عصر ایران - روز سوم جشنواره فیلم فجر دوره چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) با نمایش 3 فیلم سینمایی پروانه (محمد برزوییپور) ، نیم شب (محمدحسین مهدویان) و اسکورت (یوسف حاتمی کیا) همراه بود. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسشهای خبرنگاران پاسخ دادند.
کارگردان: محمد برزوییپور
ترکیب بازیگران: مهدی پاکدل، آناهیتا درگاهی، هومن برقنورد، محمد علیمحدی و ...
فیلم «پروانه» تلاش میکند با تکیه بر یک داستان جنایی–معمایی و فضایی تیره، مخاطب را درگیر کشف حقیقت یک قتل کند. پروانه به قتل رسیده و پدرام (مهدی پاکدل) که همسر اوست، بهعنوان مظنون اصلی در بازجویی قرار دارد. ماجرای قتل او، روابط و انگیزههای پیچیده بین شخصیتهای دیگر را آشکار میکند و در طول فیلم مخاطب با رازهای پشت پرده این قتل و پیامدهای آن روبهرو میشود.
نقطه قوت اصلی فیلم، فضاسازی سرد و ملتهب و همچنین بازی قابلقبول برخی بازیگران اصلی بهویژه در سکانسهای بازجویی است که تنش درونی شخصیتها را منتقل میکند.
با این حال، فیلم با چند ضعف جدی روبهروست. مهمترین اشکال آن، فیلمنامه نسبتاً سطحی و قابلپیشبینی است؛ گرههای داستانی آنچنان عمیق نیستند و برای مخاطب حرفهای، مسیر روایت زودتر از پایان قابل حدس میشود.
ریتم فیلم در میانه داستان افت میکند و تأکید بیش از حد بر دیالوگهای توضیحی، از ضرباهنگ معمایی آن میکاهد. پایانبندی نیز اگرچه سعی دارد شوکآور باشد، اما از نظر عاطفی و دراماتیک تأثیر لازم را نمیگذارد
همچنین پرداخت شخصیتها ناقص است و انگیزههای برخی کاراکترها بهدرستی شکل نمیگیرد، بهطوری که بعضی رفتارها باورپذیر به نظر نمیرسند. بازی هومن برقنورد از دیگر بازیگران بهتر است.
پایان فیلم و ارجاعاتش بادآور فیلم مهمی از سینمای معاصر جهان یعنی «شاتر آیلند» است!

کارگردان: محمدحسین مهدویان
ترکیب بازیگران: الناز ملک، احسان منصوری، حران رسول اف و ...
در یکی از ۱۲ شب ۲۳ خرداد تا سوم تیر بمبی را اسراییل به منطقۀ یوسفآباد انداخته و عمل نکرده حال باید مأموران متخصص بمب را خنثی کنند و ...
«نیمشب» سعی دارد فیلمی ملتهب، مینیمال و متکی بر فضا باشد و بیش از آن که روایتمحور باشد، بر حس اضطراب و تعلیق جمعی تمرکز کند.
نقطه قوت فیلم، فضاسازی واقعگرایانه و مستندگونه آن است؛ دوربین اغلب در فاصلهای نزدیک با شخصیتها حرکت میکند و تماشاگر را مستقیماً در دل ترس، سردرگمی و انتظارِ مرگ قرار میدهد. استفاده از لوکیشن محدود و زمان فشرده (چند ساعت در یک نیمهشب بحرانی) به انسجام کلی اثر کمک کرده است.
در مقابل، فیلم از ضعف در شخصیتپردازی رنج میبرد. بسیاری از کاراکترها بیش از آنکه هویت فردی داشته باشند، نماد یا تیپ اجتماعی هستند و همین موضوع باعث میشود ارتباط عاطفی با آنها شکل نگیرد.
از نظر فیلمنامه انگار «نیمشب» عمداً از اوج و فرود کلاسیک پرهیز میکند اما پرسش اصلی این است که شاید واقعا قواعد فیلمنامه نویسی را بلد نیستند! این انتخاب باعث شده پایانبندی اثرگذاری احساسی لازم را نداشته باشد و بیشتر در سطح فضاسازی و شعار باقی بماند تا روایت. موقعیتهای کلیشهای و دیالوگهای شعاری اتفاقا به فیلم بسیار لطمه زده است.
