ایسنا: نشستي پيرامون فيلم سينمايي «به رنگ ارغوان» ساختهي حاتميكيا عصر روز گذشته ـ اول خرداد ماه ـ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد و در اين نشست، وحيد جليلي سردبير قبلي نشريه سوره و مديرمسوول فعلي نشريه «راه» سخنراني كرد.
وحيد جليلي با بيان اينكه سعي دارد فيلم «به رنگ ارغوان» را از منظر سينما و رسانه مورد بررسي قرار بدهد،تصريح كرد: بر اين باورم كه مجموعه كارهاي ابراهيم حاتميكيا را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد. البته منظور من از اين دو دسته حوزههاي اجتماعي يا دفاع مقدس نيست بلكه رويكرد حاتميكيا به سوژههاي مختلف را به طور كلي ميتوان به دو گروه طبقهبندي كرد.
وي سپس به فيلمهاي «آژانس شيشهاي»، «ديدهبان» و «از كرخه تا راين» اشاره كرد و گفت: اگر اين سه فيلم حاتميكيا را در يك گروه قرار بدهيم، باقي آثار او در گروه ديگري قرار ميگيرند. چراكه اين سه فيلم يك ويژگي خاص نسبت به ديگر آثار حاتميكيا دارند و اين ويژگي مهم را مابقي فيلمهاي او و از جمله «به رنگ ارغوان» ندارند.
وحيد جليلي معتقد است: فيلمهاي دسته اول حاتميكيا نسبتي جدي با واقعيات حقيقي جامعه دارند يا به تعبير ديگري فيلمهاي دسته اول محسوب ميشوند. در اين فيلمها حاتميكيا، رسانهاي براي واقعيات جامعه است درحاليكه دسته دوم آثار او بيشتر از واقعيات مجازي و رسانهاي نشأت ميگيرند و به نوعي دست دوم محسوب ميشوند.
سردبير نشريه راه ادامه داد: «آژانس شيشهاي» مكمل فضاي رسانهاي موجود در كشور بود و كاملا ماهيت رسانهاي دست اول داشت. اما فيلمهايي مانند «به رنگ ارغوان» يا «به نام پدر» ادامهرو هستند و نه موازي و مكمل خلأها و كمبودهاي رسانهاي.
وحيد جليلي خطاب به مخاطبان اين جلسه گفت:شما در فيلمهايي مانند «آژانس شيشهاي» و يا «از كرخه تا راين» بخشي از جامعه را كه توسط رسانه سانسور شده به خوبي مشاهده ميكنيد اما در ساير آثار حاتميكيا كمتر شاهد چنين مسألهاي هستيم. در اين فيلمها حاتميكيا بيش از اينكه بخواهد به واقعيت جامعه بپردازد در
پي آن است كه حرفهاي خود را بيان كند در واقع در اين آثار، كارگردان از آنسوي دوربين پيداست.
اين منتقد سينمايي در ادامه صحبتهاي خود دليل كمرنگشدن حضور خود واقعي حاتميكيا در فيلمهاي دست دوم او را واردشدن اين كارگردان به فضاي رسانهاي دانست و گفت: پس از فيلمهاي موفق،حاتميكيا وارد فضاي رسانهاي كشور شد. اما به نظرم بعد از آن چند فيلم، حاتميكيا زياد از حد رسانهاي ميشود و براساس تأويل و تفاسيري كه از فيلمهاي مهم او صورت ميگيرد فكر ميكنم كه بايد نسبت به واقعيات مجازي جامعه كه بيشتر هم در رسانهها مطرح ميشوند، واكنشي نشان بدهد.
وي در عينحال به فيلم «به رنگ ارغوان» اشاره كرد و گفت: در اين فيلم حاتميكيا خودش نيست و از واقعيت مجازي جامعه متأثر شده است. تصويري كه اين اثر از جنبش دانشجويي ارايه ميكند نه جنبش است و نه دانشجويي و اگر كسي كوچكترين اطلاعاتي در اينباره داشته باشد به خوبي درمييابد كه چهقدر اين فضا فانتزي و كاملا براساس خواستههاي كارگردان طراحي شده است.
