در آن صورت آسمان دیگر صاف و آبی ساده نبود؛ پر از لایههای موجدار و رنگی میشد که با هر نفس ما آرام تکان میخورد. وقتی میدویدیم، ردّی شبیه دنبالهٔ ابر پشت سرمان میماند. باد مثل رودخانههایی شفاف از میان خیابانها میگذشت و دور ساختمانها میپیچید.
پرندهها هنگام پرواز، مسیرهای زیبایی در هوا نقاشی میکردند و هواپیماها تونلهایی عظیم در آسمان بهجا میگذاشتند. حتی صدای ما هم شکل پیدا میکرد؛ حرف زدن مثل فرستادن موجهایی نورانی به اطراف بود.
دانشمندان میتوانستند خیلی راحتتر حرکت هوا، طوفانها و آلودگی را بررسی کنند. شاید آنوقت همهٔ ما بهتر میفهمیدیم که هوا چقدر مهم و حساس است و چرا باید از آن مراقبت کنیم.
نامرئی بودن هوا باعث شده آن را فراموش کنیم، اما اگر دیده میشد، احتمالاً با احترام بیشتری نفس میکشیدیم و زمین را خانهای شفافتر و سالمتر نگه میداشتیم.
منبع : آخرین خبر
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر