کد خبر ۲۰۲۸۸۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۳۵ - ۰۷ اسفند ۱۳۹۰ - 26 February 2012
بررسی اوضاع سوریه در گفتگو با مرتضی نعمت زاده
موضع ایران باید معطوف به دفاع از مردم سوریه در برابر حکومت این کشور و نیز معطوف به دفاع از حکومت این کشور در برابر توطئه های خارجی باشد.

 عصر ایران، هومان دوراندیش - مرتضی نعمت زاده، معاون خبرگزاری تقریب، معاون بین الملل سابق جمعیت دفاع از فلسطین و رایزن فرهنگی پیشین ایران در سوریه، متعقد است که هنوز حداقل پنجاه درصد مردم سوریه طرفدار رژیم بشار اسد هستند. وی یکپارچگی سیستم نظامی، امنیتی و سیاسی سوریه را یکی از موانع اصلی سقوط حکومت بشار اسد می داند. نعمت زاده حوادث در حال وقوع در سوریه را " انقلاب " نمی داند و استدلالش هم در تایید این مدعا این است که این ناآرامی ها هنوز به دمشق و حلب نرسیده اند. با این حال او می پذیرد اگر ناآرامی ها به دمشق و حلب برسد، بشار اسد دیگر نمی تواند ادعا کند که از حمایت اکثریت مردم سوریه برخوردار است. متن زیر گفتگویی است با مرتضی نعمت زاده درباره حوادث پرشتاب در کشور پر تب و تاب سوریه.

***


از آخرین تحول ماجرا شروع می کنیم ؛ چرا حماس به صف مخالفان دولت سوریه پیوست؟

حماس از جوانب زیادی، بویژه از سوی پایگاه مردمی اش، اخوان المسلمین و کشورهای عربی تحت فشار بود. بسیاری از کشورهای عربی، بویژه عربستان و قطر، مایل هستند جریان مقاومت در سوریه را رنگ و بوی مذهبی بدهند و بگویند که ایران به دلایل مذهبی، از سوریه حمایت می کند. چنین فشارهایی از مدت ها قبل به حماس وارد می شد. البته حماس هنوز رسماً تغییر موضع خودش را اعلام نکرده است. رسانه ها سخنان روز گذشته اسماعیل هنیه در دانشگاه الازهر را به گونه ای منعکس می کنند که گویی حماس تغییر موضع داده است.

حماس برای اعلام رسمی تغییر موضعش چه کار باید بکند؟

حماس حکومت سوریه را به صراحت محکوم نکرده است. حماس از انتفاضه مردم سوریه یاد کرده اما دولت سوریه را مستقیماً محکوم نکرده است. ما نباید به سرعت چنین وانمود کنیم که حماس به دولت سوریه کاملاً پشت کرده است.


ولی با توجه به فضای فعلی، می توان انتظار داشت که حماس در آینده نزدیک مستقیماً علیه حکومت سوریه هم موضع بگیرد.

به نظر من، دلیلی ندارد که ما با پافشاری بر روی این موضوع به آن دامن بزنیم.

موضع کنونی حماس در قبال جنبش انقلابی مردم سوریه، چه تاثیری بر روابط ایران و حماس خواهد داشت؟

من فکر می کنم در کوتاه مدت تاثیری نخواهد داشت. اما اگر این روند شدت یابد و حماس رسماً به خط ضد مقاومت بپیوندد، در این صورت ممکن است بین ایران و حماس مشکلاتی پیش آید ولی در حد و اندازه فعلی، فکر می کنم مشکلی پش نخواهد آمد.

 البته حزب الله و حماس و جهاد اسلامی، مزدوران ایران نیستند. ایران و این سه گروه بر محور یک سری اهداف استراتژیک مشترک ائتلاف و اتفاق نظر دارند. ما نباید انتظار داشته باشیم که حزب الله و حماس کاملاً مثل ایران موضع گیری کنند. اتحاد ایران و حماس و حزب الله لبنان در یک چارچوب مشترک است. اگر این چارچوب از هم گسیخته شود، در این صورت شرایط جدیدی شکل می گیرد.