جليلي همچنين معتقد است:روابط ميان دانشجويان فيلم، محل دانشگاه و بسياري موارد ديگر و حتي خود شخصيت «ارغوان» در اين فيلم در حد يك تيپ باقي ميماند. چراكه قرار است تمام اين موارد تنها حرف كارگردان را بيان كنند و حرف كارگردان هم متعلق به خود نيست، بلكه مربوط به مطالبي است كه او در روزنامهها خوانده است.
وي ادامه داد: تصوير ناقصي كه از فضاي دانشجويي كشور در رسانهها مطرح شد، موجب شد كه حاتميكيا هم برهمان اساس كار كند. حال آنكه به شخصه نميدانم واقعا چند تشكل دانشجويي مانند آنچه در «به رنگ ارغوان» ديده ميشود در واقعيت هم وجود دارد. يا به عنوان مثال تصويري كه اين فيلم از نيروي انتظامي ارايه ميكند انسان را به ياد فيلمهاي كمدي قبل از انقلاب مياندازد. گويي كه كارگردان فانتزيتر از اين نميتواند به اين فضا بپردازد. حال آنكه اگر اين فيلم، فيلمي كمدي بود ميتوانستيم اين نوع نگاه را قبول كنيم اما زمانيكه فيلمي به عنوان اجتماعي معرفي ميشود، لازم است كه براي موارد مطرحشده در آن مابهازايي در دنياي بيروني وجود داشته باشد.
جليلي به نقل قولي از حاتميكيا اشاره كرد و افزود: زماني حاتميكيا ميگفت به ما اعتماد كنيد ما شاخكهاي حساسي داريم، اما به نظر من در اين فيلم شاخكهاي حاتميكيا حساس نبوده است.
اين منتقد در بخش ديگري از اين نشست به فضاي اطلاعاتي مطرح شده در فيلم «به رنگ ارغوان» اشاره كرد و گفت:برخلاف فضاي دانشجويي اتفاق خوبي در فيلم شكل ميگيرد. چراكه معمولا اكثر افراد جامعه نسبت به قشر دانشجو شناخت دارند، اما درباره اطلاعات شناختي ندارند و به همين دليل كه اين فيلم اطلاعاتي درباره اين بخش ارايه ميكند به ديدن آن علاقهمند ميشوند. اما به نظر من اين فيلم، خيلي هم به فضاي اطلاعات نزديك نيست. ضمن اينكه اگر بخواهيم درباره اطلاعات فيلم بسازيم دهها سوژه ديگر هم وجود دارد كه بسيار مهمتر از سوژه «به رنگ ارغوان» هستند.
سردبير نشريه «راه» در ادامه به بحث انقلاب و نسبت سينما با آن پرداخت و گفت: ما نسبت به فرصتي كه انقلاب در اختيارمان گذاشته در سينما بسيار بيتفاوت بودهايم. آيا براي سينما چيزي به غير از درام لازم است. انقلاب يعني ماجرا و درام اما با اين وجود طي اين سالها فكر ميكنم كه حتي 10 فيلم هم درباره انقلاب ساخته نشده است و اين در شرايطي است كه صدها كمدي و دهها فيلم اجتماعي اين سالها توليد شده است.
جليلي در بخش پاياني صحبتهاي خود اظهار اميدواري كرد كه ابراهيم حاتميكيا به همان ابراهيم حاتميكياي «آژانس شيشهاي» و «ديدهبان» بازگردد و نه حاتميكياي «به رنگ ارغوان» و «به نام پدر».
در ادامه اين جلسه حاضران به ذكر نقطهنظرات و سوالات خود درباره مباحث مطرحشده پرداختند و وحيد جليلي در پاسخ به بخشي از اين مطالب عنوان كرد: حاتميكياها در جامعهي ما به راحتي به دست نيامدهاند كه بخواهيم آنها را راحت از دست داده يا آنها را به سوي ديگري هل بدهيم. حتي حاتميكيا هم كسي نيست كه بتوان آن را هل داد يا آيندهاي مانند مخملباف براي او پيشبيني كرد. حاتميكيا فيلمسازي است كه در فصل دفاع مقدس شكل گرفته است.
