عصر ایران؛ لیلا احمدی- من هنوز اینجا هستم I’m Still Here ساخته والتر سالس، روایتی هنرمندانه است از زیستن در سایه فقدان؛ فقدانی که از خشونت سیاسی برخاسته و از مرزهای زندگی خصوصی گذر کرده است.
داستان بر زندگی یونیس پایوا متمرکز است؛ زنی که پس از بازداشت و ناپدیدشدن همسرش، روبنز پایوا، در دوران دیکتاتوری نظامی برزیل، مسیر تازهای از کنش اجتماعی را در پیش میگیرد. داستان از خانه و خانواده شروع میشود و به عرصه عمومی، حقوقی و تاریخی کشیده میشود.
روبنز پایوا مفقود شده. او را ربودهاند و به جایی دور منتقل کردهاند. زن، کوچکترین نشانی از او ندارد. وحشتزده است. اندام تکیده و چشمان گویایی دارد. نمیداند ماجرا چیست و ناچار است با فقدان مرد مواجه شود.
دیری نمیگذرد که او هم دستگیر میشود. بازداشت با چاشنیِ تفتیشهای بیپایان، شکنجه و انفرادی همراه است. کماکان بیخبر است از مرد و سرانجام رهایش میکنند تا به همان برزخ بازگردد و به هر دری بزند تا روبنز را بیابد؛ با ظرافت، ملایمت، عقلانیت و موقعیتشناسی که تا پایان با اوست. کمکم درمییابد که باید به این فضا خو گرفت. چشم به راه بودن بیفایده است.
سالس با فاصلهگرفتن از روایتهای پرهیجان سیاسی، به سراغ ریتم زندگی روزمره رفته است و اقتدار آهنینِ حکومت، غیاب مرد، انتظار و سکوت را در جزئیات عادی زندگی نمایش میدهد. همه اینها در متن زندگی زن رسوب کردهاند. سرکوب سیاسی در قالب اضطرابهای خانوادگی، تعلیقهای عاطفی و تعویقهای بیپایان بازتولید میشود. فقدان به تجربهای پایدار بدل شده است که ساختارهای اجتماعی و روابط انسانی را بازآرایی میکند.
داستان، اهمیتی فراتر از بازگویی سرگذشت شخصی دارد. فیلم به مسئله حافظه جمعی، سیاست فراموشی، جایگاه زنان در انتقال تجربههای تاریخی و نسبت میان عدالت و روایت میپردازد. آنچه در کانون روایت قرار میگیرد، سوژهای است که در دل ساختارهای اقتدارگرا شکل گرفته و با پافشاری بر حقیقتِ زیسته، نظم نمادینِ مسلط را به چالش میکشد.
این مقاله میکوشد با نگاهی جامعهشناختی، فیلم را در پیوند با نظریههای حافظه جمعی، قدرت، جنسیت و عدالت تاریخی تحلیل کند. I’m Still Here در متنی اجتماعی و تاریخی قرار دارد که درباره اکنون نیز سخن میگوید.
موریس هالبواچس، حافظه جمعی را محصول چارچوبهای اجتماعی میداند و معتقد است این پدیده در تعامل افراد، نهادها و روایتها شکل میگیرد. ناپدیدشدن روبنز پایوا نیز به همین منوال رویدادی است که از سطح تجربه فردی فراتر میرود و به بخشی از حافظه سرکوبشده جامعهی برزیل راه مییابد.
فیلم نشان میدهد ساختار اقتدارگرا با حذف فیزیکی افراد، به حذف نمادین آنها نیز دست میزنند. سازوکارهایی مثل سکوت رسمی، فقدان اسناد و تعلیق حقوقی، حافظه را تکهتکه میکنند. خانواده و بهویژه یونیس در برابر این سیاستِ فراموشی و حذف، به حاملان حافظه بدل شدهاند.
حافظهی فقدانزده در خلأ زیست میکند و ناپایدار، مملو از پرسش و مقاوم است. این مقاومتِ حافظهمحور را میتوان با تحلیل پل ریکور از نسبت زمان و روایت پیوند زد.
