کد خبر ۲۴۴۰۹۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۶ - ۱۳ آذر ۱۳۹۱ - 03 December 2012
هومان دوراندیش
عصر ایران  - چندصباحی است که انتقاد از محمود احمدی نژاد آسان ترین کار ممکن در این مملکت عریض و طویل است. احمدی نژاد به درستی از تمرکز انتقادات نسبت به دولت و شخص رئیس جمهور گله می کند. در ایران سه قوه حکومتی وجود دارند و چندین و چند نهاد سیاسی و غیرسیاسی موثر در مقدرات ملت. اما این روزها، در میان مقامات مستقر در  این نهادهای حکومتی، عملاً فقط احمدی نژاد است که انتقاد از او آزاد است.

این مقدمه از باب اشاره به این نکته بود که در این یادداشت، نمی خواهیم با نقد رادیکال احمدی نژاد، ژست آزادیخواهی بگیریم. و اما بعد!

محمود احمدی نژاد در آخرین سخنان انتقادی خود نسبت به سایر قوای حکومتی در نظام جمهوری اسلامی ایران، به نکات متعددی اشاره کرده است که برخی از آنها، جای چون و چرا ندارد و برخی دیگر، چون و چرا بردارند. مثلاً توضیحات احمدی نژاد درباره جایگاه دموکراتیک رئیس جمهور، کاملاً درست است. این جمله او نیز شایسته تقدیر است: "اگر کسی می‌خواهد وارد انتخابات شود بايد نظر مردم را جلب کند نه اينکه دست مردم را ببندد."

 احمدی نژاد در سخنان اخیر خود، بر رعایت اجرای قانون اساسی تاکید اکید کرده است. هر چند که می توان موارد متعددی از رفتارهای غیرقانونی وی را برشمرد و مثلاً ناپایبندی رئیس جمهور به اجرای مصوبات قانونی مجلس شورای اسلامی را مصداق بی اعتنایی به وظایف تعیین شده برای رئیس جمهور در قانون اساسی دانست، اما از خیر ذکر این نکته تکراری و ملال انگیز می گذریم و به نکته دیگری می پردازیم.

اگر محمود احمدی نژاد واقعاً خواستار اجرای قانون اساسی است، باید قانون اساسی را در کلیت اش بپذیرد. وی در همین انتقادات اخیرش، می گوید: "نمی شود عده قليلی بگويند مصلحت ملت را ما تشخيص می دهيم و ملت قادر به تشخيص نيست."

باید پرسید چرا چنین امری ناممکن است؟ مگر نه اینکه مبنای سخنان احمدی نژاد قانون اساسی است؟ اصل 112 قانون اساسی، عده قلیلی را در نهادی به عنوان مجمع تشخیص مصلحت نظام، مسئول تشخیص مصلحت نظام (دولت- ملت ایران) دانسته است. پس چرا احمدی نژاد از نقش آفرینی مجمع تشخیص در فضای سیاسی کشور گلایه دارد؟

شاید احمدی نژاد خواستار افزایش تعداد اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است. این می تواند یک پیشنهاد باشد اما مادامی که تعداد اعضای مجمع تشخیص بیشتر نشده است، همین "عده قلیل" قانوناً حق دارند درباره طرح ها و لایحه های سرگردان میان مجلس و شورای نگهبان، تصمیم گیری کنند.

ولی فرض کنیم که تعداد اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام افزایش یابد. این فزونی شمار اعضا هر چه باشد، باز موجب نمی شود که تعداد اعضای این مجمع در برابر افراد ملت ایران، از قلیل به کثیر برسد.

اما شاید استدلال احمدی نژاد در نقد نقش آفرینی مجمع تشخیص در مقدرات ملت را باید در این جمله او جستجو کرد: "مجمع تشخيص مصلحت برای استثناءهاست نه قاعده و نه دور زدن قانون اساسی. ."

اصل 112 قانون اساسی می گوید: "مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصلحت نظام در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تأمین نکند ... به دستور رهبری تشکیل می‌شود."

اگر اختلافات مجلس و شورای نگهبان چندان زیاد باشد که مصوبه های مجلس دائماً به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شود، این مجمع بر اساس وظیفه قانونی اش ناگزیر از رسیدگی به طرح ها و لوایح مورد اختلاف مجلس و شورای نگهبان است. اگر استثناء در این جا قاعده
شود، این دیگر نه ناشی از بی قانونی مجمع تشخیص مصلحت نظام بلکه ناشی از کثیر بودن اختلافات سایر نهادهاست.

بنابراین در این جا، قانون اساسی دور زده نمی شود بلکه اختلافات متعدد مجلس و شورای نگهبان، مطابق نص صریح قانون اساسی حل و فصل می شود.

تاکید بر لزوم پای بندی به قانون اساسی، و در عین حال نفی یکی از نهادهای مهم قانون اساسی، این شبهه را به ذهن مخاطب متبادر می کند که "دفاع از قانون اساسی" در چنین رویکردی، سپری است برای پیشروی در نزاع با رقبا.

شورای نگهبانی که - مثلاً - لایحه تصویب شده دولت در مجلس را تایید نمی کند تا آن لایحه سرانجام راهی مجمع تشخیص مصلحت نظام شود، همان نهادی است که با وجود اعتراضات گسترده به صحت انتخابات منتج به ریاست جمهوری دوباره احمدی نژاد، حکم به صحت انتخابات داد و احمدی نژاد را مجدداً بر تخت بخت نشانید.

مگر نه اینکه احمدی نژاد و یارانش در روزهای پس از انتخابات سال 88، منتقدان و معترضان را به قانون اساسی و شورای نگهبان ارجاع می دادند؟ الان هم همان شورای نگهبان، مطابق اختیاراتش در قانون اساسی، بسیاری از طرح ها و لوایح تصویب شده در مجلس را، که در خدمت تحقق ایده های دولت احمدی نژادند، تایید نمی کند و آن مصوبات در نهایت راهی مجمع تشخیص مصلحت نظام می شوند.

آری اگر دغدغه اجرای بی کم و کاست قانون اساسی به راستی دغدغه محمود احمدی نژاد است، پس او دیگر نمی تواند به جز خود و اطرافیانش ، بقیه را  "عده ای قلیل" بخواند که کارشان شده است "دور زدن قانون اساسی."

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری