۱۰ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۶:۳۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۴۵۶۶
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۸ - ۰۲-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۴۵۶۶
انتشار: ۱۳:۴۸ - ۰۲-۱۱-۱۴۰۴
نجابت و قناعت اما حیف ...

از آدم‌هایی که نمی‌دانند اینترنت قطع شده چه خبر ؟ وقتی به پل‌ها فکر می‌کنند !

ولی بیمارستان این سوی رودخانه و آن‌ها آن سو هستند و اگر رودخانه خروشان می‌شد، مجالی برای نجات پیدا نمی‌کردند. سال‌ها منتظر بودند کسی برایشان پلی بسازد.
 
عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ‌ این پل را به‌خوبی به یاد دارم؛ آن را سال ۹۸ و ۹۹ روی رودخانه‌ی وحشی "جِگِن" ساخته بودند. حالا به خشکی‌اش نگاه نکنید، گاهی چنان سیلاب‌هایی در آن جاری می‌شود که تماشایش ترس به دل هر انسانی می‌اندازد. مثل این فیلم که خروشان شدنش را به تصویر کشیده‌است. آن‌هایی که آنطرف پل هستند، هیچ‌وقت اینترنت نداشتند، اخبار خیلی دیر به گوششان می‌رسد با این‌حال نیازهایی دارند که این نداشته‌ها در آن گم است.
 
این پل جانِ خیلی‌ها را نجات داد؛ جان این آدم‌ها را که زندگی سخت پر خطری دارند. آن‌ها بلوچ هستند. همسایه تک تک خانه‌هایشان یکی از خطرناک‌ترین عقرب‌های شناخته شده در ایران است که به عقرب سیاه و یا طلایی مشهور است. گزش این عقرب می‌تواند در کمتر از ۸ ساعت جان یک انسان بالغ را بگیرد و در کودکان خیلی زودتر به زندگی‌شان پایان می‌دهد. اما راه نجاتی هست. پادزهر این عقرب ۲ تا ۳ ساعت آنطرف‌تر در بیمارستانی در بشاگرد وجود دارد. کافیست عقرب گزیده را به آن‌جا برسانند و او نجات پیدا می‌کند. 
 
ولی بیمارستان این سوی رودخانه و آن‌ها آن سو هستند و اگر رودخانه خروشان می‌شد، مجالی برای نجات پیدا نمی‌کردند. سال‌ها منتظر بودند کسی برایشان پلی بسازد؛ پلی به همین سادگی و ابتدایی. شاید در ایران هزاران پلِ بهتر از این ساخته شده باشد، اما همین سازه‌ی ساده که از بقایای پل‌های متحرک زمان جنگ ساخته شده، جانِ ده‌ها نفر را حفظ کرده است. 
 
در همه جای دنیا پل می‌سازند تا زندگی تسهیل شود و راه‌ها کوتاه‌تر؛ اما اینجا پل را فقط برای "بقا" و نجاتِ جان ساخته‌اند. پس از تأخیری طولانی، حالا مشخص شده چه خون‌دل‌ها خورده شده و چند نفر جانشان را فقط برای رسیدن به این سوی رودخانه، و در آن آب‌های وحشی از دست داده‌اند. اینجا روستاهای اطراف "بشاگرد" است؛ منطقه‌ای در جنوب شرقی هرمزگان و در همسایگی سیستان و بلوچستان و کرمان. محل زندگی عشایر بلوچی که پل برایشان نه فقط یک رفاه، بلکه خودِ "امید به زندگی" است.
 
اما آن سوی پل هم خبری نیست؛ اینجا شرق سیستان و بلوچستان است؛ منطقه‌ای به نام "فنوج". شهری که بسیاری از مردم ایران حتی نامش را نشنیده‌اند. فنوج روستاهای بسیاری دارد؛ روستاهایی که سال‌ها مثل این درمانگاه را داشتند اما بدون پزشک و کادر درمانی. مردم مصیبت‌زده مجبور بودند بیمارشان را کیلومترها تا فنوج ببرند و به بیمارستانی که آنجا هم امکانات چندانی نداشت برسانند. 
 
در این نقطه از کشور، زاد و ولد بسیار زیاد است. به دلیل نبودِ آموزش و بی‌اطلاعی از روش‌های تنظیم خانواده، زنان کم‌سن‌وسال گاهی مادرِ چهار یا پنج فرزند هستند. مسیر رفت‌وآمد این زنان از میان رودخانه‌هایی می‌گذرد که هنگام بارندگی، روستا را شبیه به یک جزیره‌ی محصور می‌کند. در چنین شرایطی، وجود یک پل می‌تواند مرز میان مرگ و زندگیِ یک زن باردار باشد. خانه‌های بهداشتِ روستایی فاقد بهیارانی هستند که در لحظات حساس زایمان به این زنان کمک کنند؛ به همین دلیل، بسیاری از زنان تنها بر اثر عوارض حاملگی جان خود را از دست می‌دهند، چون این منطقه هنوز به درستی دیده نشده است.
 
کشاورزی و دام‌پروری به دلیل نبودِ آب و علوفه نابود شده است. مردم به مشاغل کاذبی مثل "سوخت‌بری" روی آورده‌اند؛ شغلی که بازی با مرگ است. وضعیت بهداشت هم فاجعه‌بار است؛ بسیاری از روستاها حتی یک سرویس بهداشتی یا حمام ساده ندارند، نه در خانه‌ها و نه در سطح روستا. وقتی از آن‌ها می‌پرسیدم برای دستشویی چه می‌کنند، پاسخ می‌دادند به صحرا می‌روند و برای شست‌وشو از آب قنات و رودخانه استفاده می‌کنند.
 
خیلی وقت‌ها، برای دسترسی به آب ناچارند کودکان خود را اینطور به داخل چاه‌های قنات بفرستند. در وضعیتی بسیار اسف‌بار، کودکان مجبورند آب را در دبه‌ها و بطری‌ها پر کنند و با مشقت فراوان به دست مادرانشان برسانند. کودکان را می‌فرستند چون دهانه‌ی چاه‌ها تنگ است و برای بزرگسالان قابل عبور نیست. 
 
در مکان‌هایی هم که فضای بازتری وجود دارد، مانند این قنات بزرگ، مردم علاوه بر استحمام آب هم بر می‌دارند و چون این‌کار معمولا بر عهده زنان است آن‌ها تا کمر وارد آب شوند تا خود را به مظهر قنات برسانند و به آب تمیز دسترسی پیدا کنند. زندگی در اینجا، همین‌قدر سخت و طاقت‌فرساست.
 
با تمام این سختی‌ها، آن‌ها مردمان بسیار قانعی هستند. یک پل ساده چنان خوشحالشان می‌کند که در وصف نمی‌گنجد؛ چرا که پل برایشان راهی برای نجات است. حتی یک کالابرگ یک میلیونی برای این مردم حکم گنج را دارد. بسیاری از آن‌ها چون اینترنت ندارند اصلاً نمی‌دانستند در هفته‌های اخیر چه بر ایران گذشته است. هرگز چیزی نخواستند و حتی اگر به زبان آورده‌اند، با قناعت و حوصله آن را مطرح کرده‌اند. آدم‌ها اینجا زندگی عجیبی دارند؛ نجیب‌اند و نجابت را بر هر خواسته‌ دیگری ارجح می‌دانند. اما این نجابت هرگز دیده نشده است.
ویدئوهای دیدنی دیگر در کانال های آپارات و یوتیوب عصر ایران 👇👇👇 کانال 1 aparat.com/asriran کانال 2 youtube.com/@asriran_official/videos
ارسال به دوستان
کاظمی: کتاب هوش مصنوعی برای اولین بار وارد کتب درسی مدارس شد وکیلی که در راه امنیت وطن به شهادت رسید تصاویری دیدنی از دیواره‌های یخی روی دریاچه یخ‌زده سایرام چین ناو‌های آمریکایی در تیررس موشک‌های هایپرسونیک ایران سخنگوی ارتش: برای حملۀ احتمالی دشمن طرح‌های لازم تدوین شده است وزیر آموزش‌وپرورش: هفتۀ آینده نتایج آزمون استخدام خدمتگزار مدارس اعلام می‌شود سخنگوی ارتش خطاب به ترامپ: این‌طور نیست که با یک عملیات و یک توییت همه‌چیز تمام شود خودروی حمل زندانیان واژگون شد؛ دو نفر در وضعیت وخیم غذای خیابانی؛ پخت اردک به روش سنتی چینی در نیویورک صداوسیما: تجزیه طلبان مسلحی که پشت دوربین آدم می‌کشند و جلوی دوربین، با کت و شلوار و حتی حذف تفنگ با فتوشاپ می‌شوند "فعال سیاسی"! نیپا دوباره برگشت / صف‌های طولانی تست مسافران / خطر شیوع بیماری در ایران وجود دارد فوتبالیستی که آخرین گلش را در زمینِ امنیت زد خلق جنگل یخی در یک اقامتگاه کوهستانی قالیباف: ما اصل گفت‌و‌گو و دیپلماسی را رد نمی‌کنیم خلاصه بازی ملوان - چادرملو اردکان