجاره نشيني امروزه بخشي از زندگي مردم است. بعضي شعارشان اجاره نشيني و خوش نشيني است و عده اي در آرزوي داشتن سرپناهي تا مجبور نباشند هنوز يک سال نشده، اسباب و اثاثيه شان را جمع و خانه ديگري را هر چند کوچک تر براي اجاره پيدا کنند. کافي است يک روز سري به بنگاه هاي شهر بزني تا تفاوت ها را به چشم ببيني. ترجيح مي دهم کارم را از شمال تهران به جنوب شروع کنم از غني ترين ساکنان شهر تا آن هايي که براي ماندن و کار کردن در تهران حاضرند هر رنجي را به جان بخرند. نياوران، فرمانيه، کامرانيه و دربند.

مستاجرهايشان هم با بقيه مناطق تهران فرق مي کنند. چون آن قدر پول دارند که مي توانند با چند ماه اجاره خانه شان خانه اي در حد و اندازه آرزوهاي بسياري از مردم تهران بخرند. وارد يکي از آژانس هاي مسکن مي شوم. تعداد زيادي مشاور و تلفنچي در يک سالن بزرگ دور هم جمع شده اند تا خانه بفروشند و اجاره بدهند. وقتي سراغ خانه اجاره اي را از مشاوران مي گيرم اولين سوالشان اين است: چقدر پول داري؟ با اعتماد به نفس مي گويم ۳۰ ميليون تومان. البته رهن کامل. پسرک مشاور تلخندي تحويلم مي دهد و مي گويد: با اين پولي که شما داري اين اطراف نمي تواني خانه مناسب پيدا کني. تصميم مي گيرم حالا که قسمت نشد با ۳۰ ميليون همسايه شان شوم با چند نفر از مشتري ها صحبت کنم.

آقايي تقريبا ۵۰ ساله همراه همسرش براي رهن و اجاره آمده اند خانه اي حداقل ۱۲۰ متري. مشاور از آن ها هم همين سوال را مي پرسد اما جوابشان با من خيلي متفاوت است: «مشکلي نيست، شما مورد مناسبت را نشان بده» مشکل مالي که رفع مي شود مشاور جوان فايل هايش را يکي يکي بيرون مي آورد. ۳۰ ميليون رهن ۳ ميليون اجاره، ۷۰ ميليون رهن کامل، ۴۰ ميليون رهن ۵/۱ ميليون اجاره و ... سر صحبت را با مرد مستاجر باز مي کنم.

وقتي مي پرسم چطور حاضريد اين مقدار اجاره در ماه پرداخت کنيد در حالي که مي توانيد خانه بخريد، با لبخندي سرد مي گويد: با ۷۰ ميليون که نمي شود در اين مناطق آن هم در برج، خانه خريد. البته پول براي خريد خانه دارم اما ترجيح مي دهم با سرمايه ام در بازار کار کنم، تا اين که آن را براي خريد يک چهار ديواري هزينه کنم. همسرش هم مي گويد: اجاره نشيني و خوش نشيني. اين طوري تنوعش بيشتر است.

۸ - ۷ کيلومتر پايين تر مرکز شهر است. ميدان هفت تير، خانمي براي رهن کامل خانه به بنگاه آمده است و چون ۲ فرزند بزرگ دارد مي خواهد خانه اش حتما ۳ خوابه باشد بنگاه دار آپارتماني ۱۶۰ متري را پيشنهاد مي دهد با ۴۰ ميليون رهن کامل، البته با پارکينگ و انباري. وقتي از صحبت هاي خانم متوجه مي شوم که کارمند است و ماهانه ۳۵۰ هزار تومان درآمد دارد، مي پرسم با اين درآمد چطور مي توانيد ۴۰ ميليون تومان براي رهن خانه بپردازيد، ۴۰ ميليون تومان رهن يعني يک ميليون و ۲۰۰ هزار تومان اجاره در ماه.در پاسخم مي گويد: اولا با اين پول نمي توانم خانه ۱۶۰ متري بخرم و چون ۲ فرزند بزرگ دارم مجبورم خانه ۳ خوابه اجاره کنم. ثانيا اين مبلغ را براي رهن خانه کنار گذاشته ام و با درآمد ماهانه ام گذران زندگي مي کنم. بعد هم ما سال هاست در اين منطقه زندگي مي کنيم و به اين محله عادت کرده ايم. از اين جا به همه جاي تهران دسترسي داريم. به همين خاطر اصلا حاضر نيستم به خاطر چند ميليون پول پيش کمتر از اين محله نقل مکان کنم و يا خانه کوچک تري بگيرم.

