سربازاني كه در اولين جنگ خليجفارس جنگيدهاند و دچار مشكلات نورولوژيك متعدد و علا‚م و نشانهها و مشكلات و بيماريهاي روانپزشكي شدهاند از لحاظ بافت مغزي كاملا با سربازاني كه در آن جنگ حضور داشتهاند اما دچار اين مشكلات و بيماريها نشدهاند, متفاوت هستند.
به گزارش سرمايه به نقل از رويترز، اين مساله را تحقيق پزشكان مركز نورولوژي بوستون ايالات متحده آمريكا نشان داده است.
دكتر روبرتا وايت از مركز نورولوژي بوستون ميگويد:<ما علت اين تفاوتها را نميدانيم... اما يك فرضيه اين است كه مغز اين افراد در معرض مواد نامناسب و آسيبرسان قرار گرفته و اين تغييرات ناشي از اين مساله است.
تحقيقات نشان ميدهد كه ميزان تفاوتهاي ايجاد شده در مغز اين گروه از سربازان با مشكلات و علا‚م آنها ارتباط مستقيم دارد. دكتر وايت ميگويد:<گروهي از كهنه سربازان پس از حضور در جنگ خليجفارس دچار علايم و بيماريهاي رواني شدند كه توجيه فيزيكي نداشت و نشانهاي مبني بر بروز بيماري به علتي غير از حضور در جنگ در آنها پيدا نشد... بايد بگويم كه تنها 20سال بعد از پايان جنگ ويتنام بود كه ما متوجه بروز مشكلات و بيماريهاي مرتبط با عامل تاريخي- كه در بمبهاي ناپالم و بمبهاي شيميايي به كار رفته در آن جنگ پيدا ميشد-شديم, حالا هم 16 ساي از پايان جنگ اوي خليجفارس ميگذرد و ما ميتوانيم اين حالات و نشانهها را ناشي از مسالهاي در آن جنگ بدانيم.
در مطالعه گروه دكتر وايت و همكارانش 36 سرباز دوران جنگ خليجفارس 19911- 1990) كه در زمان رفتن به جنگ داراي سلامت كامل بودند, مورد بررسي قرار گرفتند, گروهي از آنها حداقل پنج ناراحتي (شامل درد مفاصل, خستگي, فراموشي, سردرد, راشهاي پوستي, تهوع و مشكلات خواب و تمركز) را داشتند و گروه ديگر مشكلي از اين لحاظ نداشتند. بررسيهاي راديولوژيك همراه با سيتياسكن مغز افراد دو گروه تفاوتهاي عمده و مشخصي در ساختار مغز دو گروه نشان داد كه بيانگر اين است كه مشكلات اين كهنه سربازان ناشي از تغييرات ساختاري در بافت مغز آنهاست.