همچنین ریتم کند و یکنواخت فیلم خستهکننده است، بهویژه در میانه داستان که اتفاق دراماتیک پررنگی رخ نمیدهد. فیلم یادآور آژانس شیشهای حاتمی کیا است که میخواهد طیفهای مختلفی را در مقابل هم قرار دهد اما این کجا و آن کجا! بیشتر فیلم مانند تله فیلمها برای مناسبتهای خاص و نمایش در تلویزیون خوب است.
مشکل بزرگ فیلم این است که با وجود چنین سوژه جذاب و معاصری که دارد، اصلا توانایی درگیر کردن مخاطب با خود را ندارد، علی رغم به خدمت گرفتن انواع و اقسام طیفهای جامعه شخصیتی خلق نمیشود که بیننده تن و جانش برای او بلرزد، متاسفانه نگاه سفارشی بودن و ایدئولوژی بازی غیر ضروری فیلم، بر همه چیز میچربد.

کارگردان: یوسف حاتمیکیا
ترکیب بازیگران: امیر جدیدی، هدی زینالعابدین، افشین هاشمی، رضا کیانیان، مهدی زمین پرداز، هادی شیخ الاسلامی و ...
«اسکورت» دومین تجربه جدی یوسف حاتمیکیاست؛ فیلمی که نشان میدهد او به سینمای اجتماعیِ تنشمحور و جادهای علاقهمند است و تلاش میکند از همان ابتدا، جهان شخصی خودش را شکل بدهد.
داستان فیلم حول شخصیتی میچرخد که برای تأمین داروی سرطان ناچار میشود وارد عملی خطرناک شود: او باید نقش اسکورت یک شوتی (قاچاقچی جادهای) را بپذیرد تا محمولهای قاچاق را به مقصد برساند.
در این مسیر، انتخابهای سخت، مرز میان وظیفه، وجدان و بقا را مبهم میکند و شخصیتها را در مواجهه با تنش، تعقیب و سکوتهای سنگین قرار میدهد. روایت فیلم تلاش دارد غم و پیچیدگی انسانهایی را نشان دهد که از سر ناچاری وارد چنین مسیرهای خطرناک شدهاند.
فیلم در فضاسازی و ایجاد تعلیق اولیه موفق عمل میکند و ایدهی مرکزی آن (قرار گرفتن یک مأمور یا فرد قانونمدار در موقعیتی خاکستری) قابلتوجه است.
فیلمنامه در پرداخت موقعیتها و شخصیتها محافظهکارانه عمل میکند و بعضی لحظات مهم، فقط مطرح میشوند اما به عمق نمیرسند. این مسئله تا حدی ناشی از کمتجربگی کارگردان است؛ بازیگران فیلم خوب ایفای نقش کردهاند و هدی زین العابدین از نامزدهای دریافت سیمرغ خواهد بود.
همچنین سایهی مقایسه ناخواسته با سینمای پدر بر سر فیلم وجود دارد؛ نه بهخاطر تقلید مستقیم، بلکه به دلیل انتخاب دغدغهها. اما «اسکورت» هنوز زبان سینمایی مستقل و امضای شخصیِ محکمی برای یوسف حاتمیکیا تثبیت نمیکند.
«اسکورت» فیلمی است که جنس سینما دارد، بهعنوان تجربهی دوم یک فیلمساز جوان نشان میدهد یوسف حاتمیکیا مسیرش را پیدا کرده، اما هنوز برای رسیدن به بلوغ روایی و هویت مستقل، به تجربه و جسارت بیشتری نیاز دارد.

*مهمترین جنجال و خاشیه روز سوم را محمدحسین مهدویان در نشست پرسش و پاسخ فیلمش «نیم شب» رقم زد. این کارگردان خطاب به خبرنگاری که عنوان کرد فیلمهای شما راحت اکران میشوند، گفت: «من فیلمی هم ساختهام که هنوز اکران نشده پس حرفتان مزخرف است!» این جمله با اعتراض خبرنگاران مواجه شد و مهدویان که عصبی بود، درصدد اصلاح کلام خود برآمد.