اگر روند مخالفت حماس با دولت سوریه ادامه یابد، پیامدهایش برای رابطه ایران و حماس چه خواهد بود؟

محور مقاومت در منطقه مشخص است: ایران، سوریه، حزب الله، حماس و جهاد اسلامی. گفته می شود که در حماس جریان هایی وجود دارند که می کوشند گفتگو و راه حل مسالمت آمیز در قبال اسرائیل را جایگزین جهاد و مقاومت مسلحانه کنند.  طبیعتاً اگر حماس به این موضع برسد و یا روند مخالفتش با دولت سوریه تشدید شود، این سازمان دیگر از محور مقاومت خارج شده و معادلات جدیدی شکل خواهد گرفت.

 البته شرایط منطقه هم چنین فشاری را به حماس وارد می کند. مثلاً موضع غیرانقلابی اخوان المسلمین در برابر اسرائیل، یکی از عوامل تاثیرگذار است. اخوان المسلمین بعد از انقلاب های اخیر جهان عرب، که به عنوان بازیگر رسمی وارد عرصه سیاست شده اند، وارد مرحله مسالمت و سکوت در قبال اسرائیل شده اند. ممکن است حماس نیز چنین موضعی بگیرد. تغییر موضع حماس در قبال سوریه و مقاومت مسلحانه در منطقه، قاعدتاً در روابط ایران و حماس تاثیرگذار خواهد بود.

امروز همه پرسی قانون اساسی سوریه برگزار می شود. آیا در شرایط فعلی، امکان برگزاری یک رفراندوم سالم در این کشور وجود دارد؟

قانون اساسی جدید سوریه، بسیار متفاوت از قانون اساسی قبلی است. این قانون انحصار قدرت را از دست حزب بعث خارج کرده و آزادی های سیاسی و حزبی را به رسمیت شناخته است و این قانون اساسی در مجموع گامی رو به جلو است. اما مساله اصلی این است که مشارکت مردم در این همه پرسی در چه حد خواهد بود. یعنی آیا این رفراندوم می تواند رفراندومی برای باقی ماندن حکومت بشار اسد هم باشد یا نه. سلامت این همه پرسی در گرو برگزاری درست آن است و ما فعلاً در این زمینه چیزی نمی توانیم بگوییم.

پیش بینی شما از نتیجه این رفراندوم چیست؟

به نظر من در حال حاضر درصد بالایی از مردم سوریه حامی بشار اسد هستند. دلیل آن هم این است که هنوز در حلب و دمشق حرکت هایی جدی علیه حکومت بشار اسد شکل نگرفته است. حرکت اعتراض آمیزی که به پایتخت نرسد، انقلاب نیست. شاید شورش یا نهضت باشد. بنابراین ما هنوز نمی توانیم به طور قطع بگوییم که در سوریه، یک انقلاب در حال قوع است.

اگر شلوغی های سوریه به دمشق یا حلب برسد، شما می پذیرید که اکثریت مردم سوریه حامی بشار اسد نیستند؟

بله، قطعاً همین طور است.

آیا در این صورت ایران هم نباید به نفع معترضین سوری و علیه حکومت بشار اسد موضع گیری کند؟

ما باید یک فرمول را رعایت کنیم و آن فرمول این است: یک سری مطالبات مردمی در مقابل نظام سیاسی سوریه وجود دارد. پاره ای اقدمات هم در خارج از سوریه علیه حکومت این کشور در جریان است؛ اقداماتی که در داخل سوریه تاثیرگذار است. تلاش های آمریکا و متحدانش برای ساقط کردن رژیم بشار اسد از جمله این اقدامات است. موضع ایران باید معطوف به دفاع از مردم سوریه در برابر حکومت این کشور و نیز معطوف به دفاع از حکومت این کشور در برابر توطئه های خارجی باشد.

اگر ما این فرمول را رعایت کنیم، موضع درستی اتخاذ کرده ایم. ایران باید از مطالبات و حقوق مردم سوریه دفاع کند. اما نباید فراموش کنیم که قدرت های بزرگ منطقه ای و فرامنطقه ای در تلاش اند تا حکومت سوریه را ساقط کنند. این تلاش ها ناشی از دموکراسی طلبی این قدرت ها نیست بلکه ناشی از کینه این قدرت ها از مواضع ضد صهیونیستی بشار اسد است.

