۰۲ اسفند ۱۴۰۴
به روز شده در: ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۴
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۲۱۰۷
تاریخ انتشار: ۱۸:۱۳ - ۲۳-۰۶-۱۳۸۷
کد ۵۲۱۰۷
انتشار: ۱۸:۱۳ - ۲۳-۰۶-۱۳۸۷

شوفــــــاژ

کرتن
چقدر دعا میکردیم.حتی نذر میکردیم که خدایا مگه چی میشه امروز یکی از دبیرها نیاد؟!مخصوصا" ریاضی.

و وقتی دعاها مستجاب میشد ،دیگه سر از پا نمیشناختیم.چقدر توی سر و کله هم میزدیم.اولین کاری که میکردیم این بود که بریم سراغ دفتر ناظم و خبر را اعلام کنیم و  توپ را برداریم و بیافتیم دنبالش.خدا رو شکر هیچ وقت هیچ شیشه ای راهم نشکوندیم.چون مدرسه ما مثل آلکاتراس بود.تمام شیشه ها طوری های فلزی داشت.دست از توش رد نمیشد.

ولی از همه بهتر و قشنگ تر خاطره تعطیلی کلاس توی زمستون بود.کلاس دوم راهنمایی.ریاضی هم داشتیم.دقیقا" یادمه که درس درمورد توان ها بود.شما فکر کن هوا گرفته بود و سرد.بعد زنگ آخر باید ریاضی می خواندی.چقدر سخت بود.
ولی خدا پدر آنکسی که با این شوفاژ ور رفت را بیامرزد.یکدفعه وسط کلاس ریاضیات همه ساکت بودند که ناگهان یکی ار بچه ها  گفت:"آی سوختم"
اون پیچ شوفاژ درآمده بود.آب با فشار زد بیرون.معلم کلاس سریع رفت و مستخدم مدرسه را آورد.ولی مگر این آب قطع میشد؟اصلا" انگار پشت این لوله سد کرج بود.نصف کلاس را آب گرفت.تا چنددقیقه بعد از اینکه شیر اصلی آب را هم بسته بودن ،باز آب می آمد!
اصلا" همه چیز دست به دست هم داده بود تا کلاس تعطیل بشه.ما اینطرف کلاس بودیم و کتاب و کیف و لباسهامون در امان موند.یکی از بچه ها حسابی خیس شده بود و دائم میگفت:"آقا به خدا سوختیم" وکلی شامورتی بازی درمیآورد.

ناظم هم اومد.گفت همه بیرون.برین یک کلاس دیگه.آخر سر کلاس خالی و مناسب پیدا نشد و معلم گفت:"اصلا" کدومتون با اون پیچ بازی کرد تا آب بزنه بیرون؟"

دوباره پلیس بازی شروع شد.همه به هم نگاه میکردن و یک لبخندی میزدن.من که عاشق این بودم که یکی را به عنوان مقصر بگیرن تا وقت بیشتری از کلاس بره و شاهد یک چک و جفتک حسابی باشیم.ولی خوب بچه هایی بودیم.کسی حرفی نمیزد و کسی را لو نمیداد.

اون کسانی که میزشون چسبیده به شوفاژها بود متهم شناخته شدن و بقیه فرستاده شدن خونه.چقدر مظلومانه به ما نگاه میکردن و به ناظم التماس میکردن که "به خدا ما نبودیم".از جلوی کلاس های دیگری که دربشون باز بود رد می شدیم و همه یک لحظه کنجکاو میشدن که چرا اینها الآن دارن میرن خونه؟!چه خبره؟!

چقدر کیف کردیم.تاخونه داشتیم فکر میکردیم که چطوری میشه لوله اصلی آب مدرسه را بترکانیم؟!!

یادش بخیر.

منبع: وبلاگ امیر کرتن
ارسال به دوستان
نظرسنجی
به نظر شما هدف آمریکا از مذاکرات اخیر با ایران چیست؟