فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۶۳۱۳۲
تاریخ انتشار: ۲۱:۲۴ - ۳۱-۰۱-۱۳۹۰
کد ۱۶۳۱۳۲
انتشار: ۲۱:۲۴ - ۳۱-۰۱-۱۳۹۰

دلتنگی

عصر ایران
ما باید باهم حرف بزنیم

آدم نشسته بود و دست بر عصایش گذاشته بود و چانه بروی دستش...

فرزندانش حرف میزندند و شلوغ میکردند و

آدم نگاهشان میکرد .

تا اینکه یکی از فرزندان پرسید : چرا شما اینقدر ساکتید و حرف نمیزنید؟

آدم گفت وقتی به زمین آمدیم جبرئیل گفت اگر میخواهی برگردی به همان جایی که از آن آمدی... أقلِل کَلامِک!

آدم دلش تنگ بهشت بود!
 
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
رهبر ملی ترکمنستان وارد تهران شد روایت فرمانده عملیات آتش‌نشانی از لحظات اولیه انفجار در حمله به بیت رهبری اگر ۲۴ ساعت غذا نخورید، چه اتفاقی برای قند خونتان می‌افتد؟ راز هوای شرجی؛ چرا گرمای مرطوب بسیار خطرناک‌تر از گرمای خشک است؟ با رژیم پرپروتئین این ۶ اتفاق در بدن‌تان می‌افتد کریستیانو هنوز اینجاست رونالدو صعود کرد و مودریچ به خانه رفت/ لاروخا و پرتغال به هم رسیدند وقتی محدودکننده سرعت خودرو به حداکثر می‌رسد چه می‌شود؟ نگاهی به مکانیزم عمل این فناوری پوشش جالب زنان ارمنی در اصفهان در دوران قاجار(عکس) قهوه را هوشمندانه بنوشید؛ این ساعت طلایی انرژی شما را چند برابر می‌کند ژن‌ها غذاهای مورد علاقه و خطر ابتلا به بیماری‌ها را پیش‌بینی می‌کنند؟ خاص‌ترین خودرو بوگاتی با رنگ عجیب‌و‌غریب رونمایی شد(+عکس) آسمان خونین پس از زلزله؛ چرا آسمان «کاراکاس» قرمز شد؟ این لبخند بوی سکته می‌دهد نمایی از «خانه حکیم باشی فرانسوی» ناصرالدین شاه؛ سال 1269