مدرسه کار و کسب عصر ایران- هوش مصنوعی به سرعت وارد کارهای روزمره ما شده است؛ از نوشتن گرفته تا خلاصه کردن پژوهش ها و کمک به تصمیم گیری. اما اخیرا برخی از آن ها سوالی اساسی تر مطرح کرده اند: استفاده از هوش مصنوعی چه تاثیری بر سلامت شناختی نیروی کار آن ها دارد؟
پژوهش های جدید نشان می دهند که این نگرانی صرفا یک فرضیه نیست. هوش مصنوعی فقط سرعت فکر کردن را افزایش نمی دهد، بلکه در بسیاری از موارد جای آن را می گیرد. استفاده منفعلانه از هوش مصنوعی می تواند حافظه، قضاوت، یادگیری و اعتماد به نفس را تضعیف کند و حتی توانایی حل مستقل مسائل را کاهش دهد.
در مقابل، اگر به شکل درست از آن استفاده شود، می تواند بینش را تقویت کرده و ظرفیت ذهنی را برای انجام کارهای پیچیده تر آزاد کند. این تفاوت برای عملکرد شرکت ها و سلامت نیروی کار اهمیت زیادی دارد.
با افزایش فشار برای استفاده از هوش مصنوعی در فرایندهای سازمانی و تصمیم گیری، شرکت ها این خطر را دارند که نیروی کاری بسازند که در ظاهر بهره ور است، اما در بلندمدت توانایی کمتری برای سازگاری، یادگیری و رهبری دارد.
در ادامه، 6 اقدامی که مدیران می توانند برای حفظ و تقویت سلامت شناختی نیروی کار در محیط مجهز به هوش مصنوعی انجام دهند، آورده شده است.
شناخت فقط یک توانایی فردی نیست. این یک سیستم زیستی و روان شناختی است که تحت تاثیر نیازهای روزمره کار و فناوری هایی قرار دارد که از آن ها استفاده می کنیم؛ از نوشتن و ماشین حساب گرفته تا امروز که هوش مصنوعی در دسترس است. اما هوش مصنوعی فراگیرتر از فناوری های قبلی است. برخلاف ابزارهای گذشته، مستقیما وارد حوزه استدلال، جمع بندی و قضاوت می شود، نه فقط اجرای کارها.
زمانی که کارکنان به طور مداوم فکر کردن را به هوش مصنوعی واگذار می کنند، شاید در ظاهر بهره ور به نظر برسند، اما به تدریج تاب آوری ذهنی و شناختی خود را از دست می دهند. مدیران باید سلامت شناختی را همانند فرسودگی شغلی یا اصول ارگونومی، یک موضوع مهم سلامت و ایمنی شغلی بدانند، نه صرفا یک دغدغه شخصی. این نگاه باعث می شود شرکت ها سلامت شناختی را در سیاست ها، فرایندها، آموزش ها و طراحی محیط کار بگنجانند، نه این که فقط انتظار داشته باشند کارکنان بهتر با شرایط کنار بیایند.
وقتی افراد به شکل منفعلانه از هوش مصنوعی به عنوان میانبری برای رسیدن به پاسخ نهایی استفاده می کنند، یادگیری، ماندگاری اطلاعات و تفکر انتقادی آسیب می بیند. اما زمانی که از آن به عنوان نقطه شروع برای نقد، اصلاح یا آزمودن ایده های خود استفاده می کنند، عملکرد شناختی بهتر حفظ یا حتی تقویت می شود.
همچنین زمان استفاده از هوش مصنوعی، چه در ابتدای فرایند، چه در انتها و چه در طول انجام کار، می تواند تاثیر متفاوتی بر سلامت شناختی داشته باشد. اگر هوش مصنوعی همیشه محصول نهایی را آماده تحویل دهد، کارکنان فرصت تجربه کردن چالش هایی را که باعث شکل گیری تخصص می شوند از دست می دهند.
اما اگر پیش نویس، گزینه های جایگزین و پیشنهادهایی برای ادامه کار ارائه دهد، افراد از نظر ذهنی درگیر باقی می مانند. نتیجه این است که شغل ها و فرایندهای کاری باید به گونه ای طراحی شوند که هوش مصنوعی توانایی استدلال انسان را تقویت کند، نه این که آن را حذف کند و فرایندهای یادگیری را نیز حفظ کند.
هوش مصنوعی در سرعت و گستردگی عملکرد بسیار قدرتمند است. در مقابل، توانایی انسان در تفکر عمیق، قضاوت و ترکیب اطلاعات در طول زمان برتری دارد. اما استفاده مداوم از خلاصه ها، پاسخ های فوری، تحلیل های تولید شده توسط هوش مصنوعی و موارد مشابه، می تواند فرصت انجام فرایندهای کندتر اما ضروری برای استدلال راهبردی، قضاوت و تفسیر را از بین ببرد.
مدیران باید بازه هایی از کار با حداقل استفاده یا بدون استفاده از هوش مصنوعی را برای فعالیت هایی که به تفکر عمیق نیاز دارند حفظ کنند. این موضوع شامل حل مسائل پیچیده، تصمیم گیری های چند لایه، قضاوت های حساس و تدوین راهبردهای مهم است. همچنین مدیران باید بدانند که محدودیت زمانی نقش مهمی در این موضوع دارد که هوش مصنوعی به تقویت یا تضعیف تفکر انتقادی منجر شود. زمانی که همه چیز فقط برای سرعت بهینه سازی شود، سلامت شناختی به تدریج کاهش پیدا می کند.
هرچه توانایی های هوش مصنوعی بیشتر می شود، بسیاری از کارکنان حتی زمانی که درست فکر می کنند، در قضاوت خود تردید می کنند. پژوهش های انجام شده توسط امی ادمونسون که در هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده است، نشان می دهد استفاده بدون محدودیت از هوش مصنوعی می تواند به تدریج اعتماد افراد به همکاران و حتی به خودشان را کاهش دهد.
از دیدگاه سلامت شناختی، تردید مداوم نسبت به خود اهمیت زیادی دارد. زمانی که افراد خیلی سریع تصمیم گیری را به فناوری واگذار می کنند، قضاوت، اعتماد به نفس و شایستگی آن ها آسیب می بیند. مدیران باید مخالفت با خروجی های هوش مصنوعی را تشویق و عادی سازی کنند، ارزیابی انتقادی را در عمل نشان دهند و به طور شفاف بر ارزش قضاوت انسانی تاکید داشته باشند.
در بسیاری از موارد، اجرای پروژه های مرتبط با هوش مصنوعی بر دسترسی، بهره وری و خود فناوری متمرکز است. اما تعداد بسیار کمتری از این برنامه ها به هنجارهای شناختی می پردازند؛ این که چه زمانی باید به هوش مصنوعی تکیه کرد، چه زمانی نباید این کار را انجام داد و چگونه باید خروجی های آن را با نگاه انتقادی بررسی کرد.
پژوهش های محیط کار نشان داده اند که امنیت روانی ارتباط نزدیکی با موفقیت در استفاده از هوش مصنوعی دارد؛ از جمله داشتن درک روشن از محدودیت های آن و امکان انجام آزمایش هایی که شکست در آن ها قابل پذیرش باشد. همین امنیت روانی برای سلامت شناختی نیز ضروری است. کارکنان باید احساس کنند که اجازه دارند سرعت خود را کاهش دهند، خروجی ها را زیر سوال ببرند و مستقل فکر کنند، بدون آن که نگران باشند به عنوان فردی سخت گیر، ناسازگار یا کم بازده شناخته شوند.
هوش مصنوعی ممکن است تلاش ظاهری را کاهش دهد، اما در عین حال فشار شناختی پنهان را افزایش دهد. برای نمونه، زمانی که کارکنان باید به طور مداوم خروجی های هوش مصنوعی را بررسی، تایید و در بستر مناسب تفسیر کنند، خستگی شدید ذهنی به راحتی ایجاد می شود. در طول زمان، چنین توجه پراکنده ای می تواند عملکردهای اجرایی مغز را فرسوده کند.
مدیران باید فراتر از شاخص های بهره وری به نشانه هایی مانند خستگی ناشی از تصمیم گیری، وابستگی بیش از حد به پاسخ های تولید شده توسط هوش مصنوعی، کاهش بحث و تبادل نظر یا کمتر شدن یادگیری از اشتباهات توجه کنند. این موارد فقط نشانه ضعف در بهینه سازی نیستند، بلکه هشدارهای اولیه درباره کاهش توان شناختی به شمار می روند.
هوش مصنوعی فقط یک راهبرد فناورانه نیست، بلکه عاملی موثر بر سلامت محیط کار است که هر روز بر شیوه فکر کردن، یادگیری و قضاوت افراد تاثیر می گذارد. مدیرانی که تاثیر آن بر سلامت شناختی را نادیده می گیرند، شاید در کوتاه مدت به بهره وری بیشتری برسند، اما در بلندمدت توانمندی کارکنان و کل سازمان را تضعیف خواهند کرد.
سازمان هایی که می خواهند سلامت شناختی نیروی کار خود را در عصر هوش مصنوعی حفظ کنند، باید برای استدلال مستقل و قضاوت انسانی ارزش قائل شوند و کارکنان را تشویق کنند که به طور منظم خروجی های هوش مصنوعی را به چالش بکشند و آن ها را با دقت ارزیابی کنند.
شرکت هایی که در آینده موفق خواهند بود، لزوما آن هایی نیستند که بیشترین استفاده را از هوش مصنوعی دارند، بلکه آن هایی هستند که توانایی فکر کردن کارکنان خود بدون اتکا به این فناوری را حفظ می کنند.
تنظیم و ترجمه: مازیار دانیالی