*باز نکته حاشیهای دیگر این بود که مهدویان با گروه بسیار زیادی از عوامل فیلمش به جشنواره آمده بود و در زمان نشست مطبوعاتی هم این گروه، مدام از حرفهایی که مهدویان میزد با دست زدن و تشویق حمایت میکردند!
*محمد برزوییپور -کارگردان فیلم «پروانه» در ابتدای نشست، با تسلیت به خانوادههایی که عزیزان خود را در ناآرامی های دی ماه از دست دادهاند،گفت:«پروانه» ثمره ۱۷ سال دغدغه و تلاش من است و حدود پنج سال زمان برد تا این پروژه به مرحله تولید برسد.
*نهال مصلحی -سرمایهگذار فیلم- در ادامه نشست با تسلیت به خانوادههای داغدار ناآرامیهای دی ماه و واکنش نسبت به حضور هنرمندان در جشنواره فیلم فجر گفت: بیایید به این موضوع نه از جایگاه قضاوت، بلکه بهعنوان یک حرفه نگاه کنیم. برای من مهمتر از هر چیز این بود که اثری از خودمان بهجا بماند؛ اثری که سالها بعد وقتی دوباره میبینمش، حس خوبی داشته باشم.
مصلحی مطرح کرد: صحبتهایی که میکنم کاملاً بیربط به شغل اصلیام هم نیست. من عضو کادر درمان هستم و طبیعتاً موضوعات روانشناسی برایم اهمیت ویژهای دارند. یکی از اصلیترین دلایلی که باعث شد به این گروه بپیوندم و سرمایهگذاری این پروژه را بپذیرم، نگاه روانشناختی اثر و ژانر آن بود.
*فصیح زاده طراح متن «پروانه» در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره تأثیرپذیری از فیلم جزیره شاتر گفت: بله، بدون شک از جزیره شاتر تأثیر گرفته بودم. از ابتدا یک روایت غیرخطی در ذهنم داشتم و تمام تلاشم این بود که مرز بین خیال و واقعیت برای این کاراکتر مخدوش شود.

*در نشست خبری فیلم، مهدویان برخلاف آنچه پیشتر از سوی جشنواره اعلام شده بود، تعداد افراد حاضر را تغییر داد و گفت: ما امروز با جمع حدود ۲۵ نفری از بازیگران و عوامل فیلم اینجا هستیم. اگرچه میدانم پروتکل جشنواره برای نشست خبری پنج نفر است ، میخواهم که آنها هم در جایگاه باشند،بس است هر چه نشستهای کمجمعیت اینجا (پردیس ملت) برگزار شده است.
او در پاسخ به اینکه زمان کافی برای صحبت آنها نیست، گفت: عیبی ندارد که کسی نتواند صحبت کند، حاضریم پنج شش دقیقه دیگر نشست را تمام کنیم. ما میخواهیم امروز که فیلممان نمایش داده شد، یک حضور جدی در اینجا داشته باشیم.
*مهدویان در پاسخ به سوالی درباره شعاری شدن فیلمش گفت: پای ایران که وسط باشد حاضریم شعار دهیم. در فیلم «لاتاری» هم جایی که حمید فرخنژاد بازی میکرد و گفته میشد «خلیج»، او بابت این موضوع حساس میشد. این شعار میهنپرستی و ایراندوستی است.
مهدویان در بخشی دیگری از نشست گفت: خیلی از همکاران من ترسیدهاند و اینجا نمیآیند چون فضای ارعاب و شوم ترسناکی به وجود آمده است. چرا فکر میکنید ما داغدار نیستیم؟ در همین جمع عوامل فیلم ما کسانی هستند که از اعضای خانوادهشان در میان کشتههای دیماه هستند.
ما مرزبان فرهنگی این مملکت هستیم و من ابایی نداشتم که در این فیلم شعار بدهم. آنقدر برای شعارهای وطنپرستانه شعار ندادیم و خجالت کشیدیم که وطنپرستی یادمان رفته در حالی که هر جا پای دشمن وسط باشد شعار میدهیم.
*او در پاسخ به اینکه چرا فیلمش را با بازیگران مطرح نساخته، گفت: با آنها فیلم بسازم که برای اینکه اینجا باشند منت بکشم؟ با یک مشت ستاره ترسو که حاضر نیستند کنار فیلم بمانند؟ خیلیها بزدلانه نمیآیند و من اصلا نگران نیستم که بعدا در فیلمهایم بازی نکنند. آنها شایسته همان فیلمهایی هستند که در آن بازی میکنند.
فضای نشست پس این صحبت ها به سمتی رفت که تعدادی از خبرنگاران به دلیل ادبیات نامناسب حرف های مطرح شده به نشانه اعتراض قصد کردند که سالن را ترک کنند که مهدویان گفت: این رفتار از روی ترس است. شما از کارگردان محبوبتان هم از این سوالها میپرسید؟
*او در عین حال در بخشی از نشست بابت کلمه «مزخرف» عذرخواهی کرد و توضیح داد: من چند سال است فیلم «شیشلیک» را دارم که به طرق مختلف در دولتهای مختلف مانع از اکرانش هستند. این فیلم درباره گرسنگی است و مردمی که به گرسنگی میرسند.
*در این نشست، مهدی یزدانی خرم یکی از نویسندگان فیلم پس از بیان اینکه «به احترام بیجانشدگان روزهای اخیر میایستم»، گفت: خیلی از آن جوانها دوست داشتند زندگی کنند، فیلم بسازند و این رنج عظیمی است. نمیشود این اتفاق را ننوشت و من یک روز حتما آن را مینویسم.

*نشست فیلم اسکورت فقط با حضور کارگردان و تهیه کننده آن برگزار شد و در ابتدای نشست یوسف حاتمیکیا با تسلیت بابت حوادث اخیر گفت: همه به شکلی عزاداریم و ان شاءلله مردم ایران مثل همیشه از این سختیها عبور میکنند ولی این باعث نمیشود غمی که همگی داریم را کسی بخواهد کم بشمارد.
حاتمیکیا افزود: من دنبال این نبودم که فیلم سیاه بسازم، فقط میخواستم بگویم عدهای از هموطنان ما برای زندگی میجنگند و باید این را ببینیم. این فیلم را با هدف دیدن غم شوتیها ساختم. از وقتی درباره کولبرها فیلم ساخته شد آنها عزیز ملت شدند و خیلی غمانگیز است که درباره شوتیها هیچ اثری نبود.
*حاتمیکیا در پاسخ به سوالی درباره تفاوت این جشنواره با دورههای قبل با اشاره به اینکه مثل گذشته است، گفت: باید باشیم و چراغ آن را روشن نگه داریم. خاموش کردنش برای تن نحیف سینما، اجحافی است که در حق آن میکنیم.
حاتمیکیا در ادامه این نشست در پاسخ به اینکه آیا فیلمش دچار سانسور شده است، با بیان اینکه «فیلمنامه درگیر ممیزی شده ولی آنطور نبوده که به فیلم ضربه بخورد» گفت: من یک فیلم اکشن در قاعده ژانر ساختم نه یک فیلم ناتورالیستی. ژانر اکشن از علایق من بوده و دوست دارم «اسکورت» در گیشه موفق باشد و مردم آن را ببینند.
*حاتمیکیا درباره دلیل پرداختن به چنین موضوعی توضیح داد: از بس فیلم درباره کولبرها ساختند عزیز ملت شدند و من این فیلم را به این دلیل ساختم که داغ دل این عزیزان هم دیده شود. من فقط یک بار مستندی در این باره دیدم و کار دیگری در این باره ساخته نشده است.
*وی درباره نقش پدرش ابراهیم حاتمیکیا نیز بیان کرد: پدر، معلم همیشگی من بودهاند و امیدوارم که شاگرد خوبی بوده باشم.