عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - ژوزه مورینیو هرگز حس شیطنتآمیز خود را از دست نداده است. هفته گذشته در تورین، وقتی تیمش بنفیکا برای بازی با یوونتوس در لیگ قهرمانان اروپا آماده میشد، از او پرسیده شد که آیا از تصمیم لوچانو اسپالتی، همتای خود در یوونتوس، برای پذیرفتن این شغل در استادیوم آلیانز غافلگیر شده است یا خیر. اسپالتی پیشتر مربی اینتر و رم بوده است، تیمهایی که مورینیو هم در آنها مربیگری کرده و یوونتوس را دشمن دیرینه خود میداند.
مورینیو پاسخ داد: «برای من، تنها غافلگیری زمانی است که مربیانی بدون سابقه و بدون تلاش واقعی، فرصت مربیگری در بزرگترین باشگاههای جهان را پیدا میکنند.»
او ادامه داد: «این برای من یک غافلگیری واقعی است، نه وقتی میلان مکس آلگری را منصوب کرد، یا یووه لوچانو را، یا رم گاسپرینی را. غافلگیری زمانی است که افرادی که هیچ کاری انجام ندادهاند، توسط باشگاههای بزرگ استخدام شوند.»
آربلوا سرمربی تازه کار رئال احتمالا هدف حرفهای او نیست چرا که همیشه شاگرد محبوب ژوزه بوده است و از طرفی چیهوو هم با اینتر صدرنشین سری آ است. پس تنها مربی که میماند روزنیر سرمربی جدید چلسی است که بدون هیچ سابقه و موفقیتی سرمربی چلسی شده است.
خود مورینیو در تابستان ۲۰۰۴، وقتی چلسی را به دست گرفت، ۴۱ سال داشت و مربی نوظهور نبود. او پیشتر پورتو را به قهرمانی جام یوفا در ۲۰۰۳ و لیگ قهرمانان اروپا در ۲۰۰۴ رسانده بود. چلسی، تحت مالکیت رومن آبراموویچ، با هدایت مورینیو، در اولین فصل حضور او با ۹۵ امتیاز برای اولین بار در نیم قرن گذشته قهرمان لیگ شد و پایههای چلسی مدرن را گذاشت.
روش مورینیو متفاوت بود. او اعضای تیم پورتو را به لیگ برتر آورد و دیدیه دروگبا را از مارسی خرید. روایت مورینیو از جلسه استخدام دروگبا چنین است: «آبراموویچ پرسید: "چه کسی؟ کجا بازی میکند؟" گفتم: "پول بدهید و حرف نزنید." او پول را پرداخت کرد و هرگز پشیمان نشد.»
شاید به همین خاطر است که هواداران چلسی هنوز نام او را فریاد میزنند؛ نه فقط برای قهرمانیها، بلکه برای سبک مالکیت بیقید و شرط، جاهطلبی بدون محدودیت قوانین مالی و تمرکز روی مدیریت ترکیب تیم.
دروگبا در ۲۶ سالگی خریداری شد، شاید امروز بیش از حد سن داشته باشد، چون مدل کنونی باشگاه بیشتر روی استعدادهای جوان تمرکز دارد و بسیاری از آنها پیش از شکلگیری رابطه عاطفی با هواداران، برای سود اقتصادی فروخته میشوند. اصلا مدل چلسی این شده بازیکنان جوان را بخرد و بعد از افزایش قیمت آنها را بفروشد.
مشکل اصلی چلسی امروز این است که آنها ظاهراً شبیه گذشتهاند، اما در واقع متفاوت هستند: هنوز پول زیادی خرج میکنند، مربیان زیادی تغییر میدهند، اما هیچکس باور ندارد که آنها تیمی برای قهرمانی فوری هستند.
حتی مربیان کوتاه مدت این تیم نیز تجربه و سابقه قهرمانی داشتند: بنیتز، هیدینک، آنچلوتی، مورینیو و اسکولاری. این استاندارد بالا سطح انتظارات را شکل داد.
اما اکنون عصر مربیان بزرگ در چلسی به پایان رسیده است. مالکان جدید بیشتر تصمیمگیریها را بر عهده دارند و مربیان صرفاً باید مربیگری کنند، نه مدیریت.
با این حال، چیزی که یک مربی خوب در این تیم ایجاد میکند، ناچیز نیست. آنتونیو کونته آخرین مربی چلسی است که قهرمان لیگ شد؛ فصل ۲۰۱۶-۲۰۱۷، با ۹۳ امتیاز و ۳۰ پیروزی در لیگ. او یوونتوس را از رتبه هفتم به قهرمانی رساند، چلسی و ناپولی را از رتبه دهم به صدر برد و در اینتر به انتظار ۱۱ ساله قهرمانی سری آ پایان داد. تأثیر یک مربی واقعی قابل انکار نیست.
کونته در کتابش در گفتوگو با مائورو بروتو نوشته است: «در فوتبال، مربی ضعیفترین حلقه زنجیر است، اما باید حرف خودش را بزند.»
کنته تاکید میکند که تغییرات بدون حمایت سازمان و حضور افراد مزاحم، دشوار است. «دوست دارم زمانی فراخوانده شوم که نیاز به تغییر باشد، اما رئیسی که مربیای مانند من را فراخواند، خودش را در معرض دید قرار میدهد و نشان میدهد که تغییر لازم است.»
نسخه فعلی چلسی تلاش میکند با کمترین تنش و چالش، پیش برود، برای همین سراغ مربیهایی مثل روزنیر و مارسکا میرود. اما مسئله اینجاست با دیدی که فقط مسائل مالی را میفهمد و به مربی اجازه مربی عمق ترکیب تیم را نمیدهد آیا قهرمانیهای سابق ممکن است یا خیر.