عصر ایران ؛ علی نجومی ــ او را بعد از جیران عزیزترین زن ناصرالدین شاه دانسته اند. تنها زن ایرانی تاریخ است که نشان حمایل آفتاب را از دستان خود سلطان صاحبقران گرفت. لقبش قدیسه بود و حتی ذکر شده است تنها کسی در تاریخ سلطنت ناصرالدین شاه است که صدای دعوا و جر و بحثش با شاه توسط دیگران شنیده شده است. بله صحبت از انیس الدوله (با نام اصلی فاطمه) است.
او اهل روستای امامه از توابع لواسان بود و روایت کرده اند مهرش در سفری که ناصرالدین شاه به آن حوالی داشت به دل او افتاد و مسبب حضورش در اندرونی کاخ ناصری فراهم شد و تبدیل به خدمتکار و ندیمه جیران شد. بعد از مرگ جیران، شاه خانه و اثاث او را به انیسالدوله سپرد و او به تدریج مقام و نفوذ بیشتری یافت. ولی ناصرالدین شاه چندبار خواست تا انیس الدوله را به عقد دائم درآورد، اما او نپذیرفت و اظهار کرد که ساعت اولیۀ زناشویی خود را که ساعت خوش یمنی بوده است، برهم نخواهد زد.
می گویند بعد از مرگ قبله عالم، وقتی امین السلطان اسکناس هایی را به منظور خرجی برای برای انیس الدوله می فرستد او با دیدن عکس ناصر الدین شاه روی اسکناس منقلب می شود و غش می کند و بعد از ساعاتی فوت می کند.
روایت شده است وقتی ناصرالدین شاه در سال 1252 عازم اولین سفر اروپایی خود انیس الدوله هم در رکاب حضور داشت ولی با توجه به پروتکل های استقبالی رژیم تزاری روسیه در سنت پترزبورگ، مشیر الدوله صدراعظم ایران صلاح را در این دانست که به شاه بگوید تا انیس الدوله را مرخص کند و راهی ایران سازد تا با توجه به مسایل مربوط به حجاب، آبروریزی اتفاق نیافتد. اما همین اتفاق باعث شد تا انیس الدوله کینه مشیرالدوله را به دل بگیرد و در زمان بازگشت شاه از سفر، مشیرالدوله از کار برکنار شد.

در غائله تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی هم وقتی ناصرالدین شاه در ابتدا تصمیم گرفته بود تا بر خلاف فتوای مرجع عالم تشیع، به قلیون کشی خود ادامه دهد این گونه روایت شده است که انیس الدوله سراسیمه از به نزد شاه می رود و قلیون را از دست شاه می گیرد و بر زمین کوبد و به شاه می گوید: «شما سلطان اسلام هستید. اگر خودتان به کاری که حرام اعلام شده دست بزنید، رعیت هم به دنبال شما می رود شاه که غافلگیر شده بود، پرسید: «چه کسی گفته حرام است؟» انیسالدوله بیدرنگ پاسخ داد: «همان کسی که مرا برای تو حلال کرده.»
انیس الدوله بعد از مرگ ناصرالدین شاه به مدت یک سال در خانه ای در محله امیریه تهران زندگی کرد و بعد در سال 1276 فوت کرد.
این عمارت دارای دو طبقه بوده و 721 متر مربع مساحت دارد. هم چنین این ساختمان دارای دو در ورودی از سمت خیابان بوده که یکی به ساختمان و دیگری نیز به حیاط خانه راه دارد. حیاطی که یک حوض بزرگ با تنه درختان کهن در وسط آن دیده می شود. هم چنین در کنار همه این ها، تزئیناتی با سرستون هایی به حالت و سبک یونانی و ستون های حجاری شده با پایه های گچ بری شده و نقاشی شده و نیز شومینه های قدیمی، همه و همه از زیبایی های این خانه هستند.
جالب است بدانید که طبقه همکف این خانه، با اختلاف یک پله از کف حیاط آن پایین تر است. این طبقه شامل یک ایوان رو به جنوب، دو اتاق اصلی در شمال ایوان و نیز یک انبار در منتها الیه غربی و آشپزخانه و حمام و رختکن و توالت در بخش شرقی مجموعه است. در طبقه اول نیز شامل یک ایوان رو به جنوب بوده و در شمال این ایوان دو سالن بزرگ، یک فضای پشتیبانی (آبدارخانه) و یک پیش فضا در ضلع شرقی سالن ها واقع گردیده است. در انتهای ضلع غربی نیز یک راه پله ارتباطی با طبقه پایین احداث گردیده است.

معماری خانه انیس الدوله بهخوبی نشاندهنده سبک قاجاری است. این سبک بهدلیل استفاده از عناصر و تزئینات خاص، بهویژه در طراحی داخلی، شهرت دارد. معماری این خانه ترکیبی از معماری ایرانی و اروپایی است که در آن میتوان تأثیرات فرهنگی مختلف را مشاهده کرد.
خانه انیس الدوله بهصورت چهارگوش طراحی شده و دارای حیاط مرکزی است. این حیاط با درختان و گلهای متنوع احاطه شده و بهعنوان فضای اصلی خانه عمل میکند. در اطراف حیاط، اتاقها و فضاهای مختلف قرار دارند که هر یک کاربری خاصی دارند.
یکی از ویژگیهای برجسته معماری قاجاری، استفاده از آینهکاری در دیوارها و سقفها است. در خانه انیس الدوله، آینهکاریهای هنرمندانه با طراحیهای گل و گیاه تزئین شده که جلوهای خاص به فضا میبخشد.
گچبریهای ظریف و دقیق، از دیگر تزئینات داخلی خانه هستند که به زیبایی و ظرافت معماری این بنا افزودهاند. این گچبریها معمولاً شامل نقوش اسلیمی و هندسی هستند.
نمای خانه انیس الدوله نیز با استفاده از کاشیکاریهای رنگی و نقوش زیبا تزئین شده است. این تزئینات نمایی شگفتانگیز به ساختمان بخشیده و آن را از سایر بناهای دوران قاجار متمایز کرده است.
خانه انیس الدوله شامل چندین اتاق است که هر یک ویژگیهای خاص خود را دارند. اتاقهای نشیمن، خواب و پذیرایی بهگونهای طراحی شدهاند که فضایی گرم و دلنشین را برای ساکنان فراهم کنند.
حیاط مرکزی این خانه دارای فضایی برای استراحت و تفریح طراحی است. درختان کهن و باغهای زیبا، به این فضا جلوهای طبیعی و آرامشبخش میبخشند. وجود آبنماها و فوارهها در حیاط، به زیبایی و جذابیت این مکان افزوده است.
ظاهرا مالکان قاجاری، این بنا را در زمان پهلوی اول به آموزش و پرورش می فروشند. پس از آن این عمارت از حالت مسکونی خود خارج شده و به شکل مدرسه در می آید. جالب است بدانید که دکتر محمود حسابی یکی از دانش آموختگان همین مدرسه بوده است. در سال 1330 نیز این بنا به تملک شخصی به نام نادر اصفهانی درمی آید. با این حال ازدهه 1350 به علت نزدیکی ساختمان به کشتارگاه، ساختمان تبدیل به اتحادیه گوشت گوسفندی تهران می گردد. در حال حاضر نیز تنها کاربری ساختمان همین است.