در پایان قرن نوزدهم، تلفن راه دور هنوز کالایی لوکس بود و بسیاری گمان میکردند بشر به سقف پیشرفت رسیده است. اما تاریخ نشان داد خطرناکترین اشتباه بشر، دستکمگرفتن آینده است. در همان زمان، عدهای اندک با نگاهی متفاوت، مسیر قرن بعد را ترسیم کردند.
به گزارش زومیت، نیکولا تسلا در سال ۱۸۹۸ از وسیلهای سخن گفت که بدون دخالت انسان تصمیم میگیرد. او نه از الگوریتم گفت و نه از سنسور، اما یک نکته کلیدی را دید: رانندگی مسئله تصمیمگیری است، نه قدرت عضله.
سالها بعد، همین منطق به خودروهای خودران جان داد. تسلا حتی گوشی هوشمند را با جزئیات توصیف کرد؛ ابزاری جیبی برای دیدن، شنیدن و ارتباط همزمان با هر نقطه جهان. او آینده را حدس نزد؛ آن را استنتاج کرد.
جان واتکینز، نه نابغه آزمایشگاهی بود و نه مخترع. اما او نیازهای انسان را دید. غذای آماده، تماس تصویری، گفتوگوی بینقارهای؛ پیشبینیهایش از دل سبک زندگی بیرون آمد. او فهمید تکنولوژی، پاسخ به خستگی، فاصله و نیاز انسان است؛ نه نمایش قدرت ماشینها.
ونوار بوش در سال ۱۹۴۵، زمانی که حتی صفحهنمایش مدرن وجود نداشت، از سیستمی نوشت که اطلاعات را مثل مغز انسان به هم پیوند میدهد. MEMEX، اگرچه ساخته نشد، اما مفهوم «لینک» و شبکه دانش را پایهگذاری کرد. بدون بوش، اینترنت امروز شاید شکل دیگری داشت.
شرکت فیلکو در دهه ۶۰ میلادی، خانهای را به تصویر کشید که در آن خرید، پرداخت، نظارت و ارتباط از راه دور انجام میشود. این فیلم نه پیشبینی علمی، بلکه رؤیای بازار بود؛ رؤیایی که بعدها اینترنت مصرفی دقیقاً همان را محقق کرد.
آرتور سی کلارک و آیزاک آسیموف، تبلت، خودرو خودران و جامعه وابسته به کامپیوتر را دیدند. اما حتی آنها هم همهچیز را درست حدس نزدند. آسیموف فکر میکرد آموزش سنتی از بین میرود؛ غافل از اینکه انسان، تکنولوژی را گاهی برای سرگرمی، نه آگاهی، مصرف میکند.
ری کرزویل مسیر تازهای باز کرد: پیشبینی با اعداد و نمودارها. او رشد نمایی فناوری را دنبال کرد و از دل آن، پیروزی کامپیوتر بر قهرمان شطرنج و گسترش اینترنت بیسیم را بیرون کشید. بسیاری از پیشبینیهایش درست بود، اما حتی الگوریتم هم نتوانست بحرانهای انسانی مثل حباب داتکام را ببیند.