هر چقدر به سمت جنوب تهران مي روي از قيمت ها کم اما به شلوغي و ترافيک اضافه مي شود در خيابان کرمان مي شود يک آپارتمان ۶۰ متري را با ۱۰ ميليون تومان اجاره کرد، البته صاحب خانه ها کمتر حاضرند خانه هايشان را رهن کامل بدهند چون به اجاره اش بيشتر احتياج دارند. ۳۰۰ هزار تومان براي اجاره يک آپارتمان ۶۰ - ۵۰ متري. زوج جواني که تازه ازدواج کرده اند دنبال يک آپارتمان کوچک مي گردند. مرد با چهره اي مستاصل آرام به بنگاه دار مي گويد: من با ماهانه ۴۰۰ هزار تومان درآمد نمي توانم ۳۰۰ هزار تومان اجاره بدهم. اگر مي شود با صاحب خانه صحبت کنيد بلکه کمي از اجاره کم کند. وضعيت غربي ترين نقطه تهران هم براي اجاره نشين ها مناسب است.

از ۱۰ تا ۱۵ ميليون تومان رهن به بالا. عمدتا کارمندند و با پرداخت تمام پس اندازشان مي توانند تا يک سال ساکن خانه اي نقلي در اين منطقه شوند. يکي از مشتريان بنگاهي در منطقه شهران مي گويد: محل کارم مرکز شهر است و هر روز مجبورم ۳ ساعت را در ترافيک محل کار تا منزل باشم. اما باز هم کرايه ها در اين مناطق مناسب تر است. امسال مي خواستم خانه اي نزديک محل کارم اجاره کنم ولي بايد براي اجاره يک آپارتمان ۵۰ متري حوالي خيابان کريم خان ۳۵ ميليون تومان پرداخت مي کردم.اما اين جا با تمام مشکلات حداقل مجبور نيستم نيمي از حقوق ماهانه ام را به صاحبخانه بدهم. جداي از تمام اين افراد، هستند کساني که براي کار کردن در تهران و ماندگار شدن در اين شهر مجبورند روزانه فاصله يکي از شهرهاي اطراف تهران را تا مرکز پايتخت طي کنند چرا که حتي قادر نيستند کمترين اجاره را در جنوبي ترين نقطه تهران بپردازند. از کرج، شهرهاي اطراف کرج، رباط کريم و ورامين گرفته تا شهرهاي جديدي مثل پرند و پرديس شهرهايي که به خاطر فاصله زيادشان و نبود وسايل حمل و نقل عمومي سريع مانند مترو زمان زيادي از ساکنانشان تلف مي شود تا بتوانند براي کار روزانه به تهران بيايند. مرتضي به عنوان نيروي خدماتي در يکي از وزارت خانه ها مشغول به کار است و مجبور است هر روز از رباط کريم ۵۰ - ۴۰ کيلومتر راه را تا تهران بيايد. وقتي پاي درد دل هايش مي نشيني خسته از اين همه دوري راه مي گويد: «اصلا نمي توانم از پس کرايه ها در تهران بربيايم. با اين حقوق کم و ۲ تا بچه کوچک نمي توانم حتي فکر اجاره نشيني را در تهران هم داشته باشم ولي در شهرهاي اطراف تهران مي توان با مبلغ خيلي کمي خانه اجاره کرد. همين خانه را هم با ۳ ميليون تومان پول پيش و ماهانه ۳۰ هزار تومان اجاره کرده ام. تنها مشکلم هم دوري راه است».

بين شهرهاي اقماري تهران، کرج و شهرک هاي بين راه تهران و کرج بيشترين تعداد ساکنان را در خود جاي داده اند که هر روز مجبورند براي انجام کار روزانه به تهران بيايند. با اين تفاوت که متروي کرج تهران به عنوان تنها خطي که مسافران شهرک هاي اقماري را به تهران وارد و از آن خارج مي کند مسافران زيادي را روزانه براي انجام کار به تهران مي آورد. به همين خاطر تعداد زيادي ترجيح مي دهند اين شهرک ها را براي زندگي انتخاب کنند. احمد- الف يکي از همين افراد است که کلاک کرج را براي زندگي انتخاب و با ۶ ميليون تومان پول پيش آپارتماني ۷۰ متري اجاره کرده است. احمد که شاغل يکي از ادارات دولتي در خيابان آزادي تهران است مي گويد: با اين که فاصله محل کار تا منزلم طولاني است، با مترو، البته به شرط اين که زير دست و پاي مسافران له نشوم، خيلي سريع به خانه مي رسم. حالا بماند که کلاک حتي از کمترين امکانات رفاهي و خدماتي نيز برخوردار نيست و آن را نمي توان با تهران قياس کرد.

بعد از شنيدن حرف هاي مستاجران تهراني اجاره نشيني و خوش نشيني برخي افراد و حرف هاي بعضي مستاجران که آرزو دارند روزي صاحب خانه اي کوچک حتي در جنوبي ترين نقطه تهران شوند تا از شر اسباب کشي هاي سالانه رها شوند برايم به خوبي قابل درک است اين که بعضي با وجود داشتن تمول حاضر نيستند پول و سرمايه شان را براي خريد خانه هزينه کنند و برخي از شدت فقر حاضرند روزي ۱۰۰ کيلومتر راه را براي رسيدن به محل کار طي کنند.


ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری