حمید رسایی به قرار گرفتن تروریستی خواندن سپاه پاسداران از سوی اتحادیه اروپا واکنش نشان داد.
به گزارش حمید رسایی نماینده تهران در کانال تلگرام خود در واکنش به قرار دادن سپاه در فهرست گروه های تروریستی نوشت:
در اقدامی عمدتاً نمادین و تهی از تاثیر عملی جدی، وزرای خارجه اتحادیه اروپا (۲۷ کشور) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی خود قرار داد. این تصمیم، نه یک اقدام قضایی مستند، که بازتابی آشکار از سیاستزدگی، دوگانگی معیارها و انحراف اروپا از اصول ادعایی حقوق بشری است. به نظرم جمهوری اسلامی در برابر این اقدام منفعل عمل کند بلکه باید نشان دهد که اجازه چنین جسارتی به آنها نمیدهد.
نگاهی به فرآیند این تصمیم، ماهیت سیاسی آن را فریاد میزند:
پیامد عملی ناچیز: برخی مقامات اروپایی خود اعتراف کردهاند که این تصمیم تاثیر عملی چندانی نخواهد داشت، چرا که سپاه و فرماندهانش پیش از این تحت شدیدترین تحریمها قرار داشتند. این خود گواه آن است که هدف اصلی، نه مهار فعالیتها، که ارسال یک پیام تبلیغاتی است.
الگوی تناقضآمیز: اروپا که در قبال رژیمهای همسو یا متحدان خود حتی در صورت ارتکاب فجیعترین جنایات، سکوت یا مماشات پیشه میکند، علیه یک نهاد رسمی یک کشور مستقل، پروندهسازی رسانهای میکند. این همان سیاست هویتی و تبعیضآمیز است که حتی وزیر خارجه ترکیه، به عنوان یک عضو ناتو، صریحاً بروکسل را به آن متهم کرده است.
تضعیف حاکمیت ملی: این اقدام، نقض آشکار حقوق بینالملل و اصل حاکمیت ملی کشورهاست. ایران پیشتر در بیانیهای رسمی، اقدامات مشابه اروپا در پرونده هستهای را «غیرقانونی، ناموجه و تحریکآمیز» دانسته و مسئولیت پیامدهای آن را بر عهده عاملانش گذاشته بود.
اتهامتراشی از سوی مجامعی صورت میگیرد که سابقه خودشان آکنده از تروریسم دولتی و نقض سیستماتیک حقوق بشر است:
تروریسم مدرن: قدرتهای اروپایی در رأس امپریالیسم جهانی، با اشغالگری، ایجاد گروههای تکفیری مانند داعش، فروش تسلیحات به جنایتکاران جنگی و کشتار غیرنظامیان در یمن، فلسطین و عراق، تعریف عملی تروریسم دولتی مدرن را ارائه دادهاند.
دوگانگی فاحش: چگونه کشوری مانند فرانسه که خود را مدعی حقوق بشر میداند، تا دیروز به دلیل نگرانی برای اتباع بازداشتی خود در ایران، با این تصمیم مخالفت میکرد؟ این یعنی معیار قضاوت برای آنان نه «اصول» که «منافع» صرف است.
فرافکنی ساختگی: این اقدام، تلاشی برای فرافکنی و پوشاندن بحرانهای عمیق درونی اتحادیه اروپا، از شکست در معماری امنیتی تا اختلافات داخلی و وابستگی به آمریکاست.
این تصمیم در بهترین حالت، یک پیروزی کوتاهمدت و پوچ برای جریانهای جنگطلب در اروپا است. در بلندمدت، اما:
افشای ریاکاری: پرده از ریاکاری ذاتی سیاست خارجی اروپا برمیدارد و نشان میدهد «ارزشها» ابزاری در دست قدرت برای فشار بر کشورهای مستقل هستند.
تقویت گفتمان مقاومت: همچون تمام تحریمهای پیشین، این اقدام نیز بیتردید باعث انسجام بیشتر ملی و تقویت گفتمان مقاومت در برابر زورگویی در ایران خواهد شد.
کاهش اعتبار: اعتبار باقیمانده اروپا به عنوان بازیگری مستقل و معتقد به قانون در عرصه بینالملل را هرچه بیشتر از بین میبرد.
اتحادیه اروپا به جای درس دادن، نیازمند آن است که در آینه تاریخ خود به تماشای چهره واقعی تروریسم دولتی بنشیند. قضاوت تاریخ در مورد کهنترین استعمارگران قرن که در هیأت حاکمه آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی است به مراتب سختتر و بیرحمتر از فهرستهای نمایشی آنان خواهد بود و البته جرأت اعلام نظر درباره آنها را ندارند.