وي در بخش ديگري از اين جلسه اظهار كرد: امروزه تلاشهايي وجود دارد كه نشانهشناسي انقلاب را از سينماي ما حذف و يك نوع نگاه روشنفكرمأبانه را حاكم بر سينماي ما كند. در اين شرايط ما نبايد فيلمسازهاي خودي را هل بدهيم و از خود برانيم.
جليلي درباره مطالبي كه در اين جلسه در نقد فعاليتهاي صداوسيما مطرح شده بود، هم اظهار كرد: بنده چندسال پيش در يك مجله، مطالبي را در باب انتقاد به صداوسيما نوشتم و به همان دليل هم تمام كادر تحريريه آن نشريه از حوزه هنري كه منتشركننده آن نشريه بود اخراج شدند. اما با اين وجود صداوسيما به دليل تصوير ناقصي كه از جامعه ارايه ميكند، همواره مورد نقد من بوده و هست.
او ادامه داد: يكسوم جامعه ما را جمعيت روستايي تشكيل ميدهند اما هيچگاه اين قشر در برنامههاي صداوسيما مورد توجه واقع نميشوند. علاوه بر اين ارزشهاي خبري بسياري در جامعه وجود دارد كه هيچگاه تلويزيون به آنها نميپردازد.حال آنكه اگر فضاي رسانهاي ما كاملتر از اين بود مطمئنا حاتميكيا تغيير خط نميداد.
لذا اگر فضاي رسانهاي سينما را اصلاح كنيم اتفاقات بسيارخوبي براي سينماي ما خواهد افتاد. من به شخصه نميدانم كه معاونت فعلي سينما چه تصميمي براي سينما گرفته است اما اين را خوب ميدانم كه اگر جهتگيريها را درست نكنيم، هرچه هم كه بودجه در بخشهايي خاص تزريق شود فايدهاي نخواهد داشت.
جليلي در پايان اين نشست و در پاسخ به اين سوال كه آيا فكر ميكنيد معاونت سينمايي دوران حاضر هم اجازه ساخت فيلمهايي مانند آژانس را خواهد داد؟ اظهار كرد: من از آينده خبر ندارم اما براساس حضورم در جشنواره ديدم كه حتي فيلمي مانند «صد سال به اين سالها» كه از نظر من اوج تحريف واقعيت است هم به نمايش درآمد. در كل هم فكر ميكنم كه ديگر دوران مديريت گلخانهاي حوزه فرهنگ به پايان رسيده و اكنون نيازمند آن هستيم كه در اين راستا نوعي جراحي صورت بگيرد.
وي در عين حال عنوان كرد: اكنون 90 درصد از فيلمهاي توقيفشده ما يا مستقيما با بودجه دولتي ساخته شدهاند و يا از حمايتهاي دولتي هم به نحوي بهره بردهاند. من نميدانم كه آيا كميكتر از اين هم ميشود به مديريت فرهنگي پرداخت. به عنوان مثال فيلمي مانند «زادبوم» در حوزه هنري و با سرمايهگذاري حوزه هنري و بنياد سينمايي فارابي توليد ميشود و در نهايت هم خود اين افراد اين فيلم را توقيف ميكنند، آيا واقعا كمديتر از اين هم امكان دارد. من نميدانم كه اكنون شمقدري چگونه ميخواهد به اين مسايل پايان بدهد اما اين را خوب ميدانم كه مدتي است سينماي ما به شمال تهرانيها خلاصه شده است و پرداختن و بال و پر دادن به اين بخش سينما فايدهاي براي ما نخواهد داشت.
گفتني است: در دعوتنامه اين نشست آمده بود كه اين نشست بهمنظور بررسي چگونگي بازنمايي نيروهاي امنيتي _ اطلاعاتي در فيلم «به رنگ ارغوان»، چگونگي بازنمايي دانشجويان در فيلم به رنگ ارغوان، دلايل توقيف فيلم به رنگ ارغوان، ارزيابي تصميم معاونت سينمايي در خصوص توقيف و رفع توقيف فيلم، آثار فرهنگي، اجتماعي فيلم در جامعه و ارزيابي روند فيلمسازي ابراهيم حاتميكيا برگزار ميشود.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر