عصر ایران - یک مدیر توانمند به چه مدیری گفته می شود. او چه ویژگی هایی باید داشته باشد تا بتواند بر چالش ها و مشکلات هر روزه شرکتش در محیط پر نوسان امروز فائق آید. کدام شاخص های اکتسابی یک مدیر را برای کارمندان و افرادی که زیردست او کار می کنند قابل احترام، مقتدر و الگو می کند؟ آیا تنها داشتن تحصیلات عالی؛ سرمایه مالی فراوان و یا نیروی انسانی کارآمد برای توانمند شدن یک مدیر کافی است؟
این ها سوالات و پرسش هایی سخت و دشوارند که برای یافتن پاسخ آنها چه بسا لازم باشد عمری را صرف مشاهده رفتار مدیران در شرکت ها، جوامع و کشورهای مختلف کرد؛ کاری که دکتر محمود سریع القلم با گستره دانشی و تجربه اش آن را با خلاصه کردن در ۳۰ ویژگی در اختیار علاقه مندان و مخاطبان خود قرار داده است.
سی ویژگی یک مُدیر توانمند را به نقل از سایت دکتر سریع القلم در پی می خوانید:
۱. که شخصیت او جلوتر از تحصیلات او حرکت کند؛
۲. که تحصیلات داشته باشد و نه مدرک؛
۳. که خوب درس خوانده باشد؛
۴. که از حفظ وضع موجود بترسد؛
۵. که متوجه باشد تمرکز پراکنده زمینه ساز شکست است؛
۶. که دریافته باشد نزاعهای اصلی زندگی در درون خود اوست؛
۷. که میان زندگی شخصی از یک طرف و حرفۀ مدیریتی از طرف دیگر، تعادل ایجاد کند؛
۸. که سخنان او را دیگران حس کنند و به خاطر بسپارند؛
۹. که بداند کیفیت در کار، تصادفی نیست؛
۱۰. که هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه روز در حال یادگیری باشد؛
۱۱. که موفقیت را از قلب شکستهای مکرر استخراج کند؛
۱۲. که با آجرهایی که دیگران به او پرتاب میکنند، ساختمان بسازد؛
۱۳. که آگاه باشد خصلت «شجاعت» تمام خصلتهای دیگر را تضمین میکند؛
۱۴. که با همه پستیها و بلندیهای زمانه خود، بهترینها را به میراث بگذارد؛
۱۵. که یاد گرفته باشد دیگران اول باید او را قبول کنند بعد سخنانش را؛
۱۶. که ریشه معاشرت و ارتباطات مؤثر را در واژگان ساده و جملات کوتاه بداند؛
۱۷. که آموخته باشد فاصله میان خوب و عالی از قلب او تشعشع می یابد؛
۱۸. که تا میتواند از دمدمی مزاج بودن فاصله میگیرد؛
۱۹. که کمتر در مورد خود صحبت میکند و اجازه میدهد دیگران در مورد خودشان صحبت کنند؛
۲۰. که درونی زلال، پرشور و فراخ داشته باشد؛
۲۱. که طرز برخورد او با انسانهای دیگر مملو از دقت و ظرافتهای کلامی و غیرکلامی است؛
۲۲. که تا میتواند در جای خود، تقدیر و تشکر میکند؛
۲۳. که وقت میگذارد و با خودش گفت وگو میکند؛
۲۴. که توانمندی او مساوی است با آنکه چه کسانی را جذب میکند؛
۲۵. که فهمیده است انسانهای دیگر میخواهند بدانند او چقدر برای دیگران اهمیت قائل است؛
۲۶. که از توانمندیهای دیگران برای تحقق اهداف مشترک نهایت بهرهبرداری را میکند؛
۲۷. که بیشتر امتیاز میدهد، میبخشد و یاد میدهد تا آنکه تقاضا و انتظارات داشته باشد؛
۲۸. که دیگران نحوۀ واکنش و روش تصمیمگیری او را تقدیر میکنند؛
۲۹. که تا چه میزان اشتباهات خود را تشخیص میدهد، مینویسد، دسته بندی و اصلاح میکند؛
۳۰. که از افلاطون شنیده باشد: کار مهم زندگی، تسخیر خود است.