کد خبر ۱۹۹۱۶۱
تاریخ انتشار: ۱۸:۰۹ - ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ - 05 February 2012

در پی انتشار مطلب تقطیع شده ای از فرزند علامه شهیدی در یکی از رسانه ها ، وی در یادداشتی که نسخه ای از آن در اختیار عصر ایران قرار گرفت ، نسبت به این موضوع انتقاد کرد . متن یاداشت به شرح زیر است:

تقطیع گزینشی وبزرگنمایی جهت داراخبارواظهارات این وآن اگر نه "آخرین وسوسه" بعضی ازاصحاب رسانه واهالی مطبوعات، دست کم مهم ترین وشناخته شده ترین آنهاست و وقتی پای باورها واعتقادات به میان می آید، ازخطیر ترین وبالقوه مهلک ترین آنها.تقسیم کلمۀ توحید به دوبخش "لا اله" و"الا الله" ونقل گزینشی بخش اول عبارت که متضمن انکاروجود خداوند است مثالی معروف دراین زمینه است و اینچنین است مطلب اخیر یکی از رسانه ها با عنوان " وقتی یک مجتهد مانع رفتن پسرش به جبهه شد" که ازتازه ترین نمونه های اینگونه تصرف ناروا وانعکاس مخدوش وناصواب واقعیات است.

مطلب مذکور نقل ناقص و دستکاری شده ای ازمصاحبۀ اخیر اینجانب با هفته نامۀ "پنجره" است که درشمارۀ 25 دی ماه این نشریه به چاپ رسیده است.

مطمئناً با مطالعۀ متن کامل این مصاحبه وسایر مندرجات آن یادنامه، جای سؤال ویا ابهامی درخصوص مواضع فکری واعتقادی شخصیت مورد بحث یعنی مرحوم علامه شهیدی(ره) باقی نخواهد ماند اما از آنجا که شاید همگان را مجال ویا امکان این مراجعه نباشد، نکاتی را به قصد اصلاح ورفع شبهات احتمالی یادآورمی شوم؛

1- درتیترمطلب از" ممانعت" مرحوم علامه شهیدی ازعزیمت فرزندشان به جبهه سخن به میان آمده است حال آنکه موضع آن فقید سعید در مناظرۀ مورد اشاره،"مخالفت" بوده است ونه ممانعت.

این تصرف (انشاء الله سهوی) درلفظ، باتوجه به فضای بحث وشخصیت اثرگذار مرحوم شهیدی به هیچوجه خطایی قابل اغماض نیست چرا که درمباحث جدی فکری تفاوت های (به ظاهر) جزئی صورالفاظ درمرحلۀ درک معنی واستنباط مفهوم، اختلاف های فاحشی را موجب تواند شد.

2- نکتۀ محوری ومقصود اصلی حقیر ازنقل این خاطره، دقیقاً همین "تمکین درعین مخالفت" مرحوم پدربه یکی از درخشان ترین اصول ساختاری "نظـام افتـاء" بود؛ رویکردی که به خصوص در رخدادهای تاریخ ساز ودرسطوح بالای رهبری وهدایت سیاسی/مذهبی جهان تشیع به کرات شاهدآن بوده ایم.تلقی مرحوم شهیدی ازشأن وجایگاه رهبرفقید انقلاب، منزلت یک مجتهد مسلم جامع الشرایط بود. مسائل مهم انقلاب ومنجمله قضیۀ جنگ تحمیلی را مرحوم پدرازمقولۀ "امرجامع" محسوب می داشتند؛ نه تنها تخلف ازفتوای امام رضوان الله تعالی علیه رادرچنین مواردی جایز نمی شمردند، بلکه نه خود ونه هیچ مجتهد وحتی مرجعی را ( لااقل بدون اذن معظم له) معاف از تبعیت از رأی ایشان نمی دانستند.

3- بحث فقهی حادث میان این دوجنت مکان ازسنخ بحث در"فروع فقهی" است؛ حتی درنقل ناقص مورد اشاره، پاسخ مرحوم علامه شهیدی کاشف از این واقعیت است که ایشان در"اصل وجوب دفاع" مناقشه ومخالفتی نداشتند (تاچه رسد به ممانعت!) وتنها درتعیین مصداق مکانی حکم با فرزندشان هم عقیده نبودند.

4- شهیدی "واعظ غیرمتعظ" نبود! پارۀ تن خود را ادامه دهندۀ عملی جهاد فکری خویش می دید. پیش ازسیداحسان، چندتن ازجوانان محل سکونت ما که همگی ازدوستان وهمراهان نزدیک وی بودند، درجبهه های جنگ به شهادت رسیدند.دراغلب این موارد مرحوم شهیدی شخصاً درمراسم تشییع ومجالس ترحیم این عزیزان حاضر می شدند ووالدین وبستگان آنان را تسلیت می دادند.دریک مورد حتی قطعه شعری برای یکی از این شهدا سرودند وبا گرمی وعطوفت خاصی به پدرایشان تقدیم کردند.