ریکور نشان میدهد روایت، امکان سازماندهی تجارب پراکنده را فراهم میکند و فیلم سالس دقیقاً بر همین قاعده استوار است که تجربه گسستهی فقدان را به روایتی قابل انتقال بدل میسازد.
روایت فیلم، تاریخ رسمی را تکمیل نمیکند؛ آن را به چالش میکشد و بدین سیاق میتوان گفت I’m Still Here کنشی حافظهمحور است که فراموشی را طبیعی یا ناگزير نمیپذیرد و بر حقِ بهیادآوردن تأکید دارد. حافظه در این فیلم، عرصهای از منازعه اجتماعی است.
میشل فوکو قدرت را در شبکهای از مناسبات متصور میشود که دانش، حقیقت و سرکوب به بار میآورد. ناپدیدشدگی مرد در I’m Still Here یکی از خشنترین اَشکال اِعمال قدرت است؛ شکلی که بدن را حذف میکند و امکان روایت را مختل میسازد.
روبنز پایوا صرفاً کشته نمیشود؛ بلکه از تاریخ رسمی پاک میشود. این پاکسازی، خانواده را در وضعیتی معلق نگه میدارد؛ وضعیتی بین امید و یأس، انتظار و انکار. فیلم با هنرمندی نشان میدهد که این تعلیق، ابزار مؤثری برای کنترل اجتماعی است. در این بستر، یونیس به سوژهای بدل میشود که در برابر تولیدِ سکوت میایستد. کنش او نه از جنس قهرمانسازی سینمایی است و نه مبتنی بر شور انقلابی. کنش زن، پیگیر، فرساینده و زمانبر است و از دل زندگی روزمره بیرون میآید. این نوع کنش را میتوان با تحلیلهای هانا آرنت درباره مسئولیت فردی در شرایط استثنایی پیوند زد. آرنت میگوید: "کنش اخلاقی از دل وضعیتهای غیرقهرمانانه زاده میشود."
فیلم قدرت را بهعنوان پدیدهای ثابت و همهجاحاضر تصویر میکند؛ قدرتی که در نهادهای امنیتی خلاصه نمیشود و در سکوت اطرافیان، هراس جمعی و عادیسازیِ خشونت ادامه مییابد.
یونیس پایوا در دل ساختاری مردسالار و سرکوبگر، مسیر خاصی از سوژگی را طی میکند. این وضعیت یادآور نظریات جودیت باتلر است. او جنسیت را برساختهای اجتماعی میداند که در بستر روابط قدرت شکل میگیرد. در فیلم هم شاهدیم که یونیس در فرایندی تدریجی از نقش همسر و مادر به کنشگری اجتماعی بدل میشود.
این دگرگونی، انتخابگرانه نیست؛ حاصل فشار تاریخی و فقدان مداوم است. مسئولیت حفظ خانواده، پیگیری حقیقت و مواجهه با نهادهای رسمی، بارهایی هستند که بر دوش او قرار دارند. فیلم با پرهیز از اغراق نشان میدهد زنان در شرایط سرکوب به حاملان حافظه و عاملان تداوم اجتماعی تبدیل میشوند.
کارول گیلیگان با تأکید بر «اخلاق مراقبت» به نوعی قضاوت اخلاقی اشاره دارد که بر روابط، مسئولیت و پیوستگی مبتنی است. کنش مراقبتی یونیس را میتوان در همین چارچوب فهم کرد. او در پی انتقام یا نمایش نیست؛ در پی حفظ پیوند گذشته و آینده است.
مسئله عدالت در I’m Still Here به دادگاه محدود نیست. همانطور که جان راولز میگوید عدالت باید وابسته به ساختارهای منصفانه باشد ولی فیلم نشان میدهد که در جوامعِ پساسرکوب، این ساختارها اغلب ناقص یا غایباند. در چنین شرایطی، عدالت به امری فرهنگی و روایی تبدیل میشود.
مارتا نوسبام بر نقش عواطف اخلاقی در قضاوت اجتماعی تأکید کرده است. فیلم سالس نیز مخاطب را به تجربه همدلی و تأمل دعوت میکند؛ تجربهای که در غیاب آن، عدالت تاریخی به گزارشی سرد تقلیل مییابد. روایت یونیس امکان مواجهه انسانی با گذشته را فراهم میکند.
یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم، دقت در بازنمایی تجربه زیستهی سرکوب سیاسی است. والتر سالس بهجای تکیه بر بازسازیِ پرجزئیاتِ رویدادهای تاریخی یا نمایش مستقیم خشونت، بر اثرات ماندگار آن بر زندگی روزمره تمرکز کرده است. این انتخاب باعث میشود فیلم از دام ملودرام سیاسی فاصله بگیرد و به روایتی آرام، فرساینده و ژرف برسد؛ روایتی که با منطق حافظه جمعی و تجربه تروماتیک همخوانی دارد. بازی کنترلشده و درونگرای فرناندو تورس در نقش یونیس پایوا نیز به این رویکرد وفادار میماند و از اغراق احساسی پرهیز میکند.
مزیت دیگر فیلم، ساختار بصری و ریتم آن است. میزانسنهای بسته، استفاده محدود از موسیقی و تأکید بر سکوت، تعلیق دائمِ ناشی از فقدان را بازتولید میکنند. سکوت کارکرد اجتماعی دارد و نشان میدهد سرکوب سیاسی در قالب ناگفتهها و تعویقها ادامه مییابد. فیلم در این سطح، بهخوبی از ظرفیتهای سینما برای انتقال تجربهای غیرقابلبیان بهره جسته است.
در کنار این امتیازها، محدودیتهایی نیز به چشم میآید. تمرکز شدید بر زاویه دیدِ یونیس، آگاهانه و قابل دفاع است، اما امکان پرداخت گستردهتر به بستر اجتماعی و طبقاتی دوران دیکتاتوری را کاهش میدهد. برخی شخصیتهای فرعی، بهویژه نمایندگان نهادهای رسمی هم بیشتر کارکرد نمادین دارند و کمتر به پیچیدگی روانی میرسند. این امر ممکن است برای مخاطبی که به دنبال تصویری چندلایهتر از ساختار قدرت است، محدودکننده باشد.
همچنین، انتخاب ریتم کند و پرهیز از اوجهای دراماتیک، با وجود انسجام زیباییشناختی، خطر فاصلهگرفتنِ بخشی از مخاطبان را به همراه دارد. با این حال، این ضعفها بیش از آنکه به نقصان اثر اشاره کنند، حاصل انتخاب آگاهانه فیلمساز در وفاداری به منطق تجربه تاریخی هستند.
سینما میتواند در بازسازی حافظه جمعی نقش فعالی ایفا کند. تصویر، صدا و روایت در این فیلم به ابزارهایی برای بازگشایی تاریخ بدل شدهاند. والتر سالس از سینما بهعنوان فضایی برای گفتوگوی اجتماعی استفاده میکند؛ گفتوگویی میان نسلها، تجربهها و روایتهای حذفشده.
داستان فیلم، ایستادگی در برابر فراموشی است که از دل زندگی روزمره به عرصه عمومی راه مییابد. فیلم نشان میدهد حافظه، عدالت و سوژگی مفاهیم انتزاعی نیستند، بلکه در بدنها، روابط و روایتها زیست میکنند. سالس با این اثر، سینما را به میدان مسئولیت اجتماعی بازمیگرداند؛ میدانی که در آن تاریخ بازخوانی میشود و امکان قضاوتِ مجدد پدید میآید.
شناسنامه مختصر فیلم
نام فیلم: من هنوز اینجا هستم
I’m Still Here (Ainda Estou Aqui)
کارگردان: والتر سالس (Walter Salles)
سال تولید: ۲۰۲۴
کشور: برزیل / فرانسه
ژانر: درام تاریخی
منبع اقتباس: خاطرات مارسلو روبنز پایوا
آثار سینمایی والتر سالس
Central Station (1998)
The Motorcycle Diaries (2004)
On the Road (2012)
I’m Still Here (2024)