حالا اگر قرار باشد بین این دو ملاحظه قائل به اولویت باشیم، ایران کدام یک را باید انتخاب کند؟ دفاع از مردم سوریه در برابر حکومت این کشور یا دفاع از حکومت سوریه در برابر قدرت های خارجی؟

من معتقدم به میزانی که مداخلات خارجی در تغییرات داخلی موثر باشد، مردم سوریه هم استقلال خودشان را از دست می دهند.

به نظر شما، الان اولویت با حفظ جان مردم سوریه است یا حفظ استقلال سیاسی آنها؟

بحث جان کاملاً درست است. ریختن خون هیچ بی گناهی جایز نیست. بنابراین اگر قرار باشد خونی ریخته شود، باید مراقبت کرد تا خون بی گناهی ریخته نشود. این نکته را هم نباید فراموش کنیم که بخش بزرگی از مردم سوریه، قربانی اقدامات مسلحانه ای هستند که منشا خارجی دارد. اقدام نظامی دولت سوریه در برابر اقدام نظامی مخالفانش است. در هر کشوری چنین شرایطی ایجاد شود ارتش موظف است در برابر مخالفان مسلح ایستادگی کند.

ولی ظاهراً روند ماجرا برعکس بوده است. یعنی ابتدا مخالفان دولت سوریه سرکوب شدند و بعد به اقدامات مسلحانه روی آوردند.

نه، این طور نیست. اصولاً بحران در سوریه در مناطق مرزی شدت دارد. فقط حمص این طور نیست.  

یعنی شما می فرمایید دولت سوریه ابتدا با گروههای مسلح مواجه شده و درگیری با این گروهها، موجب ناآرامی گسترده در سوریه شده است؟

به نظر نمی آید که دولت سوریه برخورد عادی مردم را به برخورد مسلحانه تبدیل کرده باشد. درگیری ها از همان ابتدا که درعا شروع شد، جنبه مسلحانه داشت. درگیری های درعا زمانی فروکش کرد که دولت سوریه مرز را بست. یعنی بین مناطق مرزی و ناآرامی های سوریه رابطه ای وجود دارد.

البته من معتقدم که نیروهای مسلح سوری در برخوردهای اولیه، قطعاً اشتباهات زیادی داشتند. آنها ابتدائاً برخوردهای خشنی را انجام دادند. اما این طور نبود که این برخوردهای خشن موجب درگیری نظامی شده باشد. آیا الان عربستان و قطر به دلیل مسائل انسانی از مناطق مرزی گوناگون این همه اسلحه وارد سوریه می کنند؟

وزیر امور خارجه فرانسه گفته است در صورت تداوم این اوضاع در سوریه، گام بعدی را باید در قبال این کشور برداشت؟ این "گام بعدی" چه می تواند باشد؟

من فکر می کنم الان تلاش های زیادی می شود که سلاح های بیشتری وارد سوریه شود زیرا در حال حاضر برخورد نظامی با سوریه، نه برای کشورهای عربی امکان پذیر است و نه برای جهان غرب. دولت سوریه هم ناچار است مرزهایش را ببندد و شدت عمل سوریه برای بستن مرزهایش، با واکنش تبلیغاتی گسترده رسانه های عربی و غربی مواجه می شود. حماس را هم می خواهند از سوریه جدا کنند تا بگوینددولت سوریه آخرین متحد سنی اش را هم از دست داده و الان فقط اقلیتی علوی در این کشور در حال حکومت کردن بر مردم هستند.

در کنفرانس " دوستان سوریه " پیشنهاد شد نیرهای حافظ صلح، متشکل از نیروهای عربی و بین المللی، وارد سوریه شوند. این پیشنهاد را چطور ارزیابی می کنید؟

اگر با دولت سوریه توافقی حاصل شود شاید این پیشنهاد بد نباشد اما اجری یکسویه این پیشنهاد، مفید نیست. قبلاً هم بحث ورود ناظران به سوریه مطرح شد اما اتحادیه عرب در نهایت آن طرح را لغو کرد. چرا؟ چون گزارش هایی که به دستش می رسید گزارش های دلخواهش نبود. ورود نیروهای حافظ صلح هم زمانی مفید خواهد بود که طرفین درگیری احساس کنند که این نیروها می توانند به حل مشکل کمک بکنند. راه حل سوریه قطعاً سیاسی است نه امنیتی. وقتی کنفرانس " دوستان سوریه " با حضور دشمنان این کشور برگزار می شود نمی توان امیدی به حل مشکل داشت.

رئیس جمهور تونس هم در این کنفرانس پیشنهاد داد که بشار اسد و خانواده اش می توانند به روسیه پناهنده شوند و در آن جا مصونیت قضایی داشته باشند. درباره این پیشنهاد چه نظری دارید؟  

من فکر می کنم در سوریه، اقلیت ها از حکومت حمایت می کنند.

منظورتان از اقلیت ها چیست؟

35 درصد مردم سوریه را اقلیت های مسیحی، علوی، شیعه و کرد تشکیل می دهند. به غیر از کردها، که در این درگیری موضعی بی طرفانه اتخاذ کرده اند، بقیه اقلیت ها طرفدار حکومت سوریه اند. دلیل حمایت آنها از دولت سوریه هم شعارهای مخالفان تندروی بشار اسد است. یعنی این اقلیت ها از تغییرات در سوریه می ترسند.

اگر بخشی از اهل سنت را هم به این اقلیت ها اضافه کنیم، حداقل 50 درصد مردم سوریه طرفدار حکومت این کشورند. در چنین شرایطی بشار اسد قدرت را رها نخواهد کرد. بویژه که عربستان و آمریکا و سایر دولت های مخالف دولت سوریه، در پی تامین مصلحت مردم سوریه نیستند بلکه در پی شکستن سوریه اند. به هر حال بعید می دانم که در شرایط فعلی چنین پیشنهادهایی به نتیجه برسد.

با توجه به کلیه فشارهای داخلی و خارجی، فکر می کنید بشار اسد دوام می آورد؟

این موضوع قابل پیش بینی نیست. اما وجود یکپارچگی در ارتش، دستگاه امنیتی و دستگاه سیاسی سوریه، به نفع بشار اسد است. بدنه نظام سوریه به این باور نرسیده است که عملکرد نظام سوریه نادرست است و به همین دلیل ریزش نکرده است. یکپارچگی سیستم سیاسی سوریه و وفاداری اش به راس این سیستم، مانع از آن می شود که بگوییم بشار اسد قطعاً سقوط خواهد کرد.

پیامدهای سقوط احتمالی حکومت سوریه برای ایران چه خواهد بود؟

تحولات اخیر در جهان عرب موجب فاصله گرفتن برخی از کشورهای منطقه از آمریکا شده است. این امر به نفع جریان مقاومت و به ضرر آمریکا و اسرائیل است. طبیعتاً آمریکا و متحدانش برای تعدیل این وضع ناگزیرند یک حلقه از حلقه های جریان مقاومت را از این جریان جدا کنند تا در تحولات اخیر نوعی توازن قدرت ایجاد کنند. بنابراین می کوشند سوریه را که حلقه ای مهم در جریان مقاومت و نقطه اتصال ایران به سایر بخش های مقاومت است، از محور مقاومت خارج و به محور متحدان آمریکا واسرائیل وارد کنند.

اگر این طور شود، آمریکا موفق شده است تا حدی روند تحولات را به نفع خودش ترمیم کند و در ازای از دست دادن یمن و مصر، سوریه را بدست بیاورد. در این صورت روندی را که به نفع ایران در جریان است، تا حدی تعدیل کرده اند.  

اگر ناتو به سوریه حمله نظامی کند، ایران واکنش نظامی نشان خواهد داد؟

فکر نمی کنم. بعید می دانم ایران مستقیماً وارد جنگ شود. راه های دیگری نیز برای واکنش نشان دادن ایران وجود دارند.

مثلاً چه راهی؟

همان راه هایی که  ایران در عراق و افغانستان علیه آمریکا طی کرد. به هر حال نیازی به مداخله و واکنش نظامی ایران نیست.     

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
با "ارزهای دیجیتال" چقدر آشنایی دارید؟
کاملا آشنا هستم
اطلاعات اندکی دارم
هیچ اطلاعی ندارم