5- درمقدمۀ مطلب اطلاعات غلطی درج شده است که ذیلاً به ذکردونمونه ازآن اکتفاء می کنم.با توجه به حساسیت موضوع وشخصیت والای علمی واخلاقی مرحوم علامه شهیدی، همین مقدار سهو و مسامحه برای تردید درصحت باقی موارد وبه خصوص حسن نیت نویسنده کافی به نظر می رسد؛

الف – مرحوم شهیدی متولد بروجرد بودند ولی برخلاف فرمایش نویسندۀ محترم، هرگز درجلسات درس آیة الله بروجردی شرکت نداشته اند. دوران طلبگی مرحوم شهیدی از سال 1320 تا 1328 هجری شمسی درشهرنجف سپری شده است درحالیکه آیة الله بروجردی تا سال 1323 ساکن زادگاه خود وسپس تا زمان وفات مقیم قم بوده اند.

ب – نویسندۀ محترم اظهارداشته اند که جنازۀ شهید سید احسان شهیدی" دراوایل دهۀ هشتاد" کشف وتحویل خانوادۀ ایشان شده است.لازم به ذکراست که جسم مطهرآن زنده یاد همچون صدها وبلکه هزاران شهید گمنام دیگرهرگز شناسایی نشد واین دیدار به قیامت ماند.

6- درواقعۀ شهادت سیداحسان، مرحوم پدرآینۀ تمام نمای صبروتسلیم ورضا بودند.به دلایلی ابلاغ این خبر به بنده محول شد.عکس العمل متین وبزرگوارانۀ ایشان فوق انتظار سایر اعضای خانواده بود؛ آب سردی بود برآتش جانسوزاین مصیبت جانگداز.

وبالاخره آنکه فرزند شهید مرحوم علامه شهیدی چنانکه دراصل مصاحبه آمده است، درلباس روحانیت وبه عنوان "نیروی تبلیغی" درجبهه حاضرشده بود؛ با آنکه پیش از ورود به حوزۀ علمیه آموزش های رزمی را دربسیج فراگرفته بود اما درشب عملیات جزء آمارنیروهای رزمنده نبود، پلاک یا نشانۀ شناسایی دیگری هم نداشت وتا امروز که نزدیک سی سال از شهادتش می گذرد، هیچگونه پرونده وسابقه ای در بنیاد شهید وامثال آن نداشته و ندارد. اندکی پس از شهادت وی ، مسئولین وقت بنیـاد شهیـد یخچـال فریزرسـاید بای سـاید بسیـاربزرگی را که ظـاهراً از بقیـة السیف کالاهای موجود درمـرکـز خـرید سـابق امریکاییان درمنطـقۀ سلطنت آباد (پاسـداران فعلی) بود، به درب منـزل ما درمحلۀ نارمک فرستـادند.این اقدام غیـرمنتظـره را مـرحوم پدراینـگونه پاسخ دادند:

بسـم الله الـرحمن الـرحیـم
20/4/61
جناب . . .
پس ازعرض سـلام،چنـدی پیش یکدستـگاه یخچـال ازسـوی قسـمت تدارکات بنیـاد [ شهیـد] بخانۀ بنـده تحویل شـده است.درپی آن بودم که فرستنده کیست؟ وسفارش دهنـده چه کسی؟ سرانجام معلوم شد توصیه کننده جناب عالی ودستوردهنده حضرت . . . . هستند.

با عرض تشکرازهردوبزرگوارباید بگویم؛این بنده زندگی خودرا طوری پی ریزی کرده است که با حداقل مَـؤنِه بتواند ساخت.اگر این یخچال فروشی است،توانایی پرداخت بها را ندارم واگر اهدایی است، بهیچوجه خودرا درگرفتن آن مستحق نمی دانم.بهرحال همانطوردرصحن خانه معطل مانده است و می ترسم از تابش آفتاب آسیب ببیند. لطفاً دستورفرمایند آنرا عودت دهند وگرنه باید هزینۀ بازگشت راهم خودبپردازم.والسلام علیکم ورحمة الله.

ارادتمند، دکترسیـدجعفرشهیدی
مؤسسـه لغت نامه دهخـدا
رونوشت جناب آقای . . .

دوسـال بعـد، تلویزیون اهدائی بنیـاد شهید راعودت می دهنـد.درحاشیۀ فاکتـورمربوط می نویسند:

بسـم الله وله الحمـد

ازبرادری که این برگ درخواست را صـادرکرده سپاسـگزارم.آنچـه من از آقای . . . خواستم این بود که اجازه دهنـد ازفروشگاه هایی که معمـولاً با معرفی نامۀ بنیاد شهیـد یا مسجد، کالا می فروشنـد برای نوه ام تلویزیونی به هزینۀ خود بخرم.فرزندم درراه عقیـدۀ خـود رفته است.ما خانواده ای نیستیـم که اجـرخـدا را با متاع دنیـا عوض کنیـم.

ولله الحمد سیـدجعفـرشهیدی

سیـّد محسـن
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری